پرونده‌ها

نهضت آزادی، محمل فعالیت یزدی

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: در جریان اشغال لانه جاسوسی آمریکا که در واکنش به توطئه‌های آمریکا در براندازی نظام اسلامی صورت گرفت و پس از افشای اسناد ارتباط برخی از رهبران نهضت آزادی با آمریکا (مانند بازرگان، یزدی، میناچی، امیر انتظام، سنجابی، حسن نزیه، مقدم مراغه‌ای و قطب‌زاده) نهضت آزادی دانشجویان پیرو خط امام را پیرو خط شیطان خواند. (۱)

در جریان جنگ تحمیلی علیه انقلاب، نهضت آزادی به جای پیوستن به صفوف جنگ و مبارزه و یا تشویق مجاهدان جان بر کف، بر عکس با دشمنان همسویی نموده و امام (ره) را جنگ‌طلب معرفی می‌کرد. ملاقات وزیر امورخارجه دولت موقت برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، سبب گردید که نیروهای انقلابی به مخالفت صریح با این جریان برخیزند؛ چرا که این ملاقات‌ها سبب خردشدن چهره ضداستکباری جمهوری اسلامی می‌گردید. (۲)

بعد از سال ۱۳۶۰، نهضت آزادی رفته‌رفته از انقلاب، امام و نیروهای انقلاب دورگشته و تبدیل به یک نیروی اپوزیسیون شد. گرچه نهضت آزادی با دیگر نیروهای ضدانقلاب، اعم از چپ و راست، دارای اختلاف فکری و بینشی بود، اما داشتن هدف مشترک؛ یعنی مقابله و مخالفت با انقلاب و رهبران آن و به خصوص روحانیت، همه نیروهای گروه مخالف را در عمل، به مواضع واحد و مشترک رسانید.

نهضت آزادی که در مقابله با رژیم طاغوت به مبارزه مسلحانه اعتقادی نداشت، در مقابله با جمهوری اسلامی نیز بر عقیده خود ثابت‌قدم مانده و به روش مبارزه مسلحانه مجهز نشد و تنها به مبارزه سیاسی بر ضدجمهوری اسلامی پرداخت. بعد از مخالفت علنی یزدی و نهضت آزادی با لایحه قصاص امام در نامه‌ای خطاب به وزیر کشور نوشتند: «… شهادت می‌دهد که نهضت به اصطلاح آزادی، طرفدار جدی وابستگی کشور ایران به آمریکا است و در این باره از هیچ کوششی فروگذار نکرده است… نهضت به اصطلاح آزادی، صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانون‌گذاری یا قضایی را ندارند و ضرر آن‌ها به اعتبار آن که متظاهر به اسلام هستند و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بی‌مورد در تفسیر قرآن کریم و احادیث شریفه و تاویل‌های جاهلانه، موجب فساد عظیم ممکن است شوند، از ضرر گروهک‌های دیگر حتی منافقین-این فرزندان عزیز مهندس بازرگان-بیشتر و بالاتر است. نهضت آزادی و افراد آن، از اسلام اطلاعی ندارند… نتیجه آن‌که نهضت به اصلاح آزادی و افراد آن چون موجب گمراهی بسیاری از کسانی که بی‌اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند می‌گردند، باید با آن‌ها برخورد قاطعانه شود و نباید رسمیت داشته باشند.» (۳)

البته پس از انقلاب اسلامی، این تشکل هیچ‌گاه نتوانست جایگاه حقوقی مناسبی پیدا کند. در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ نهضت آزادی، انتخابات را تحریم کرد؛ اما پس از پیروزی خاتمی، خود را در دسته اصلاح‌طلبان و هوادار جنبش دوم خرداد به شمار آورد.

شکایت یادگار امام از ابراهیم یزدی

سیداحمد خمینی در سال ۱۳۶۹ از تهمت زنندگان به خود در خصوص جعل نامه امام به نهضت آزادی شکایت کرد. به استناد قانون نحوه حفظ آثار و یاد امام خمینی (ره)، مسئولین وقت فوه قضائیه اعلام نظر حاج احمد خمینی و موسسه نشر آثار امام (ره) را در خصوص جعلی‌بودن نامه امام خمینی (ره) به نهضت آزادی فصل‌الخطاب و نظر مرجع شرعی و قانونی می‌دانستند؛ اما یادگار امام برای رفع هرگونه شبهه، به اصرار خویش درخواست اعزام کارشناسان دادگستری را کرد.

جعلی دانستن نامه امام، هیچ کمکی به ابراهیم یزدی که تهمت‌زننده به حاج احمد خمینی بود نمی‌کرد؛ چرا که بر فرض صحت ادعای وی، امام غیر از این نامه در موارد متعدد دیگر نیز عین و یا مضمون همان مطالبی که در این نامه درباره نهضت آزادی بیان کرده‌اند، گفته‌اند. این سخنرانی‌ها و پیام‌ها در زمان حیات امام (ره) بارها از رسانه ملی و مطبوعات انتشار یافت و هیچ جای شک و شبهه‌ای باقی نگذاشت.

محتشمی‌پور درباره این ماجرا می‌گوید: «رفتم پیش حاج احمد آقا و به ایشان گفتم: من حاضرم پیگیری کنم… شما به من تضمین بده پس‌فردا مثلا آقای هاشمی نیاید بگوید ما با غرب مساله داریم، غرب و فشارهای بین‌المللی و سازمان حقوق بشر و غیره می‌آیند که حالا دست بردارید… (حاج احمد آقا) گفتند: من خودم این کار را می‌کنم. حاج احمد آقا خودشان شکایت کردند و رسما پیگیری کردند.» (۴)

مجید انصاری در این‌باره گفته است: «مرحوم حاج احمد آقا در جهت عمل به وصیت‌نامه امام (ره) از دادگستری درخواست کارشناسی خط و امضای مبارک امام (ره) را نمودند و کارشناسان خبره دادگستری با استفاده از ابزار مخصوص و پس از چند روز کار تخصصی بر روی نامه مزبور، به اتفاق بر اصالت نامه و صحت صدور آن از طرف امام خمینی (ره) رای دادند.» (۵)

محتشمی‌پور در مصاحبه با ماهنامه یادآور در خرداد ۱۳۸۷ در محکومیت ابراهیم یزدی به شلاق به خاطر تهمت در مورد جعلی بودن نامه امام به حاج احمد خمینی می‌گوید: «این نامه، خط شخص امام است. این حرف را به این دلیل می‌گویم که وقتی نهضت آزادی شکایت کرد، قرار شد کارشناسان دادگستری بروند و در موسسه حفظ و نشر آثار امام، خط‌های امام را کنار هم بگذارند و صحت مساله را تایید کنند که همین کار را هم کردند و ثابت شد که نامه به خط شخص امام است. متاسفانه این‌ها به دلیل سلطه‌ای که در دوره دولت موقت پیدا کردند، حتی در قوه قضاییه هم نفوذ پیدا کرده بودند و لذا رسیدگی به این پرونده را چندمین بار به تعویق انداختند. به طوری که بالاخره مرحوم حاج احمد آقا، شخصا به دفتر آقای محمد یزدی رفت و گفت که چرا به پرونده رسیدگی نمی‌کنید؟ پرونده را که آوردند، معلوم شد که سه برگ آن از جمله ورقه کارشناسی تایید خط مفقود شده است. عوامل آن‌ها در قوه قضاییه جمهوری اسلامی می‌دانستند که اگر پرونده نهضت آزادی رو شود، دیگر چیزی برایش باقی نمی‌ماند! به هر حال با پیگیری مرحوم حاج احمد آقا، پرونده دنبال شد و آقای دکتر یزدی چون تهمت زده بود، محکوم به شلاق شد…

منتهی آقای دکتر یزدی یک ویژگی خاصی دارد و آن این که بسیار راحت دروغ می‌گوید و چنان قاطعانه و محکم هم دروغ می‌گوید که ممکن است کسی کوچک‌ترین شکی به او نکند. کدهایی را که در مورد نجف و نوفل‌لوشاتو و مسیر انقلاب داده، بررسی کنید، می‌بینید که همه آن‌ها دروغ است. در مصاحبه‌هایش هر چه را که ویژگی منحصربه‌فرد و ممتاز جمهوری اسلامی است، به خود نسبت می‌دهد، می‌گوید تشکیل شورای انقلاب نظر من بود. دولت موقت نظر من بود، روز قدس را من پیشنهاد کردم، جهاد سازندگی را من پیشنهاد کردم، سپاه پاسداران را من پیشنهاد کردم. من به عمرم چنین آدم دروغ‌گوی شارلاتانی ندیده‌ام. اگر من و آقای ناصری و آقای رحیمیان و دوستان دیگر مرحله به مرحله همراه امام نبودیم، شاید به شک می‌افتادیم که او دارد راست می‌گوید. یکی از حرف‌هایش این است که در نوفل‌لوشاتو، صبح‌ها که امام قدم می‌زدند، من با ایشان بودم و مسیر انقلاب را مرحله به مرحله برای امام تبیین می‌کردم! و امام می‌گفتند این‌ها را یادداشت کن و به من بده! … اگر یک نفر حتی دیده که آقای یزدی صبح زود با امام مشغول قدم‌زدن بوده، بیاید بگوید. این نامه بر خلاف عرف معمول در دیگر نامه‌هایی از این دست نه تنها در پیش‌نویس به خط خود امام بود بلکه با فرصتی الهی و برای جلوگیری از هرگونه شائبه احتمالی در آینده، متن پاک‌نویس آن را هم امام به خط مبارک خود مرقوم کردند و لذا این نامه از معدود نامه‌هایی است که هم پیش‌نویس آن هم پاک‌نویس آن هر دو به خط مبارک شخص امام است.» (۶)

وقایع بعد از انتخابات ۱۳۸۸

در جریان فتنه ۸۸، یزدی البته ملایم‌تر از میرحسین موسوی رفتار کرد. با این حال رای مردم در این انتخابات را تقلبی دانست و با معترضان قانون‌شکن و زیاده‌خواه همراهی کرد. یزدی فردای حادثه غم‌انگیز عاشورای ۱۳۸۸، بازداشت شد. وی دوباره در روز جمعه ۹ مهر ۱۳۸۹ به اتهام شرکت در نمازجمعه غیر قانونی در اصفهان بازداشت گردید. این نماز جمعه از سوی فرقه وهابیت و با حضور هاشم صباغیان و سید علی‌اصغر غروی برپا شده بود.

دوستان یزدی به نمایندگی از «جامعه ۳۰۰ هزار نفری مسلمانان آمریکا» در بیانیه‌هایی خواهان آزادی وی شدند. ۱۳۰ نظریه‌پرداز آمریکایی از جمله «نوام چامسکی»، «یورگن هابرماس»، و «اسلاوی ژیژک» بیانیه‌های مشابهی برای آزادی او منتشر کردند. در نهایت یزدی در ۲۹ اسفند ۱۳۸۹ از زندان آزاد شد. (۷)

به گزارش شبکه ایران ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ شنیده‌ها حاکی از این بود که ابراهیم یزدی، سردمدار گروهک غیرقانونی نهضت آزادی، در جلسه‌ای با حضور تعدادی از اصلاح‌طلبان سرشناس گفته است: «جنبش سبز در شرایط بسیار بدی به سر می‌برد و من برای تقویت این جریان مکاتباتی با موسوی، کروبی و خاتمی داشته و این کارهایی را که این‌ها باید برای تقویت جنبش سبز انجام دهند را به آن‌ها تذکر داده‌ام.» وی در پاسخ به سوالی درباره محتوای نامه‌های خود به سران فتنه گفته بود: «یکی از مواردی که به این آقایان گفته‌ام این است که شعار فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا را باید زنده کنیم.»

ابراهیم یزدی در پاسخ به این سوال که برخی از صاحب‌نظران معتقدند که ورود موسوی به صحنه انتخابات ریاست‌جمهوری از ابتدا کار اشتباهی بود می‌گوید: «موسوی چندین سال سابقه مدیریت دارد منتها من با کاندیداتوری او مخالف بودم. پذیرفتنی نیست که کسی رئیس‌جمهور شود و با رهبری مشکل داشته باشد. اگر موسوی انتخاب می‌شد برای کشور فاجعه بود، زیرا رهبری و رئیس‌جمهور باید با هم هماهنگ باشند.» (۸)

این موضع در حالی بیان می‌شود که ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی با «نا کار آمد» خواندن نظریه ولایت‌فقیه خواستار حذف آن از قانون اساسی شده بود. لازم به یادآوری است در تابستان ۱۳۸۸ بسیاری از جوانان به حساب این آقایان وارد میدان مخالفت با نظام شدند، ولی حالا یزدی و دوستانش می‌گویند از ابتدا با آمدن موسوی مخالف بوده‌اند.

یزدی از زیر سوال‌بردن بیداری اسلامی در منطقه چه سودی می‌برد؟

پس از وقوع بیداری اسلامی، ابراهیم یزدی کوشید با رهبران قیام‌های مردمی منطقه ارتباط برقرار کند. نامه ۲۶ اکتبر ۲۰۱۱ ابراهیم یزدی به راشد الغنوشی را می‌توان مصداق بارز چنین حرکتی دانست. یزدی در فرازی از این نامه می‌نویسد: «… من از خداوند باری‌تعالی می‌خواهم که شما را از ارتکاب اشتباهاتی که در ایران دچار آن شدیم، یا آنچه در الجزیره یا در موارد مشابه رخ داده است، حفظ نماید.» (۹)

در نهایت قاضی صلواتی رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به پرونده اتهامات وی از جمله «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «هدایت گروهک غیرقانونی نهضت آزادی» رسیدگی کرد و یزدی را دی ماه ۱۳۹۰ به ۸ سال زندان محکوم نمود.

روزنامه کیهان در انتقاد از نامه ابراهیم یزدی خطاب به الغنوشی می‌نویسد: «متهم‌کردن جمهوری اسلامی به استبداد و اختناق از سوی ابراهیم یزدی در حالی است که سران گروهک نهضت آزادی به توصیه برخی اعضای شورای انقلاب و موافقت حضرت امام خمینی، مامور تشکیل اولین دولت –موقت- جمهوری اسلامی شدند. با این حال آن‌ها ارتباطات خود با لانه جاسوسی آمریکا را گسترش دادند و از ایجاد تقابل و بن‌بست در درون نظام مضایقه نکردند… با وجود این رافت اسلامی در قبال کسانی چون یزدی و امیر انتظام و…، خیانت‌های نهضت آزادی به ملت ایران پایانی نداشت. آن‌ها ضمن حفظ پیوند خود با گروهک‌های دیگر نفاق، در روزگار سخت دفاع مقدس نقش ستون پنجم را در جنگ روانی علیه ملت ایران ایفا می‌کردند و در مقاطع انتخاباتی نیر غالبا خواستار تحریم این فرآیند مشارکت شدند. بعدها برخی از اعضای این طیف در انتخابات شورای شهر اجازه پیدا کردند نامزد انتخابات شوند اما با فضاحت تمام، دست خالی از صحنه اعتماد مردم برگشتند.» (۱۰)

واکنش یک سلطنت‌طلب به نامه ابراهیم یزدی خطاب به راشد الغنوشی

علیرضا میبدی، مجری شبکه سلطنت‌طلب پارس در تاریخ یکم نوامبر سال ۲۰۱۱، برابر با ۱۰ آبان سال ۱۳۹۰ در برنامه «یاران»به نامه‌نگاری ابراهیم یزدی خطاب به راشد الغنوشی (دبیرکل حزب اسلام‌گرای نهضت تونس) واکنش شدیداللحنی نشان داد.

وی در حالی که بخش‌هایی از نوشته ابراهیم یزدی را برای بینندگان بازخوانی می‌کرد، یزدی را مخاطب قرار داده و گفت: «آقای یزدی! شما درک درستی از آزادی ندارید، نه در آن هنگام که قدرت داشتید نه در این هنگام که از قدرت کنار گذاشته شده‌اید. فقط لمس قدرت است که به شما احساس درک آزادی را می‌دهد. اگر امروز این حرف‌ها را می‌زنید به خاطر این است که در قلمرو قدرت کم آوردید. چون شما را کنار گذاشتند بنابراین شما بنا را بر نق زدن گذاشتید. شما اسلام را به عنوان نردبان قدرت قبول دارید و اسلام را می‌خواهید که مثل نردبان از آن بالا بروید تا به بام قدرت برسید. شما اسلام را برای قدرت می‌خواهید و حالا که در قدرت نیستید نگران سرنوشت تونس شده‌اید که مبادا آن‌ها هم همین اشتباه را تکرار کنند.» (۱۱)

ابراهیم یزدی پای صندوق رای ۹۲

انتخابات دوره یازدهم ریاست‌جمهوری آغاز شد. در ۲۴ خرداد سال ۱۳۹۲ کسانی در انتخابات شرکت کردند که تصور می‌شد به دلیل تحلیل‌هایی که در گذشته داشتند، در گروه تحریم کنندگان انتخابات قرار گیرند؛ مانند برخی اعضای نهضت آزادی چون ابراهیم یزدی و افرادی چون مصطفی تاج‌زاده و…

ابراهیم یزدی در حالی که در صف طویل برای شرکت در انتخابات در حسینیه ارشاد ایستاده بود در جمع خبرنگاران در پاسخ به این سوال که برای چه منظوری در انتخابات حضور یافته‌اید گفت: «رای دادن یک تکلیف ملی است و از حقی که خدا به من داده استفاده می‌کنم.» (۱۲)

وی در پاسخ به سوال دیگری درباره اینکه آیا شما جز تحریمی‌های انتخابات نبوده‌اید گفت: «مگر ما مفتی هستیم که فتوا بدهیم انتخابات را تحریم کنیم نهایتا می‌توانیم بگوییم ما شرکت نمی‌کنیم. حضور انتخابات وظیفه ملی من است!»

منبع: کتاب بازگشت از نیمه راه، تدوین و تالیف: علی الفت‌پور

پی‌نوشت‌ها:

  1. به استناد اسناد نهضت آزادی، ج ۱۱، ص ۲۰۷٫
  2. چرایی حمایت استعمار از مکتب ایرانی، سایت مرکز اسناد انقلاب، احسان رئیس‌الساداتی، ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۰٫
  3. صحیفه امام، جلد ۲۰، ص ۴۷۹٫
  4. ماهنامه جام، شماره ۴۰، آبان و آذر ۷۴، صفحه ۵۶؛ به نقل از تکثرگرایی در جریان اسلامی، نوشته عباس شادلو، نشر وزرا، صفحه ۱۳۴٫
  5. روزنامه کیهان، ۱۱ شهریور ۷۷؛ به نقل از در سراشیبی سقوط، انتشارات کیهان، صفحه ۸۵٫
  6. ماهنامه جام، به نقل از تکثرگرایی…، همان، صفحه ۱۳۳٫
  7. شریکان قافله انقلاب (۴)، «ابراهیم یزدی»، میراث سماع و «ریچار کاتم»، تبارشناسی، دکتر سیدعبدالعزیز رضوانی.
  8. جزئیات نامه محرمانه یزدی به سران فتنه، شبکه ایران، ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹٫
  9. اگر موسوی انتخاب می‌شد برای کشور فاجعه بود، ایرنا، ۱۴ فروردین ۱۳۹۰٫
  10. نامه ابراهیم یزدی به راشد الغنوشی، سایت کلمه، ۷ آبان ۱۳۹۰٫
  11. سنگ پای اصل…محصول نهضت آزادی، اخبار ویژه کیهان؛ ۸/۸/۱۳۹۰٫
  12. نامه‌نگاری دبیرکل نهضت آزادی اپوزیسیون را برآشفته کرد؛ جام نیوز، ۱۲/۸/۱۳۹۰٫

۱۳٫ابراهیم یزدی: رای دادن وظیفه ملی من است، خبرگزاری مهر، ۲۴/۳/۱۳۹۲٫

انتهای پیام/

دسته :  جریان‌های التقاطی

دیدگاه ها