پرونده‌ها

 

مهدی بازرگان – حامی سلطنت، مصدق و امام خمینی!

دلایل پشیمانی امام از نخست‌وزیری بازرگان

مهدی بازرگان در سال ۱۲۸۶ در خانواده‌ای مذهبی از اهالی آذربایجان، در تهران متولد شد. پدرش، حاج عباسقلی آقا تجارتی تبریزی، پس از چندی در تهران مقیم شد و به عنوان یکی از تاجران سرشناس بازار تهران مطرح گردید.

وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه سلطانیه تهران و متوسطه را در دارالمعلمین مرکزی به پایان رساند و سپس در سال ۱۳۰۶ در میان نخستین گروه محصلان ممتاز اعزامی دولت پهلوی قرار گرفت و به کشور فرانسه رفت. او در مدرسه حرفه و فن شهر پاریس در رشته ترمودینامیک و نساجی تحصیل کرد و پس از هفت سال در سال ۱۳۱۳ به ایران بازگشت.

ریشه اندیشه اجتماعی بازرگان باید در فضای خانواده مذهبی و بازاری، سر کلاس درس ابوالحسن خان فروغی، در انجمن کاتولیک پاریس، در لابه‌لای روزنامه‌های جمهوری‌خواه فرانسه و سرانجام پشت میز شرکت مهندسی تهران جست و جو کرد. (۱)

مهدی بازرگان در تشکیل جبهه ملی دوم و مبارزات سیاسی فعالیتی موثر داشت و در بهار سال ۱۳۴۰، نهضت آزادی ایران را پایه‌گذاری کرد. نهضت آزادی ایران در روز ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۰ توسط مهدی بازرگان و در مخالفت با نظام شاهنشاهی ایران تاسیس شد. (۲)

این تشکل از ابتدا گرایش‌های ملی و مذهبی داشت و دربرگیرنده طیف‌های روشنفکری و ملی-مذهبی بود. بسیاری از از بنیان‌گذاران این نهضت از فعالان سابق جبهه ملی ایران و حزب ایران بودند. از دیگر موسسین این نهضت به غیر از بازرگان، می‌توان یدالله سحابی، علی شریعتی، صادق قطب‌زاده و ابراهیم یزدی را نام برد.

«شاه سلطنت کند، نه حکومت» اساسی‌ترین چهارچوب فعالیت سیاسی نهضت آزادی و جبهه ملی بود. این نهضت همواره خود را پیرو اندیشه‌های مصدق می‌دانست به طوری که بازرگان در روز تاسیس نهضت آزادی و در معرفی مرام‌نامه نهضت می‌گوید: «ما مسلمانان ایرانی، تابع قانون اساسی و مصدقی هستیم.» در بند چهارم مرام‌نامه نهضت آزادی آمده است: «مصدقی هستیم و مصدق را از خادمین بزرگ افتخارات ایران و شرق می‌دانیم…» (۳)

در این بازه زمانی، امام خمینی (ره) از این که راه جبهه ملی با انقلابیان متفاوت است، سخنانی به میان آورده و تاکید می‌کنند: «این جانب نمی‌توانم از جبهه‌ای‌ها و نه از بزرگشان اسمی ببرم و ترویجی بکنم؛ راه آن‌ها با ما مختلف است.» (۴)

چرا بازرگان مامور تشکیل دولت موقت شد؟

حرکت و فعالیت شتابان جبهه ملی در آستانه انقلاب سفید، مهندس بازرگان را به همراه سایر بنیان گذاران نهضت آزادی ایران، راهی زندان کرد. وی پس از محاکمه‌ای طولانی، در سال ۱۳۴۲، توسط دادگاه نظامی به ۱۰ سال زندان محکوم شد و در اوایل آبان ۱۳۴۴، به علت اعتصاب در زندان، همراه با ۱۷ تن از یاران به دژ (زندان) برازجان تبعید گردید.

در ۱۵ بهمن ۱۳۵۷، قبل از پیروزی انقلاب از سوی امام خمینی (ره)، به عنوان نخست‌وزیر برگزیده شد. حاج احمد خمینی درباره نظر امام در موضوع انتخاب بازرگان می‌گوید: «دوستان امام، آقای مهندس بازرگان را برای نخست‌وزیری موقت پیشنهاد کردند. امام مخالف بودند، اما به واسطه احترام به نظر دوستان قبول کردند.» (۵)

شاید تصریح امام خمینی (ره) در حکم انتصاب بازرگان مبنی بر «بنا بر پیشنهاد شورای انقلاب» و تاکید بر آن در سخنرانی معارفه که «شورای انقلاب پیشنهادش این بوده است که ایشان ردیس دولت باشند.» همه اشاره‌ای به این موضوع باشد که امام (ره) شخصا نظر مثبتی بر نخست‌وزیری بازرگان نداشته‌اند. با این حال امام (ره) خود را مبرای از مسئولیت این اشتباه نمی‌دانستند.

ایشان در سخنرانی ۲۹/۵/۱۳۵۹ به تشریح این اشتباه پرداختند و علت آن را نداشتن تجربه دانستند: «ما دو دسته بودیم یک دسته‌مان از مدرسه آمده بودیم و یک دسته‌مان از خارج آمده بودیم. نه ما (مدرسه‌ای‌ها) تجربه انقلابی داشتیم و نه آن‌ها (خارج‌نشین‌ها) آن روح انقلابی را، به این جهت دولت موقت را قرار دادیم و خطا کردیم. از اول باید یک دولتی که قاطع باشد و جوان باشد تا بتواند مملکت را اداره کند، انتخاب می‌کردیم.»

” دوستان امام، آقای مهندس بازرگان را برای نخست‌وزیری موقت پیشنهاد کردند. امام مخالف بودند، اما به واسطه احترام به نظر دوستان قبول کردند”

امام (ره) در عین حال به ناچاری و عدم آشنایی نیروهای انقلاب به مسائل اجرایی، نیز اشاره کرده و فرمودند: «منتها آن وقت ما نداشتیم افرادی را که بتوانیم، آشنا نبودیم (به دلیل تبعید ۱۵ ساله از ایران) تا بتوانیم انتخاب کنیم. انتخاب کردیم و خطا شد.»

امام (ره) در این سخنرانی مسئولیت این اشتباه را پذیرفتند و فرمودند: «ما یا مقصریم یا قاصر و در هر دو جهت آن در پیشگاه ملت جواب باید بدهیم.» (۶)

در آن زمان بسیاری بر این اعتقاد بودند که مسئولیت‌های اجرایی باید در دست شخصیت‌های غیر روحانی قرار بگیرد، حتی خود امام (ره) نیز بر این اعتقاد پافشاری کردند. ثانیا مسئولیت خطیر اولین دولت اسلامی باید به کسی واگذار می‌گردید که از سابقه و تجربه مدیریتی برخوردار می‌بود. که حداقل جمع این شرایط در بازرگان جمع بود.

عده‌ای نیز معتقد بودند: «باید مجموعه‌ای روی کار می‌آمد که مخالفین و بیرونی‌ها خیلی حساسیت نشان ندهند.» یکی از فواید دولت بازرگان با همه ناکارآمدی‌ها، کم شدن حساسیت آمریکایی‌ها نسبت به انقلاب اسلامی بود، با این همه نمی‌توان گفت اگر یک دولت انقلابی روی کار می‌آمد، از دست آمریکا در آن موقعیت کاری ساخته بود یا نه؟ تجربه نشان داده است که آمریکا در سخت‌ترین شرایط تحقیر آمیز گروگان‌گیری، در حالی که ایران انقلابی با بحران داخلی و جنگ خارجی روبه‌رو بود هم، نتوانست کاری انجام دهد!» (۷)

محسن رضایی در مورد انتخاب بازرگان می‌گوید: «… بازرگان بزرگ‌ترین کلاهی بود که امام بر سر آمریکا گذاشت، ایشان نیرویی را به کار گرفت که آمریکا احساس خطر نکند.» (۸)

توکلی‌بینا، محافظ امام خمینی (ره) در مدرسه علوی درباره نحوه انتخاب شدن بازرگان و اتمام حجت‌های امام با ایشان می‌گوید: «امام سه نکته را به بازرگان گفتند که او هم قبول نکرده بود، اما بعدا در سخنرانی‌هایشان افشا شد. یکی اینکه حضرت امام گفته بود در انتخاب مسئول و وزرا دقت کنید تا کسانی که حداقل پیراستگی اسلامی دارند را انتخاب کنید که بازرگان نپذیرفته بود… امام از ابتدا هم خواستار هماهنگی دولت موقت با شورای انقلاب بودند و بر آن هم تاکید می‌کردند… موضوع دیگر هم راجع به رابطه با کشورهای خارجی بود که از ابتدا امام حساسیت داشتند که نهضت آزادی گرایشش در کشورهای خارجی به چه سمتی است.»

حمیدرضا نقاشیان، از محافظان امام و حاضران در مدرسه علوی هنگام ورود به ایران درباره دلایل امام برای نخست‌وزیری بازرگان در گفت‌وگو با فارس در مورخ ۱/۰۴/۸۹ می‌گوید: «به آقا اعتراض کردم که چرا بازرگان؟ آقا فرمودند: پس کی؟ گفتم: خیلی‌ها. ایشان فرمودند: بین مردم شناخته شده نیستند. البته با همین دو محور هم شورای انقلاب، بازرگان را معرفی کرده بود … شاید به تیم داشتن هم توجه شده بود. بالاخره نهضت آزادی حزبی بود که تیم داشت و افراد مختلفی را در اختیار داشت.» (۹)

به هر حال، در آن مقطع تقریبا همگان این انتخاب را به مصلحت می‌دیدند. بختیار هم با بازرگان و کابینه‌اش مشکل چندانی نداشت و خیلی زود کوتاه آمد. شاید سازشی هم پشت پرده صورت گرفته بود که بختیار مثلا در برابر حفظ جانش با دولت جدید راه بیاید و مشکل‌ساز نشود که فرار بختیار از مرز بازرگان در حالی که در دسترس مقامات بود، این فرضیه را تایید می‌کند. نشانه و موید دیگر این سازش حضور برخی از عناصر شناخته‌شده رژیم «تجلی» در دولت موقت بود.

هاشمی‌رفسنجانی نیز در به قدرت رسیدن بازرگان نقش اساسی داشت و از وی حمایت کرد. وی در کتاب خاطرات خود در این باره می‌گوید: «مرحوم مهندس بازرگان هم آن موقع فداکاری کرد که پیش از اینکه دولت بختیار سقوط کند، این حکم و مسئولیت را پذیرفت. ممکن بود خطر عمده‌ای برای ایشان هم باشد. آن روزها، واقعا فضای فداکاری حاکم بود.» (۱۰)

مهندس بازرگان چرایی مسئولیت ناکام خویش را چنین توضیح می‌دهد: «بعدها معلوم شد آقای خامنه‌ای در یکی از مصاحبه‌های خود در دهه فجر اظهار کرده‌اند که شخص دیگری را نداشتیم و خودمان هم آن موقع نمی‌توانستیم.» (۱۱) بی‌تدبیری بازرگان در اداره کشور در حالی است که در موارد بسیار دولت موقت مورد حمایت امام و بدنه انقلابیون قرار گرفته بود.

 چرا امام از نخست‌وزیری بازرگان پشیمان شد؟

امام خمینی (ره) از گرایش‌های فکری بازرگان با خبر بود ولی اصرار بازرگان (۱۲) سبب شد چنین تصمیمی بگیرد. برای یادآوری می‌توان به چند نمونه از این انحرافات فکری اشاره کرد:

این سه رکن دارد: شاه، ارتش و آمریکا

مهندس بازرگان در مهرماه ۱۳۵۷ در پاریس به حضور امام خمینی رسیدند، وی سه انگشتش را جلو امام گذاشت و گفت: «آقا! ایران سه رکن دارد: شاه، ارتش و آمریکا. شما می‌گویید شاه برود، اولا کجا برود؟ شاه رفتنی نیست، به فرض برود، با آمریکا و ارتش چه می‌کنید؟ فکر دو رکن دیگر را کرده‌اید؟» (۱۳)

انقلابی نبودن و عدم تمایل برای تغییر رژیم شاهنشاهی در دولت ملی و بازرگان تا حدی بود که حتی در بعدازظهر ۲۲ بهمن ۵۷ که آخرین مبارزات مردم علیه حکومت شاهنشاهی در حال انجام و به ثمر رسیدن بود، بازرگان به جای انجام امور محوله به عنوان رئیس دولت موقت، دنبال مصالحه و سازش با حکومت ستم‌شاهی بود. در همین حال است که بازرگان می‌گوید: «مذاکرات مهمی در جریان است و اگر این مذاکرات موفقیت‌آمیز باشد، بختیار استعفا می‌دهد.» (۱۴)

بازرگان ضمن ابراز تاسف از عدم ملاقات بختیار با امام خمینی در روزهای انقلاب می‌نویسد: «اگر بختیار با امام خمینی ملاقات می‌کرد و از ایشان برای خود تائید می‌گرفت که نخست‌وزیر بماند تا بقیه اقدامات را انجام دهد، از اتلاف نیروها، خونریزی‌ها و از بسیاری خرابی‌ها جلوگیری می‌شد.» (۱۵)

“ر پاریس به حضور امام خمینی رسیدند، وی سه انگشتش را جلو امام گذاشت و گفت: «آقا! ایران سه رکن دارد: شاه، ارتش و آمریکا. شما می‌گویید شاه برود، اولا کجا برود؟ شاه رفتنی نیست، به فرض برود، با آمریکا و ارتش چه می‌کنید؟ فکر دو رکن دیگر را کرده‌اید؟”

تکلیف بازرگان با خود برای مدل سیاسی مطلوب برای حکمرانی دینی هیچ گاه مشخص نبود. آقای بازرگان در کتاب «شورای انقلاب و دولت موقت» که انتشارات نهضت آزادی آن را به چاپ رسانده است در بند پنجم کتاب می‌گوید: «هدف نهایی البته سرنگونی رژیم است اما در مرحله اول، رفتن شاه، در مرحله دوم نظارت و محدودیت جانشینان او در چهارچوب قوانین موجود و آزادی‌ها، سوم کارکردن روی افکار و افراد و تشکل و تربیت و تجهیزات و بالاخره در مرحله چهارم تبدیل به جمهوری اسلامی.» (۱۶)

علاوه بر اختلاف ماهوی که بین نظریات امام خمینی و مهندس بازرگان بوده است، بازرگان به دلیل ماهیت ضد کمونیستی، نسبت به آمریکایی‌ها حساسیتی نداشت و این یکی از اختلافات بین امام خمینی و بازرگان بود. امام در پاسخ به محتشمی‌پور در مورد نهضت آزادی به این اختلافات اشاره کرده و می‌نویسد: «پرونده این نهضت و همین‌طور عملکرد آن در دولت موقت انقلاب، شهادت می‌دهد که نهضت به اصطلاح آزادی طرفدار جدی وابستگی کشور ایران به آمریکاست و در این باره از هیچ کوششی فروگذار نکرده … و این از اشتباهات آن‌ها است.» (۱۷)

التقاط جمهوری‌ها

از جمله اشتباهاتی که برای دولت موقت و نخست‌وزیر آن شمرده می‌شود اصرار بر عنوان جمهوری دموکراتیک اسلامی بود.» (۱۸)

بازرگان هم می‌گفت: «من پایبندی به جمهوری اسلامی دارم.» هم می‌گفت: «من پایبندی به جمهوری دموکراتیک اسلامی دارم!» چنین التقاطی در بسیاری موارد به تصمیم‌گیری‌های ضد و نقیض در دولت دامن می‌زد.

دولت «ضعیف‌النفس»

بی‌اعتقادی دولت موقت به همراهی با اسلام‌خواهی امام و مردم نیز به نوبه خود مهیا کننده عرصه برای جولان دادن عناصر لائیک بود. به همین سبب امام خمینی (ره) در بدو ورود به قم، در کنار تاکید بر حمایت از دولت بازرگان، همین دولت را «ضعیف‎‌النفس» خطاب کردند. ۱۵ اسفند ۱۳۵۷، امام خمینی (ره) به صراحت از صورت طاغوتی وزارتخانه‌ها مانند بی‌حجابی و تجمل‌گرایی انتقاد کرده و فرمودند: «این‌ها همه مسلمانند همه متعهدند. لکن ضعیف‌النفس‌اند… ضعیفید آقا و تا ضعیفید زیر بار اقویا هستید. آن وقتی که نفس شما قوی شد و اعتنا نکردید به این زخارف، آن وقت است که از شما حساب می‌برند.» (۱۹) امام در این سخنرانی همچنین روش قدم بهقدم دولت بازرگان را یادآور همان روش قدم به قدم در دوران نهضت دانستند.

نشانه‌های سخن امام درباره ضعیف‌النفسی بازرگان در کتاب‌های وی به وضوح قابل رویت بود. بازرگان در کتاب «انقلاب ایران در دو حرکت» در صفحه ۹۲ می‌گوید: «ضدیت با گذشته و ارزش‌ها آن‌قدر شدت یافته بود که آزادی برای ملت و حکومت شورایی یا به اصطلاح فرنگی آن دموکراسی یا حکومت مردم بر مردم، حالت لکه حیض را پیدا کرده، از بردن نام آن نیز می‌بایستی حذر می‌شد.» (۲۰)

مخالف مشی عملی و نظری امام

بازرگان قبل از بازداشتش توسط ساواک بر اختلافات خود با امام خمینی تصریح می‌کند و می‌گوید: «در حال حاضر رهبری فعالیت‌ها از دست ما گردانندگان سابق خارج شده و جوانان هستند که با اعتقاد به مبازره و جهاد که بیشتر از افکار ]امام[ خمینی الهام می‌گیرند، کارها را در دست دارند.» وی در مورد حکومت پیشنهادی امام خمینی می‌گوید: به نظرات ]امام[ خمینی از نظر حکومت اسلامی ایراداتی داشته و گفته‌ام از نظر مذهب تا به حال راجع به حکومت از جانب روحانیان مطلبی عنوان نشده و از نظر تاریخی تا به حال مطرح نبوده است. اگر چنین مساله‌ای را عنوان می‌کند ]سقوط رژیم[ در صورت تحقق چه چیز جانشین حکومت خواهد کرد؟ از طرفی عقیده دارم که روحانیان نمی‌توانند حکومت را اداره کنند.» (۲۱)

علاوه بر آن بازرگان اعتقادی به بازداشت و مجازات انقلابی نظامیان و وابستگان به رژیم قبل نداشت. در حالی که همین اهمال در پاک‌سازی افراد بعدها وقایعی چون کودتای نوژه را در پی داشت.

در صفحه ۳۳ کتاب «برداشت‌هایی از امام خمینی»، خاطره‌هایی ذکر شده است که می‌تواند دلایل بسیاری از اختلافات بین امام و بازرگان را روشن کند: «بازرگان نامه‌ای به امام نوشت که با بسم‌الله شروع نشده بود. به جای انقلاب اسلامی هم از لفظ انقلاب ایران استفاده کرد بود.» امام در جا نامه را پاره کردند و فرمودند: «بگویید به ایشان فلانی نامه را پاره کرد. چند بار من به شما بگویم که انقلاب، انقلاب اسلامی است. انقلاب در ایران کار نکرد. این اسلام بود که کار کرد.» (۲۲)

عدم درک صحیح بازرگان از شرایط انقلاب باعث شد وی در شناخت مسئله‌ها دچار اشتباه شود. بازرگان بارها به فرستادن صلوات هنگام برده شدن نام امام خمینی اعتراض کرده بود. وی هنگام سخنرانی‌اش در دانشگاه تهران نیز با تعابیر نامناسبی از امام امت نام می‌برد: «انقلابیون، دولتی انقلابی و بولدوزر وار می‌خواهند. امام بولدوزر می‌خواهد ولی من پیکان هستم.» وی می‌خواست به مردم و امام بگویند که من یک چنین دولتی هستم، دولت انقلابی که مثل بولدوزر بزنم و خراب کنم و به پیش بروم، نیستم. که البته انقلابیون چنین رویکردی جز در مواجهه با مظاهر طاغوت نداشتند. (۲۳)

آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب درباره مشکلاتی که دولت موقت برای آینده انقلاب ایجاد کرده بود می‌گوید: «ما می‌گفتیم وزرا باید کسانی باشند که هم انقلابی باشند، ]هم[ ضد امپریالیست باشند و هم مسلمان و عمیقا معتقد به اسلام باشند… ما می‌گفتیم مثلا فلان وزیر را قبول نداریم و… و رئیس دولت موقت به ما می‌گفت اگر این‌ها را شما قبول نکنید، من ناچارم استعفا بدهم. حالا شما ببینید وضعیت ما را در مقابل تهدید به استعفا از طرف رئیس دولت موقت. آن هم کی؟ ۲۰ روز پس از تشکیل دولت.» (۲۴)

فرصت سوزی در حل مسئله کردستان

بازرگان و یارانش در حل مسئله کردستان و بحران ایجادشده توسط گروه‌های تجزیه‌طلب با فرصت سوزی و باج‌دهی نتوانستند منافع ملت را تامین نمایند. در کتاب خاطرات مرحوم آیت‌الله مهدوی آمده است: «آن‌ها معمولا به یکی از روستاها در بالای کوه که رهبران کرد آن‌جا پناه گرفته بودند، می‌رفتند و با احترام و صلوات به ملاقات آن‌ها می‌رفتند و به خصوص با عزالدین حسینی مذاکره می‌کردند. این چقدر برای دولت و نظام اسلامی ننگ بود که اعضای دولت با التماس به آن جا بروند. واقعا اگر فرمان امام در برابر حمله‌ای که در سنندج علیه نیروهای نظامی شد، نبود، چیزی نمی‌توانست مانع پیشرفت آن‌ها باشد.» (۲۵)

کمک نظامی بازرگان به جدایی‌طلب‌ها

یعقوب توکلی درباره کمک نظامی بازرگان در اوج بحران انقلاب به جدایی‌طلب‌های کرد می‌گوید: «وقتی اعضای حزب دموکرات کردستان از ایشان اسلحه می‌خواهند، به رغم همه مخالفت‌هایی که مرحوم سرلشگر قرنی انجام داد، پانصد قبضه اسلحه به آن‌ها می‌دهد. او می‌داند که وقتی به کسانی که سابقه فعالیت‌های تجزیه‌طلبانه دارند، پانصد قبضه اسلحه می‌دهید، دیگر نمی‌توانید این اسلحه را از دستشان دربیاورید. اینجا ما با سیاست‌مداری روبه‌رو هستم که به رغم مذهبی بودن و رهبری جریانی اصلاح‌خواهانه، کفایت سیاسی لازم را ندارند.» (۲۶)

کسر خدمت سربازی یک هفته بعد از انقلاب

توکلی در ادامه درباره اقدام غیرعقلانی و پرشائبه کسر خدمت سربازی توسط وزیر دفاع دولت بازرگان یک هفته بعد از پیروزی انقلاب می‌گوید: «من نمی‌گویم که وقتی سرلشکر مدنی وزیر دفاع دولت بازرگان سربازی را از دو سال به یک سال کاهش داد و خیلی‌ها را مرخص و پادگان‌ها را تخلیه کرد، حتما از آمریکایی‎ها پول گرفته است. اما وقتی او این کار را انجام داد، ارتش عراق و آمریکایی‎‌ها فهمیدند که جریانی که در ایران قدرت سیاسی را دست گرفته، قوه آمره دفاعی و فهم استراتژیک ندارد.» (۲۷)

لغو خرید تسلیحات نظامی از آمریکا

یکی دیگر از اقدامات دولت موقت به ریاست بازرگان لغو خرید تسلیحات نظامی از آمریکا بود. مورخین می‌گویند که این اقدامات قوه دفاعی کشور را در ابتدای انقلاب به شدت کاهش داد. بعضی جاها مطرح می‌شود که بررسی وضعیت کشور از سوی کشورهای دیگر مثل عراق رصد می‌شد که قوه دفاعی ایران با لغو قراردادهای تسلیحاتی پایین آمده است و موقعیت برای تهاجم آماده است؛ این در حالی است ابراهیم یزدی در جوابیه‌ای به ماهنامه اندیشه پویا می‌گویند : «ما از جنگ عراق و ایران اطلاع داشتیم.» (۲۸)

ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه دولت موقت درباره این مساله می‌گوید: «درباره نقل و انتقال عراق از طریق صداوسیمای اهواز با هلیکوپتر به بهانه فیلم‌برداری اقدام کردیم و دیدیم عراق آرایش نظامی گرفته است.» (۲۹)

طرح انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی

در مسئله مجلس خبرگان قانون اساسی و تصویب اصل ولایت‌فقیه آنگاه که نتوانستند از تصویب آن در مجلس جلوگیری کنند، طرح انحلال مجلس را طراحی نمودند که با واکنش عتاب‌آمیز حضرت امام روبه‌رو گردیدن. مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی درباره خصومت بازرگان و دولت موقت با اصل ولایتص‌فقیه می‌گوید: «وقتی در دولت شنیده شد که می‌خواهند مسئله ولایت‌فقیه را در قانون اساسی بگنجانند؛ سامی-وزیر بهداری- با عصبانیت می‌گوید ما نمی‌گذاریم این کار بشود؛ یعنی چه؟ ولایت‌فقیه یعنی چه؟ این برای ما مورد قبول نیست. به خدمت امام می‌رویم و می‌گوئیم که ما اصلا خبرگان را تحریم می‌کنیم و چنین و چنان می‌کنیم… مهندس بازرگان هم حرف دکتر سامی را تائید می‌کرد و همگی تند و عصبانی بودند که چرا مسئله ولایت‌فقیه مطرح شده است.» (۳۰)

انحلال مشکوک کمیته‌های انقلاب اسلامی

در حمایت از نهادهای انقلابی نیز که اکثر اعضای آن را دلسوزان انقلاب و ملت حزب‌الله تشکیل می‌دادند، هیچ‌گونه همکاری قابل قبولی از طرف دولت موقت مشاهده نگردید و این در حالی بود که در آن دوران به خاطر عدم شکل‌گیری ساختارهای سیاسی-امنیتی کشور، بخش عمده‌ای از مسائل و مشکلات توسط نهادهای انقلابی رفع می‌گردید. دولت موقت همچنین میانه خوبی با احزاب و گروه‌های حزب‌اللهی و نیروهای خط امام نداشته و از این گروه‌ها حمایت نمی‌کرد.

مهندس بازرگان و یارانش با تمسک به برخی نابسامانی‌ها و انحراف‌هایی که در برخی از کمیته‌ها وجود داشت، دو ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی خواستار انحلال کمیته‌ها و سپردن کار به شهربانی و ژاندارمری شدند و این در حالی بود که دستگاه انتظامی به جا مانده از رژیم گذشته، وارث سال‌ها بدنامی و فساد و به طور طبیعی فاقد مقبولیت اجتماعی و نیز انگیزه و کارآمدی درونی برای بر دوش کشیدن بار سنگین انقلاب به شمار می‌رفت.

احمد صدر حاج سیدجوادی وزیر کشور که پیشنهاد انحلال کمیته‌ها را مطرح می‌کرد، در وزارتخانه خود، گروهی از اعضای گروهک‌های مسلح مثل منافقین (موسوم به مجاهدین خلق) را گرد آورد. او یک عنصر حزب توده به نام ابراهیم یونسی را که سابقه عضویت در شاخه نظامی حزب توده را داشت، استاندار کردستان کرد. این امر امکان دستیابی گروهک‌هایی مثل حزب دموکرات کومله و… را به اسلحه و دیگر امکانات دولتی مهیا می‌ساخت. (۳۱)

دیدار بازرگان با برژینسکی

به دنبال اشغال لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، دولت موقت استعفا داد. پیش از این استعفا، دیدار بازرگان با برژینسکی جنجال برانگیز شده و انتقادات شدیدی را متوجه وی و دولت موقت کرده بود. دولت آمریکا می‌گوید این بازرگان بود که تقاضای دیدار کرده بود، ولی دولت موقت نظر دیگری دارد.

روزنامه اطلاعات در شماره روز ۱۲ آبان ۱۳۵۸ در گزارشی از این دیدار می‌نویسد: «بر اساس گزارش‌های رسیده مهندس بازرگان یک ملاقات بدون حضور خبرنگاران و عکاسان با برژینسکی مشاور ریاست‌جمهور آمریکا در امور امنیتی، در الجزایر انجام داد که به مدت یک ساعت و نیم طول کشید. مهندس بازرگان در پایان این دیدار در یک گفت‌وگوی خبری کوتاه اعلام کرد مذاکره با برژینسکی صریح و روشن بوده و ما اعلام کردیم که آمریکا باید روش خود درباره ایران را نسبت به دوران شاه سابق تغییر دهد.» (۳۱)

برژینسکی در مقاله‌ای با عنوان «چگونه ایران را از دست دادیم!» جریان این دیدار را با تفاوت روشنی از جمله این که بازرگان از وی تقاضای دیدار کرد، چنین روایت می‌کند: «یک هفته پس از ورود شاه به آمریکا، روز اول نوامبر، من در راس هیاتی از طرف دولت آمریکا برای شرکت در جشن‌های بیست و پنجمین سالگرد انقلاب الجزایر به آن کشور رفتم. در جریان این سفر بود که مهدی بازرگان نخست‌وزیر ایران از من تقاضا کرد که دیداری با هم داشته باشیم. من این تقاضا را پذیرفتم و بعد از ظهر همان روز در اتاق هتل بازرگان با وی ملاقات کردم… ملاقات ما در محیط دوستانه‌ای پایان یافت و رفتار مخاطبین ایرانی برای من خیلی بیش از انتظار صمیمانه بود.»

رابرت گیتس، وزیر دفاع سابق آمریکا، که در آن زمان ۵ سالی می‌شد از سازمان سیا به شورای امنیت ملی نقل مکان کرده بود نیز، در این جلسه حضور داشت. وی نیز طی سخنانی که در دانشگاه ملی امور دفاعی آمریکا ایراد شد، اعلام کرد: «این بازرگان و دولت ایران بود که از ما درخواست کردند به آن وقت ملاقات دهیم.» (۳۲)

رهبری انقلاب هیچ‌گونه مشروعیت و مقبولیتی ندارد!

مهندس بازرگان روز ۱۴ آبان ۱۳۵۸، استعفای خود را در قم تقدیم امام کرد. در بخشی از متن استعفای وی آمده است: «دخالت‌ها، مزاحمت‌ها، مخالفت‌ها و اختلاف‌نظرها، انجام وظایف محوله و ادامه مسئولیت را برای همکاران و این جانب مدتی است غیرممکن ساخته است.» امام خمینی (ره) نیز بلافاصله پس از این استعفا در فرمانی خطاب به شورای انقلاب وظایف نخست‌وزیر را به شورای انقلاب محول کردند. ایشان در این فرمان از شورای انقلاب خواستند بدون فوت وقت در تهیه مقدمات همه‌پرسی قانون اساسی، انتخابات مجلس شورای ملی و تعیین رئیس‌جمهور تلاش کند.

درایت امام در قبول استعفای دولت موقت را می‌توان از نامه سال ۱۳۶۴ بازرگان به امام به وضوح درک کرد. امام مسئولیت دولت را از کسی می‌گیرد که قدرت تحلیل جامعه ایران را به اندک اندازه‌ای ندارد چرا که در اوج اقتدار، قدرت و محبوبیت امام می‌نویسد: «رهبری انقلاب نه تنها از مواضع اولیه خویش عدول می‌کنند بلکه هیچ‌گونه مشروعیت و مقبولیتی نزد مردم ندارند.» (۳۳)

این ادبیات بعدها در نامه حاج احمد خمینی به آیت‌الله پسندیده نیز مورد اشاره و گلایه ایشان قرار می‌گیرد. ساده‌اندیشی، عدم بصیرت در انتخاب افراد پیرامونی و بی‌کفایتی فکری و سیاسی منجر به سقوط دولت موقت می‌شود. دولتی که می‌توانست با حمایت بی‌دریغ امام یکی از قدرت‌مندترین قدرت‌های ایران باشد.

حمایت از سازمان مجاهدین در مجلس اول

بعد از استعفای بازرگان از دولت موقت وی توانست در مجلس اول اعتماد مردم تهران را به خود جلب کند. اما حمایت‌های بازرگان از مجاهدین خلق در مجلس اول آن قدر افراط‌گرایانه و مخالف منافع اسلام و ملت بود که صدای سیدمحمد خاتمی را نیز درآورد. وی در سرمقاله روزنامه کیهان با انتقاد از بازرگان می‌گوید: «آقای بازرگان، ضمن تاسف از خون‌هایی که ریخته می‌شود و اثاث و دارایی‌هایی که از بیت‌المال به هدر می‌رود به دفاع از جوانان جانباز!! و نونهالانی برخاستند که جگرگوشه‌گان و امید مملکت هستند به همان نظم و نسق که در بلندگوهای تبلیغاتی امپریالیسم خبری، می‌شنویم و بدین ترتیب از کسانی دفاع به عمل می‌آید که خشن‌ترین شکل آشوب را به فرمان رهبران خائن و فراری خود در متن انقلاب ناب و منحصر به فرد ایران برپا می‌کنند… امروز آقای بازرگان برآشفته می‌شوند که حتی چرا به این‌ها آمریکایی می‌گویند آن هم به داعیه سخنگویی از سوی موکلین و از تریبون مجلس شورای اسلامی که هنوز آتش سوگ نمایندگان عزیزی می‌سوزد که به دست همین جوانان پاک‌باز! و نونهالانی که مایه امید مردمی هستند به شهادت رسیدند.» (۳۵)

هاشمی رفسنجانی در همین رابطه در خاطرات آن روزهای خود این گونه آورده است که: «جلسه علنی داشتیم، مهندس مهدی بازرگان اولین سخنران قبل از دستور بود، در قسمتی از اظهاراتش ضمن اظهار تاسف از شهیدشدن پاسداران و شخصیت‌ها به دست تروریست‌ها، از اعدام‌ها و سخت‌گیری‌های دادگاه‌های انقلاب هم انتقاد داشت و آمریکایی بودن تروریست‌ها را مردود دانست.» (۳۶)

۳۰ دی ماه ۱۳۷۳، هنگامی که مهندس بازرگان، ایران را به قصد معالجه ترک گفته و برای درمان بیماری قلب عازم سوئیس بود، در سن ۸۷ سالگی در زوریخ درگذشت.

پی‌نوشت‌ها:

  1. زندگینامه سیاسی مهندس مهدی بازرگان، سعید برزین، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۴
  2. جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی، سیاسی ایران، رسول جعفریان، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۰۸
  3. مسلمان، ایرانی، مصدقی و مشروطه‌خواه هستیم، وبگاه رسمی ملی مذهبی، ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
  4. صحیفه نور، ج ۳، ص ۴۳۹، ۳۰/۵/۵۷
  5. پابه‌پای آفتاب، امیررضا ستوده، ج۱، ص ۱۰۱
  6. صحیفه نور، جلد ۱۳، صفحه ۴۷
  7. یک سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه، روح‌الله حسینیان، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۵، ص ۸۳۰
  8. محسن رضایی، نشست بررسی نقش عملیات‌های والفجر ۸ و کربلای ۵، خبرآنلاین، ۱۶/۱۱/۱۳۸۹
  9. امام خمینی (ره) به روایت محافظش، حمیدرضا نقاشیان، خبرگزاری فارس، ۰۱/۰۴/۸۹
  10. پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، ۱۴ بهمن ۹۱
  11. شورای انقلاب و دولت موقت، مهندس مهدی بازرگان، ص ۳۷، ۲۲/۱۱/۱۳۶۰
  12. رمز عبور ۲ ویژه‌نامه روزنامه ایران، گفتگو با خسروشاهی؛ ص ۶۲
  13. چرا امام بازرگان را مامور تشکیل دولت موقت کرد؟ ویژه‌نامه «یک انقلاب و ۳ بازرگان»، روح‌الله حسینیان، ۰۱/۱۱/۱۳۹۲
  14. روزنامه اطلاعات، ۲۳/۱۱/۱۳۵۷، ص ۲
  15. انقلاب ایران در دو حرکت، مهدی بازرگان، تهران: مهدی بازرگان، ۱۳۶۳
  16. ۶۰ سال خدمت و مقاومت خاطرات مهندس مهدی بازرگان، به کوشش غلامرضا نجاتی، صص ۲۵۵-۲۳۵
  17. صحیفه نور، جلد ۲۰، ص ۴۸۱
  18. روزنامه کیهان، ۴ بهمن ۱۳۵۷
  19. صحیفه امام، ج ۶، ص ۳۶۱
  20. انقلاب ایران در دو حرکت، پیشین، ص ۹۲
  21. چرا امام بازرگان را مامور تشکیل دولت موقت کرد؟ روح‌الله حسینیان
  22. غلامعلی رجایی، برداشت‌هایی از سیره امام خمینی، ج۲، ص ۳۳
  23. خواجه سروی،غلامرضا؛ «خاطرات آیت‌الله مهدوی کنی»، مرکز اسناد انقلاب اسلامی: ۱۳۸۵، ص ۱۵۱
  24. تاریخ تهاجم فرهنگی غرب، نقش روشنفکران وابسته، قدر ولایت، ج ۸، صص ۲۳۶-۲۳۵
  25. خاطرات آیت‌الله مهدوی کنی. مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۹۵
  26. «اعتدال» بازرگان به معنای عقب‌گرد بود، ویژه‌نامه «یک انقلاب و ۳ بازرگان»، یعقوب توکلی، ۰۲/۱۱/۱۳۹۲
  27. «اعتدال» بازرگان به معنای عقب‌گرد بود، پیشین، یعقوب توکلی
  28. گزارش مارک گازیوروسکی، شماره دی‌ماه ماهنامه اندیشه پویا، شماره ۱۲
  29. محمد درودیان، نقد و بررسی جنگ ایران و عراق ۲، اجتناب‌ناپذیری جنگ، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، تهران، ۱۳۸۱، ص ۲۹۳
  30. خاطرات آیت‌الله مهدوی کنی. مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صفحه ۲۱۱
  31. خاطرات و مبازرات شهید محلاتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۶، ص ۱۲۲
  32. اطلاعات، ۱۲ آبان ۱۳۵۸، صفحه ۱ و ۱۲
  33. زبیگنیو برژینسکی، قدرت و اصول اخلاقی: خاطرات برژینسکی مشاور امنیت ملی ۱۹۸۱-۱۹۷۷، ترجمه مرضیه ساقیان، تهران: وزارت امور خارجه، مرکز چاپ و انتشارات، ۱۳۷۹، ص ۹۹-۲۱۵
  34. نشریه رویداد، آبان سال ۶۴
  35. «چه کسی آمریکایی است؟»، سیدمحمد خاتمی، روزنامه کیهان، ۱۸/۷/۱۳۶۰
  36. هاشمی رفسنجانی، خاطرات سال ۱۳۶۰، عبور از بحران، نشر معارف انقلاب، ص ۳۱۵-۳۱۶

دسته :  جریان‌های التقاطی

دیدگاه ها