https://telegram.me/empireoflies
امام خمینی (ره)

کاپیتولاسیون در کدام نقاط دنیا برقرار شد؟

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: تاریخ استعمار و استکبار اگر چه مملو از رنج و محنتهایی برای مردمان تحت سلطه بوده، اما به ننگیِ پذیرش کاپیتولاسیون یا “حق قضاوت کنسولی” آن هم از روی میل و اختیار نبوده است. کاپیتولاسیون در واقع عهدنامه‌‌ای بین دو کشور است که به موجب آن شهروندان یک کشور که در کشور دیگر ساکن هستند و یا به آن مسافرت می‌کنند، از حقوق برون مرزی یا امتیازات ویژه‌ای برخوردار می‌شوند. به عبارتی کشور پذیرنده این عهدنامه عملاً اتباع خارجی را از قانون مصون دانسته و حاکمیت خود را خدشه دار کرده است.۱
 
کاپیتولاسیون در ایران تاریخی طولانی دارد. سابقه کاپیتولاسیون در ایران به زمان شاه سلطان حسین صفوی بر می‌گردد که در سال ۱۷۰۸ میلادی طی قراردای با فرانسه به این کشور داده شد.
  
به موجب ماده یک این قرارداد رسیدگی به اختلاف بین اتباع فرانسه در ایران به کنسول فرانسه داده شده بود. اصل کامله‌الوداد که در عهدنامه ترکمانچای۱۲۰۳ ه.ش با روسیه امضا شد، کاپیتولاسیون بود.۲ بعدها دیگر دولتهای استعماری از جمله آمریکا، عثمانی و ایتالیانیز این حق را از دولت ایران به دست آوردند.
 
اوج این سرسپردگی در دوران پهلوی دوم رخ داد. لایحه مصونیت مستشاران آمریکایی در سال ۱۳۴۲ در دوران نخست وزیری حسنعلی منصور به تصویب مجلس ایران رسید و یک سال بعد دوباره به تصویب سنا و مجلس شورای ملی رسید.
 
امام خمینی (ره) با افشای پذیرش چنین طرحی از سوی رژیم شاه، دولت وقت را وادار به عقب نشینی کرد. با پیروزی انقلاب، در سال ۱۳۵۸ با تصویب شورای انقلاب پرونده کاپیتولاسیون برای همیشه لغو و بسته شد.۳حال به پیشینه تاریخی کاپیتولاسیون در دیگر کشورهای جهان سوم می‌پردازیم.
  
کاپیتولاسیون در جهان سوم
با نگاه به تاریخ به این نتیجه می‌رسیم که کاپیتولاسیون همواره از سوی قدرتمندان بر ضعفا تحمیل می‌شده است. حتی در دوره یونان باستان و رم باستان نیز این سرسپردگی وجود داشته است. مهاجران یونانی در مسائل مدنی و جزایی در سواحل شمالی مصر تابع مقررات یونان بودند. در دوره رم باستان نیز رومیها در سرزمینهای تحت تصرف خود در صورت ارتکاب جرم تابع کنسولهای رم در آن مناطق بودند. اما به طور مشخص کاپیتولاسیون در آغاز بین حکمرانان اروپایی و سلطانهای عثمانی بسته شد. با گسترش استعمار این عهدنامه سرسپردگی بر دیگر مناطق جغرافیایی نیز تحمیل شد.۴
  
استعمار در اغلب موارد با کاپیتولاسیون همراه بوده است. تاریخ استعمار در جهان سوم مملو از این عهدنامه تحمیلی است. نظام کاپیتولاسیون در قرنهای هفده، هجده و اوایل قرن نوزدهم هنگامی که تجار غربی به مناطق تحت استعمار سرازیر شدند، گسترده شد.تایلند، اندونزی، گرانادا، عثمانی و ایران تنها نمونه‌هایی در این مورد هستند.
 
بریتانیا در سرزمینهای تحت سلطه خود در آمریکای جنوبی در راستای نژاد پرستی و برده‌داری از این حربه استفاده کرده است. بریتانیا در دوران سلطه خود بر آمریکای شمالی کاپیتولاسیون را بر بومیان این مناطق تحمیل کرد. گویان در آمریکای جنوبی در قرن هجدهم در نتیجه شورشها بر ضد تاجران و کارخانه‌داران انگلیسی در سرزمین خود، دوبار متحمل چنین عهدنامه ای شد. اسپانیا و پرتغال نیز در دوران سلطه خود بر کشورهای این منطقه، کاپیتولاسیون را بر بومیان آن تحمیل کردند.۵
  
نمونه تاریخی دیگر عهدنامه تسلیم مربوط به امپراتوری عثمانی است. سلطانهای عثمانی به این دلیل چنین موافقتنامه‌ای را با قدرتهای اروپایی امضا می‌کردند که نمی‌خواستند دخالتی در قضاوت بر بازرگانان و زیارت کنندگان مسیحی داشته باشند. در واقع ریشه کاپیتولاسیون در عثمانی به قرن یازدهم و اواخر قرون وسطی بر می‌گردد که دولت شهرهای ایتالیا، به ویژه ونیز و جنوا، روابط تجاری خود را به دریای مدیترانه گستراندند.
 
شهروندان این دولت شهرها در قلمر عثمانی از “فرمان امان” برخوردار بودند.در اولین مرحله در سال ۱۴۵۳ میلادی حق کاپیتولاسیون به جنوا داده شد.همچنین فرانسه اولین کاپیتولاسیون را در سال ۱۵۰۰ در مصر بر این امپراتوری تحمیل کرد.در سال ۱۵۳۵ فرانسوای دوم، پادشاه فرانسه موفق شد با سلطان سلیم پاشا موافقت‌نامه ای امضا کند که بر اساس آن فرانسویها از قضاوت محاکم ترک معاف شدند و محاکم فرانسوی داخل عثمانی حق چنین قضاوتی را به دست آوردند. این معاهده توسط سلاطین بعدی عثمانی تکمیل شد.۶
 
چین از دیگر کشورهایی است که کاپیتولاسیون را در تاریخ تحت استعمار خود تجربه کرده است. بریتانیا در سال ۱۸۴۳ کاپیتولاسیون را بر چین تحمیل کرد. در حالی که اتباع چین در بریتانیا از چنین حقی برخوردار نبودند.
 
بریتانیا نخستین بار در سال ۱۵۸۰ و هلند در ۱۶۱۲ از حق قضاوت کنسولی در عثمانی برخوردار شدند. با گسترش قلمرو عثمانی در اروپای شرقی، این امپراتوری کاپیتولاسیون را به سرزمینهای تحت تصرف خود که قومیتهای متعددی داشت نیز تسری داد تا با مخالفت قدرتهای غربی مواجه نشود.۷
 
اعطای این امتیازات به دنبال خود منجر به معاهدات تجاری نابرابری بین عثمانی و قدرتهای غربی شد. سرانجام با انعقاد پیمان لوزان در سال ۱۹۲۳ و در ارتباط با ترکیه، کاپیتولاسیون لغو شد.۸ در سال ۱۹۲۱ بریتانیا طی قراردادی با سوئد، شهروندان سوئدی ساکن مصر را نیز از این حق برخوردار کرد.
 
با این حال کاپیتولاسیون در مصر تا سال ۱۹۳۷ برقرار بود. در واقع کاپیتولاسیون تحمیلی قدرتهای غربی در شمال آفریقا به ویژه در الجزایر، تونس و تریپولی بیشتر برای آزادی یهودیان ساکن در این مناطق بود. تونس در سال ۱۸۲۴ چنین عهدنامه‌ای را پذیرفت.۹ چنین معاهداتی سبب شد غربیها مناطق عثمانی را برای کوچ یهودیان مناسب ببینند.
  
چین از دیگر کشورهایی است که کاپیتولاسیون را در تاریخ تحت استعمار خود تجربه کرده است. بریتانیا در سال ۱۸۴۳ کاپیتولاسیون را بر چین تحمیل کرد. در حالی که اتباع چین در بریتانیا از چنین حقی برخوردار نبودند. بریتانیا و آمریکا در سال ۱۹۴۳ از چنین حقوقی برای خود در چین به طور رسمی صرف نظر کردند. در واقع ژاپن اولین کشوری بود که به کاپیتولاسیون در سال ۱۸۹۹ پایان داد.۱۰ یونان در سال ۱۹۱۴ نیز به این قرارداد خاتمه داد. فرانسه نیز در دوران استعمار خود در مراکش، در سال ۱۶۳۱کاپیتولاسیون را تحمیل کرد تا تجار خود را مشمول معافیتهای تجاری کند و هم حق قضاوت کنسولی در مراکش را به دست آورد.
 
سرانجام مراکش در سال ۱۹۲۰ این حق را لغو کرد.تایلند (سیام) در آسیا نیز زیر سلطه کاپیتولاسیون در دوران استعمار بوده است که در سال ۱۹۲۷ به این رویه پایان داد.۱۱ امروزه اغلب کشورها و از جمله ایران با توجه به اصل “درون سرزمینی بودن قوانین” همه اتباع بیگانه در خاک خود را، بهجز در احوال شخصی و نمایندگان سیاسی، تابع قانون محل اقامت می‌دانند تا از این طریق حاکمیت خود را پاس بدارند.۱۲
  
فرجام سخن
حق قضاوت کنسولی در تاریخ استعمار یکی از ابزارهای تحقیر آمیزی بود که قدرتهای غربی بر جهان سوم تحمیل کردند. اگر چه قدرتهای بزرگ، حق ملتها به استقلال، خودمختاری و برابری را به عنوان یک حق پایه‌ای به رسمیت شناختند، اما در ارتباط با کشورهای جهان سوم آن را به ویژه با تحمیل کاپیتولاسیون نقض کردند.
 
در واقع این معاهدات که نابرابری در قدرت را نشان می‌داد به نابرابری در حقوق نیز گسترش یافت. گروههای مخالف و احزاب سیاسی این مناطق تحت سلطه در مخالفت با استعمارگران، لغو چنین معاهده‌ای را سر لوحه مبارزات خود قرار دادند.
 
چرا که آن را در تضاد با حاکمیت کشور خود می‌دانستند. لغو کاپیتولاسیون در مبارزات امام خمینی(ره) در ایران جایگاه ویژه‌ای داشت. این رویه حاکی از عدم اقتدار قدرتهای مرکزی در برابر استعمارگران بود.
 
کاپیتولاسیون اگرچه بیشتر بحث قضایی را مطرح می‌کرد و اهداف گوناگونی برای استعمارگران داشت، اما در طول تاریخ با سه هدف تحمیل می‌شده است.
 
نخست تحمیل معاهدات تجاری نابرابر، دوم، ایجاد شکاف در جامعه در راستای ایجاد جامعه‌ای نابرابر و سوم مصونیت نیروهای نظامی کشورهای استعمارگر در سرزمین تحت تصرف. حضور اقلیتی رها از قانون در کنار اکثریتی تحقیر شده زمینه را برای خشونت و مخالفتهای بیشتر فراهم می‌کرد.
 
________________________________
۱٫ http://www.dictionary.com/browse/capitulation
 
۲٫ عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران: از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ جهانی دوم، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۱، ص ۳۵۱٫
 
۳٫ محمد علی چلونگر، کاپیتولاسیون در تاریخ ایران، تهران، مرکز آفرینشهای ادبی، ۱۳۸۲، ص ۱۱۸٫
 
۴٫ نجات علی الماسی، حقوق بین الملل خصوصی: تعارض قوانین، تهران، میزان، ۱۳۹۰، ص ۴۶٫
 
۵٫ Michael twaddle, Imperialism and the State in the Third World, London, Cambridge Press, 1992, P 251.
 
۶٫ مسعود اسداللهی، احیای کاپیتولاسیون و پیامدهای آن، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، مرکز چاپ و نشر، ۱۳۸۰، ص ۲۵٫
 
۷٫ Yutaka Horii, Capitulations and Negotiations The role of the Ventian Consul in Early Ottoman Empire, Cambridge, 1994, p 315.
 
۸٫ James Angell,The Turkish Capitulations, The American Historical Review, Vol. 6, No. 2, 1901, p 254.
 
۹٫ Leah Borenstein, Copitulations, https://www.jewishvirtuallibrary.org/jsource/judaica/ejud_0002_0004_0_03933.html.
 
۱۰٫ https://www.britannica.com/topic/capitulation
 
۱۱٫ T, Elias, The era of Protectorates, Colonies and Capitulations, Princton press, 1982, p 211.
 
۱۲٫ مهدی مومنی، مبانیحقوق جزای بین الملل ایران، تهران، شهر دانش، ۱۳۹۰، ص ۱۱۶٫
 
منبع: موسسه مطالعات تارخ معاصر ایران

کاپیتولاسیون در طول تاریخ با سه هدف تحمیل می‌شده است. نخست تحمیل معاهدات تجاری نابرابر، دوم ایجاد شکاف در جامعه در راستای ایجاد جامعه ای نابرابر و سوم مصونیت نیروهای نظامی کشورهای استعمارگر در سرزمین تحت تصرف.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme