https://telegram.me/empireoflies

داستان غم انگیز شبکه “الجزیره” از زبان خبرنگار BBC

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: “مهرداد فرهمند” خبرنگار حوزه عرب زبان بی بی سی فارسی در بیستمین سال روز شروع فعالیت شبکه عربی الجزیره، یادداشتی را در سایت BBC منتشر کرده است که به نوعی داستان تلخ یک شبکه خبری را روایت می کند.

از آنجا که خود او خبرنگار مهم ترین شبکه خبری فارسی زبان اپوزیسیون است اهمیت این نوشته را نشان می دهد. ابتدا پیش از پرداختن به موضوع شبکه متبوع خود (BBC PERSIAN)، نسبت به ادعاها و اعترافاتی که فرهمند مطرح ساخته است نگاهی گذرا می کنیم.

او با یادآوری بیستمین سال فعالیت شبکه الجزیره، این شبکه را فرزند بی بی سی خوانده که نطفه اش را همکاری میان این شبکه و سرمایه داری بزرگ به نام امیرخالد آل سعود بسته شده بود.

او مالک کارخانه ها و شماری از طرح های صنعتی در داخل و خارج عربستان بود و مجموعه ای از شبکه های تلویزیونی هم با عنوان اوربیت راه انداخته بود.

فرهمند با اشاره به تلاش او برای تاسیس شبکه ای عربی در حد استانداردهای صاحب نام بین المللی، با BBC وارد مذاکره شد.

بی بی سی در آن زمان، بیش از نیم قرن سابقه تولید و پخش برنامه رادیویی به زبان عربی داشت و از این رو تلویزیون بی بی سی عربی در لندن آغاز به کار کرد. عمر این همکاری بیش از دو سال نبود.

خبرنگار این شبکه دلیل عدم تداوم آن را تضاد منافع خاندان سلطنتی با آنچه او چهارچوب معیارهای حرفه ای بی بی سی خوانده، توصیف کرد.

با قطع ناگهانی و یک شبه برنامه های بی بی سی عربی از ماهواره، تمام امکانات تلویزیونی شبکه هم ضبط شد.

شیخ حمد امیر قطر که کمتر از یک سال بود با کودتا علیه پدرش، قدرت را در دست گرفته بود از کارکنان بی بی سی عربی دعوت کرد به قطر بروند و به اذعان مهرداد فرهمند، یک صدو پنجاه میلیون دلار هم بودجه در اختیارشان قرار داد.

فرهمند می نویسد:

«شش ماه پس از آنکه تلویزیون بی بی سی عربی از آنتنها محو شد، الجزیره روی صفحه تلویزیونها ظاهر شد، شبکه ای بی هیچ شباهت به دیگر تلویزیونهای عربی و در سطح و استاندارد بی بی سی. شیخ حمد، یکی از مدیران تلویزیون دولتی قطر به نام محمد جاسم آل علی را بر راس الجزیره گذاشت اما قرار بر آن شد که بدنه شبکه همان راه بی بی سی را مطابق با معیارهایی ادامه دهد که آموخته بود.»

بدین ترتیب، الجزیره به سرعت پربیننده ترین و اثرگذارترین شبکه عربی شد. خبرنگار فارسی BBC، میزان تاثیرگذاری این شبکه این چنین بیان می کند:

«برای عربهایی که عادت کرده بودند در صدر اخبار جز فرمایشها و تشریف فرماییهای سلطان و امیر و رئیس نبینند، الجزیره که اولویتهای خبری خود را بر اساس ارزشهای حرفه ای دنیای رسانه های بین المللی تعیین می کرد، تجربه ای کاملا بدیع بود.»

وی در شرح برنامه ها و میزگردهای این شبکه هم می نویسد:

«صاحب نظرانی با دیدگاههای متفاوت و متضاد در برنامه ها مجال بروز نظرات خود را یافتند، میزگردهایی همچون برنامه «خلاف جهت» (الاتجاه المعاکس) در آن پخش می شد که دو طرف می توانستند آزادانه و تا مرزخشم و دعوا با یکدیگر بحث کنند. روزنامه نگاری تحقیقی و مستندهای کاوشگرانه برای نخستین بار در این شبکه به جهان عرب معرفی شد. مهمتر آنکه برای نخستین بار، مسئولان و صاحبنظران اسرائیلی در شبکه ای عربی حضور می یافتند و اعلام نظر و موضع می کردند.

فیصل قاسم مجری برنامه

به اعتراف فرهمند،آوازه الجزیره هم از سرزمینهای عربی فراتر رفت و جهانی شد.

خبرنگار بی بی سی فارسی دوران طلائی الجزیره را همان پنج سال اول می داند. او نوشته است:«با توفانی شدن خاورمیانه توفانی شد، الجزیره هم گرفتار موج شد، دست و پایی زد اما بزودی مهار خود را یکسره به دست امواج سپرد و در نهایت، در کام موج فرو رفت.»

فرهمند، جهت گیری شبکه الجزیره را در طول لشکر کشی آمریکا به افغانستان را جهت گیری آشکار ضدآمریکایی می داند. او این فضا را این گونه ترسیم می کند:

«در حالی که آمریکاییها و متحدانشان از رهایی افغانستان از چنگال طالبان و القاعده می گفتنند، الجزیره بیشتر بر تلفات و خساراتی متمرکز بود که بر غیرنظامیان وارد می آمد و خبرنگارش از کابل با چشمان اشک آلود گزارش می داد.»

نکته مهم این یادداشت اعتراف خبرنگار بی بی سی فارسی به جمله کلیدی وزیرکشور بریتانیا در طول جنگ عراق است. او می نویسد:

«با جنگ عراق، الجزیره ضدآمریکایی تر و ضدجنگتر پیش رفت تا جایی که دیوید بلانکت وزیرکشور بریتانیا خواهان بمباران دفتر الجزیره در بغداد شد، کاری که آمریکاییها انجام دادند و آقای بلانکت در دفاع از آن گفت همان گونه که در جنگ جهانی دوم، ایستگاههای رادیویی آلمان نازی به عنوان جنگ افزار تبلیغاتی، هدف مشروع بود، الجزیره نیز اکنون همان کارکرد را دارد و هدفی مشروع در جنگ است.»

به زعم فرهمند، آنقدر فشار بالاگرفت که محمدجاسم آل علی مدیر الجزیره برکنار، و به جایش وضاح خنفر، روزنامه نگاری فلسطینی را بنشانند که مدیری دفتر بمباران شده الجزیره در بغداد بود.

خبرنگار بی بی سی،خط الجزیره را همان خطر امیرقطر دانست. زیرا به زعم فرهمند، امیرقطر برخلاف ملوک و امرای عرب به همدلی با حزب الله و حماس شهرت داشت.

وضاح خنفر

او ادامه می دهد:

«در جریان حمله اسرائیل به جنوب لبنان چنان دفاع جانانه ای از حزب الله کرد که در سراسر جهان عرب، همان کسانی که امروزه از حزب الله با نفرت حرف می زنند،‌ به سید حسن نصرالله عشق می ورزیدند و تصویرش را زینت بخش خانه و محل کار خود کرده بودند.»

نقش الجزیره در لبنان نیز از نظر نگارنده از قلم نیفتاد. دولت سعد حریری که سقوط کرد، هواداران او چنان از شیوه پوشش دادن الجزیره به اعتراضاتشان به خشم آمدند که هر جا خبرنگاران الجزیره را می دیدند بسویشان سنگ پرتاب می کردند، واحد سیار پخش مستقیم الجزیره را هم در شهر طرابلس به آتش کشیدند.

حالا الجزیره در لبنان و مصر هم -بنا به ادعای نویسنده-منفور بود. دلیل آنهم آنچه فرهمند “انقلاب عربی” نامیده، است.

وی در شرح این ادعا می افزاید:

«موج انقلابهای عربی به راه افتاد و الجزیره از اینجا به بعد دیگر کلا تعارف را با معیارهای رسانه کنار گذاشت و یکسره، صدای انقلاب شد. بهار عربی بسرعت به خزانی خونین نشست و از این پس دیگر الجزیره، نه به صدای انقلاب، که به طبل جنگ مشهور شد. به همان نسبت هم مخاطبان از الجزیره روی گرداندند و ریزش نیروهایش آغاز شد. وضاح خنفر استعفا کرد و بخش عمده ای از کارکنان کهنه کار و مهم الجزیره این شبکه را ترک گفتند.»

بنا به اعتراف فرهمند، الجزیره چنان از اخوان المسلمین حمایت می کرد که دفتر این شبکه در مصر بسته شد و خبرنگارانش پس از کودتای ژنرال السیسی زندانی شدند.

الجزیره در مصر “الخنزیره” یعنی خوک، نامیده شد.بنا به نوشته فرهمند،مصریهایی که در الجزیره کار می کردند یا این شبکه را ترک گفتند یا زندگی در تبعید در قطر را برگزیدند. در سوریه و لیبی و یمن و دیگر کانونهای بحران هم الجزیره، صدای گروههای مورد حمایت قطر شد.

وی در پایان با بیان این که الجزیره حق بزرگی به گردن رسانه های عربی دارد. تاریخ رسانه عرب را به دو دوره پیش و پس از الجزیره تقسیم می کند.

وی می گوید:

«زمانی بود که در همه اماکن عمومی در کشورهای عربی، از قهوه خانه گرفته تا سرسرای هتلها و تالارهای فرودگاهها همه تلویزیونها روی کانال الجزیره بودند اما امروز دیگر بندرت بتوان نشان الجزیره را بر صفحه تلویزیونی دید.

به گفته فرهمند، میزان مخاطبان این شبکه چنان ریزشی کرده که خود گردانندگان شبکه هم در جاهایی به صورت غیررسمی گفته اند که دیگر امیدی به بازگشت آب به جوی ندارند.

به زعم خبرنگار بی بی سی،الجزیره ای که همه قابلیتها را برای ماندن در جایگاه نمونه ای درخشان در تاریخ رسانه داشت، عبرتی شد برای اهل رسانه.

شرح این داستان تلخ و صحت و سقم این داستان هرچند مهم است اما نکته اهم نیست. نکته اهم خود شبکه بی بی سی است و نه الجزیره.

نویسنده می پندارد دوران طلایی شبکه الجزیره زمانی است که مانند بی بی سی به قواعد و اصول حرفه ای کار مبتنی است؛ و زمان سقوطش زمانی است که از این قواعد فاصله گرفته است.

داستان غم انگیزی که مهرداد فرهمند از سرگذشت الجزیره می گوید ابتدا به ساکن باید برای کارمندان فارسی زبان BBC عبرت آموز باشد؛ چه این که الجزیره ابتدا صدای مردم بود و بعد از مردم روگرفت.

شش ماه مانده به انتخابات سال ۸۸، شبکه ای شروع به کار کرد  که سازمان موسسش سابقه ای ۶۰ساله در رسانه داشت.

این شبکه ابتدا با انتشار اخبار واقعی و بدور از شائبه های جانبدارانه سعی در اعتماد سازی داشت تا بتواند در بزنگاههای حساس، افکار عمومی را در مسیر دلخواه جهت بدهد.

اما این رسانه به تولید و انتشار اخبار محدود نبود؛ همان طور که در ۲۸ مرداد سال ۳۲ در ایران این رسانه که آن روزها به نام رادیو BBC شناخته می شد پل ارتباطی بین کودتاگران و اتاق فکر کودتا شده بود، در سال ۸۸ نیز ردای محافظه کاری را از تن برداشت و رابط اغشتاش گران و پل ارتباطی عناصر اغتشاش گر و اتاق فکر دشمن شد.

این رویداد ثابت کرد که که رسانه کارکردی سیاسی هم می تواند داشته باشد. سرگذشت الجزیره می تواند برای BBC هم به نوعی تکرار بشود.

کارکرد سیاسی رادیو BBC هم در سال ۸۸ تجدید شد هم انتخابات اسفند۹۴٫ آیت الله خامنه ای اسم رمز را رادیو BBC گذاشت تا همه متوجه آن پیشینه تاریخی باشند. پروژه “رای اعتراضی” این تشکیلات، با شکستی نسبی همراه بود.

انتهای پیام/روباه نیوز

از آنجا که خود او خبرنگار مهم ترین شبکه خبری فارسی زبان اپوزیسیون است اهمیت این نوشته را نشان می دهد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

۱ دیدگاه

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme