https://telegram.me/empireoflies
نفوذ-دشمن

چرا جوزف نای استفاده از بستر آموزش عالی برای پروژه نفوذ را توصیه می‌کرد؟

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: قدرت نرم واژه ای است که در نظریه روابط بین الملل به منظور توصیف قابلیت یک مجموعه سیاسی نظیر دولت برای نفوذ غیرمستقیم بر رفتار یا علائق سایر مجموعه های سیاسی از طریق ابزارهای فرهنگی یا ایدئولوژیکی به کار می رود. تئوریسین قدرت نرم، جوزف نای محقق امریکایی است. نای قدرت نرم را به عنوان بخش مهمی از منابع قدرت ملی امریکا تلقی می کند و بر ضرورت بهره گیری از آن در سیاست خارجی امریکا اصرار دارد. او نظریه خود را در این زمینه در سال ۱۹۹۰ در کتابی با عنوان “ماهیت متغییر قدرت امریکا” مطرح کرد و در آثار متعدد بعدی به تفصیل بیشتری آن را مورد پردازش قرار داد.

تعریف قدرت نرم ذیل دو مدل

جوزف نای، چگونگی عملکرد قدرت نرم را  ذیل دو مدل تعریف می کند: مستقیم و غیر مستقیم. در مدل مستقیم، بحث از ارتباط میان نخبگان است، مانند مورد سزار پیتر و فردریک کبیر. یک نخبه جذب دیگری می‌شود و کاری را برای آنها انجام می‌دهد و از این دست امور. با این حال بیشتر اوقات، عملکرد قدرت نرم را در مدلی دو مرحله‌ای می‌یابیم. شما می‌کوشید به منظور تأثیر گذاری بر حکومت یک کشور، بر افکار عمومی جامعه آن کشور تاثیر بگذارید. این شیوه‌ای غیر مستقیم است.

تبیین قدرت نرم توسط جوزف نای

نای در تبیین نظریه خود، قدرت نرم (soft power ) را واداشتن دیگران به آنچه شما می خواهید می داند، بدون آنکه با تهدید و تطمیع آنها را مجبور کنید بلکه آنها را همدل و هم نظر خود خواهید ساخت. وی با عقیده به اینکه «در جهان سیاست اگر بتوانم کاری کنم که تو همان چیزی را بخواهی که من می خواهم لازم نیست برای رسیدن به هدفم از تهدید یا تطمیع استفاده کنم» می گوید که قدرت نرم نوعی از توانایی است که افکار عمومی را همراه با رضایت جذب می کند. قدرت نرم محدوده ای وسیعتر از قدرت سخت (hard power ) دارد و نقش نسبی قدرت نرم در برابر قدرت سخت افزایش خواهد یافت. بی تردید انقلابهای مخملی و استحاله از درون در کشورها بی شک از کارکردهای قدرت نرم است که در عصر حاضر شاهد آن هستیم.

باور عمیق جوزف نای به استفاده از بستر آموزش عالی برای نفوذ

جوزف نای در مقاله ای با عنوان ماهیت قدرت نرم و چگونگی کاربرد آن در آموزش عالی ایالات متحده آمریکا می نویسد: کالج‌ها و دانشگاه‌ها می‌توانند با ترویج یک درک بهتر از قدرت و توصیف مهمترین راه‌های چگونگی تغییر دنیا در ۲۰ تا ۳۰ سال گذشته، به بالا رفتن سطح گفتمان و پیشرفت سیاست خارجی آمریکا کمک کنند. ما می‌توانیم به تدریج در ذهن دانشجویان خود و به طور کلی افکار عمومی، درکی بهتر از واقعیت‌های جامعه جهانی در هم تنیده خود را وارد کرده و چارچوب مفهومی را که برای مدیریت موفق چشم انداز جدیدی پیشرو باید درک کنیم، در ایشان تزریق نماییم.

بسیاری از ناظران بر این باورند که آموزش عالی آمریکا قدرت نرم قابل توجهی برای ایالات متحده تولید می‌کند. برای مثال کالین پاول، وزیر امور خارجه، در سال ۲۰۰۱ گفت: «من نمی‌توانم داشته‌ای با ارزش‌تر از دوستی با رهبران آتی دنیا که در اینجا تحصیل کرده‌اند برای کشور خودمان نام ببرم.»

در جنگ سرد، با ترکیبی از قدرت سخت و نرم، کار را پیش بردیم. مبادلات آکادمیک و فرهنگی میان ایالات متحده و اتحادیه جماهیر شوروی، که در دهه ۱۹۵۰ آغاز شد، نقشی مهم در تقویت قدرت نرم آمریکا ایفا کرد. بدبین‌های آمریکایی در آن زمان هراس داشتند که دانشمندان و عوامل کا‌گ‌ب که به آمریکا می‌آیند، «از غفلت ما سوء استفاده کنند»؛ با این حال ایشان از این امر غافل بودند که این افراد ایده‌ها سیاسی را به همراه رازهای علمی ما در خود جذب می‌کردند. از آنجا که مبادلات بر نخبگان تأثیر گذاشت، یک یا دو عامل ارتباطی کلیدی می‌تواند تأثیر سیاسی عمده‌ای داشته باشد. برای مثال الکساندر یاکوولف به شدت متأثر از مطالعات خود در کنار دیوید ترومن، استاد علوم سیاسی در دانشگاه کلمبیا به سال ۱۹۵۸ بود. یاکوولف در نهایت ریاست یک مؤسسه بسیار مهم را بر عهده گرفت، به عضویت پولیتوبرو درآمد و تأثیرات لیبرالیزه‌سازی بسیار جدی بر میخائیل گورباچوف، رهبر شوروی، گذاشت.

بودجه حدود ۲ میلیارد دلاری برای تحقق قدرت نرم توسط آمریکا در سال ۲۰۱۶

اهمیت تئوری قدرت نرم در ساختار سیاسی آمریکا جهت اعمال نفوذ در کشورهای مختلف به قدری است که این کشور در بودجه سال ۲۰۱۶ خود، مبلغ یک میلیارد و ۹۰۶ میلیون دلار تخصیص داده است. البته این بودجه فقط جهت پیشبرد «دیپلماسی عمومی» آمریکا در اکثر اقصی نقاط جهان به صورت رسمی صرف می‌شود که البته بودجه‌های غیررسمی و محرمانه دیگری نیز وجود دارد که جهت نفوذ نرم توسط سازمان‌های اطلاعاتی استفاده می‌شود و هیچ‌گاه در رابطه با آن اخبار یا اطلاعاتی به بیرون انتشار پیدا نمی‌کند. مجموعه‌های خصوصی نیز بخشی از پیشبرد دیپلماسی عمومی آمریکا را برعهده دارند که اطلاعاتی نیز از بودجه سالانه آنها در دست نیست.

به نظر می رسد به کار بردن قدرت نرم به عنوان بخشی از راهبرد نفوذ آمریکا در کشورهای مختلف،در چند سال گذشته جز سیاست های تغییر ناپذیر این کشور شده است. این راهبرد با حمایت لابی های صهیونیستی و افرادی همچون جورج سورس، رابرت مرداک و دیگران به وسیله رسانه های دیداری، شنیداری و مکتوب در قالب برنامه های تلویزیونی مختلف ارائه می گردد. البته در راستای تحقق این موضوع، در برخی مواقع آمریکا و هم پیمانانش جهت تحقق این سیاست، یا افرادی را در پوشش خبرنگار، توریست و غیره به داخل جامعه هدف می فرستد یا از افراد ساده لوح و خائن داخلی استفاده می کند ولی آنچه مسلم است تئوری جوزف نای بخش مهمی از سیاست های آمریکا را در شرایط کنونی محسوب می شود البته باید دید نحوه مواجه دونالد ترامپ با این موضوع چگونه خواهد بود.

انتهای پیام/پایگاه نفوذ

جوزف نای قدرت نرم را به عنوان بخش مهمی از منابع قدرت ملی امریکا تلقی می کند و بر ضرورت بهره گیری از آن در سیاست خارجی امریکا اصرار دارد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme