https://telegram.me/empireoflies

تورقی در گونه شناسی سیاست

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: دکتر مصدق به عنوان نماینده‏ ای پرسابقه در مجلس شورای ملی و در رأس جبهه ملی مطرح بود. او در دوره چهاردهم، درباره ملی شدن نفت، نطق‌‏های متعددی ایراد نمود و با تصویب پیشنهاد او، از دادن امتیاز جدید نفت به شوروی جلوگیری شد. مصدق که ریاست کمیسیون نفت را به عهده داشت و وجاهت ملی او هم در اوج مبارزات ملی شدن نفت قابل توجه بود، با نزدیکی به آیت ‏اللَّه کاشانی وجهه مذهبی نیز به خود گرفت. بنابراین پیشنهاد قبول نخست وزیری او، استقبال نمایندگان را در برداشت و او بلافاصله مأمور تشکیل کابینه گردید. در ابتدای صدارت دکتر مصدق، وی بیشتر درگیر مساله ملی شدن صنعت نفت و تبعات آن بود تا اینکه به پیروزی دولت ایران بر شرکت نفت انگلستان منجر شد. با آغاز به کار مجلس پانزدهم، مصدق کابینه خود را ترمیم کرد و در ضمن از محمدرضا پهلوی درخواست کرد که پست وزارت جنگ هم با او باشد. ولی چون این امر با مخالفت شاه مواجه گردید، مصدق بدون مشورت با کسی، از نخست‏وزیری استعفا داد. شاه بلافاصله احمد قوام ـ قوام‌السلطنه ـ را مأمور تشکیل کابینه کرد اما قیام مردم در ۳۰ تیر علیه قوام سبب شد شاه به حکومت ۵ روزه وی خاتمه دهد و تحت فشار مردم و روحانیت، مجدداً با واگذاری دولت به محمد مصدق موافقت نماید.

سقوط مصدق، آغاز زنجیره کودتاهای غربی در جهان بود

مصدق در دور جدید حاکمیت خود بر دولت طبعاً اقتدار بیشتری را احساس می‌کرد. از این رو به محض تشکیل کابینه خود، دستور تعطیل شدن کلیه کنسولگری های انگلیس در سراسر کشور را صادر کرد. سپس امتیاز بانک شاهنشاهی را که در دوره قاجار به بریتانیا واگذار شده بود لغو کرد و چون این اقدامات با واکنش مقامات لندن مواجه شد و از جمله آنان دارائی‌ های ایران را در بانکهای انگلیس توقیف کردند، مصدق دستور قطع رابطه با انگلیس را صادر کرد. این دستور در جلسه روز ۳۰ مهر ۱۳۳۱ هیئت وزیران به تصویب رسید و مراتب آن بلافاصله از طریق وزارت امور خارجه به سفارت انگلستان در تهران ابلاغ شد. به موجب این دستور دیپلماتهای انگلیسی مواظف شدند ظرف مدت ۱۰ روز خاک ایران را ترک کنند.

مراد از آوردن خلاصه ی فعالیت سیاسی مصدق در ایران اشاره به یک اتفاق است که این روزها سالگرد آن نیز به شمار میرود:

 

اولین قطع رابطه دولتی ایران با انگلیس خبیث

در روز ۸ اردیبهشت ۱۳۳۰ محمدرضا شاه تحت تأثیر افکار عمومی و بخاطر فشار نیروهای ذی نفوذ جامعه، دکتر محمد مصدق را به نخست وزیری قبول کرد. این کار بر خلاف میل باطنی شاه و همپیمانانش از جمله انگلیس انجام شد.

پس از تصویب قانون ملی کردن صنعت نفت، نخست وزیری مصدق دومین شکست فاحش و تعین کننده سیاست خارجی انگلستان در ایران محسوب می‌شد و این در حالی بود که این کشور تمام تلاش خود را در جهت جلوگیری از به قدرت رسیدن مصدق انجام داده بود.

در آخرین روز ماه مهر سال ۱۳۳۱، دستور قطع رابطه سیاسی ایران و انگلیس پس از تصویب هیات وزیران، تسلیم کاردار سفارت انگلستان در تهران شد و دکتر سید حسین فاطمی وزیر امور خارجه دولت مصدق، آن را اعلام عمومی کرد. علت قطع رابطه ایران با انگلستان، بی‌‏اعتنایی لندن به خواست‏‌های ملت ایران در احقاق حقوق خود به ویژه در جریان ملی کردن صنعت نفت عنوان شده بود. پس از ده‏‌ها سال حضور و نفوذ تمام قد انگلیس در عرصه سیاست ایران از دوران سیاه قاجار تا سیاه تر پهلوی، این نخستین بار بود که به حضور این کشور در ایران، برای مدتی پایان داده می‌شد.

 

مصدق

 

نامه ای که مصدق در آن دلایل این تصمیم را تشریح کرده بود را به طور کامل در زیر بخوانید:

مجلس شورای ملی

آقایان نمایندگان محترم مستحضرند که جنبش ملی ایران از روز اول با کارشکنی‌ها و تحریکات عوامل شرکت سابق و دولت انگلیس در داخل و خارج کشور روبرو گردید. این تلاش‌ها و تشبثات که زحمات فوق‌العاده برای ما فراهم نمود ضمنا به آبروی خود آن‌ها نیز لطمه زد زیرا هر یک از این تشبثات پرده تازه‌ای از روی رفتار ظالمانه زورمندان برداشت و چهره سیاست استعماری آنان را بیشتر نمایان ساخت، با مختصر تاملی آقایان به خاطر خواهند آورد که از روز ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ تا امروز که قریب ۱۹ ماه از اولین تصمیم مجلس ایران می‌گذرد چه مشکلاتی در راه موفقیت ما به وجود آورده و تا چه حد دامنه تحریک و آشوب و اغتشاش را فقط به خاطر منفعت‌طلبی و استفاده‌جویی توسعه داده‌اند.

پس از آنکه صنعت نفت به تصویب مجلسین ملی شد و ملت ایران به این آرزوی خود رسید دولت انگلیس برای جلوگیری از اجرا آن نخست دست به ارعاب و اخافه زد و برخلاف شرایط دوستی که پیوسته از آن دم می‌زد ملت صلح دوست ما را به سزای آنکه از یکی از حقوق اولیه خود استفاده کرده بود به کشتی‌های موریشن و فلامنکو و قوای زمینی و دریایی و هوایی متمرکز در دور و نزدیک مرزهای ایران تهدید کرد. ملت ایران که در راه رسیدن به آمال ملی خویش برای تحمل هرگونه سختی و مشقت خود را آماده کرده و در این راه تا چای جان ایستاده بود از این تهدیدات باکی نداشت…

اکنون با این توضیحات آقایان نمایندگان محترم تصدیق می‌فرمایند که دولت اینجانب تا آنجا که ممکن بوده سعی و مجاهدت خود را برای حل اختلاف بکار بسته ولی با کمال تاسف دولت انگلیس تاکنون مانع حصول توافق شده و ملت ایران را برخلاف موازین بین‌المللی همچنان در فشار اقتصادی قرار داده است و اکنون نیز با ادامه مکاتبات بی‌حاصل می‌خواهد از مرور زمان به نفع خود استفاده کند و ما را از تعقیب رویه اقتصادی دیگری که باعث نجات و فلاح مردم ایران باشد باز دارد. هرچند درباره روش دولت نسبت به حل موضوع نفت در گزارش سابق به عرض مجلسین رسیده و در آن تصریح شده است هرگاه نتیجه آخرین پیشنهاد و گذشت‌های دولت اینجانب اثر مطلوب و مترقب را نداشته باشد ناچار باید رویه دولت انگلستان را مخالف با شرایط دوستی که همیشه از طرف دولت ایران رعایت می‌شده بدانیم و روابط سیاسی موجود را بی‌اثر بشناسیم و آقایان نمایندگان محترم نیز با آن موافقت فرموده‌اند.

معذالک اکنون که متاسفانه دولت مجبور به اتخاذ تصمیم مبتنی بر قطع روابط سیاسی شده است لازم می‌داند مجدداً مراتب را باستحضار آقایان نمایندگان محترم برساند. در پایان باید اضافه کنم که قطع روابط سیاسی با دولت انگلیس مستلزم قطع علایق دوستی بین دو ملت نمی‌باشد زیرا ملت ایران همیشه به ملت انگلیس به دیده احترام نگریسته و امیدوار است که زمامداران آن دولت نیز اندکی بیشتر به حقایق اوضاع فعلی جهان و بیداری ملل توجه کنند و از روشی که تا امروز معمول داشته‌اند منصرف شوند و سیاست خود را با وضع دنیای امروز منطبق سازند تا ملتین انگلیس و ایران بتوانند به وسیله تجدید حیات مناسبات سیاسی از روابط دوستی و وداد برخورد شوند. اکنون بر عموم افراد ملت ایران فرض و لازم است که بیش از پیش مراقب اوضاع باشند و با بیداری و استقامت راهی را که در پیش گرفته‌اند ادامه دهند و تردید ندارم که چون این مجاهدت در راه حق انجام می‌شود خداوند متعال مدد خواهد فرمود که به نتیجه مطلوب برسد.

نخست‌وزیر/ دکتر محمد مصدق

 

***شش روز پس از آنکه نمایندگان مجلس نامه مصدق را دریافت کردند، در تاریخ ۳۰ مهرماه سال ۱۳۳۱، دکتر حسین فاطمی، وزیر امور خارجه وقت، با ارسال نامه‌ای به جورج میدلتون، کاردار وقت دولت انگلستان، «تصمیم دولت شاهنشاهی ایران، مبنی بر قطع روابط سیاسی با دولت علیاحضرت ملکه انگلستان» را به اطلاع وی رساند. در این نامه، با اشاره به اختلاف دولت ایران با شرکت نفت، دولت انگلیس به حمایت غیرقانونی از شرکت نفت متهم شد و همچنین اعلام شد که «ماموران رسمی آن دولت نیز به واسطه تحریکات و مداخلات ناروای خود، مشکلاتی به قصد اخلال در نظم و آرامش کشور، فراهم ساختند.»

 

فاطمی

 

***به طور کلی از زمان تصویب قانون ملی کردن صنعت نفت تا سقوط دولت دکتر مصدق ایران در روابط انگلستان چهار مرحله را پشت سرگذاشت.

۱- مرحله ملی کردن صنعت نفت در سراسر ایران

۲- خلع ید از شرکت نفت انگلیس و ایران و به عهده گرفتن اداره دستگاه عظیم صنایع نفت جنوب

۳- پیروزی در سازمانها و دادگاههای بین‌المللی در برابر دعاوی شرکت نفت ایران و انگلیس علیه ایران

۴- تلاش برای صدور نفت به خارج و شکستن حلقه محاصره و اقتصادی بین‌المللی علیه ایران

چقدر آن روزهای اولین گام های استقلال ایران شبیه این روزهای گام های حفظ اقتدار کشور اسلامی مان است. با کمی تورق در همین تاریخ شاه نویس خجالت آور دیروز سرزمینمان کافی است که متوجه شویم هیچ گاه مذاکره با غرب ثمر بخش نبوده است و این اقدام انقلابی ست که دست متعدی را کوتاه میکند.

 از آنجایی که به نظر میرسد دشمن همان دشمن است و تنها جبهه و ابزار دشمنی اش تغییر کرده است بازخوانی بخشی از بیانات گوهربار و راهگشای رهبر انقلاب درباره ارتباط یا قطع ارتباط با آمریکا خالی از لطف نیست:

 

رهبر

 

«ما یکى از سیاستهاى اساسى‌مان قطع رابطه‌ با آمریکاست. هرگز هم نگفتیم ما تا ابد قطع رابطه خواهیم بود؛ نه، هیچ دلیلى ندارد که تا ابد قطع رابطه با هر کشورى، با هر دولتى داشته باشیم.

مسئله این است که شرائط این دولت به گونه‌اى است که رابطه‌ى با او براى ما ضرر دارد.

انسان رابطه را با هر کشورى به دنبال تعریف یک منفعتى ایجاد میکند؛ آنجائى که براى ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نمیرویم؛ حالا اگر ضرر داشت، به طریق اولى‌ دنبال رابطه نمیرویم.

رابطه‌ى سیاسى با آمریکا براى ما مضر است. اولاً خطر آمریکا را کم نمیکند. آمریکا به عراق حمله کرد؛ در حالى که با هم رابطه‌ى سیاسى داشتند، سفیر داشتند؛ این آنجا سفیر داشت، آن هم اینجا سفیر داشت.

رابطه که خطر جنون‌آمیز و سیطره‌طلبانه‌ى هیچ قدرتى را از بین نمی برد. ثانیاً وجود رابطه براى آمریکائى‌ها – نه امروز، همیشه اینطور بوده – وسیله‌اى بوده است براى نفوذ در قشرهاى مستعد مزدورى در آن کشور.

انگلیسى‌ها هم همین طور بودند. انگلیسى‌ها هم در طول سالیان متمادى سفارتخانه‌شان مرکز ارتباط با سفلگان ملت بود؛ کسانى که حاضر بودند خودشان را به دشمن بفروشند. سفارتخانه‌ها یکى از کارهایشان این است.

در همین قضایائى که حدود هفده هجده سال پیش در چین اتفاق افتاد و جنجال فوق‌العاده‌اى شد، سفارت آمریکا محور و مرکز اداره‌ى آشوبها و اغتشاشها بود.

اینها این خلأ را در ایران دارند؛ احتیاج به پایگاه دارند، و پایگاه ندارند؛ این را میخواهند. احتیاج به رفت و آمد آزاد و بى‌دغدغه‌ى مأموران جاسوسى و مأموران اطلاعاتى‌شان و ارتباطات نا مشروع آنها با عناصر سفله و مزدور دارند؛ اما این را ندارند.

ارتباط، این را براى آنها تأمین می کند. « حالا می نشینند آقایان وراجى کردن و حرف زدن و استدلال کردن، که نبود رابطه‌ى با آمریکا براى ما مضر است. نه آقا! نبود رابطه‌ى با آمریکا براى ما مفید است. آن روزى که رابطه‌ى با آمریکا مفید باشد، اول کسى که بگوید رابطه را ایجاد بکنند، خود بنده هستم.»

می گویند: چرا جلب دشمنى آمریکا را می کنید؟ مثلاً فرض کنید حالا رئیس جمهور تعبیر تندى میکند، ناگهان آقایانِ به اصطلاح عقلا می گویند این تعبیر تند بود؛ این دشمنى آمریکائى‌ها را جلب می کند. نه آقا! دشمنى آمریکائى‌ها تابع این الفاظ و تعبیرات نیست. دشمنى، دشمنىِ اصولى است.

این دشمنى در زمانهاى مختلف بوده. از اول انقلاب تا حالا دشمنى بوده – حالا بحث خطر حمله‌ى نظامى را بعد یک جمله‌اى عرض خواهم کرد – حداقل در طول هجده سال اخیر، یعنى از بعد از پایان جنگ تحمیلىِ هشت ساله تا امروز، همیشه این خطر وجود داشته؛ یعنى همیشه ملت ایران تهدید می شده، که ممکن است اینها حمله‌ى نظامى بکنند؛ مال امروز نیست.

آن چیزى که می تواند خطر دشمن را ضعیف کند، نمایش قدرت شماست، نه نمایش ضعف شما. نمایش ضعف شما دشمن را تشجیع میکند. آن چیزى که ممکن است جلوى خودسرى و خودکامگى دشمن را بگیرد، این است که احساس کند شما قدرتمندید. اگر احساس کند ضعیف هستید، بدون مانع، هر کارى که بخواهد بکند، می کند.»

شاید آنچه که در مذاکرات هسته ای ایران با غرب اتفاق افتاد بدون استفاده از تجربه های پیشین بوده است. “تجربه”، نسبت به وعده های سر خرمن، وسیله ی بهتری برای شناخت طرف غربی به شمار میرود.

منابع: بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان دانشگاه‌هاى استان یزد در تاریخ ۱۳/۱۰/۱۳۸۶  و خطبه های نماز جمعه ۱۴/۱۱/۱۳۹۰

سایت خبری تحلیلی مشرق

موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

دانشنامه رشد

آرشیو روزنامه اطلاعات، مهرماه ۱۳۳۱

اسناد وزارت امور خارجه ایران، اسناد قدیمیه، پرونده شماره ۵-۱۲-۱۳۳۱ ش

انتهای پیام/اتاق خبر ۲۴

گزارش پیش رو بازخوانی یک تجربه ی موفق مقاومت و عمل انقلابی در برابر دشمن غربی است. پس از ده‏ها سال نفوذ بی‏حد و حصر استعمارگران انگلیسی در حکومت ایران از دوران قاجار تا پهلوی، مصدق نخستین فردی بود که به حضور انگلستان در ایران، اگرچه به شکل ظاهری، پایان داد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme