https://telegram.me/empireoflies
لیبی-تروریست

تحول در روش‌های تروریسم

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: چکیده

امنیت یکی از مهمترین دغدغه های روابط بین الملل در همه اعصار است. در هزاره جدید، تروریسم یکی از مهمترین چالش های بشر برای داشتن امنیت به شمار می رود. نئوتروریسم(تروریسم جدید) ضمن برخی تشابهات محدود با ادوار گذشته، امروز در قالب نوینی رخ نمایی می کند و مهمترین عنصر آن، مذهب و اعتقادات دینی به خصوص در کشورهای اسلامی است، هرچند که هیچ یک از ادیان الهی و به ویژه اسلام آنچه که امروز در عراق، سوریه، اردن، پاکستان، افغانستان و… رخ می دهد را توصیه نکرده اند.

هدف مقاله حاضر، بررسی سیر و ویژگی های تحول مفهوم تروریسم به نئوتروریسم می باشد. به نظر می رسد پدیده تروریسم، ضمن تحول در روش، انگیزه، اهداف، ساختار سازمانی، ابزار و جغرافیا، تهدیداتی علیه بشر، دولت-ملت ها و نظام بین الملل به دنبال داشته است.

کلیدواژگان

تروریسم، نئوتروریسم، بنیادگرایی، بشر، دولت – ملت ها، نظام بین المللی

۱٫ مقدمه

تروریسم، همواره یکی از موضوعات تهدید کننده امنیت بشر بوده است. هر چند که در عصر حاضر، شاهد جنگ های فراگیردر جهان نیستیم، اما حجم و گستره اقدامات تروریستی و قربانیان آن، کمتر از این جنگ ها میان دولت ها و ملت ها نیست.

پدیده نئوتروریسم(تروریسم جدید) برخواسته از تحولاتی در روش، انگیزه، اهداف، ساختار سازمانی، ابزار و جغرافیای تروریسم قدیم است. مهمترین ویژگی این پدیده، بهره برداری حامیان یا عاملان آن از نمادهای دینی به ویژه در مناطق اسلامی است. اقدامات انتحاری، شکل گیری گروه های تکفیری و تندور و بر هم زدن امنیت کشورهای مختلف به خصوص در خاورمیانه از جمله پیامدهای تحول در مفهوم پدیده تروریسم است.

لازم است یادآوری کنیم که عبارت «مذهب، ویژگی نئوتروریسم» به معنای آن نیست که دین به صورت عام و اسلام به صورت خاص، مشوق یا عامل ترور می باشد. زیرا ادیان الهی، پیام آوران صلح و آرامش بوده اند و حتی در موضوعاتی نظیر جهاد در اسلام، هدف دین مقابله جهت پیشگیری از بروز جنگ و نیز دعوت و صلح بوده است و در صورت بروز جنگ نیز، درگیری مستقیم و متعارف با دشمن همراه باحفظ حقوق انسانی دارای اهمیت است (برای مطالعه بیشتر ر.ک. به کتاب دیپلماسی و رفتار سیاسی در اسلام، سیدمحمد موسوی، تهران، دانشگاه پیام نور، ۱۳۹۰). اما با توجه به این که اکثر اقدامات تروریستی طی سال های اخیر در منطقه خاورمیانه و با ابزار یا ادعای مذهب صورت گرفته است، بنابراین تأکید مقاله حاضر بر آن دسته از حوادث تروریستی است که حامیان، مشوقان یا عاملان آن، انگیزه های مذهبی را دلیل این گونه اقدامات می دانند یا اعلام می کنند.

در مقاله پیش رو، پس از توضیح معنای لغوی تروریسم و تبیین جایگاه مفهومی آن در تئوری های روابط بین الملل، عرصه های تحول تروریسم در شش موضوع روش، انگیزه، اهداف، ساختار سازمانی، ابزار و جغرافیا، بررسی می شودو در پایان، آثار نئوتروریسم بر سه موضوع مهم امنیت بشر، امنیت دولت-ملت ها و امنیت نظام بین الملل تحلیل می گردد.

۲٫ تروریسم

واژه ترور از ریشه لاتین ters به معنای ترساندن و وحشت است(Webster›s Dictionary). دانشنامه بریتانیکا نیز ترور را «کاربرد سیستماتیک ارعاب یا خشونت پیش بینی ناپذیر بر ضد حکومت ها، مردمان یا افراد برای دستیابی به یک هدف سیاسی می داند.» (Terror» In Encyclopedia Britannica).

پیش نویسی که انتشارات دانشگاه کلمبیا در سال ۲۰۰۴ در باب مفهوم تروریسم منتشر کرد را می توان یک تعریف مناسب برای تروریسم دانست:

«استفاده غیرقانونی یا بهره گیری تهدیدآمیز از نیرو یا خشونت فردی و یا گروهی سازمان یافته علیه مردم یا دارایی آنها به قصد ترساندن یا مجبور کردن جوامع و حکومت ها، اغلب به دلایل ایدئولوژیک یا سیاسی. بنابراین تروریسم  عبارت است از تهدید یا استفاده از خشونت، اغلب بر ضد شهروندان برای دستیابی به اهداف سیاسی برای ترساندن مخالفان یا ایجاد نارضایتی  عمومی» (Baylis & Smith,2005,p.481).

در کنار این تعاریف، موضوعاتی که هنوز بر تروریستی بودن یا نبودن آن ها میان تئوری پردازان، سازمان ها و دولت مردان مجادله است نیز قابل توجه است. پرسش هایی نظیر این که آیا تروریسم چیزی  شبیه به جنگ های چریکی است؟ آیا آدم ربایی و ترور رهبران سیاسی را نیز شامل می شود؟ آیا این واژه می تواند تحت فشار قرار دادن شهروندان به وسیله دولت ها، همانند دوره استالین را نیز تحت پوشش قرار دهد؟ آیا می توان انقلابیون و جنگجویان آزادی را از تروریست ها جدا کرد؟ و پرسش های دیگری در این  زمینه که همه ی آنها سبب شده اند تا این واژه،  یکی از بحث برانگیزترین مفاهیم در علوم اجتماعی باشد (بدی،۱۳۸۷ش، صص۲۵۱-۲۴۸؛ سلیمانی، ۱۳۸۵ش، صص۱۹۷-۱۸۱).

تروریسم را می توان به مثابه ابزاری در نظر گرفت که از هشت جزء تشکیل شده است: ۱٫عملی عمدی، ۲٫ منطقی، ۳٫ خشونت آمیز، ۴٫ دارای هدف سیاسی و ۵٫ وحشت آفرین می باشد که ۶٫ از قوانین متعارف جنگ ها پیروی نمی کند، ۷٫ اهداف خودش را از بین جامعه انتخاب می کند و ۸٫ خواستار این است که رفتار خاصی را در جامعه موردنظر تغییر دهد (Garrison,2003,p.41;Shughart,2006,p.9). منظور از گروه های تروریستی نیز جنبش ها یا سازمان هایی هستند که حربه ی اصلی شان، خشونت سیستماتیک بوده است. بر همین  اساس، تروریسم، تاکتیکی حساب شده است که از انگیزه های سیاسی برانگیخته شده و از زور یا خشونت بر ضد حکومت ها، مردمان یا افراد استفاده می کند و نقش اصلی آن، تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی است (WeinbergPedahzurHirsch-Hoefler, 2004, p.786).

۳٫ تروریسم و نظریات روابط بین الملل

تروریسم، بر هم زننده امنیت است و امنیت یکی از مهمترین موضوعات نظریه های روابط بین الملل محسوب می شود. هر کدام از نظریات اصلی روابط بین الملل، پیرامون تروریسم به صورت مستقیم و نیز غیرمستقیم، در قالب مفاهیمی همچون ناامنی و آنارشی، مفروضات و نتایجی را بیان داشته اند. بررسی دیدگاه های تمام نظریات روابط بین الملل پیرامون تروریسم در فرصت این مقاله نمی گنجد، به همین دلیل، به یکی از مهمترین و با سابقه ترین دسته بندی ها رجوع می کنیم.

ای. اچ. کار و به تبع او تقریباً همه نظریه پردازان واقع گرا، نظریه های روابط بین الملل را به دو گروه اصلی واقع گرا(Realism) و آرمان گرا(Utopianism)تقسیم می کنند که این تقسیم بندی، منشأ بسیاری از تقسیمات بعدی نیز شده است. رئالیسم به نئورئالیسم تبدیل شد و لیبرالیسم، نئولیبرالیسم را معرفی کرد. با این توضیح، در میان نظریات روابط بین الملل، دو نظریه واقع گرا و آرمان گرا بنیادی ترین نظریات محسوب می شوند و مناظره اول این حوزه نیز محصول رقابت نظری این دو نظریه است.

٣.١. رئالیسم و تروریسم

فلسفه بدبینانه ماکیاولی و  هابز، انسان را موجودی شرور، خودخواه و منفعت طلب تعریف می کرد که شرارت، پرخاش گری، خودپرستی و خشونت را در ذات خود دارد. رئالیست ها نیز به همین نحو، انسان را بد ذات می دانستند که خشونت و منازعه در سرشت وی، امری طبیعی و غریزی است. پس کشورها نیز همچون انسان ها مهم ترین دغدغه شان، بقا و ادامه حیات است.

کشورها حتی از افراد نیز بیشتر احساس ناامنی می کنند، چون در نظامی قرار دارند که فاقد هرگونه مرجع و اقتدار مرکزی مشروع است که از به کارگیری زور و خشونت جلوگیری کند. در چنین وضعیتی، کشورها ارجحیتی بالاتر از امنیت و قدرت ندارند. در نتیجه، قدرت طلبی امری طبیعی در روابط بین الملل است و تأمین آن، حتی با توسل به زور و جنگ نیز جایز است(فیروزآبادی،۱۳۸۱ش، ص۸۷).

در هر صورت و با این چنین نگاهی، مسائلی که برای یک دولت، مهم و حیاتی به نظر می رسند، برای دولت های دیگر حیاتی و مهم محسوب نمی شوند. زیرا سیستم بین الملل، دولت-مرکز می باشد و هر دولتی در آن، منافع ملی خود را دنبال می کند. به طور مثال؛ یونان در دوره ای، پ. ک. ک را مبارزین راه آزادی می نامید و حتی به آنها کمک نیز می کرد، زیرا این امر موجب می شدکه ترکیه منابع بیشتری را درراه مبارزه با تروریسم هزینه کند و این مسأله، از نظر استراتژیکی به نفع یونان بود.

یکی از موانع در مسیر مبارزه با ترور بین المللی، سازمان های بین المللی می باشند، این نهادها با توجه به این که قدرت تأثیرگذاری بر روی کشورها را با توجه به سلسله مراتب قدرت ندارند، در معرض ناتوانی در مقابله با تروریسم قرار دارند. دولت ها نیز با توجه به این که منافع متفاوتی را تعقیب می کنند، دارای اولویت های مختلفی در این سازمان ها هستند و همزمان، هر گونه دخالت این سازمان ها در حاکمیت ملی  خود را بر نمی تابند (زمان لو، ۱۳۹۳ش).

نباید از نظر دور داشت که نظریات دسته اول(حلال مشکل) به دنبال حفظ وضع موجود هستند. بنابراین می توان میان ثبات هژمونیک و رشد تروریسم رابطه ای احتمالی یافت؛ بدین معنا که هژمون برای حفظ برتری خود و ساختار نظام بین الملل، با رفتاری در قالب حمایت یا بی توجهی و کناره گیری، زمینه را برای ایجاد و فعالیت گروه یا گروه های تروریستی و درگیر نمودن بخش های ضد هژمون فراهم می کند.

همچنین در نقد این رویکرد می توان گفت که امروزه همکاری هایی بین دولت ها در منطقه و جهان در راستای مبارزه با ترور انجام می گیرد، در عین حال دولت ها علاوه برحرکت در راستای منافع ملی، در چارچوب نزدیکی های فرهنگی و دینی نیز با بعضی گروه های تروریستی همکاری می کنند (همان).

٣.٢. لیبرالیسم و تروریسم

لیبرال ها از مفروضه های مشترکی راجع به واقعیت و جهان سیاست برخوردارند. به طور کلی، جهان بینی لیبرالیسم بر اعتقادات و مفروضه های زیر استوار است:

* سرشت و ذات بشر، اساساً خوب و نوع دوستانه است. بنابراین، انسان ها قادر به کمک متقابل و همکاری هستند.

* رفتار بد انسان، محصول و معلول انسان شرور نیست، بلکه معلول نهادها و ترتیبات ساختاری بشر است که انسان  ها را تحریک می کند تا خودپرستانه عمل کنند و به دیگران آسیب برسانند و بجنگند.

* انسان اگر بر مبنای فطرت خوب و نوع دوست خود عمل کند، رفتاری همکاری  جویانه و صلح آمیز خواهد داشت. به تبع آن، اگر انسان  ها و سیاست مدارانِ خودساخته و آموزش دیده در کشورها قدرت را به دست گیرند، صلح و همکاری بین المللی تحقق خواهد یافت.

* برای استقرار صلح و همکاری بین المللی، باید نهادها و ساختارهایی که انسان در آن از فطرت خود دور افتاده است و بر اساس آن، رفتار و عمل نمی کند را اصلاح کرد. همچنین برای این که بشر و فرد بتواند بر مبنای فطرت خود عمل کند، فرایندها و نظام  های تربیتی و اجتماعی باید اصلاح شود.

* کشورها نیز ذاتاً خودپرست و جنگ طلب نیستند، بلکه برعکس، همکاری جو و نوع دوست هستند و بنابراین قابلیت اصلاح رفتارهای نابهنجار خود را دارند (والت،۱۳۹۳ش).

در نظر لیبرال ها، مسائلی همچون ترور به غیراز همکاری و تعامل بین دولت ها و بازیگران، راه حل دیگری نمی تواند داشته باشد. به عنوان مثال، لیبرال های ترکیه معتقدند که همکاری نیروهای اطلاعاتی آمریکا و ترکیه در کنیا و دستگیری اوجالان درسال ۱۹۹۹، تقویت کننده این مدعامی باشد.

هر چند از منظررویکرد لیبرالیستی، همکاری و تعامل پیش فرض وضعیت نظام بین المللی محسوب می گردد، اما شکست ها و عدم موفقیت وضعیت فعلی در عرصه بین الملل این مسأله را تائید نمی کند. با در نظر گرفتن این واقعیت، نمی توان ادعا کرد که رویکرد لیبرالیستی، وضعیت فعلی مسائل ترور در جهان را به وضوح می تواند توضیح دهد. زیرا دولت ها در عین حال که در مبارزه با ترور دچار کاستی ها و مشکلات فراوان هستند، در مسأله تعریف این وضعیت(ترور و تروریسم) نیز دچار نقصان های زیادی می باشند.

از نگاه لیبرال ها، در حالی که سازمان های بین المللی قابلیت اعمال قوانین و ایجاد استاندارد ها را بر دولت ها دارند، اما درعرصه ی رفتارها و رخدادهای بین المللی شاهد هستیم که این سازمان ها در بسیاری از موارد نمی توانند بر روی دولت ها اعمال فشار و حاکمیت داشته باشند. صحنه ی درگیری ها در سوریه، لیبی، عراق و در وجهی دیگر در مسأله اوکراین، نمایان گراین نقطه ضعف سازمان های بین المللی می باشد.

 بعد از رخدادهای ۱۱ سپتامبر، شاهد تأسیس کمیته مبارزه باترور در سازمان ملل متحد بودیم، اما با همه امکاناتی که این کمیته در جریان حمایت از دولت ها برای مبارزه با ترور دارد، با توجه به عدم توافق بر سر موضوع تعریف ترور، شاهد عدم موفقیت این نهاد بین المللی هستیم (زمان لو، پیشین).

با نمایان شدن ضعف های تبیینی دو نظریه واقع گرایی و آرمان گرایی و شعبه های نظری ایجاد شده از آنان، نظریات انتقادی ایجاد شدند تا ضمن پوشش ضعف های نظریات دسته اول، طرح های جدیدی مبتنی بر رهایی بخشی ارائه نمایند. بررسی دیدگاه نظریات انتقادی پیرامون تروریسم نیز در مجال یک مقاله نمی گنجد. از این رو، در اینجا به یکی از مهمترین نظریات رهایی بخش، یعنی مکتب فرانکفورت که اتفاقاً با طرح واره ای موثر می تواند تروریسم را با نگاه جدیدی تبیین نماید، می پردازیم.

٣.٣. نظریات انتقادی و تروریسم

نظریات انتقادی می توانند بخشی از ترورهای امروز، به خصوص آن دسته از ترورها که به موضوع هویت برمی گردندرا تجزیه و تحلیل نماید. در روابط بین الملل از این اصطلاح به دو معنا استفاده می شود:

الف: معنای عام: شامل طیف وسیعی از دیدگاه های انتقادی در روابط بین الملل از جمله پساتجددگرایی، پساساختارگرایی، فمنیسم، مارکسیسم، نومارکسیسم، نظریه نظام جهانی، پست مدرنیسم، سازه انگاری و… می شود. در این معنا، نظریه انتقادی تلاشی میان رشته ای است که علم سیاست، روابط بین الملل، تاریخ و روانشناسی را ترکیب می کند تا نظریه های مختلفی از سیاست جهانی ارائه کند که هدف اصلی همه آنها، نشان دادن بدیل و جایگزینی در برابر برداشت واقع گرایانه از روابط بین الملل است.

ب: معنای خاص: نظریه انتقادی در معنای خاص آن، شامل دیدگاه های متأثر از مکتب انتقادی فرانکفورت و مباحث ماکس هورکهایمر و تئودور آدورنو و شاید بیش از همه، اندیشه های یورگن هابرماس در نقد تجدد و روشنگری، خصوصاً در تجلیات معرفتی و فرهنگی آن و یا تلاش برای هدایت مجدد تجدد به سمت ابعاد فراموش شده آن است. این نظریه در دیدگاه های افرادی چون رابرت کاکس(که نظریه انتقادی را نخستین بار وارد روابط بین الملل کرد)، ریچارد اشلی(که در آثار اولیه دهه۱۹۸۰ خود به مکتب انتقادی تمایل داشت) و مارک هافمن(که در نیمه دوم دهه۱۹۸۰ امیدوار بود نظریه انتقادی با جایگاهی که در مناظره میان پارادایمی برای آن می توان متصور بود، آینده رشته روابط بین الملل را در دست داشته باشد) در روابط بین الملل انعکاس یافته است.

از سویی دیگر، نظریات انتقادی از برخی آرای اندیشمندانی چون آنتونیو گرامشی و بحث های او در زمینه هژمونی، بلوک تاریخی، جامعه مدنی، انقلاب انفعالی، نقش روشنفکران و… متأثر است که می توان نمودهای آن را در نوشته های کاکس، استفن گیل و دیگران مشاهده کرد (مشیرزاده، ۱۳۸۴ش، صص۲۱۵-۲۱۴).

به طور کلی می توان گفت که درعرصه روابط بین الملل، این نظریه واکنشی به سلطه دیدگاه های نوواقع گرا و نولیبرالیسم(مبتنی برپروژه روشنگری و خردگرایی) بود. این رویکرد با اشاره به بحران مدرنیته، اندیشه های ترقی خواهانه قرون ۱۹و۲۰ را ناکارآمد دانسته و معتقد است که این اندیشه ها، برخلاف آرمان های اولیه خود، شکل جدیدی از برده داری به صورت نازیسم واستالینیسم را به ارمغان آورده اند (قوام، ۱۳۸۴ش، ص۱۹۲).

دانش مسلط بر حوزه مطالعاتی تروریسم، یک نمونه عالی از نظریه های حل مشکل است؛ بدین ترتیب که پدیده تروریسم در حوزه روابط بین الملل به منزله یک مشکل فرض شده است و نظریه های جریان اصلی، درصدد فراهم کردن یک راه حل به دولت در مقابله با تروریسم هستند. از طرف دیگر، نظریه های حل مشکل در تبیین پدیده تروریسم، ماهیتی ایدئولوژیک مبنی بر حفظ وضع موجود دارند و در راستای حل مشکل، دولت محور هستند؛ یعنی هر نوع خشونت از طرف گروه های غیردولتی را نامشروع می دانند و در عوض، استفاده دولت از خشونت را در چارچوب مبارزه با تروریسم مشروع جلوه می دهند (Jackson,2009,p.77).

داشتن رویکرد انتقادی به پدیده تروریسم، مجموعه ای از تعهدات فرانظری و اخلاقی-هنجاری را در بر می گیرد که یک موضع انتقادی نسبت به جریان ارتدوکس حاکم بر ادبیات مربوط به تروریسم دارد. از این منظر، رویکرد انتقادی یک پروژه ضدهژمونیک است که درصدد قرار گرفتن فراتر از نظریه حل مشکل در چارچوب وضع موجود است (قوام،۱۳۸۹ش، صص ۱۳-۱۲). بنابراین از لحاظ هستی شناسی در رویکرد انتقادی، تروریسم اساساً یک واقعیت اجتماعی است و ماهیت آن وابسته به بافت، شرایط، قصد و نیت و فرایند اجتماعی، فرهنگی، قانونی و سیاسی است. پس تروریسم نمی تواند یک وضعیت خاص مشخص باشد(Jackson et al,2009, p.222).

براساس نظریات انتقادی، تروریسم زمان مند و مکان مند است و نمی توان اطمینان داشت که یک گروه تروریستی تا ابد تروریستی خوانده شود.به همین دلیل، ممکن است یک حمله انتحاری در فلسطین از سوی اسرائیل، تروریستی و از سوی برخی کشورهای دیگر دفاع محسوب گردد.

۴٫ عرصه های تحول تروریسم

تحول در تروریسم متناسب با حوادث و تحولات تاریخی جهان بوده است. برخی صاحب نظران چهار موج را برای تحول تروریسم ترسیم کرده اند:

اولین موج که به موج آنارشیستی معروف  است،در دهه ۱۸۸۰ شروع شد و به مدت چهل سال ادامه پیدا کرد.به دنبال آن و در دهه  ۱۹۲۰، موج ضد استعماری شروع شد و در دهه ۱۹۶۰ از بین رفت. اواخر دهه ۱۹۶۰، موج چپ  جدید متولد شد و تقریباً تا دهه ۱۹۹۰ به طور لجام گسیخته ای ادامه یافت و هنوز هم در بعضی  از کشورها از قبیل سریلانکا، اسپانیا، پرو و کلمبیا گروه هایی از آن فعال است. چهارمین موج  یا موج مذهبی، از اواخر دهه ۱۹۷۰ شروع شد و اگر دنباله ای از امواج قبلی در نظر گرفته  شود، هنوز هم ادامه دارد (Rapaport,2004, p.47).

 این چهار موج، تشابهات زیادی با یکدیگر دارند، اما لزوماً یکسان نیستند. هر یک از آنها در محل متفاوتی شروع شده و دیگر گروه های شورشی را نیز درگیر کرده اند، علاوه بر این، بیشتراز اهداف و تاکتیک هایی استفاده می کنند که آنها را از موج های دیگر متمایز می سازد(Ibid, p.49).

والتر لاکوئر نیز در مقاله مشهور خود با عنوان «تروریسم پست مدرن»، تروریسم جدید را تروریسم پست مدرن نامید. به نظر وی، تروریسم نوین در چارچوب اهداف و قالب های مدرن همچون قدرت طلبی، منفعت جویی یا ملت گرایی نمی گنجد و اهداف یا قالب های پسامدرن  همچون مذهب، هویت و جهانی شدن برای توضیح آن لازم است(Laqueur,1996, p.24-36). برخی متفکران نیز حادثه ۱۱ سپتامبر را نقطه عطف و گذار تروریسم قدیم به تروریسم جدید می دانند. بنابراین در این مقاله سعی می شود میان تروریسم قدیم(سه موج اول) و تروریسم جدید(موج ۱۱ سپتامبر و پس از آن) تمایز قائل شویم.

برای آشنایی بیشتر با جزئیات تحول مفهومی تروریسم، می توان تحول در مصادیق، انگیزه، اهداف، ساختار سازمانی، ابزارها و جغرافیای تروریسم را جداگانه بررسی کرد.

۴.١. تحول در روش های تروریسم

روش های انجام اقدامات تروریستی به فراخور موضوعات و زمان ها متحول شده است. به عبارت دیگر، هیچ کدام از روش ها به صورت غالب و دائمی درنیامده اند، بلکه در گذر زمان دچار تحولاتی متناسب با سطوح اقدامات گشته اند.

تکنیک غالب کنش تروریستی در موج اول،قتل یا ترور شخصی بود. موج دوم با حمله به  اهداف نظامی مشخص می شد که در موج سوم، جای خود را به هواپیماربایی و در واقع،  آدم ربایی یا گروگان گیری داد. در سه دهه اول موج سوم، بیش از هفتصد هواپیماربایی رخ  داد. با پایان جنگ سرد و فروپاشی مارکسیسم، استراتژیست ها و متفکرین غرب از جمله  راپوپورت معتقدند قرن بیست و یکم شاهد برآمدن موج جدیدی از تروریسم است که تکنیک  خاص آن،عملیات انتحاری است (پورسعید،۱۳۸۸ش، صص۱۵۲-۱۵۱).

در این نوع عملیات ها، به دلیل آن که خودِ مهاجم تبدیل به بمب متحرک می شود، تشخیص موقعیت ناامن کننده برای قربانیان سخت و هدف گیری افراد و تجمع ها توسط تروریست ها دقیق تر صورت می گیرد. البته برخی از این اقدامات توسط گروه های مبارز و استشهادی صورت می گیرد و با عنوان مبارزه و مقاومت از آن یاد می شود که تفکیک این دو، موضوع این مقاله نیست.

۴.٢. تحول در انگیزه تروریسم

در تروریسم موج اول(آنارشیستی)، جهت حذف سنتی ها که مقابل پیشرفت تکنولوژی قرار می گرفتند و برانگیختن توده های مردم، استفاده از خشونت بیشتر نمادین بود و به پیامدهای عمل تروریستی توجه بیشتری نشان داده می شد. آنارشیست ها، استفاده از ترس و وحشت را برای تغییر انقلابی در جوامع شان ضروری می پنداشتند. ترور سران حکومتی، یکی از تاکتیک های مرسوم آنها بود که از جمله آنها می توان به ترور رئیس جمهور ایالات متحده، ویلیام مک کینلی در سال ۱۸۹۰ و تزار الکساندر دوم در سال ۱۸۸۱ اشاره کرد.

پایان جنگ جهانی دوم، سرآغاز حیاتی دوباره برای موجی از تروریسم شد که قبل از دهه  ۱۹۲۰نیز در جریان بود. این موج از تروریسم که به تروریسم ضد استعماری مشهور شد، بیشتر در خدمت ملی گرایی و تمایلات جدایی خواهانه ی نژادپرستانه قرار گرفت.

اما چیزی که  بعد از جنگ جهانی دوم در این موج تازگی داشت،این بود که اولاً تکنولوژی پیشرفت کرده  بود و طبعاً تروریست ها نیز از آن بهره مند می شدند و ثانیاً به موازات ضعیف شدن قدرت های  استعماری اروپا و تغییر محل قدرت جهانی از اروپا به آمریکا، موج ضد استعماری تروریسم در شمال آفریقا، مدیترانه و آسیا در خدمت جنبش های آزادی بخش ملی قرار گرفت. این موج  توانست در بعضی از کشورها مانند مصر و الجزایر به پیروزی دست یافته و این کشورها را به  استقلال برساند (Shughart, 2006, 13-19).

ضرورت روانی موج سوم یا موج چپ جدید را جنگ ویتنام به وجود آورد. این جنگ، دوگانگی زیادی درباره ارزش های سیستم موجود، به خصوص میان جوانان غربی به وجود آورد. گروه هایی که در موج سوم ظاهر شدند، در بیشتر مواردرادیکالیسم را با ناسیونالیسم  ترکیب کردند(گروه اتا در اسپانیا، ارتش سرّی ارمنی برای آزادی ارمنستان و ارتش آزادی بخش  ایرلند). واژه ی تروریسم بین المللی، که در طول موج آنارشیستی بارها استفاده می شد، برای  معرفی مبارزان موج چپ جدید بازآفرینی شد.

در واقع، ویژگی انقلابی پیوند مهمی میان گروه هایی که از ملیت های مختلف بودند، ایجاد می کرد. برجسته ترین تاکتیک مورد استفاده  در این موج، هواپیماربایی بود که در طول دهه ۱۹۷۰ بیش از صدبار اتفاق افتاد. آدم ربایی نیز تاکتیک دیگر این موج بود که در طول چهارده سال و بعد از سال ۱۹۶۸، ۴۰۹ مورد در کشورهای ایتالیا، اسپانیا و آمریکای لاتین به وقوع پیوست(Rapaport,2004:54-56; Shughart,2006:20) .

موج مذهبی در اواخر دهه ی۱۹۷۰ شروع شد (بخشی شیخ احمد،۱۳۸۷). در موج های قبلی  نیز معمولاً مذهب نقش مهمی داشته است. همان طور که مبارزات ارمنیان، مقدونیان، ایرلندیان، قبرسیان و… نشان می دهد، فعالیت های مذهبی و قومی نیز در مبارزات آنها وجود داشته است، اما تنها در این موج است که مذهب نقش بسیار متفاوت و مهمی ایفا می کند(Rapaport,2004:58). در واقع، یکی از خصوصیاتی که به تروریسم  فعلی، صفت نوین بودن بخشیده است، استفاده از مذهب است. البته مذهب فقط وسیله ای  برای مشروعیت بخشیدن به خشونت است و چنین گروه هایی فقط می خواهند با توجیه  مذهبی، مردم را به خود بدبین نکنند.

 بر همین اساس، آنها همچون گذشته به اهداف سیاسی  خود پایبند بوده و آنها را دنبال می کنند(Tucker,2001:6). با این  حال، درهم تنیدگی  انگیزه های مذهبی و اهداف سیاسی سبب شده است تا تمایز میان جنبه های مذهبی و سیاسی گروه های تروریستی مذهبی مشکل شود(Ranstorp,1996, p.42). بدین سان، تروریسم نوین از دل تروریسم مذهبی بیرون آمده و تفاوت های فاحشی با سه موج اول  تروریسم مدرن دارد (بهاری و بخشی شیخ احمد ۱۳۹۰،ص ۱۵۶).

از جمله عوامل بی ثباتی در قرن بیست و یکم، الهیات رادیکال و خشونت مذهبی است. این نوع  از الهیات، از ایدئولوژی مذهبی رادیکال به مثابه ابزاری برای رسیدن به اهداف سیاسی استفاده  می کند. بر همین اساس، بارزترین وجه تمایز تروریسم نوین، تأکید آن بر مذهب است (Brown,2007:31).البته نهضت های رهایی بخش ملی را نمی توان در زمره گروه های تروریستی قرار داد. برای مثال حزب الله لبنان یا گروه های مبارز در فلسطین برای به دست آوردن سرزمین های از دست رفته یا مورد تهدید قرار گرفته با حمایت مردمان شان در حال مبارزه هستند و این مبارزه علنی، مستمر و نه ناگهانی است.(برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به مقاله «نهضت های رهایی بخش ملی و تروریسم بین الملل از دید حقوق بین الملل» نوشته دیدخت صادقی حقیقی، مجله اطلاعات سیاسی- اقتصادی، شماره ۲۰۵ و ۲۰۶، مهر و آبان ۱۳۸، صص۳۷-۲۸)

تروریسم نوین را تروریسم پست مدرن  نیز نامیده اند. بر این  اساس، تروریسم نوین «در چارچوب اهداف و قالب های مدرن همچون قدرت طلبی، منفعت جویی و یا ملیت گرایی نمی گنجد و اهداف و قالب های غیرمدرن یا فرامدرن  همچون مذهب، هویت و جهانی شدن برای توضیح آن لازم است.» در واقع، عاملان تروریسم  نوین «صرفاً به رستگاری پس از مرگ می اندیشند و سود و زیان دنیوی و عقلانیت مدرن در محاسبات آنها جایی ندارد.» (پورسعید،۱۳۸۵ و ۸۲۵-۸۲۴)

آنها خود را مستضعفانی معرفی  می کنند که برای گرفتن حق خود، بر ضد ستمگران قیام کرده اند و می خواهند ملت خود را یا از دست حاکمان ظالم و یا از دست دشمنان خارجی نجات دهند. با این  همه، بیشتر تروریست های  مذهبی مایلند که شهروندان غیرنظامی را هدف قرار دهند و هیچ توجهی به جنس و سن اهداف  ندارند؛ ازاین رو، به وسیله ی بسیاری از هم کیشان خود طرد می شوند (Ashraf,2004:36).

تروریسم قدیمی به طور مشخص از انگیزه های غیرمذهبی یا سکولار برانگیخته شده و دارای اهداف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی قابل تعریف است. مذهب ادعایی در نئو تروریسم، دو کاربرد داخلی و خارجی پیدا می کند: اول این که در گردهمایی نیروهای سرخورده داخلی به عنوان یک انگیزش دینی عمل می کند و دوم این که؛ پتانسیل جذب نیرو از خارج را به عنوان یک محل هویت جدید در برابر هویت عصر مدرن دارد.

انگیزش؛ عامل توریسم تروریسم

سازمان ملل متحد اعلام کرد: حدود ۱۵ هزار تروریست خارجی از ۸۰ کشور جهان برای جنگ در کنار گروه تروریستی داعش به عراق و سوریه رفته اند.براساس این گزارش، عناصر تروریست خارجی از کشورهای فرانسه، روسیه و انگلیس و در مجموع از ۸۰ کشور جهان عازم عراق و سوریه شده اند (guardian,2014).

در نئو تروریسم، ایجاد تنوع در پاسخ به انگیزه ها، یکی از روش های جذب نیرو در گروه های تروریستی است. در این گروه ها، امکان فعالیت های آزادانه وجود دارد. بر خلاف شبکه هرمی تروریستی کلاسیک که دستور از بالا به پایین ارسال می شد، در نئوتروریسم شبکه غیرمتمرکز و کمتر دستوری است. در نتیجه، افراد را برای ارضای نیازهای هیجانی و انگیزشی آزاد می گذارد. حتی می توان جذب نیروهای خارجی از کشورهای صنعتی و رشد یافته را نیز با بررسی انگیزشی در موج نئوتروریسم بررسی کرد. رشد بازی های کامپیوتریِ خشن بدون این که محلی برای ارضای تمایلات شرارت انگیزِ رشدیافته فراهم کند، می تواند از محیطی نظیر مناطق داعش برای تجربه هیجان واقعی بهره برداری کند.

از افسار گسیختگی جنسی نیز به عنوان یک عامل انگیزشی و هیجانی برای جذب همکار در گروه های نئوتروریستی یاد می شود. جهاد نکاح و فراهم آوردن امکان بوالهوسی افراطی، شرایط جذابی را برای افرادی ایجاد می کند که قوانین و عرف جامعه خود تاکنون مانع اقدامات آنان شده بود.

۴.٣. تحول در اهداف تروریسم

منظور از اهداف تروریسم در این بخش، قربانیان تروریسم است. اهداف انتخاب شده ی تروریست های قدیمی تر، واقع بینانه تر و قابل فهم  بود. آنها نمی توانستند دست به کشتار جمعی بزنند؛ زیرا متحدان و حمایت کننده های خود را از دست می دادند. بنابراین در انتخاب اهداف خود، دقت بیشتری می کردند و بیشتر، اهدافی را انتخاب می کردند که ارزش سمبولیک داشته باشند (مانند رهبران سیاسی،سران حکومت، سفارت خانه هاو ساختمان های نظامی و مالی). در واقع، آنها از اعمال خود به عنوان تبلیغی برای  افزایش حمایت های عمومی استفاده می کردند(Spencer,2006:6-7) .

تفاوت تروریسم نوین با گونه های گذشته ی آن،این است که  قربانیان آن، بیشترشهروندان بی گناهی هستند که یا به طور تصادفی انتخاب شده  یا آن که  به طور اتفاقی در موقعیت های تروریستی حضور داشته اند. (Manin,2008:163) هدف تروریسم نوین، بر جای گذاشتن بیشترین ویرانی ممکن است که آن را از طریق اشکال ویرانگر تسلیحات یا تکنیک ها همچون تروریسم انتحاری عملی می کند، در صورتی که تروریسم قدیم، در پی آفرینش نمایشی دراماتیک از طریق کمترین خسارات بود (Zalman,2014).

همچنین در نئوتروریسم، ایجاد هژمونی خبری از اقدامات گروه ها بسیار مهم و حتی جزو اهداف حیاتی محسوب می شود. این هژمونی خبری، وحشت از گروه را بالا می برد و ممکن است بسیاری از سنگرها آسان تر و بدون مقاومت فتح شود. همچنین در خارج از مرزها نیز موجی از ترس ایجاد می کند و ممکن است همین موج، مشتری های خاصِ خود را داشته باشد. برای در صدر قرار گرفتن خبری، نیاز به اقدامات بدیع است. امروز دیگر یک تصادف یا حتی انفجار کوچک، نمی تواند در صدر اخبار قرار گیرد و به همین دلیل، مدل قتل و ترور تغییر می کند. بریدن سر چند نفر با اره برقی و پخش تصاویر آن در فضای مجازی، میلیون ها بازدید کننده به خود اختصاص می دهد.

در دنیای جدید، رویداد تروریستی می بایست آنقدر بزرگ باشد که در صدر اخبار همه  شبکه های جهانی قرار گیرد و این، مستلزم قربانیان انبوه و تخریب گسترده است. بنابراین قربانیان عملیات تروریستی می بایست از میان همان اکثریت خاموش و به صورت«فله ای» انتخاب شوند. انتخاب مکان های عمومی برای عملیات که در آنها، قربانیان کمترین امکان را برای فرار یا جان سالم به در بردن داشته باشند؛ مانند هواپیماهای در حال پرواز، برج های بلند، ایستگاه های مترو و مواردی از این دست در همین چارچوب قابل توجیه است (پورسعید، پیشین،ص۱۶۵). مشخصه تروریسم در دوران معاصر، کشیدن مردم به صحنه جنگ و قدرت و استفاده از آنها برای اتخاذ راهبردهای مستقیم و غیرمستقیم برای کسب قدرت و امتیاز است (بهاری و بخشی شیخ احمد ۱۳۹۰،ص ۱۵۲).

مراجع

۱٫ ابن تیمیه، احمد، درء تعارض العقل و النقل، به کوشش محمد رشاد سالم، ریاض: دارالکنوز الادبیه، ۱۳۹۱ق.

۲٫ ارس، بولنت، القاعده،جنگ علیه تروریسم و ترکیهدرسیاست خارجی  حزب عدالت و توسعه ترکیه، ترجمه حسن نقدی نژاد و امیر محمد سوری، پژوهش  نوزدهم، تهران، مرکز تحقیقات استراتژیک، ۱۳۸۶٫

۳٫ احمدوند، شجاع، رویکردی نظری به مفهوم بنیادگرایی(با تأکید بر بنیادگرایی یهودی)، پژوهشنامه علوم سیاسی، دوره اول، شماره ۲، ۱۳۸۵٫

۴٫ امام زاده فرد، پرویز و رضا درداد، درویش، دکترین امنیت ملی امریکا؛ گذشته، حال و چشم انداز آینده، کتاب امریکا ۷، تهران، مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران، ۱۳۸۴٫

۵٫ ایسنا، افزایش تعداد آوارگان عراقی به بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار تن به نشانی www.isna.ir ، تاریخ ۱۴/۸/۱۳۹۳٫            

۶٫ بدی،توماسجی، «تعریف تروریسم بین المللی؛ نگرش علمی»، ترجمه سیدرضا میرطاهر، فصلنامه مطالعات راهبردی، شماره ۵ و ۶، ۱۳۸۷٫

۷٫ بخشی شیخ احمد، مهدی، «القاعده و تروریسم مذهبی»، فصلنامه علوم سیاسی، سال  یازدهم، شماره ۱۴، بهار ۱۳۷۸٫

۸٫ بهاری، بهنام و بخشی شیخ احمد، مهدی تحول مفهوم تروریسم؛ از انگیزه تا گستره فعالیت ، فصلنامه علمی-پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی، سال هشتم، شماره ۷۲، ۱۳۹۰٫

۹٫ بی نام، «تروریسم مذهبی»: خروجی ادبیات سیاسی جریان سلفی است، شیعه نیوز، منتشر شده در نشانی
www.shia-news.com تاریخ ۲۸/۱/۹۳٫

۱۰٫ پاکتچی، احمد، تعریف و رابطه دو مفهوم سلفیه و بنیادگرایی، پایگاه پژوهشی تخصصی وهابیت شناسی، منتشر شده در نشانی: http://www.vahhabiyat.com/main.aspx?catid=0&typeinfo=1&lid=0&mid=2153

۱۱٫ پورسعید، فرزاد، «تروریسم نوین و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران»، مجله مطالعات  راهبردی، شماره ۴، ۱۳۸۵٫

۱۲٫ پورسعید، فرزاد، «تحول تروریسم در روابط بین الملل»، مجله مطالعات راهبردی، شماره ۴۶، زمستان ۱۳۸۸٫

۱۳٫ حشمتی، امیر، دولت-ملت ناکام در مصر، منتشر شده در سایت زیر: amirheshmati.ir/fa/index.php?ID=79، ۱۴/۹/۱۳۹۳٫

۱۴٫ خراسانی، رضا، «تروریسم مذهبی، خروجی ادبیات سیاسی جریان سلفی است»، شیعه نیوز، ۲۸/۱/۱۳۹۳٫

۱۵٫ دهقانی فیروزآبادی، سید جلال، تحول نظریه های منازعه و همکاری در روابط بین الملل، پژوهش حقوق و سیاست، شماره ۸،۱۳۸۱٫

۱۶٫ زمان لو، حسین، تروریسم از منظر تئوری های روابط بین الملل، سایت دیپلماسی ایرانی، ۱۸/۴/۱۳۹۳٫

۱۷٫ سلیمانی، رضا، «آشفتگی معنایی تروریسم»، فصلنامه علوم سیاسی، سال نهم، شماره ۶۳، زمستان ۱۳۸۵٫

۱۸٫ عالم، عبدالرحمن، آنارشیسم؛گذشته،حال و آینده، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، شماره ۵۶، پاییز ۱۳۸۳٫

۱۹٫ قنوجی، صدیق، ابجد العلوم، به کوشش عبدالجبار زکار، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۹۷۸م.

۲۰٫ قوام، عبدالعلی، روابط بین الملل: نظریه ها و رویکردها، تهران: انتشارات سمت، ۱۳۸۴٫

۲۱٫ قوام، عبدالعلی، بررسی تطبیقی پدیده تروریسم از دیدگاه نظریه های ارتدوکس و انتقادی: مطالعه موردی حزب کارگران کردستان ترکیه، فصلنامه رهیافت های سیاسی و بین المللی، شماره ۲۲، تابستان۱۳۸۹٫

۲۲٫ گیدنز، آنتونی، جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نشر نی، ۱۳۷۶٫

۲۳٫ مشیرزاده، حمیرا، تحول در نظریه های روابط بین الملل، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۸۴٫

۲۴٫ مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج۷، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۹۰٫

۲۵٫ مولایی، حسین، بازی غرب با گروه های تروریستی و تکفیری، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، منتشر شده در سایت مرکز، ۱۳۹۳٫

۲۶٫ نقیب زاده، احمد، «کارکردهای آشکار و پنهان تروریسم»، زمانه، شماره ۱۵، آذر۱۳۸۵٫

۲۷٫ والت، استفان ام، روابط بین الملل: یک جهان،  چندین تئوری(۱)، ترجمه حسن مهدویان، منتشر شده در

http://www.bashgah.net/fa/content/show/20215 ،۱۳/۴/۱۳۹۳٫

۲۸٫ یزدانی، عنایت الله و ایزدی، هجرت، تروریسم اسلامی: افسانه یا واقعیت، مجله علوم سیاسی، شماره ۳۹ و ۴۰، پاییز و زمستان ۱۳۸۶٫

۲۹٫ Ashraf, M. A, 2004, .True Islamic Teachings Compared to Al _ Qaeda.s Doctrine., The Review of Religions, Vol. 99, No. 4, April.

۳۰٫ Baylis, John & Smith, Steve, 2005, The Globalization of World Politics,An Introduction to International Relation, oxford: oxford Up, the Second edition.

۳۱٫ Barzegar, Keyhan, 2005, .The Middle East and the «New Terrorism».,Journal on Science and World Affairs, Vol. 1, No. 2.

۳۲٫ Bergesen, Albert J. & Omar A.Lizardo, 2004, «International Terrorism and the World _ System», Sociological Theory, Vol. 22, No. 2.

۳۳٫ Beam, Louis, 1992, .Leaderless Resistance.,The Seditionist, Issue12, February, also available at: www.louisbeam.com/leaderless.html.

۳۴٫ Brown, Cady, 2007, .The New Terrorism Debate., Alternatives:Turkish Journal of International Relations, Vol. 6, No. 3 & 4, Full& Winter.

۳۵٫ Campbell, James (2000). «On Not Understanding the Problem» in Hype or Reality?The new terrorism and mass casualty attacks, Brad Roberts (ed), Alexandria: the hemical and Biological Arms Control Institute.

۳۶٫ «Foreign jihadists flocking to Iraq and Syria on ‹unprecedented scale› – UN»,۲۰۱۴, available at: http://www.theguardian.com/world/2014/oct/30/foreign-jihadist-iraq-syria-unprecedented-un-isis, 30 October.

۳۷٫ Garrison, Arthur H, 2003, «Terrorism: the Nature of Its History», Criminal Justice Studies, Vol. 16 (1).

۳۸٫ Gomaa, Ahmed M, (1983), «Islamic Fundamentalism in Egypt during the 1930s and 1970s: Comparative Notes», Islam, Nationalism and Radicalism in Egypt and the Sudan, New York: Preager.

۳۹٫ Jackson, Richard (2009), «Knowledge, Power and Politics in Study of Political Terrorism», Critical Terrorism Studies: A new Research agenda, New York, Routledge.

۴۰٫ Laqueur, Walter, 1996,»Postmodern Terrorism»,Foreign Affairs,Vol.75,No.5.

۴۱٫ Lesser, Ian O, 1999, .Countering The New Terrorism: Implications for Strategy., in: Countering the New Terrorism, eds. Ian O. Lesser et al, Santa Monica, Calif: RAND.

۴۲٫ Manin, Bernard, 2008, .The Emergency Paradigm and The NewTerrorism., Publie dans Sandrine Baume, Biancameria Fontana, (dir, de), Les Usages de la Separation des Pouvoirs, Paris, Michel Houdiard.

۴۳٫ Mora, Edwin, Sunni Muslim ‹Extremists› Committed 70٪ of Terrorist Murders in 2011, available at: http://cnsnews.com/news/article/sunni-muslim-extremists-committed-70-terrorist-murders-2011, August 3, 2012 .

۴۴٫ Ranstorp, Magnus, 1996, «Terrorism in the Name of Religion», Journal of International Affairs, Vol. 50, No. 1, summer.

۴۵٫ Rapaport, David C, 2004, «The Four Waves of Modern Terrorism», In: A. K. Cronin and J. M. Ludes (eds.), Attacking Terrorism: Elements of a Grand Strategy, Georgetown University Press.

۴۶٫ Shughart, William F, 2006, «An Analytical History of Terrorism, 1945 _ 2000», Public Choice, Vol. 128, No. 1, spring.

۴۷٫ Spencer, Alexander, 2006, .Questioning the Concept of «New Terrorism».,Peace Conflict and Development, Issue 8, January.

۴۸٫ Tran, Mark and Weaver, Matthew, Isis announces Islamic caliphate in area straddling Iraq and Syria Available at:http://www.theguardian.com/ world/2014/jun/30/isis-announces-islamic-caliphate-iraq-syria

۴۹٫ Tucker, david, 2001, «what›s new aboat the new Terrorism and how dangerous is it?» terrorism and political volence, No.13, autumn.

۵۰٫ Turabi, Hassan, 1992, The Islamic Awakening,s Second Wave, New Perspectives Quarterly, V.9.

۵۱٫ Weinberg, Leonard & Ami Pedahzur & Sirvan Hirsh _ Hoefler, 2004, «The Challenge of Conceptualizing Terrorism», Terrorismand Political Violence, Vol. 16, No. 4.

۵۲٫ Zalman, Amy, 2014, What›s So New about the «New Terrorism»?, available at:http://terrorism.about.com/b/2008/03/01/whats-so-new-about-the-new-terrorism.htm.

نویسندگان:

علیرضا رضایی: دکتری روابط بین الملل و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

امیر حشمتی: دانش  پژوه دکتری تخصصی روابط بین  الملل دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

فصلنامه حبل المتین شماره ۱۴

ادامه دارد…

انتهای پیام/فارس

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme