https://telegram.me/empireoflies

۴ جنایت نابخشودنی آمریکا در آبهای ایران

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: دریافت غرامت ۲ میلیارد دلاری از دارایی‌های ایران که چندی پیش دیوان عالی آمریکا به بهانه انفجار بیش از سه دهه پیش در بیروت تصویب کرد، بهانه‌ای شد تا به بررسی برخی مستندات غیر قابل انکار در زمینه فجایع و جنایت‌هایی که آمریکا در کشور ما رقم زده است، بپردازیم.

با نگاه به مستندات بیشمار و غیرقابل انکار، آمریکا در بسیاری از فجایع و جنایت‌هایی که در کشور ما رقم خورده و آسیب‌های فراوان و بعضاً غیرقابل جبران برای ملت ما به همراه داشته است، نقش مستقیم و غیرمستقیم داشته که می‌توان برای هرکدام از این فجایع و حوادث، پرونده‌های متعدد حقوقی را در مجامع قضایی و کیفری بین‌المللی طرح و طرف آمریکایی را مجبور به پرداخت غرامت کرد.

اتاق خبر ۲۴ با هدف بازخوانی پرونده‌های متعدد این کشور علیه ایران در گزارش اول، دوم، سوم و چهارم خود به بررسی بخشی از مستندات جنایت‌های آمریکا علیه ملت ایران که هر کدام در جایگاه خود نیازمند دریافت غرامت‌های میلیاردی است، پرداخت.

در گزارش زیر مواردی دیگر از مستندات جنایت‌های آمریکا علیه ملت ایران بررسی شده است:

حمایت از صدام برای حمله به ایران از طریق فعالیت‌های جاسوسی

تهاجم نظامی عراق به ایران در سپتامبر ۱۹۸۰ (شهریور ۱۳۵۹) که منجر به وقوع جنگ هشت ساله بین دو کشور شد، در آخرین ماه‌های دوران ریاست جمهوری کار‌تر آغاز شد و در دوران ریگان ادامه یافت.

با شروع حمله عراق به ایران، در حالی که بیش از ۸۰ کشور به صورت رسمی و غیر رسمی عراق را یاری می‌دادند جمهوری اسلامی ایران حتی از داشتن حق خرید سیم خاردار که یک وسیله غیرنظامی محسوب می‌شد، محروم بود.

آمریکا که در جنگ عراق با ایران اصلی ترین حامی صدام در جنگ با ایران به شمار می‌آمد، دو هدف را دنبال می‌کرد:

هدف کوتاه‌مدت آمریکا، آزادسازی گروگان‌های خود پس از حمله ناکام به طبس و کودتای نوژه بود و دیگر اینکه آمریکا به دنبال مهار انقلاب اسلامی و جلوگیری از صدور انقلاب بود. برژینسکی مشاور امنیتی کار‌تر، شروع جنگ منطقه‌ای علیه ایران را راه حل مناسبی برای جلوگیری از صدور انقلاب دانست و عنوان کرد که «آمریکا در مقابله با انقلاب ایران، باید تقویت دولت‌هایی را که توان انجام عملیات نظامی علیه رژیم ایران را دارا هستند مورد توجه قرار دهد.» لذا وی در یک ملاقات سری با صدام این باور را در وی به وجود آورد که آمریکا به طور تمام قد حامی عراق است.

«گری سیک» عضو شورای امنیت ملی دولت آمریکا در زمان جیمی کار‌تر می‌گوید: پس از واقعه گروگانگیری در تهران، دیدگاه بسیار غالبی در آمریکا و به ویژه از طرف شخص برژینسکی (مشاور امنیت ملی رییس جمهور) وجود داشت که ایران را باید به طور همه‌جانبه تنبیه کرد. بیانیه‌های عمومی که او صادر می‌کرد، بر این مضمون تاکید داشتند که آمریکا مانعی بر سر تحرکات عراق بر ضد ایران نمی‌بیند.

تجهیز نظامی، تنها یک بعد از حمایت آمریکا از صدام در طول جنگ محسوب می‌شود. علاوه بر این دولت ایالات متحده‌ آمریکا، اعتباری به مبلغ ۸۴۰ میلیون دلار برای واردات مواد غذایی در اختیار عراق قرار داد تا در ادامه جنگ، اذهان داخلی عراق برضد جنگ با ایران تحریک نکند. همچنین از سوی آمریکا وامی به مبلغ یک میلیارد دلار برای خرید و به‌کارگیری توانایی ساخت سلاح به عراق واگذار شد.

خارج کردن عراق از لیست کشورهای حامی تروریسم، اقدام دیگری بود که به تجهیز تسلیحاتی عراق کمک کرد. علاوه بر این، آمریکا عربستان را تشویق کرد تا با کاهش قیمت نفت، ایران را از مهم‌ترین منبع درآمد برای تأمین هزینه‌های جنگ، محروم کند.

در طول جنگ، صدام با دریافت بیش از ۶۰ میلیارد دلار از رژیم‌های غربی، نیازهای مالی اقتصاد وابسته خویش را تامین می‌کرد. آمریکا علاوه بر تجهیز عراق، با کارشکنی تلاش‌هایی را در جهت محکومیت ایران در سازمان‌های بین‌المللی و جلوگیری از انتقال صحبت‌های به حق مسئولین ایرانی به دیگر کشور‌ها و سازمانهای بین المللی انجام می‌داد. حمایت دول غربی و در راس آن‌ها آمریکا از صدام، موجب شعله‌ور شدن آتش جنگ می‌شد.

هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران

در دوازدهم تیرماه ۱۳۶۷ شمسی برابر با سوم ژوئیه ۱۹۸۸ میلادی، هواپیمای مسافری ایرباس ایران که از بندرعباس عازم دُبی بود، بر فراز آب‌های خلیج فارس و در نزدیکی جزیره «هنگام» مورد هجوم یگان‌های دریایی متجاوز آمریکایی مستقر در آب‌های خلیج فارس قرار گرفت و سقوط کرد. این هواپیما که با موشک ناو جنگی وینسنس مورد حمله عمدی نیروهای تجاوزگر و جنایت پیشه شیطان بزرگ قرار گرفت حامل ۲۹۸ مسافر و خدمه بود که تمامی آن‌ها اعم از مرد و زن و کودک و نوجوان و کهنسال با وقوع این جنایت فجیع به شهادت رسیدند.

در میان سرنشینان هواپیما، ۶۶ کودک زیر ۱۳ سال، ۵۳ زن و ۴۶ تن تبعه کشورهای خارجی نیز بودند که کشته شدند. ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران از سوی جنایتکاران آمریکایی، در حقیقت یکی دیگر از مراحل رویارویی استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران برای تقویت متجاوزان عراقی در جبهه‌های جنگ بود. پس از سقوط این هواپیما، مقامات آمریکایی برای توجیه این جنایت نابخشودنی، دلایل ضد و نقیضی عنوان کردند و کوشیدند این اقدام خصمانه را یک اشتباه قلمداد کنند.

اما با توجه به مجهز بودن کشتی جنگی وینسنس به پیشرفته‌ترین سیستم‌های راداری و رایانه‌ای و همچنین مشخص بودن نوع هواپیمای در حال پرواز، مسلم شد که احتمال اشتباه وجود نداشته و این اقدام، کاملاً خصمانه بوده است. با این حال مقام‌های آمریکایی پس از چندی، در توهینی آشکار به ملت ایران، مدال شجاعت بر گردن ناخدای این ناو انداختند و بدین سان حمایت رسمی خود را از این جنایت اعلام کردند.

این جنایت نیز در کنار جنایات بی‌شمار دولت آمریکا، در پرونده سیاه استکبار جهانی ثبت شد و لکه ننگ دیگری بر تارک آن جنایت پیشگان نقش بست.

بحث پرداخت غرامت به بازماندگان قربانیان حادثه، از نخستین روزهای وقوع آن از سوی جمهوری اسلامی ایران مطرح بود. سرانجام یکی از اعضای هیأت نمایندگی آمریکا در اجلاس شورای «ایکائو» که سازمانی تخصصی و وابسته به سازمان ملل و سازمان هواپیمایی کشوری است، اظهار داشت که آمریکا خود را مسؤول حادثه نمی‌داند، امّا حاضر است به عنوان کمک انسانی، مبلغی به بازماندگان حادثه و نه به دولت ایران، بپردازد.

از این رو، دولت آمریکا مبلغ ۵۵ میلیون دلار برای خانواده‌های قربانیان و نیز مبلغ ۴۰ میلیون دلار برای غرامت ناشی از سقوط هواپیمای مسافربری پرداخت (برخی می‌گویند از این مبلغ فقط ۵۵ میلیون دلار آن پرداخت شده است) و به این ترتیب، ضمن ختم غائله، از زیربار مسؤولیت این حادثه شانه خالی کرد.

هلی کوپترهای آمریکایی با شلیک موشک یک کشتی تجاری ایرانی را غرق کردند

در ۳۰ شهریور ۱۳۶۴، کشتی تدارکاتی و لجستیکی ایران، موسم به «ایران اجر» متعلق به نیروی دریایی ارتش جمهوی اسلامی ایران که از بندرعباس به سوی بندر بوشهر در آب‏های بین ‏المللی در حرکت بود، از سوی دو فروند هلی‏کوپ‌تر آمریکایی به اتهام مین گذاری، بدون هیچ هشداری مورد حمله قرار گرفت.

در ۳۱ شهریور ۱۳۶۶ وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد که یک کشتی باری ایرانی را که مشغول مین‌گذاری بوده توقیف کرده و ۲۶ نفر از خدمه آن را هم به اسارت گرفته است. دست کم سه نفر از خدمه ایرانی کشتی هم در جریان حمله هلیکوپترهای آمریکایی و شلیک موشک به شهادت رسیدند.

پس از این حادثه، سفیر آمریکا در سازمان ملل اعلام کرد که چون این کشتی در حال مین گذاری بوده است، بر اساس قوانین متعارف، مستلزم برخورد بود. چند روز بعد، مجلس سنای آمریکا با حمایت از اقدام نظامی نیروی دریایی آمریکا، قانونی تصویب کرد که به موجب آن، نیروی دریایی آمریکا، حق داشت هر کشتی ایرانی را که سعی کند مانع از عبور کشتی‏های آمریکا شود، غرق می‌کند و تمامی این کار‌ها، برای فشار به ایران برای قبول قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران و منزوی ساختن آن بود که نه تنها غرامتی بابت آن پرداخت نشود بلکه عذرخواهی ساده هم صورت نگرفته است.

حمله به قایق‌های سپاه در جزیره فارسی

در ۱۶ مهر ۱۳۶۶ هلیکوپترهای آمریکایی به گروهی از قایق‌های سپاه پاسداران در نزدیکی جزیره فارسی، در آب‌های میان ایران و عربستان در خلیج فارس، حمله کردند. در این حمله یک قایق سپاه غرق شد و دو قایق دیگر هم آسیب دیدند.
آمریکایی‌ها در این حمله شش نفر از نیروهای سپاه را هم به اسارت گرفتند که دو نفر از آن‌ها شهید شدند اما با این وجود تاکنون غرامتی در این زمینه پرداخت نشده است.

حمله به سکوهای نفتی رشادت

در ۲۷ مهر ۱۳۶۶ نیروهای آمریکایی سکوهای نفتی ایران را در میدان نفتی رشادت از بین بردند. آمریکا مدعی بود که سه روز پیش از آن نیروهای ایرانی در نزدیکی جزیره فاو به یک نفتکش کویتی که با پرچم آمریکا حرکت می‌کرد، با موشک کرم ابریشم حمله کرده بودند. در آن حمله ۱۵ نفر از خدمه نفتکش زخمی شدند و یک ناخدای آمریکایی بینایی‌اش را از دست داد. ایران انجام این حمله را رد می‌کرد.

آمریکا مدعی بود که از سکوهای نفتی میدان رشادت برای پشتیبانی عملیات نظامی استفاده شده است.

نخست کشتی‌های آمریکایی سکو‌ها را گلوله‌باران کردند و پس از آن با استفاده از مواد منفجره آن‌ها را نابود کردند. از آنجا که خط لوله‌ای میان سکوهای نفتی میدان رشادت و میدان رسالت وجود داشت، حمله آمریکا به سکوهای میدان نفتی رسالت هم آسیب زد.

پس از این بود که رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت آمریکا حمله به سکوهای نفتی ایران را «اعمال حق دفاع مشروع» توصیف کرد.
تجاوز مسلحانه آمریکا به تمامیت ارضی ایران، نقض منشور ملل متحد و حقوق بین الملل و نقض مجدد ادعاهای ظاهری آنان در رعایت بی‌طرفی و نقض کلیه بندهای قطعنامه‏‌های شورای امنیت بود.

این حمله تجاوزکارانه آمریکا به سکوهای نفتی ایران در خلیج فارس، واکنش‏های متعددی در کشورهای مختلف به دنبال داشت و برخی کشور‌ها این اقدام تجاوزکارانه را محکوم کردند.

حادثه فرودین ۱۳۶۷

به دنبال حمله نیروهای آمریکایی به سکوهای نفتی ایران در خلیج‌فارس در ۲۹ فروردین سال ۱۳۶۷، به ناوچه موشک‌انداز جوشن که در حال گشت در خلیج‌فارس بود، مأموریت داده شد که برای بررسی وضعیت به آن منطقه عزیمت کند.

نیروهای آمریکایی پس از آنکه متوجه نزدیک شدن ناوچه مذکور به منطقه شدند، به ناوچه جوشن که در آبهای کشور خودمان قرار داشت، اخطار کردند که از منطقه خارج شود. فرمانده ناوچه در پاسخ به آمریکایی‌ها گفت که «این آبهای ماست و شما باید از منطقه و از آبهای ایران خارج شوید.» سپس آمریکایی‌ها با هدف قرار دادن ناوچه موشک‌انداز جوشن با شلیک چند موشک در نزدیکی جزیره کیش، این ناوچه را غرق و تعداد زیادی از نفرات آن را به شهادت رساند.

ناوشکن سهند که از بندرعباس عازم غرب خلیج‌فارس بود تا جایگزین ناوشکن سبلان شده و به گشت و مراقبت از جزیره خارک و سکوهای نفتی بپردازد، مأموریت یافت که به منطقه درگیری ناوچه جوشن رفته و آن‌ها را کمک کند. نیروهای آمریکایی که از قبل آماده درگیری بودند، با شناسایی ناوشکن سهند، این ناو را در نزدیکی جزیره هنگام مورد حمله بالگرد‌ها و ناوشکنهای خود قرار دادند. در ابتدا بالگرد‌ها به ناوشکن سهند حمله کردند که با تیراندازی توپ پاشنه به طرف آن‌ها، مجبور به عقب‌نشینی شدند.

سپس از راه دور ناوشکن سهند را با موشک مورد هجوم قرار دادند و یکی پس از دیگری موشک به طرف این ناوشکن شلیک کردند، به گونه‌ای که دود و آتش از سرتاسر ناوشکن برمی‌خاست و سلاحهای آن از کار افتادند. به این ترتیب ناوشکن سهند نیز غرق و تعداد زیادی از کارکنان آن به شهادت رسیده و عده‌ای نیز مجروح شدند.

انتهای پیام/اتاق خبر ۲۴

هلی کوپترهای آمریکایی با شلیک موشک یک کشتی تجاری ایرانی را غرق کردند و نه تنها غرامتی بابت آن پرداخت نشد بلکه عذرخواهی ساده هم صورت نگرفت.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme