https://telegram.me/empireoflies

گونه‌شناسی تهاجم ماهواره (قسمت اول)

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: چکیده
رسالت رسانه به عنوان وسیله ارتباط جمعی و فرامکانی تأثیرگذاری بر فکر و اندیشه ملّت‌هاست. جهان غرب که اصلیترین رقیب در برابر اسلام است، با استفاده ابزاری از رسانه‌هایی مانند ماهواره به عنوان اسلحه‌ای مخفی، در صدد ضربه زدن به جامعه اسلامی و پیشبرد اهداف استعماری خویش است و از این طریق، ذهن و عقیده دیگران را برای پذیرفتن اندیشه و عقیده خویش آماده و مهیّا کرده است و با استحاله فرهنگی، الگوهای خویش را جایگزین فرهنگ بومی ملّت‌ها می‌کند. البتّه منظور از جهان غرب، جهت و موقعیّت جغرافیایی نیست، بلکه منظور، تفکّر و نوع رفتار استعماری و مخرّب نسبت به ملّت‌هاست که منشاء آن از سوی جهان غرب پایه‌ریزی شده ‌است. 

هدف اصلی از این اقدامات، در سلطه خویش نگاه داشتن ملّت‌ها و سروری و رهبری بر جهان است. دین مبین اسلام به عنوان آخرین و کامل‌ترین دین الهی، دستور‌العمل‌هایی دارد که با انجام آن‌ها و رعایت حدود الهی، می‌توان بر دسیسه‌های شیطانی پیروز گشت. غلبه بر هجمه فرهنگی غرب نیز از این موارد مستثنی نیست. این مقاله در صدد شناساندن هجمه‌های این تفکّر غربی است که از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای بر پیکره ملّت‌هایی وارد می‌شود که در تقابل فکری و رفتاری با آن‌ها هستند. برای تبیین این هجمه‌ها و مصونیّت از آسیب‌های ناشی از آن، به سفارش پیامبر اکرم (ص)، به «ثقلین» چنگ زده‌ایم و به قرآن کریم و احادیث نورانی اهل‌بیت (ع) متمسّک شده‌ایم. 

کلیدواژگان
گونه‌شناسی، تهاجم، رسانه، ماهواره، فرهنگ، قرآن، حدیث 

هر چیزی که در این عالم ارزش بیشتری داشته باشد، با خطرات بیشتری هم مواجه می‌شود. در امور اجتماعی نیز همین طور است، اگر پدیده ارزشمندی در اجتماع رخ دهد که تأثیری مهمّ در جامعه داشته باشد، دشمنان با آن به مقابله برمی‌خیزند و در صدد نابودی آن برمی‌آیند (ر. ک؛ مصباح یزدی، ۱۳۸۱: ۱۱۴). جامعه اسلامی که از نهاد دین شریف اسلام برخاسته است و روح آن با اندیشه‌های ناب محمّدی (ص) گره خورده، به دلیل برخورداری از ارزش‌های فطری، همواره در معرض خطرات دشمن بوده ‌است و لازم است در حالت آماده باش قرار گیرد. 

علاوه ‌بر اینکه جامعه اسلامی گاهی در برابر آماج گلوله‌های بارز و ظاهری دشمن قرار می‌گیرد، امروزه دشمن از سلاح پنهان و ویرانگر دیگری برای تهدید ملّت اسلامی بهره می‌گیرد و آن «استحاله فرهنگی» است که در مقام عملیّاتی از آن به «جنگ فرهنگی» یا «جنگ نرم» تعبیر می‌شود. حال مسئله اینست که دشمنان اسلام از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای به‌عنوان یکی از انواع رسانه، برای تغییر در فرهنگ اسلامی، چگونه دست به این تهدید‌ها می‌زند و جامعه اسلامی به منظور مصونیّت در برابر این تهدید‌ها، چگونه از فرمان‌های الهی در قرآن کریم و مبیّن آنکه کلام ناب و تقریر اهل ‌بیت معصومین (ع) است، بهره می‌جوید؟ 

مفهوم‌شناسی رسانه
در حال حاضر مردم با نسل تازه‌ای از فنون ارتباطی روبه‌رو هستند. تکنیک‌هایی که نسبت به ابزارهای قدیمی ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر هستند و در عین حال، جذّابیّت خاصّی را برای مخاطبان خود دارند. ابزارهای ارتباطی وسیله‌های مفید و در عین حال، خطرناک هستند که باید به نحوه استفاده از آن‌ها توجّه کرد. می‌توان این ابزار‌ها را به چاقویی تشبیه کرد که از یک سو، وسیله‌ای مهمّ و مفید برای استفاده در امور آشپزی و آشپزخانه است و از سوی دیگر، ممکن است وسیله قتل یک انسان باشد. هر وسیله ارتباط جمعی و فرامکانی را که انتقال‌دهنده پیامی مهم در حوزه افکار، فرهنگ‌ها، اعتقاد‌ها، سیاست‌ها و مواردی از این دست باشد، «رسانه» گویند. امروزه وسائل مصداق این تعریف، «روزنامه‌ها، مجلاّت، مطبوعات، رادیو، تلویزیون، ماهواره، اینترنت، لوح‌های فشرده، ویدئو و…» است. 

تعریف فرهنگ و تهاجم فرهنگی
واژه «فرهنگ» در بطن گفتگوی عامیانه جامعه، به دسترنج بلندپایه ادبیّات، هنر، دین، علم، ذهن و غیره گفته می‌شود، امّا تعریف‌های متعدّدی در این باب از سوی فلاسفه و ادیبان ارائه شده است که در این مقاله برای روشن شدن مفهوم فرهنگ از تعریف یک فیلسوف اسلامی و یک ادیب ایرانی بهره جسته‌ایم. علاّمه جعفری در تعریف فرهنگ آورده است: «فرهنگ عبارت است از کیفیّت یا شیوه‌های بایسته برای آن دسته از فعّالیّت مادّی و معنوی انسان که مستند به طرز تعقّل و احساسات تصعید شده آنان در حیات معقول تکاملی باشد. این مفهوم را محمّدعلی اسلامی ندوشن چنین تعریف کرده است: فرهنگ حاصل و نتیجه کردارهای نجیبانه و تعالی‌بخش انسان است و به او امکان می‌دهد تا در عالمی بر‌تر از عالم غریزه زندگی کند» (تقی‌پور، ۱۳۸۸: ۲۰). 

با اینکه علاّمه جعفری دیدی فلسفی به فرهنگ دارند و آقای اسلامی ندوشن از منظر ادبیّات به آن نگریسته است، با نگاهی دقیق به این تعریف‌ها، نزدیکی و هم‌پوشانی آن‌ها دیده می‌شود، چراکه تنها عبارات مترادف جای خود را به یکدیگر داده‌اند. به عنوان مثال، علاّمه جعفری از عبارت ««تصعید شده» استفاده کرده و آقای اسلامی ندوشن از عبارت «تعالی‌بخش» بهره جسته است. در تعریف علاّمه «عقل سلیم»‌‌ همان «مدلول کردارهای نجیبانه» در تعریف اسلامی ندوشن است. علاّمه تعبیر «حیات معقول تکاملی» و اسلامی ندوشن تعبیر «عالمی بر‌تر از غریزه» را به کار برده است. 

فرهنگ هر جامعه به دلیل متفاوت بودن فعّالیّت‌ها و هنجارهای اجتماعی‌ خود با دیگر جوامع، خاصِّ خود آنجامعه است و با فرهنگ‌های دیگر متفاوت است. حال اگر سران یک جامعه بخواهند به هر دلیلی دست به تغییر مناسبات جامعه‌ای دیگر زنند، اوّلین نقشه‌ای که به ذهن ایشان می‌آید، تغییر فرهنگ آنجامعه است، چراکه استعمارگران بهترین راه نفوذ در کشور‌ها را، نفوذ در فرهنگ آن‌ها می‌دانند. برای تحقّق این امر، آن‌ها الگوهای مورد پسند خود را ارزش‌های مترقّی جلوه می‌دهند و جایگزین معیارهای بومی و فطری دیگر ملّت‌ها می‌سازند تا از این طریق بی‌هیچ دغدغه‌ای از آینده منافع خود در آن کشور‌ها مطمئن باشند. 

وقتی صحبت از نفوذ به فرهنگ پیش می‌آید، روشن است که با این کار در صدد وارد کردن هجمه به آن هستند. بنابراین، تغییر شناخت نسبت به ارزش‌هایی که افراد جامعه به آن‌ها پایبندند و تبدیل در رفتار فردی و جمعی آن‌ها به خاطر رسیدن به اهداف سودجویانه به وسیله فرهنگ دیگر را می‌توان «هجمه فرهنگی» نامید. به بیان دیگر، کارکرد فرهنگ غالب در راستای تحمیل ارزش‌های خود با استفاده از قدرت بر‌تر فرهنگی دیگر را «تهاجم فرهنگی» گویند (ر. ک؛ مصباح یزدی، ۱۳۸۱: ۷۱). 

گونه‌شناسی تهاجم ماهواره
مسلّم است که جهان غرب برای تسلّط بر ممالک و نفوذ در آن‌ها نمی‌تواند مانند دوره‌های گذشته از وسائل کشتار جمعی و ابزار نظامی استفاده کند، بلکه باید اقدام‌های جدید و نوینی در راستای نیل به اهداف خود در نظر بگیرد و زمینه اسارت کامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی کشور‌ها را فراهم می‌کند. همان‌گونه که قبلاً اشاره شد، یکی از ابزارهای این جنگ نرم که فرهنگ ملّت‌ها را نشانه گرفته، «ماهواره» است؛ ابزاری که تقریباً دارای بیشترین نفوذ فرهنگی است و آسیب‌های جبران‌ناپذیری به جوامع وارد می‌کند. 

به طور کلّی، وارد کردن هجمه فرهنگی به دو دسته عمده تقسیم می‌شوند: ۱ـ ایجاد تشکیک و تزلزل در اعتقادات (حمله به ارزش‌ها). ۲ـ اشاعه فرهنگ غربی (جایگزینی الگوهای غلط). 
در این جنگ به اصطلاح «نرم»، غرب بعد از ایجاد تشکیک و در پی آن ایجاد تزلزل در عقاید ملّت‌ها، به دنبال بی‌هویّت کردن ملّت‌های مسلمان از فرهنگ ملّی ـ مذهبی است. بدین ترتیب با ترویج فرهنگ خود، استحاله فرهنگی صورت داده، الگوهای خود را جایگزین ارزش‌های آن‌ها می‌کند. هجمه فرهنگی ماهواره نیز از این دسته‌بندی کلّی بی‌بهره نیست و برای وارد ساختن اثرهای تخریبی به وسیله ماهواره نیز به همین گونه عمل می‌شود. 
به عنوان مثال، برژینسکی، مشاور اسبق امنیّت ملّی کاخ سفید و از طرّاحان و هدایت‌گران پروژه فروپاشی شوروی سابق، می‌گوید: «ما نه روی قدرت سیاسی و نه روی قدرت نظامی و اقتصادی تکیه کردیم. ما از طریق فرهنگ و استفاده مؤثّر از رسانه‌ها توانستیم به این هدف برسیم، رسانه‌هایی که به صورت هدفمند و متمرکز برای نفوذ به درون شوروی به راه انداخته شد» (دزفولی، ۱۳۸۵: ۱۶۸). 

ایجاد تشکیک و تزلزل در اعتقادات
دشمن همواره سعی در ایجاد تشکیک در اذهان عمومی دارد و این کار را با هدف حمله به ارزش‌ها و القاء فرهنگ خود انجام می‌دهد. اگر عقائد و اصول در ذهن کسی متزلزل شود و دیگر به باورهای خود اطمینان نداشته باشد، آنجاست که می‌توان گفت خطرناک‌ترین تهدید‌ها شامل حال او می‌شود. دراین یورش، مردم در سایه تبلیغات دشمن، داشته‌های خود را بی‌ارزش پنداشته، سراپا شیفته فرهنگ بیگانه می‌شوند و از ارزش‌های دینی خود کاملاً تهی می‌گردند. پس از اینکه یک فرد مسلمان از نظر فرهنگی مسخ و در گرداب استحاله غرق شد، شهادت‌طلبی، آزادی‌خواهی، ایثار و فداکاری، عدالت‌محوری، جهاد، حجّ ابراهیمی و امر به معروف و نهی از منکر دیگر در نظر وی رنگ و بویی نخواهد داشت (ر. ک؛ تقی‌پور، ۱۳۸۸: ۹۳ـ۹۱). 

استعمارگران برای اینکه جامعه ما را از عمل به مسائل ارزشی بومی بازدارند، یعنی از رفتاری که به نفع مستکبران نیست جلوگیری کنند، چنین دسیسه‌هایی را به‌کار می‌گیرند و برای اینکه اصول و ارزش‌ها جدّی گرفته نشود، تبلیغات سوء می‌کنند (ر. ک؛ مصباح یزدی، ۱۳۸۸: ۹۸ـ۸۶). 
این روش که نام تکنیک اقناع و متقاعدسازی را می‌توان روی آن گذاشت، با ایجاد تغییرهایی در عواطف و احساسات مردم، بر رفتار دینی آن‌ها تأثیر گذاشته است و آن‌ها را با خود همراه می‌نماید. این امر ابتدا با بهره‌گیری از «تبلیغات سوء»، علیه مفاهیم دینی و ارزش‌های اسلامی به مبارزه می‌پردازد، در نتیجه، انسان‌ها را ضعیف و عاجز نشان می‌دهد. این دستگاه با ارائه اخبار و اطّلاعات متناقض و شبهه‌برانگیز که اغلب نادرست هستند، بر آن است تا در هنجارهای مذهبی تزلزل ایجاد کند، سپس دست به «ترویج خرافات و عرفان‌های دروغین و گسترش بدعت‌ها» زده، به تخریب بنیان‌های فکری و مذهبی روی می‌آورد. 

در این راستا، از «تمسخر و استهزاءِ» گروه‌ها و حزب‌هایی که دنباله‌روِ ارزش‌های اسلامی هستند، فروگذار نمی‌کند و سعی در مخدوش کردن چهره شخص اوّل دین، حضرت رسول اکرم (ص) و امامان (ع) و اماکن مذهبی و شعائر دین اسلام دارند. همان‌گونه که کافران صدر اسلام نیز با تبلیغات سوء، تهمت، استهزاء و اهانت به پیامبر (ص) و نسبت دادن ساحر، دروغگو و مجنون به ایشان در صدد ایجاد شکّ و شبهه در میان پیروان ایشان بودند تا به زعم خود بتوانند از فعّالیّت‌های تبلیغی ایشان جلوگیری کنند. نمونه‌ای از این‌گونه تخریب را می‌توان از آیات زیر برداشت کرد: 
ـ ﴿وَإِذَا لَقُواْ الَّذِینَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَیَاطِینِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَکْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ: و هنگامى که افراد باایمان را ملاقات مى‏کنند، مى‏گویند: ما ایمان آورده‏‌ایم! (ولى) هنگامى که با شیطان‌هاى خود خلوت مى‏کنند، می‏گویند: ما با شماییم! ما فقط (آن‌ها را) مسخره مى‏کنیم! ﴾ (البقره/۱۳). 

ـ﴿وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِکَ فَحَاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُوا مِنْهُم مَّا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُون: (اگر تو را استهزا کنند، نگران نباش؛ زیرا) پیامبران پیش از تو را (نیز) استهزا کردند، امّا سرانجام آنچه را استهزاء مى‏کردند، دامان مسخره‏کنندگان را گرفت (و مجازات الهى آن‌ها را در هم کوبید)! ﴾ (الأنعام/۱۰ و الأنبیاء/۴۱). 

ـ ﴿وَعَجِبُوا أَن جَاءهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَقَالَ الْکَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ کَذَّابٌ: آن‌ها تعجّب کردند که پیامبر بیم‏دهنده‏اى از میان آنان به سویشان آمده است و کافران گفتند: این ساحر بسیار دروغگویى است! ﴾ (ص/۴). 

ـ ﴿کَذَلِکَ مَا أَتَى الَّذِینَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ: این گونه است که هیچ پیامبرى قبل از این‌ها به سوى قومى فرستاده نشد، مگر اینکه گفتند: او ساحر است یا دیوانه! ﴾ (الذّاریّات/۵۲). 

ـ ﴿… وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ:… و می‌گویند او دیوانه است﴾ (القلم/۵۱). 

ـ ﴿ وَقَالُواْ یَا أَیُّهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ إِنَّکَ لَمَجْنُونٌ: و گفتند: «اى کسى که «ذکر» [= قرآن‏] بر او نازل شده، مسلّماً تو دیوانه‏اى! ﴾ (الحجر/۶).

به دنبال تمسخر باور‌ها و عقاید، ماهواره در واقع، سعی در «استخفاف و از بین بردن خودباوری» در جامعه است. بدین ترتیب، جامعه مورد هجوم واقع می‌شود و رفته‌رفته باور می‌کند که در برابر دشمنان هیچ است و آنگاه افکار خود را تسلیم دشمن می‌کند و اگر خودباوری و افتخار درونی از بین برود، بیگانگان به سهولت می‌توانند بر جوامع نفوذ کنند و عقاید خود را تحمیل نمایند، همچون فرعون که قرآن کریم در جریان تسلّط وی بر قوم او می‌فرماید: ﴿فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْمًا فَاسِقِینَ: (فرعون) قوم خود را سبک شمرد، در نتیجه از او اطاعت کردند. آنان قومى فاسق بودند! ﴾ (الزّخرف/۵۴). 

 فرعون تا جایی پیش رفت تا بنا به فرمایش قرآن کریم، کم‌کم حسّ خدایی کرد و گفت من پروردگار شما هستم: ﴿فَقَالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلَى: و گفت: من پروردگار بر‌تر شما هستم! ﴾ (النّازعات/۲۴). 

نفی خودباوری به مرور زمان باعث می‌شود انسان ارزش‌هایی را که به آن‌ها پایبند بوده، از یاد ببرد و از حزب الله به حزب شیطان برگردد و پیرو امیال پست باشد که سبب غضب خداست. بدین ترتیب، کسی که خداوند رضایت او را فراموش کند، خود را فراموش می‌کند و کسی که خود را فراموش کند، دیگر از اشرف مخلوقات بودن غافل می‌گردد و از هسته مرکزی خویش که‌‌ همان فطرت الهی، توحیدی و کمال‌طلب است، فاصله می‌گیرد. 

این حقیقت به روشنی در سخن امیر بیان، حضرت علی (ع)، دیده می‌شود که می‌فرماید: «مَنْ لَمْ یَعْرِفْ نَفْسَهُ بَعُدَ عَنْ سَبِیلِ النَّجَاه وَ خَبَطَ فِی الضَّلَالِ وَ الْجَهَالات: هرکس خود را نشناخت، از راه رستگاری دور گشت و در جهالت و گمراهی افتاد» (تمیمی آمدی، ۱۴۱۰ق.: ۶۵۶). بنابراین، انسانی که به خودباوری و حفظ ارزش‌ها و قابلیّت‌های انسانی پی ‌برده باشد، هیچ‌گاه نمی‌گذارد کسی این گنج‌های گرانبهای درون او را بگیرد. کار ماهواره‌های تلویزیونی همین هویّت‌زدایی ملّی، تاریخی و اعتقادی است. 
بد%

رسالت رسانه به عنوان وسیله ارتباط جمعی و فرامکانی تأثیرگذاری بر فکر و اندیشه ملّت‌هاست.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies
theme