https://telegram.me/empireoflies

کابوس یک انقلابی/صادق قطب‌زاده؛ مردی در میان دو انقلاب

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغصادق قطب‌زاده، ۴ اسفند ۱۳۱۴ در تهران متولد شد. پدرش یک تاجر بازاری بود. از دوران نوجوانی زمانی که در مدرسه دارالفنون، مشغول تحصیل بود وارد فعالیت‌های سیاسی شد. وی برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در آنجا علیه رژیم شاهنشاهی فعالیت‌هایی را آغاز کرد. قطب‌زاده در جشنی که حکومت پهلوی در واشنگتن ترتیب داده بود، بر گوش سفیر ایران اردشیر زاهدی، سیلی می‌زند و از آمریکا دیپورت می‌شود. (۱) بعد از انقلاب اولین رئیس صدا و سیما، کفیل وزارت خارجه و کاندید اولین دوره ریاست‌جمهوری بود.

صادق قطب‌زاده فعالیت سیاسی خود را از دهه چهل شروع کرده بود و ساواک همواره به دنبال قطب‌زاده بود و حتی یک‌بار در سال ۱۳۵۳، برادر او را در ایران دستگیر کرد و به مدت شش ماه در زندان گروگان نگه داشت تا او خود را به ساواک معرفی کند اما این کار بی‌نتیجه بود. در سال ۱۹۶۹ ساواک، شخصی به نامه بولیک خان، را مامور می‌کند که دست به ترور قطب‌زاده بزند که این نقشه در فرانسه ناکام ماند. (۲)

برای شناخت شخصیت وی در دوران انقلاب به نظر اشخاص دیگر در مورد ایشان را می‌خوانیم:

علی جنتی، درباره فعالیت‌ها و شخصیت قطب‌زاده در این دوران می‌گوید: «صادق قطب‎زاده شخصیتی مشابه بنی‌صدر داشت، او مجرد بود و تا زمانی هم که به ایران آمد مجرد باقی ماند. به هر حال خیلی روحیات دینی نداشت، یعنی در همان زمان هم که در آنجا بود بسیاری از دانشجویان خارج از کشور پشت سر ایشان مسائلی از نظر اخلاقی مطرح می‌کردند. در هر صورت وی یک عنصر دینی شناخته نمی‌شد. من اختلاطش را با خانم‌ها می‌دیدم. با بسیاری از خبرنگاران به راحتی می‌نشست و صحبت می‌کرد. این دسته از مبارزان روحیات دینی خاصی داشتند؛ به ظاهر مسلمان بودند، نماز می‌خواندند و در اروپا سمبل نیروهای مبارز مسلمان بودند.» (۳)

اکبر محتشمی‌پور نیز درباره قطب‌زاده گفته است: «کسانی که دم از عدالت و مبارزه با رژیم می‌زنند، از کجا این همه پول می‌آورند که با هواپیما دور دنیا می‌گردند و بعد هم که می‌آیند، می‌روند در مدرن‌ترین هتل بغداد ساکن می‌شوند. این افراد از کجا می‌توانند حامی حقوق مردم باشند؟ امام که رهبر انقلاب است، اینجا با کم‌ترین هزینه در خانه‌ای محقر زندگی می‌کند. مسافرتش با کمترین هزینه همراه است. برای خرید کولر و یا اضافه شدن یک لامپ حرف دارند. حالا این‌ها از کجا پول می‌آورند که چنین زندگی می‌کنند؟» (۴)

جروم –خبرنگار کانادایی- درباره روابطش با قطب‌زاده قبل از نامزدی‌اش و افکار و عقاید وی در کتاب «مردی در آینه» می‌نویسد: «به محض اینکه صادق را دیدم… پچ‌پچ کنان با تندی از من خواست تا روسری‌ام را جلو بکشم… گفت: فقط بکشش جلو لطفا! ما فقط همین را کم داریم که گزارش شود که دور ]امام[ خمینی و افرادش را زنان جلف غربی گرفته‌اند… به خلوص صادق ایمان داشتم… جوهرا سکولار، شهری و شیک بود، برخلاف آن روحانی عباپوش اسلام… صادق هیچ‌گاه از ایمانش حرف نمی‌زد… صادق برگشت رو به من و گفت: من صحبت‌کردن با تو را دوست دارم. ناگهان مرا درون بازوانش کشید و بوسید. طوری که دردم آمد… ساعت دو صبح، صادق در خانه را زد… گونه‌ام را بوسید و کت و کلاهش را درآورد… او برای من مقاومت‌ناپذیر بود. من عاشق او بودم. آن شب همان‌طور که درکنارش خوابیده بودم، دیوارها و فاصله‌ها فرو می‌ریختند و ناپدید می‌شدند.» (۵)

وی پس از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و تبعید امام خمینی به ترکیه، فعالیت زیادی کرد تا امام را از ترکیه به عراق انتقال دهند. البته او همکاری خوبی با امام موسی صدر، نیز داشت؛ اما در عین حال اختلاف‌هایی هم با برخی از انقلابیون از جمله جلال‌الدین فارسی، در اثنای انقلاب پیدا کرد. پس از ورود امام به پاریس، قطب‌زاده از جمله کسانی بود که در کنار یاران امام فعالیت می‌کرد. دیوید فراست خبرنگار شبکه آ.بی.سی.نیوز درباره قطب‌زاده می‌گوید: «قطب‌زاده دانشجوی بی‌استعدادی بود که از دانشگاه اخراج شد. گروهی او را عامل سیا و گروهی دیگر او را عامل کا.گ.ب می‌دانند.» (۶)

بدبینی نیروهای انقلابی به قطب‌زاده

از ابتدای انقلاب نیروهای انقلابی بدبینی خاصی به قطب‌زاده داشتند. مهم‌ترین نکته‌ای که نشان از بدبینی عناصر انقلابی نسبت به خلوص قطب‌زاده در دوران مبارزه دارد، نوع تعامل مرحوم سیدمصطفی خمینی، با اوست. سیدحمید روحانی، در زمینه ارتباط این دو نفر در کتاب خود می‌نویسد: «در تاریخ خرداد ۱۳۴۹ آقای صادق قطب‌زاده برای اولین بار به نجف آمد و در شب ۳۱ خردادماه در منزل سیدمصطفی به سر برد. شناختی که ملت عزیز ایران امروز از آقای قطب‌زاده پیدا کرده است، برادر شهید در همان یک شب از او به دست آورد و به راستی دریافت که او چه عنصر خطرناکی برای انقلاب ایران خواهد بود… بارها به من و دیگر برادران روحانی توصیه می‌کرد که از هرگونه همکاری و حتی دیدار با قطب‌زاده بپرهیزیم و خود نیز از آن شب که قطب‌زاده در منزلش بود تا روزی که به شهادت رسید دیگر حاضر نشد که با او روبه‌رو شود…» (۷)

عضویت در شورای انقلاب

پس از روی کارآمدن دولت موقت در ۱۵ بهمن ۱۳۵۷، برخی از اعضای شورای انقلاب که در دولت موقت به وزارت رسیدند و از این شورا خارج شدند. به گفته مهندس «بازرگان» بعد از تعیین دولت موقت، برخی از وزرای دولت که عبارت بودند از دکتر ابراهیم یزدی، دکتر یدالله سحابی، احمد صدر حاج سید جوادی و مهندس مصطفی کتیرایی از شورای انقلاب خارج شدند و به جای آن‌ها بنی‌صدر، قطب‌زاده، میرحسین موسوی، حبیب‌الله پیمان و احمد جلالی، وارد شورای انقلاب شدند. (۸)

علی جنتی درباره حضور لیبرال‌ها از جمله بنی‌صدر و قطب‌زاده در شورای انقلاب می‌گوید: «من به آقای قدوسی گفتم چرا بنی‌صدر و قطب‌زاده را در شورای انقلاب راه داده‌اند؟… ایشان گفت که آقایان هم دل خوشی از آن‌ها ندارند؛ اما نظر امام این بود که باید در شورای انقلاب باشند که دیگران فکر نکنند آخوندها آمده‌اند تا همه مراکز قدرت را در اختیار خود بگیرند…» (۹)

اولین رئیس صدا و سیما

در ۲۳ تیر ۱۳۵۸ شورای عالی صداوسیما مرکب از آقایان: محمد موسوی، محمد خاتمی، صادق قطب‌زاده، عبدالرحیم گواهی و ابراهیم پیراینده، قطب‌زاده را مدیرعامل صداوسیما کردند. در زمان مدیریت وی بر صداوسیما، امام که از پخش برنامه‌های خلاف اسلام ناراحت بود نامه‌ای در اعتراض به وضع بد رسانه ملی تنظیم کردند که در بخشی از این نامه آمده است: «به آقای قطب‌زاده بگویید مگر شما الزام به مسائل اسلامی ندارید؟ مگر شما متعهد به قرآن نیستید؟ انقلاب ما انقلاب اسلامی است. چرا باید برنامه‌های خلاف اسلام از صداوسیما پخش شود.» (۱۰) انتقادهای فراوان انقلابی‌ها و لیبرال‌ها از یک سو و خالی‌شدن جایگاه وزارت خارجه در دولت موقت از سوی دیگر سبب جداشدن قطب‌زاده از صدا و سیما شد.

قطب‌زاده در وزارت خارجه

زمانی که بنی‌صدر به عنوان کفیل وزارت خارجه از سمتش کنار رفت، قطب‌زاده جایش را گرفت. وی در جریان گروگان‌گیری اعضای سفارت آمریکا در ایران مانور زیادی از خود نشان داد. روابط ایران و آمریکا در آن زمان به شدت به تیرگی گراییده بود و از سوی دیگر فضای مسموم تبلیغاتی علیه ایران در عرصه بین‌المللی ایجاد شده بود؛ بنابراین بازیگران عرصه سیاست خارجی ایران از جمله قطب‌زاده باید تلاش مضاعفی را برای تغییر این شرایط صورت می‌دادند. کورت والدهایم، دبیرکل سازمان ملل متحد اعلام کرد برای حل مناقشه میان ایران و آمریکا پا پیش خواهد گذاشت، اما در ایران استقبال گرمی از سفرش نشد. صادق قطب‌زاده هم در مصاحبه‌ای با روزنامه اطلاعات در واکنش به این سفر تصریح کرد: «مساله مذاکره با ایشان مطرح نیست.» سفر «والدهایم» به ایران انجام شد و رفتارهای متناقض قطب‌زاده نسبت به انقلابیون و سایر مسائل، والدهایم را کاملا گیج کرده بود تا جایی که وی در خاطراتش از خود می‌پرسد: «چرا او ]قطب‌زاده[ را وزیر امورخارجه دولت انقلابی کردند؟» (۱۱)

قطب‌زاده به خوبی می‌دانست در صورتی می‌تواند بر کرسی نخستین رئیس‌جمهور ایران بنشیند که آخرین شاه ایران را پیش از آن بر کرسی متهم بنشاند. به همین جهت دست به یک قمار بزرگ زد. قماری که همزمان با ورود شاه به پاناما انجام گرفت. قطب‌زاده چندی پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری به بهانه فروش آپارتمانی که در پاریس داشت راهی این شهر می‌شود. قطب‎زاده در حالی که چهره خود را با گریم تغییر داده بود راهی آپارتمانی می‌شود که جردن، مشاور ارشد رئیس‌جمهور آمریکا نیز با چهره‌ای گریم شده در انتظارش بود تا درباره مسائل پیش آمده مذاکره کنند. این واقعه را همیلتون جردن در کتاب «بحران؛ سال آخر ریاست‌جمهوری کارتر» نیز بازگو کرده است. همچنین وی تلاش فراوانی کرد که به عنوان نماینده شورای انقلاب با دانشجویان خط امام مذاکره کند اما با بی‌اعتنایی کامل دانشجویان مواجه شد. (۱۲)

اما خروج شاه از آمریکا منجر به آزادی گروگان‌ها نمی‌شود تا سرانجام در دیدار قطب‌زاده با جردن، وزیر امورخارجه ایران پیشنهاد قتل شاه را به عنوان آخرین گزینه برای نجات گروگان‌های آمریکایی به مشاور کارتر ارائه می‌کند. آن‌گونه که همیلتون جردن، در کتاب خاطرات خود می‌نویسد: «قطب‌زاده به من پیشنهاد کرد که سیا با تزریق یک آمپول سمی در همان پاناما شاه را بکشد و بحران تمام شود تا گروگان‌ها آزاد شوند و همه به خواست خود برسند. گفتم جدی نمی‌گویید. گفت چه کاری دارد برای سیا که هزاران نفر از ایرانی‌ها را به همین ترتیب از بین برده است.» (۱۳)

قطب‌زاده نشان می‌دهد که در راه رسیدن به قدرت پروایی از به خطر افتادن جان خود ندارد. همان گونه که در آن دیدار به همیلتون جردن گفته بود: «اگر از این دیدار کسی خبردار شود، تو شغلت را از دست خواهی داد، اما من  سرم را.» (۱۴) در این حین زمزمه‌هایی در رسانه‌های خارجی مبنی بر دیدار مقام‌های ایران، آمریکا و ارائه راه‌حل تازه در این زمان منتشر شد؛ اما صادق قطب‌زاده در مصاحبه با رویترز می‌گوید: «شخص اینجانب و وزارت خارجه هیچ گونه تماس مستقیم و غیرمستقیم با آمریکا نداشته‌ایم.» (۱۵)

چند سال بعد «گری سیک» مشاور سابق امنیت ملی کاخ سفید آمریکا در کتابش از دیدار سه‌ساعته قطب‌زاده وزیر امورخارجه ایران و «همیلتون جردن» رئیس کارکنان کاخ سفید در ۲۸ بهمن‌ماه ۱۳۵۸ در پاریس خبر داد: «قطب‌زاده تلاش‌های بسیاری برای حل مساله گروگان‌های آمریکایی انجام داد البته تمام این تلاش‎ها برای کسب وجهه برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری بود.» (۱۶)

ادامه دارد…

منبع: کتاب بازگشت از نیمه راه، تدوین و تالیف: علی الفت‌پور

پی‌نوشت‌ها:

۱-علت مخالفت امام با قطب‌زاده در سال ۱۳۵۸ چه بود؟ پرتال پژوهشی و اطلاع‌رسانی امام خمینی، ۱۱/۲/۱۳۹۲

۲-آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، سند شماره ۱۴۸۳۲

۳-خاطرات علی جنتی، به کوشش سعید فخرزاده، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۲، ص ۱۱۷

۴-نوردیده امام، گفتگو با محتشمی‌پور، سایت جماران، ۲ آبان ۱۳۸۹

۵-مردی در آینه، صادق قطب‌زاده، کارول جروم، کی پورتر، کانادا، ۱۹۸۷

۶-«داماد پیامبر منشا اطلاعات بود»، شراره سعیدی، رادیو کوچه، ۲۳ آذر ۱۳۹۰

۷-«نهضت امام خمینی»، سیدحمید روحانی، تهران: واحد فرهنگی بنیاد شهید، ج ۲، ۱۳۶۴، ص ۶۰۱

۸-مهدی بازرگان، شورای انقلاب و دولت موقت، تهران: نهضت آزادی ایران، ۱۳۶۰، ص ۲۵ و ۴۰

۹-خاطرات علی جنتی، همان

۱۰-از همراهی با امام تا عصیان بر امام، نگاهی به فراز و فرود زندگی قطب‌زاده، حسین کاوشی، سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۲۴ شهریور ۱۳۸۹

۱۱-روزنامه اطلاعات، ۱۰ دی ۱۳۵۸

۱۲-زندگینامه مقام معظم رهبری، موسسه فرهنگی قدر ولایت، مصاحبه‌ها، صفحه‌های ۱۱۸ و ۱۱۹، نقل از خاطرات و حکایت‌ها، ج دوم، صفحه‌های ۵۳ تا ۵۶

۱۳-درگذشت شاهد آمریکایی روزهای سخت شاه، مسعود بهنود، وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی، ۵ خرداد ۱۳۸۷

۱۴-شریکان قافله انقلاب (۷)، صادق قطب‌زاده؛ از سماع تا کودتا، سید عبدالعزیز رضوانی، سایت تبارشناسی، بیست و نهم مهر ۱۳۹۱

۱۵- ۴۴۴ روز؛ وقایع‌نگاری تسخیر لانه جاسوسی، محمدحسن روزی‌طلب، سایت شریف نیوز، ۱۳ آبان ۱۳۸۳

۱۶-شریکان قافله انقلاب (۷)، صادق قطب‌زاده؛ همان

انتهای پیام/

قطب‌زاده به خوبی می‌دانست در صورتی می‌تواند بر کرسی نخستین رئیس‌جمهور ایران بنشیند که آخرین شاه ایران را پیش از آن بر کرسی متهم بنشاند.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

۱ دیدگاه

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme