https://telegram.me/empireoflies
هر سال نیمه آذر که می‌شود رسانه‌ها برای یادآوری فاجعه ۱۶‌آذر ۱۳۳۲ به‌خط می‌شوند و با برگزاری میزگرد و نوشتن یادداشت سعی می‌کنند در این فضا نقش‌آفرینی کنند. این بار ما در آستانه این واقعه می‌خواهیم از منظری دیگر به آن نگاه کنیم.

چه کسانی به نیکسون دکترای افتخاری دادند؟

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغهر سال نیمه آذر که می‌شود رسانه‌ها برای یادآوری فاجعه ۱۶‌آذر ۱۳۳۲ به‌خط می‌شوند و با برگزاری میزگرد و نوشتن یادداشت سعی می‌کنند در این فضا نقش‌آفرینی کنند. این بار ما در آستانه این واقعه می‌خواهیم از منظری دیگر به آن نگاه کنیم.

روایت ۱۶‌آذر‌۱۳۳۲ به‌صورت رسمی در اغلب موارد این‌طور روایت شده است که بعد از سقوط دولت مصدق بر اثر کودتای آمریکایی جامعه ایران در شوک این حادثه بود و یکی از کانون‌های ضداستکباری در این ماجرا دانشگاه تهران بود. در آذرماه بود که خبر سفر رسمی نیکسون، رییس‌جمهوری آمریکا به ایران منتشر شد. این مسأله باعث خشم فراوان دانشجویان دانشگاه تهران و اعتراض آن‌ها به این سفر در نیمه آذر شد. نیکسون قرار بود روز ۱۷‌آذر به ایران بیاید و دانشجویان روزهای ۱۴‌و‌۱۵‌آذر را به اعتراض در دانشگاه تهران مشغول بودند. این مسأله باعث شد که دولت به فکر مقابله با دانشجویان بیفتد و چنین شد که ۱۶‌آذر برای دانشجویان دانشگاه تهران روز خون نام گرفت. روز ۱۶‌آذر در دانشگاه تهران متفاوت از روزهای قبل آغاز شد. اساتید و دانشجویان با ورود به دانشگاه متوجه استقرار تجهیزات گارد رژیم شاهنشاهی و آرایش سربازان و اوضاع غیرعادی دانشگاه شدند. بر اثر اعتراضات دانشجویان با نیروهای گارد درگیر می‌شوند و این درگیری از خیابان به دانشگاه تهران کشیده می‌شود و سربازان با استفاده از تفنگ قصد دارند هر طور شده این اعتراضات را خاموش کنند. بر اثر درگیری‌ها نیروهای نظامی وارد دانشکده فنی می‌شوند و با شلیک به سمت دانشجویان سه نفر را به شهادت می‌رسانند. مصطفی چمران که آن روزها دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران بود این روز را این‌چنین روایت کرده است: «من نیز همراه عده‌ای از دانشجویان وارد آزمایشگاه شدم. خون مجروحین آنقدر زیاد بود که پایین پله‌ها گلگون شده بود. بین دوستان ما، شیشه پای یکی را شکافت. دیگری پایش هدف گلوله قرار گرفته و سوراخ شده بود.گلوله از یک طرف پا وارد شده و از طرف دیگر خارج شده بود. … دانشکده کاملاً محاصره شده بود و کسی نمی‌توانست خارج شود. هنگام تیراندازی در داخل دانشکده، سربازان خارج دانشکده نیز شروع به تیراندازی کردند و مقداری از سنگ‌ها و شیشه‌های جلو دانشکده فنی را شکستند. پس از ختم گلوله‌باران، دقیقه‌ای سکوت دانشکده را فرا گرفت. ناگهان در میان سکوت آه بلندی به گوش رسید که مانند دشنه در قلب ما فرو رفت و از چشم بیشتر دانشجویان اشک جاری شد. ناله‌های بلند و سوزناک به ما فهماند که عده‌ای مجروح شده‌اند و در همان جا افتاده‌اند.

اولیای دانشکده، مستخدمین و چند نفری از دانشکده پزشکی می‌خواستند مجروحین را به پزشکی برده و معالجه کنند. ولی سربازان با تهدید به مرگ مانع از این کار شدند. بدن مجروحین در حدود دو ساعت در وسط دانشکده افتاده بود و خون جاری بود تا بالاخره جان سپردند.»تا اینجای ماجرا را همه می‌دانند اما ادامه ماجرا معمولاً روایت نمی‌شود. سفر نیکسون طبق برنامه روز ۱۷‌آذر۱۳۳۲ آنجام شد و یک روز بعد هم در دانشکده حقوق دانشگاه تهران به وی دکترای افتخاری داده شد. بدون هیچ سر‌‌و‌‌صدایی و اعتراضی. در‌حالی‌که دو روز قبل‌تر دانشگاه تهران محل اعتراضات شدید و خونین در اعتراض به این سفر بود ولی دو روز بعد گویا هیچ اتفاقی در آنجا رخ نداده است. به نظر می‌رسد علاوه‌بر کنترل نظامی دانشگاه توسط نیروهای ارتش اهالی دانشگاه اعم از رؤسا و معاونین نیز در این خاموشی صدای دانشجویان با حکومت همراهی کرده‌اند. 

رییس دانشگاه تهران در ۱۶‌آذر ۳۲ چه کسی بود؟
برای درک بهتر ماجرا بهتر است بدانیم رییس دانشگاه تهران در آن مقطع چه کسی بوده است. دکتر علی‌اکبر سیاسی در آن مقطع رییس دانشگاه تهران بوده است. او این واقعه را در کتاب «گزارش یک زندگی» که زندگی‌نامه خودنوشت وی است شرح داده و ماجرا را طوری شرح داده که گویا آغاز‌کننده ماجرا که باعث کشتار دانشجویان شده خود دانشجویان بوده‌اند: «روز ۱۶‌آذر هنگامی که آن‌ها (نظامیان) از جلو دانشکده فنی می‌گذشتند، چند دانشجو آن‌ها را مسخره می‌کنند و گویا کلمات زننده‌ای بر زبان می‌رانند و به‌سرعت وارد دانشکده(فنی) می‌شوند. سربازان آن‌ها را دنبال می‌کنند. در این هنگام زنگ دانشکده به صدا در می‌آید و دانشجویان از کلاس‌ها بیرون ریخته و سرسرای دانشکده با سربازان رو‌به‌رو و با آن‌ها گلاویز می‌شوند. تیراندازی مفصلی صورت می‌گیرد و به سه دانشجو اصابت می‌کند و آن‌ها را از پای در می‌آورد.» سیاسی مدعی است که در تماس تلفنی با سپهبد زاهدی، نخست‌وزیر دولت کودتا به این ماجرا اعتراض کرده و در جلسه با معاونان دانشگاه قصد استعفا داشته‌اند؛ امری که عملی نشده است.

 اما چرایی عدم استعفای او هم جالب است: «‌فردای آن روز، در جلسه رؤسای دانشکده‌ها،‌ دو ساعت درباره این جریان و خط‌مشی خود بحث کردیم. نخستین فکر این بود که جمعاً استعفا دهیم، بعد دیدیم که این کناره‌گیری نتیجه قطعی‌اش این خواهد بود که آرزوی همیشگی دولت‌ها بر‌آورده خواهد شد و استقلال دانشگاه را که قریب دوازده سال در استقرار و استحکامش زحمت کشیده بودیم، از بین خواهد برد و یک نظامی یا یک غیرنظامی قلدر را به ریاست دانشگاه خواهند گماشت. در نتیجه این مذاکرات و ملاحظات تصمیم گرفته شد که سنگر را خالی نکنم و به مقاومت بپردازم.» 

ادعایی که پذیرش آن کمی دشوار است و به‌نظر می‌رسد فراتر از خالی کردن سنگر دانشگاه جهت استقلال از دولت باشد چرا که این دانشگاه دو روز بعد به نیکسون دکترای افتخاری اعطا کرده و حرف زدن از استقلال در آن شرایط چیزی شبیه به شوخی باشد.علی‌اکبر سیاسی از جمله رجال وفادار به حکومت پهلوی بوده و در دوران قبل از کودتای ۲۸‌مرداد مشاغل مختلفی را در دولت بر عهده داشته است. او در سال‌۱۳۲۱ در کابینه احمد قوام وزیر فرهنگ شد و در کابینه علی سهیلی نیز سمت وزیر فرهنگ را بر‌عهده داشت. در کابینه محمد ساعد، وزیر امور خارجه بود. در کابینه مرتضی‌قلی بیات سمت وزیر مشاور داشت. با هیأت نمایندگی ایران به سان‌فرانسیسکو رفت و در تدوین و تصویب منشور سازمان ملل متحد و نیز در پایه‌گذاری یونسکو شرکت داشت. این مشاغل نشان می‌دهد که وی فرد مورد اعتماد پهلوی برای ریاست دانشگاه تهران بوده و بیان اعتراض وی به شاه برای حضور نیروهای نظامی و کشتار دانشجویان امری در جهت درج در تاریخ بوده نه اعتراض اساسی به حکومت.

دانشکده حقوق و دکترای افتخاری به نیکسون
نمایندگی مجلس هدیه به دکتر عمید!
همان‌طور که در مطلب بالا ذکر شد نیکسون در ۱۸‌آذر‌۱۳۳۲ در دانشکده حقوق دانشگاه تهران مفتخر به دریافت دکترای افتخاری شد. با یک جست‌وجوی مختصر فهمیدیم رییس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران درآن تاریخ دکتر موسی عمید بوده است. موسی عمید فرزند شیخ احمد‌‌(روحانی مقیم تبریز) متولد‌۱۲۸۱ بود. او ابتدا تحصیلات مقدماتی حوزوی را نزد برادرش شروع کرد سپس در حوزه‌های علمیه تهران، قم و نجف‌اشرف و مدرسه سپهسالار تهران به تحصیل فقه، اصول، فلسفه و حکمت مشغول شد. از جمله استادان او می‌توان به سید‌حسن مدرس، میرزا‌طاهر تنکابنی و میر‌رضا ایروانی اشاره کرد. در سال‌۱۳۰۹ با دومین گروه دانشجویان اعزامی دولت به فرانسه رفت.

او در طی ۱۰سال اقامت خود در فرانسه و سوئیس مراتب تحصیلی را از مقطع دیپلم تا دکترای حقوق و فلسفه در فرانسه و دانشگاه سوربن به پایان رساند. پایان‌نامه عمید با عنوان «موضوع طلاق در حقوق ایران و مقایسه آن با حقوق ملل دیگر» در رشته حقوق خصوصی در دانشگاه سوربن ثبت شد. وی همچنین همزمان در رشته فلسفه در دانشگاه ژنو سوئیس با رتبه ممتاز دکتری فلسفه را دریافت کرد. او همچنین دارای دیپلم جزا از مدرسه علوم جزایی پاریس بود. پایان‌نامه او در رشته فلسفه با عنوان «معرفت‌النفس از نظر شیخ‌الرییس بو‌علی سینا» نوشته شده‌است. موسی عمید پس از کودتای ۲۸‌مرداد در مجالس هجدهم و نوزدهم و بیستم به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب می‌شود و تا نیابت مجلس شورای ملی نیز رسید. او در دانشکده معقول و منقول نیز، تاریخ فلسفه در اسلام را تدریس می‌کرد. بین سال‌های‌۱۳۳۰ تا ۱۳۴۲‌(۱۲‌سال) ریاست دانشکده حقوق دانشکده تهران را به‌عهده داشت.

درباره گرایش‌های سیاسی وی چیزی نوشته نشده ولی با توجه به شرایط دهه۳۰ به نظر می‌رسد که همراهی و همکاری وی با حکومت پهلوی خصوصاً در ماجرای ۱۶‌آذر باعث ترقی وی شده باشد که علاوه‌بر سه دوره حضور در مجلس شورا تا نایب‌رییسی مجلس هم پیش رفته است. ضمن اینکه اهدای دکترای افتخاری حقوق به نیکسون قطعاً باید با همراهی وی انجام شده باشد چرا که اگر اعتراضی از سمت وی شده باشد کمترین مجازاتش درآن دوره برکناری از پست‌های اساسی باشد مخصوصاً در دوره بعد از کودتا که پهلوی به خودکامگی محض روی آورده بود.

انتهای پیام/صبح نو

هر سال نیمه آذر که می‌شود رسانه‌ها برای یادآوری فاجعه ۱۶‌آذر ۱۳۳۲ به‌خط می‌شوند و با برگزاری میزگرد و نوشتن یادداشت سعی می‌کنند در این فضا نقش‌آفرینی کنند. این بار ما در آستانه این واقعه می‌خواهیم از منظری دیگر به آن نگاه کنیم.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme