https://telegram.me/empireoflies

چهره مرموز انتخابات/ نامزدی که بیشترین شانس را برای پیروزی دارد

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغروزنامه «رای الیوم» روز شنبه در مقاله ای تحت عنوان «شانس روحانی برای پیروزی در دومین دوره ریاست جمهوری» با بررسی عواملی تعیین کننده در انتخابات ریاست جمهوری ایران نوشت: روحانی نیز مانند سایر رئیسان جمهوری پیشین این کشور برای دومین بار رئیس جمهور می شود.

در این مقاله به قلم «صالح السید باقر» آمده است: کسانی که دو مقاله پیشین من را درباره انتخابات ریاست جمهوری ایران خوانده اند، شاید به این نتیجه رسیدند که حسن روحانی رئیس جمهوری کنونی ایران کمترین شانس برای انتخاب در دوره دوم ریاست جمهوری ندارد. اما پیش از اینکه به این سوال یعنی میزان شانس روحانی در انتخابات پاسخ بدهم، باید ابتدا برخی از امور را روشن کنم که به ارزیابی نتایج انتخابات آینده، مرتبط است.

این مقاله می افزاید: در ابتدا باید گفت که دوره ریاست جمهوری ۴ سال است و اگر رئیس جمهوری بخواهد مسیر خود را ادامه دهد، باید در انتخابات جدید شرکت کند. همچنین هیچ رئیس جمهوری در ایران نمی تواند برای سومین بار متوالی در انتخابات کاندید شود. اما با وجود این مسئله، به جز «ابو الحسن بنی صدر» که مجلس از وی سلب اعتماد کرد و «محمد علی رجائی» که در انفجار مقر ریاست جمهوری کشته شد؛ همه رئیسان جمهوری ایران که پس از آنها آمدند یعنی به ترتیب سید علی خامنه ای (رهبر کنونی)، مرحوم هاشمی رفسجانی، سید محمد خاتمی، محمود احمدی نژاد، برای دومین بار در انتخابات پیروز شدند و توانستند هشت سال مسند اجرایی را در دست داشته باشند، به نظر می رسد که روحانی نیز از این قاعده مستثنا نیست.

سوم اینکه: اتفاقات غیرمنتظره همواره در انتخابات ریاست جمهوری رخ می دهد و ما شاهد بوده ایم که کسی که کمترین شانس را دارد، پیروز میدان می شود. این چیزی بود که در انتخابات ۱۹۹۷ میلادی در ایران رخ داد، کسی پیش بینی نمی کرد که خاتمی در انتخابات رای بیاورد، فردی که در مقایسه با علی اکبر ناطق نوری (رئیس مجلس اسبق) که پست های مهمی را به عهده داشت، چهره ناشناخته ای به شمار می آمد.

این موضوع در انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۹۵ نیز تکرار شد، کسی انتظار پیروزی احمدی نژاد را در انتخابات نداشت و شاید او هم با همان مشکلی مواجه شد که خاتمی با آن رو به رو بود؛ شخصیت او به هیچ وجه تقاربی با شخصیت اکبر هاشمی رفنسجانی رقیب اصلی او نداشت، اما در انتخابات پیروز شد.

سومین مورد که در انتخابات ایران بارز است، آن است که: اسامی جناح های اصلی سیاسی در ایران در طول چهار دهه گذشته تغییر کرده است؛ با اینکه همواره به طور گسترده تبلیغ می شود که رقابت اصلی در انتخابات میان اصلاح طلب ها و اصولگرا هاست، اما این واژه ها عناوین کلی و مجازی است؛ چرا که اصلاح طلب ها خود شامل احزاب چپ گرا، تندرو ، میانه رو هستند؛ البته که این تقسیم بندی درباره اصولگراها هم صدق می کند؛ آنها به اصولگرای سنتی، تندرو و میانه رو تقسیم می شوند.

چهارمین دلیل آن است که: آراء ایرانی ها به سه بخش تقسیم می شود: اصلاح طلب، اصولگرا، بی طرف. بعید است که حامیان اصولگراها به کاندیدای اصلاح طلب رای دهند حتی اگر آن نامزد بتواند در نهایت درستی، خرد و توانایی کشور را اداره کند. همچنین حامیان اصلاح طلب نیز هرگز به یک نامزد اصولگرا رای نمی دهند.

از این رو، تا زمانی که آراء هر نامزد، مشخص و قطعی است، کاندیداهای ریاست جمهوری تلاش می کنند که با سفرهای استانی و رفتن به مناطق وشهرهای مختلف، آراء رای دهندگان بی طرف را به سوی خود جذب کند. همچنین که مناظرات تلویزیونی نقش بارزی در جهت دهی رای دهندگان بی طرف برای رای دادن به یکی از نامزدهای ریاست جمهوری ایفا می کند.

بنابراین، آراء بی طرف، تعیین کننده این انتخابات و همه انتخابات دیگر هستند؛ از این رو نامزد اصلی باید با برخورداری از ویژگی ها و توانمندی های بالا بتواند آراء بی طرف را مجاب کند که او بهترین کسی که می تواند کشور را اداره کند.
و اما چهره مرموز و ناشناخته در انتخابات کیست؟
نویسنده این سطور می نویسد: مقصودم از شخصیت مرموز در انتخابات کسی است که پیشترر تعامل چندانی با مردم نداشته باشد و البته خیلی هم غیر مشهور نباشد. این مرموز و پیچیده بودن نامزد یک سلاح دو لبه در انتخابات است که گاهی به نفع آن نامزد عمل می کند و گاهی به ضررش.

با اینکه این چهره ناشناخته و مرموز تعامل زیادی با همه اقشار اجتماعی نداشته، به دادن وعده ها و شعارهای بسیار بزرگ متوسل می شود که به هیچ وجه نمی تواند آنها را محقق کند، اما به خاطر اینکه رای دهنده او را نمی شناسد، شاید وعده هایش را باور کند و به او رای دهد و او را ناجی مشکلات خود بداند؛ کاری که یک چهره معروف و مشهور نمی تواند در انتخابات انجام دهد.

بدون شک، این امر درباره همه رای دهندگان صدق نمی کند، قطعا رای دهندگانی هم هستند که به چهره های مرموز و ناشناخته رای نمی دهند و معتقدند که برنامه های نامزد شناخته شده، بهتر از کاندیدای ناشناخته است که ممکن است کشور وارد یک تونل تاریک کند. در نتیجه ناشناخته بودن گاهی خود می تواند دلیل شکست نامزد باشد.

منبع: ایرنا

انتهای پیام/

امپراتوری دروغانتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود.

“کسی انتظار پیروزی احمدی نژاد را در انتخابات نداشت و شاید او هم با همان مشکلی مواجه شد. شخصیت او به هیچ وجه تقاربی با شخصیت هاشمی رقیب اصلی او نداشت، اما در انتخابات پیروز شد.”

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme