https://telegram.me/empireoflies

چرا «بن سلمان»، پدرش و ترامپ با هم به آتش کشیده شدند؟

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغدر لابلای تصاویری که از اعتراضات به تصمیم دونالد ترامپ در خصوص انتقال سفارت آمریکا به قدس از خبرگزاری ها منتشر شد، یک تصویر برجستگی و حساسیت بیشتری داشت و آن تصویر به آتش کشیده شدن محمد بن سلمان، ملک سلمان و ترامپ با هم بود. این موضوع اگر پدیده ای بی سابقه در فلسطین و سایر کشورهای اسلامی نباشد، دست کم بسیار کم سابقه است. اما چرا مردم فلسطین تا این حد از سیاست های سعودی خشمگین هستند که تصویر مقامات آن را در کنار تصاویر ترامپ به آتش کشیدند؟ برای پاسخ ابتدا بایستی به هم پیالگی بن سلمان و به طور کلی عربستان تحت زمامت او با ترامپ و به طور کلی آمریکای جمهوری خواهان اشاره داشت، سپس به تغییر در شرایط منطقه توجه کرده و نهایتا از ارتباط نهان بین رژیم اشغالگر قدس و عربستان که اینک به ارتباط بدون پرده تبدیل شده است، اشاره می شود.

۱٫ روابط بن سلمان و ترامپ

بن سلمان به دلیل علاقه شدیدی که برای مطرح شدن  در سیاست و قدرت دارد، تمایل شدیدی به داشتن هر گونه روابط با آمریکایی ها داشته است. روابط بسیار تنگاتنگ بین وی و داماد ترامپ جرد کوشنر تقریبا در حال نمایان شدن است. به نظر می رسد به لحاظ روانشناختی نیز محمد بن سلمان تمایل به برجسته ماندن داشته و دارد. خودشیفتگی و میل به رهبری و بزرگی در محمد بن سلمان سبب شده است تا نیاز به توجهات در او برجسته باشد. خصیصه روانشناختی میل به تشویق سبب شده است تا برخی اشتباهات بزرگ نیز از ناحیه بن سلمان بروز یابد. با همین خصایص روانشناختی است که سیاست های عربستان نسبت به منطقه نیز قابل تحلیل است. بن سلمان برای ماندن در صحنه اول سیاست بین المللی تلاش کرد تا موضوع فلسطین را آن گونه که موجب برجسته شدن وی می شود حل کند، اخبار بسیاری از رسانه ها از نزاع بین وی و محمود عباس و تلاش برای فشار به عباس برای پذیرش شروط وی برای صلح حکایت دارد. بن سلمان می خواهد «یک بار برای همیشه» مسئله دولت اسرائیلی را آنگونه که آمریکایی ها از او مطالبه می کنند حل و رفع کند.

ریشه بسیاری از رفتارهای سیاسی و بین المللی بن سلمان نیز از موضوع میل به تشویق نشات می گیرد، اتفاقاتی که در یمن افتاده، در لبنان افتاد و حالا در فلسطین در حال افتادن است، به طور مستقیم با سیاست ها ی شتابزده و تمایل به سلمان برای بودن در صحنه سیاست و برای معرفی شدن به عنوان یک «حلال مشکل» نزد افکار عمومی و سیاست مداران بین المللی ترتیب داده می شود. سفر بن سلمان به سرزمین های  اشغالی که توسط بسیاری از رسانه ها بازتاب داشته است، یکی از مصادیق اصلی «جلب توجه» بوده است. در این خصوص البته موضوع به اینجا نیز ختم نخواهد شد و اخبار روزها و ماه های آتی از روابط بیشتر بین بن سلمان با تیم ترامپ و تلاش برای ماندن در صحنه اول سیاست بین المللی خبر خواهند داد. توجه به این مقوله که بن سلمان برای ارضای این مشکل روانشناختی به خریدن تابلوی مشهوری دست زد در همین چارچوب است. وال‌استریت‌ژورنال اخیرا گزارش داده که نقاشی «لئوناردو داوینچی» به نام «سالواتور موندی» که ماه گذشته با رقم بی‌سابقه بیش از ۴۵۰ میلیون دلار به فروش رفت، توسط محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان خریداری شده است. همچنین تلاش بی وقفه بن سلمان برای برجسته شدن به این موضوع ختم شده است که نشریه تایم نیز وی را به عنوان ده فرد مطرح برای اطلاق شخصیت سال نیز معرفی کند. اگرچه این عنوان به یک جنبش اطلاق شد، اما اینکه این سیاست مدار ماجراجوی سعودی در این لیست قرار گرفته نشان دهنده میل وی به تشویق است.

سیاست های بن سلمان برای جلب توجهات بین المللی سبب انزجار مردم جوامع هدفی شده است که رفتارهای بن سلمان به طور مستقیم منافع و هویت آن ها را مورد هدف قرار داده است. شبیه اتفاقاتی که در لبنان و یمن افتاد، در یمن برخی نیروها با فهم نسبت به تلاش سعودی برای ایجاد فتنه داخلی بین نیروهای مردمی، به سمت نیروهای انصارلله رفته اند. در لبنان تلاش بن سلمان برای حذف حزب الله به هر بهانه ای، سبب انزجار افکار عمومی از این سیاست مدار جوان و ناپخته سعودی شد.

۲٫ توجهی به شرایط منطقه

نگاهی به وضعیت منطقه غرب آسیا  نشان می دهد که آمریکا و متحدانش قافیه را باخته اند. تلاش آمریکا برای اتخاذ سیاست ها و اقدامات تهاجمی شبیه به بیانیه قدس دونالد ترامپ، تلاش برای ایجاد ناآرامی در یمن، تلاش برای ایجاد بی ثباتی در لبنان، تلاش برای از بین بردن وحدت ملی در عراق، تلاش برای ایجاد گسست در اتحاد ایران – روسیه و ترکیه، همه و همه برای رویارویی با قدرت ایران ترتیب داده شده و البته این ماجرا ادامه نیز خواهد داشت و باید منتظر بود و دید که سناریو و نقشه بعدی آمریکایی ها برای ایران و منطقه چیست و می خواهند چه کسی را قربان سیاست های نسنجیده خود در منطقه کنند. هم نظام اندیشگانی و هم سیاست ورزی آمریکایی به این نتیجه رسیده است که ایران، دیگر کشوری است که نه تنها نظم مورد نظر آمریکا در منطقه را زیر سوال برده است، بلکه خود قائل به ایجاد یک نظم جدید در نظام بین المللی و به طور خاص در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا است و برای رسیدن به این نظم نیز در تمام صحنه ها آمریکایی ها را شکست داده است. برای بررسی این موضوع ابتدا بایستی تصویری از وضعیت فعلی نظم منطقه ای ارائه داد و سپس به سراغ سیاست های ایران و آمریکا و رویارویی این دو با هم رفت.

برای افکار عمومی و نخبگان فکری و سیاسی منطقه نیز این موضوع حل شده است که این آمریکا و عربستان هستند که عامل تشدید و وخامت اوضاع در منطقه شده و می شوند. سخنان ابراهیم جعفری وزیر خارجه عراق در خصوص حضور تروریست ها در نشست «منامه» که گفت؛ از ایران تروریستی در عراق وجود ندارد، نشان دهنده این موضوع است که این فهم نسبت به رفتار ایران در منطقه شکل گرفته است. جعفری با بیان اینکه «واقعا ندیدم که ایران تروریست‌ها را به سوی عراق گسیل کند. هنگامی که گروههای داعش وارد عراق شدند، ایران گفت که ما آماده کمک هستیم و ما هم فقط خواستار مستشار نظامی شدیم و آن‌ها هم همانند باقی کشورها، مستشاران نظامی خود را به عراق اعزام کردند.». او تأکید کرد «دخالت و تروریسم ایرانی در واقعیت صحنه عراق کجاست؟ من کتابی در این باره نخوانده‌ام من به واقعیت عراق نگاه می‌کنم و از حقایق سخن می‌گویم. وزیر خارجه عراق ادامه داد: تروریست‌ها از ۱۲۴ تابعیت مختلف به عراق آمدند؛ از جمله از آمریکا و انگلیس، از کشورهای خلیج [فارس] و جنوب شرق آسیا وارد عراق شدند.»

این فهم نسبت به سیاست های ایران و تقابل سیاست های ثبات زا ایران از یک طرف و سیاست های ثبات زدای آمریکا و متحدانش از جمله عربستان از سوی دیگر سبب شده است تا افکار عمومی منطقه به صف بندی در حال شکل گیری در منطقه بیشتر واقف باشند و راحت تر بتوانند تشخیص دهند که محمد بن سلمان و به طور کلی سعودی درکدام سوی این صف بندی برای ثبات منطقه قرار گرفته است.

۳٫ روابط تل آویو – ریاض؛ پرده هایی که در حال افتادن هستند

روابط بین سعودی و رژیم صهیونیستی هر روز نسبت به روز قبل نمایان تر می شود، اینکه دلیل این موضوع را باید در سعودی جستجو کرد یا در تل آویو، مشخص نیست، اما به نظر هر دو طرف تمایل به نمایان تر شدن این موضوع دارند، تل آویو بیشتر و سعودی به مرور. نتانیاهو تمایل دارد عادی سازی روابط با کشورهای اسلامی تبدیل به برگ برنده او در برابر فسادهایی که در عرصه داخلی به وجود آورده و ناکامی هایی که داشته است، باشد و محمد بن سلمان نیز تمایل دارد رضایت آمریکایی ها را برای خود خریداری کرده و تبدیل به یکه تاز صحنه قدرت در عربستان و متعاقبا در منطقه شود. به هر حال هر چه هست، کنار هم نهادن اخبار نشان گر این موضوع است که هر دو طرف در حال از بین بردن حجاب های روابط خود هستند. اخیرا تیمی از بحرین به اسرائیل سفر کرده است که آن را نیز باید در راستای همین سیاست های عادی سازی روابط که بن سلمان دنبال می کند، جستجو کرد. طبیعی است که این موضوع نیز به نوبه خود سبب خشم مردم فلسطین از سیاست های بن سلمان می شود.

از یک سو موضوع خودشیفتگی و میل به تشویق در محمد بن سلمان و تلاش برای ارتباط تنگاتنگ با آمریکا و ماندن در صحنه سیاست بین الملل و از دیگر سو تغییرات در نظم منطقه و تغییر صف بندی های منطقه و نهایتا از بین رفتن حجاب های روابط تل آویو و ریاض سبب شده است تا مردم فلسطین ارتباط محکمی بین بیانیه ضد فلسطینی ترامپ و سیاست ها و اهداف و برنامه های محمد بن سلمان برقرار کنند. علت به آتش کشیدن تصویر بن سلمان به همراه پدرش در کنار تصاویر دونالد تراپ را بایستی در این سه موضوع جستجو کرد. صحنه سیاست ورزی در منطقه غرب آسیا هر روز نسبت به گذشته روشن تر می شود و حالا بن سلمان آن درایت و پختگی مقامات سابق سعودی برای حفظ اعتبار و حیثیت را نیز از دست داده یا بی اهمیت جلوه می دهد.

انتهای متن/فارس

در لابلای تصاویری که از اعتراضات به تصمیم دونالد ترامپ در خصوص انتقال سفارت آمریکا به قدس از خبرگزاری ها منتشر شد، یک تصویر برجستگی و حساسیت بیشتری داشت و آن تصویر به آتش کشیده شدن محمد بن سلمان، ملک سلمان و ترامپ با هم بود.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme