https://telegram.me/empireoflies

پیدا و پنهان آمریکا درباره ایران

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغپسرم! تاریخ را بخوان و از قضایای آن اطلاعات درست حاصل کن، خود من نیز تاریخ گذشتگان را آن چنان مطالعه کرده‌ام مثل این که خودم یکی از آنهایی بوده‌ام که آن اتفاقات برای من افتاده است. «وصیت امیرالمومنین علی(ع) به فرزندش امام حسن (ع)»

راستی چرا باید تاریخ را خواند، مطالعه تاریخ برای انسان‌ها چه سودی دارد؟ آسان‌ترین جوابی را که برای این سؤال می‌توان پیدا کرد، این است که مهم‌ترین هدف از خواندن و مطالعه و آگاهی از تاریخ پیشینیان کسب تجربه است و الان تاریخ مانند نمایشگاهی از عبرت‌هایی است که از گذشته برای انسان‌ها به یادگار مانده است، آن گونه که سعدی شیرین سخن می‌فرماید:

مرد خرمند هنر پیشه را

عمر دو باید بدین روزگار

تا به یکی تجربه اندوختن

بادگری تجربه بردن به کار

یعنی انسان برای سعادت در دنیا باید دو عمر داشته باشد، با یک عمر تجربه کرده و با عمر دیگر از آن تجربیات استفاده کند، حال که خداوند متعال این فرصت را به انسان‌ها نداده است و انسان مجبور است با همان یک عمر زندگی کند و به سعادت برسد، راهی برای او باقی نمی‌ماند که باید از تجربه گذشتگان استفاده کند.

با این مقدمه وارد اصل ماجرا می‌شویم، راستی چرا آمریکایی‌ها این همه علاقه‌مند هستند تا ایران و ایرانی را به نوکری و اسارت خویش درآورند، بررسی تاریخ رابطه ایران و آمریکا ما را به چه نتیجه ای می‌رساند؟ فهرست طولانی مداخلات خصمانه آمریکایی‌ها در ایران برای چیست؟ مخصوصاً مداخلات و مشارکت آنها در نیم قرن گذشته از جمله کودتای ۲۸ مرداد (بازگشت نظام استبدادی به ایران)، حمایت از رژیم شاه در اوج انقلاب اسلامی، حمایت از کودتاهای مختلف از جمله کودتای نوژه در اوایل پیروزی انقلاب توسط امرای ارتش و سیاسیون وابسته به آمریکا، حمایت همه‌جانبه از صدام، حمایت از تکفیری‌ها، حمله به سکوهای نفتی ایران، سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران، مسدود کردن دارایی‌های ایران در خارج و اختصاص بودجه مستقیم برای سرنگونی جمهوری اسلامی‌ و ده‌ها و صدها اقدام ریز و درشت علیه یک محدوده جغرافیایی به نام ایران برای چیست؟

جواب یک کلمه است، آمریکا ایران و ایرانی را برای خود می‌خواهد، برای روشن شدن این موضوع باید محورهای مورد تأکید آمریکایی‌ها در مورد ایران را مورد بررسی قرار دهیم.

امنیت ملی آمریکا در سال ۲۰۰۶ محورهای مورد نظر خود در برابر ایران را به شرح زیر مورد توجه قرار داد:

۱ ـ حمایت آشکار از صداهای مخالف نظام جمهوری اسلامی‌ ایران توسط بالاترین سطوح تصمیم‌گیری در آمریکا

۲ ـ تعمیق و گسترش تحریم‌ها علیه ایران

۳ ـ مخدوش و بدنام کردن چهره جمهوری اسلامی‌در خارج از کشور از راه‌های گوناگون

۴ ـ تلاش برای محدود کردن روابط کشورها و سازمان‌های بین‌الملل با ایران

۵ ـ تلاش برای مشروعیت‌بخشی، گسترش و توانمندسازی سازمان‌های غیردولتی حاضر در ایران که مخالف جمهوری اسلامی‌ایران هستند.

۶ ـ دخالت گسترده در امور داخلی ایران در زمینه انتخابات، حقوق بشر، زنان، رسانه‌ها و مذاهب

۷ ـ آموزش عناصر و تشکل‌های خارج‌نشین مخالف نظام جمهوری اسلامی‌ و حمایت سیاسی و مالی از آنها

۸ ـ محدود کردن نفوذ جمهوری اسلامی‌ ایران در منطقه

۹ ـ جلوگیری از دست‌یابی ایران به فناوری و دانش پیشرفته

۱۰ـ تبلیغ و ترویج دوگانگی حاکمیت در ایران

۱۱ ـ راه‌اندازی جنگ عقیدتی و ایدئولوژیک در منطقه

۱۲ ـ فعال‌سازی و حمایت از شبکه‌های ضدایرانی

۱۳ ـ اقدامات گسترده بین‌المللی در جهت معرفی ایران به‌عنوان ناقض معاهدات بین‌الملل در زمینه دست‌یابی و استفاده از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای است، بنابراین باید از مقدمات آن یعنی غنی‌سازی اورانیم نیز جلوگیری کرد.

آمریکایی‌ها در مسئله تقابل با ایران اسلامی‌ و به‌منظور اجرایی کردن مراتب فوق روش غیرخشونت‌آمیز و جنگ نرم را در نظر قرار داده و با طرح تقابل‌گرایی از طریق تعامل‌گرایی، براندازی براساس فشار از بالا و همراه‌سازی از پایین را دنبال می‌کنند، کمیته خطر کنونی و موسسه هوور از حامیان اصلی این دیدگاه هستند.

این کمیته اولین بار در سال ۱۹۵۰ میلادی (۱۳۳۰ ه ـ ش) هم‌زمان با آغاز جنگ سرد به‌عنوان تشکیلاتی در راستای ایجاد اجماع ملی برای مقابله با توسعه‌طلبی شوروی و به‌منظور آموزش آمریکاییان برای مقابله با توسعه‌طلبی در عرصه سیاسی آمریکا ظاهر شد، در ۲۰ دسامبر سال ۲۰۰۴ کمیته خطر کنونی گزارش مطالعاتی را با عنوان ایران ارائه کرد که در این گزارش تهدیدات و فرصت‌های ناشی از جمهوری اسلامی‌ ایران برای ایالات متحده آمریکا مورد بررسی قرار گرفت و راه‌کارهایی نیز برای مقابله با ایران در این گزارش ارائه شد.

محور اتهامات این کمیته علیه ایران به شرح زیر است:

۱ ـ حمایت مالی و لجستیکی از شبکه‌های تروریستی متعلق به شیعیان و اهل سنت شامل حماس، جهاد اسلامی‌ و حزب‌الله.

۲ ـ ایجاد بی‌ثباتی در منطقه با استفاده از گروه‌های تروریستی

۳ ـ استفاده عناصر مربوط به القاعده و انصارالاسلام از مرزهای ایران جهت نقل و انتقالات

۴ ـ جلوگیری از روند ایجاد لبنان دموکراتیک و مستقل با ممانعت از تحقق روند به اصطلاح صلح خاورمیانه

۵ ـ حمایت از ایجاد نوعی دیکتاتوری مذهبی تحت قیمومیت ایران و عراق

۶ ـ تلاش برای استیلای ایدئولوژیک و نظامی‌ بر همه منطقه

۷ ـ توانایی هسته‌ای جمهوری اسلامی‌ ایران

کمیته خطر کنونی راهبردهایی را برای کنترل و انهدام جمهوری اسلامی‌ عنوان کرد که از جمله:

۱ ـ اعلان رسمی‌ تمایل به برقراری رابطه با ایران توسط رئیس جمهوری آمریکا

۲ ـ بازگشایی سفارت آمریکا در تهران

۳ ـ انهدام توانایی هسته‌ای ایران در صورت تمکین نکردن

۴ ـ استفاده گسترده از روش‌های نوین و متناسب با جامعه ایران

۵ ـ تخریب ارکان نظام جمهوری اسلامی‌ ایران

۶ ـ برقراری تحریم‌های هوشمند علیه ایران

۷ ـ محاکمه مقامات ایرانی در مراجع قضایی وابسته به غرب

۸ ـ گسترش رسانه‌های ضدایرانی

۹ ـ مذاکره مستقیم و گسترش روابط با ایران

با توجه به مباحث مذکور می‌توان به راحتی نتیجه گرفت که اگر آمریکا در ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ توانست با یک برنامه‌ریزی ساده و طی یک کودتا با استفاده از عوامل داخلی در ایران، محمدرضا پهلوی فراری را دوباره به مسند قدرت برگرداند، چرا در شرایط فعلی با صرف هزینه‌های هنگفت و به‌کارگیری تمامی‌امکانات نمی‌تواند حتی یکی از اوامر خود را در ایران عملی کند؛ شواهد نشان می‌دهد ایران و ایرانی در دو جبهه در حال مبارزه و مجاهدات هستند، جبهه اول اداره یک کشور بزرگ در یکی از دوران‌های سخت از تاریخ جهان و مسئله دوم مبارزه با حجم گسترده از تهاجماتی است که از ناحیه آمریکایی‌ها و اذباب وابسته به آنها در سر راه این کشور قرار دارد.

کلام آخر این که آمریکا از دانایی و توانایی ملت ایران در هراس است و امروزه مظهر دانایی و توانایی ملت ایران مسئله دستاوردهای علمی‌ و فناوری‌های مختلف و حرکت هدفمند به‌سوی اهداف بزرگ و آرمان‌های ترسیم‌شده توسط بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی و مجاهدان و ایثارگران سال‌های خون و خطر است، نگهداری این دستاورد بزرگ مستلزم مجاهده بزرگ‌تر از مجاهدات گذشته است و این همان روحیه‌ای است که در جبهه دشمن به هیچ وجه موجود نیست.

انتهای پیام/فارس

اگر آمریکا در ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ توانست با یک برنامه‌ریزی ساده و طی یک کودتا با استفاده از عوامل داخلی در ایران، محمدرضا پهلوی فراری را دوباره به مسند قدرت برگرداند، چرا در شرایط فعلی با صرف هزینه‌های هنگفت و به‌کارگیری تمامی‌امکانات نمی‌تواند حتی یکی از اوامر خود را در ایران عملی کند.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme