https://telegram.me/empireoflies

پمپئو و نیاز فوری به مرور سابقه رفتار آمریکا با ایران

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغاظهارات اخیر وزیر خارجه آمریکا نشان می دهد که آمریکایی ها شدیدا از ایران عصبانی هستند. اینکه علت این عصبانیت از کجا ناشی می شود و اینکه آمریکایی ها چگونه تلاش می کنند این خشم خود را عملی کنند، مسئله ای است که نیاز به زمان دارد، اما آن چه مشخص است این است که سخنان پمپئو یقینا «استراتژی جدید» آمریکا در برابر ایران نیست و یک سیاست همیشگی و تکراری است. به سخنان پمپئو از چند منظر می توان نگریست.

۱٫ رویکرد تغییر رژیم در سیاست های آمریکایی ها موضوعی نهادینه شده است

آمریکایی ها همیشه در طول تاریخ جمهوری اسلامی به دنبال از بین بردن ساختار و نظام سیاسی ایران بوده اند و هیچ گاه از به کار بردن این استراتژی کلی طرفی نبسته اند البته به فراخور توان و محدودیت های دولت ها در آمریکا و آن چه در ویترین توجهات بین المللی قرار می داده اند، تفاوت هایی بین مقامات آنها وجود داشته است. برخی به دنبال تغییر رژیم از زاویه تغییر رفتار بوده اند و برخی نیز مستقیما به دنبال تغییر رژیم بوده اند. اگرچه هیچ یک از این سیاست ها نتوانسته طرفی ببندد، اما هوشیاری نسبت به طراحی هایی که علیه ایران صورت می گیرد، موضوع بسیار با اهمیتی است، خصوصا که این بار و در دولت ترامپ، رژیم صهیونیستی  و عربستان نیز تلاش می کنند با ایجاد رخنه های اقتصادی و اجتماعی در ایران، مسئله تغییر رژیم را به صحنه ظهور رسانند. یکی از مسائلی که بار دیگر در دستور کار سریع آمریکا قرار گرفته است، مسئله تغییر رژیم است. گزارشی که اخیرا توسط نشریه واشنگتن فری بیکن منتشر شده است، یکی از برنامه هایی است که در این خصوص به فضای رسانه ای مخابره شده است. طبیعی است که این طرح ها و استراتژی ها در زمان دولت های قبل از ترامپ نیز به صورت جدی پیگیری می شده است. فتنه ۸۸ اساسا طرحی برای براندازی نظام بود. هیلاری کلینتون بارها از ارتباط با فتنه گران برای تغییر رژیم سخن گفته بود.

۲٫ چرا آمریکایی ها تغییر رژیم را پی گیری می کنند؟

آمریکایی ها دست کم سه دلیل برای مواجهه با ایران در فضای تغییر رژیم دارند، نخست ماهیت گفتمانی و ایدئولوژیک نظام ایران؛ دوم، از بین رفتن موازنه قدرت در منطقه به نفع ایران و سوم؛ تفوق مدل انقلاب اسلامی در عرصه منطقه ای و بین المللی.

۲٫ ۱٫ ماهیت گفتمانی و ایدئولوژیک ایران

اولین و اصلی ترین علت اصرار آمریکایی ها به تغییر رژیم، ماهیت انقلابی و گفتمانی نظام ایران و تلاش برای ایجاد ظرفیت های منطقه ای و بین المللی متناسب با این ماهیت است. مشکل آمریکا با ایران نه کاملا در مسائل استراتژیک و ژئوپلیتیک (که آن هم بخشی از مشکل آمریکا با ایران است)، بلکه اساسا در موجودیت مذهبی، گفتمانی ایران است. خطری که از آمریکایی ها از این ناحیه احساس می کنند ، رویارویی با نظام لیبرال دموکراسی و ایجاد چالش فکری برای لیبرالیسم در عرصه بین المللی است.

۲٫ ۲٫ از بین رفتن موازنه قدرت در منطقه به نفع ایران

در سال های اخیر موازنه قدرت در منطقه غرب آسیا به عنوان یکی از مهمترین مناطق دنیا به سبب حضور انرژی در این منطقه، از بین رفته است و معادلات به نفع ایران و به ضرر آمریکایی ها و شرکایشان پیش رفته است. این موضوع سبب شده است تا آمریکا مهمترین مسئله ای که در ذهن می پروراند بازگشت موازنه سابق در منطقه باشد. آمریکایی ها تصور می کنند با تغییر رژیم در ایران این موازنه از بین رفته و دوباره به نفع آمریکا مستقر خواهد شد.

۲٫ ۳٫٫ تفوق مدل انقلابی ایران در عرصه بین المللی

یکی دیگر از منازعات آمریکا با ایران این است که آمریکایی ها شدیدا از تفوق مدل ایران و الگوی مقاومت مندرج در اصول ، نگران است و عامل رفع این نگرانی را نیز به تعبیر مقامات آمریکایی و همکاران منطقه ای آن ، بااصطلاح «بریدن سر مار» می داند.

۳٫ مروری بر پازل تغییر رژیم

۳٫ ۱٫ تفاوتی بین مقامات آمریکایی نیست

ترامپ از روزی که وارد کاخ ریاست جمهوری آمریکا شد، به طور مستمر ایده تغییر رژیم را تقویت کرده است. او ابتدا طوفان حملات خود علیه ایران را در مجمع عمومی سازمان ملل متحد شروع کرد. ترامپ در آن سخنرانی،  ایران، کره شمالی و ونزوئلا را به تغییر رژیم تهدید کرد. موج بعدی حملات ترامپ در خصوص تغییر رژیم به استراتژی امنیت ملی او بر می گردد. استراتژی امنیت ملی آمریکا نقطه عطفی برای اعلام مواضع صریح ترامپ در خصوص ایران بود. ترامپ این بار با طرح اتهاماتی علیه ایران از جمله «رژیم»، «رژیم حامی تروریسم»، «ملت تروریست»، «حامی القاعده و طالبان» و … تمام تلاش خود را کرد تا این پیام را مخابره کند که «تغییر رفتار ایران» کف انتظار ترامپ در خصوص ایران است و او به دنبال تغییر رژیم است. در همان سخنرانی ، ترامپ ایران را حکومتی دیکتاتوری عنوان کرد و این در حالی بود که درست چند ماه قبل انتخابات ریاست جمهوری در ایران با مشارکت بالای ۷۰ درصدی مردم انجام شده بود و ترامپ نیز ریاض یعنی پایتخت انسداد سیاسی و دموکراتیک در جهان را به عنوان مقصد اولین سفر خارجی خود برگزیده بود. تفاوت ترامپ و اوباما در همین موضوع بود، ترامپ تغییر رفتار ایران را که اوباما تلاش می کرد، عامل رسیدن به تغییر رژیم معرفی کند، تبدیل به تغییر رژیم کرد. یعنی سیاستی که در پشت درهای بسته نهادهای امنیتی آمریکا بود به ویترین مواجهه با ایران تبدیل شد.

خروج از برجام سومین بزنگاهی بود که ترامپ سیاست تغییر رژیم را به نمایش گذاشت. ترامپ با لفاظی های پی در پی در سخنرانی خود تلاش کرد اینگونه وانمود کند که آمریکا تحمل رفتارها و استراتژی های ایران در سطح منطقه را ندارد و برای آن برنامه نیز دارد.

۳٫ ۲٫ اوباما هم به دنبال تغییر رژیم بود، اما با ادبیاتی دیگر

شاید این تصور به وجود آمده است که ترامپ به دنبال تغییر رژیم در ایران بود، اما اوباما به دنبال تغییر رفتار ایران و به دنبال از بین بردن ساختار سیاسی و حکومتی در ایران نبود. این در حالی است که مرور رفتارهای اوباما نشان می دهد رئیس جمهور دموکرات آمریکا نیز به دنبال از بین بردن نظام سیاسی در ایران با کلید واژه تغییر رفتار بوده است. برای کسانی که با ادبیات امنیت ملی سرو کار دارند، تغییر رفتار ایران دقیقا در همان منظومه تغییر رژیم قرار می گیرد. اولین اظهارنظرهای اوباما در این‌باره، به پوسترهای او در کارزار تبلیغات انتخاباتی ۲۰۰۸ بر می‌گردد، آنجا که در کنفرانس با اعضای رسانه‌های یهودی و اسرائیلی عنوان داشت: «ما به‌دنبال مانع برای آرمان‌های ملی مشروع آن‌ها نیستیم، اما ایران مجبور به تغییر رفتار خود است.» چنین سیاستی همواره از سوی اوباما در طول سال‌های ریاستش بر کاخ سفید ادامه داشته است. او حتی در گرماگرم مذاکرات هسته‌ای ایران، در مصاحبه‌ای با روزنامه‌ی نیویورک تایمز در تاریخ ۵ آوریل ۲۰۱۵ (۱۷ فروردین ۱۳۹۴) نظر خود را در خصوص آنچه وی تغییر رفتار ایران نامیده، اینگونه بیان می‌کند: «فکر می‌کنم ترکیب یک مسیر دیپلماتیک که مسئله‌ی هسته‌ای را در یک طرف قرار داده و همزمان پیامی روشن به ایرانی‌ها بفرستد مبنی بر اینکه شما باید رفتار خود را به‌طور گسترده تغییر دهید و اینکه اگر شما به اقدامات تهاجمی بی‌ثبات‌کننده خود ادامه دهید، ما از متحدان خود حفاظت می‌کنیم، ترکیبی است که به صورت بالقوه نه فقط خیال دوستان ما را راحت می‌کند، بلکه تنش‌ها را نیز کاهش می‌دهد.»

وی همچنین در ۱۵ جولای ۲۰۱۵ (۲۴ تیر ۱۳۹۴) سه بار از عنوان تغییر رفتار ایران یاد می‌کند. در این مصاحبه با عنوان کردن این موضوع که «دیپلماسی آمریکا می‌تواند تغییرات واقعی و معنی‌داری به‌دست آورد» اظهار داشت «همیشه این امیدواری وجود دارد که رفتارها تغییر کند.»

اوباما همچنین در حاشیه نشست امنیت هسته‌ای در واشنگتن در پاسخ به سؤال خبرنگاران در خصوص ایران بیان داشت که «ایران تاکنون متن توافق را رعایت کرده است، اما روح توافق، مستلزم این است که ایران به جامعه جهانی و شرکت‌ها سیگنال‌هایی بفرستد مبنی بر اینکه اقدام به انجام طیفی از اقدامات تحریک‌آمیزی که شرکت‌ها را هراسان می‌کند، نخواهد کرد.»۵ وی در همین نشست در خصوص پافشاری‌اش برای تغییر رفتار ایران چنین اشاره کرد: «ایران باید آن چیزی که هر کشور دیگری در دنیا می‌فهمد را درک کند و آن اینکه شرکت‌ها می‌خواهند جایی بروند که احساس امنیت بکنند، جایی که شاهد مناقشات گسترده نباشند، جایی که بتوانند مطمئن باشند مبادلات طبق روال معمول انجام می‌شوند؛ و این هم سازگاری‌ای است که ایران باید آن را انجام دهد.»

۴٫ برنامه متفاوت ترامپ برای تغییر رژیم؛ ایجاد نارضایتی اجتماعی و سوار شدن ریل جنگ اقتصادی

ترامپ هم به دنبال تغییر رژیم است. ترامپ به دنبال ایجاد نارضایتی اجتماعی و نافرمانی مدنی در ایران است. این کلید واژه این روزهای بسیاری از وب سایت ها و خبرگزاری های آمریکایی است. البته طرح های ترامپ برای تغییر رژیم تفاوت هایی با دولت های سابق آمریکا دارد؛ برخی از این تفاوت ها که به صورت مرحله به مرحله نیز در حال انجام هستند، عبارتند از:

۴٫ ۱٫ گام برداشتن بر روی ریل جنگ اقتصادی

مهمترین تفاوت ترامپ با دولت های دیگر آمریکا این است که ترامپ به کارآمدی و ارزش والای جنگ اقتصادی با ایران برای رسیدن به اهدافش واقفتر است تا دولت های قبلی آمریکا. اگرچه جنگ اقتصادی در زمان اوباما نیز پی گیری می شد، اما ترامپ از همان روز اول ریاست، جنگ اقتصادی را با هدف تحت فشار قرار دادن ایران پی گرفته است. یکی از بروزترین طرح هایی که در این زمینه در روز های اخیر منتشر شده است، طرحی است که گروه مطالعات امنیت موسوم به اس اس جی، به دونالد ترامپ در خصوص نحوه عملیاتی کردن تغییر رژیم در ایران پیشنهاد داده است. یکی از محورهای اصلی این طرح برنامه ریزی بر روی مسائل اقتصادی برای ایجاد شکاف بین مردم و حکومت است. در این طرح ذکر شده است که تلاش ترامپ باید جداسازی مردم از حکومت در ایران باشد.

همچنین پیشنهاد نویسندگان این طرح این است که استراتژی مقاوم سازی مردم در برابر حکومت عملیاتی شود تا مردم نسبت به «هزینه هایی که حکومت در خارج از مرز های ایران می کند، گله مند شده و نسبت به آن اعتراضات خود را شروع کنند.». این طرح پیشنهاد می کند «در گام بعدی این وظیفه دولت ترامپ است که بتواند پیرامون مسائل موشکی و منطقه ای ایران، همانگونه که در مورد مسائل هسته ای، اجماع جهانی به وجود آورد، دست به کار شود تا نیروهای بین المللی را علیه ایران به واکنش وادارد».

۴٫ ۲٫ اضافه کردن چاشنی نارضایتی اجتماعی از فعالیت های منطقه ای با ایده کلی تغییر رژیم

یکی دیگر از پازل های طرح تغییر رژیم، ایجاد شکاف های اجتماعی و یا به عبارت بهتر جداسازی نظام اجتماعی ایران از نظام سیاسی است. تلاش های جان بولتون به عنوان سرآمد ایده تغییر رژیم، به همراه مایک پمپئو که تجربه ریاست یک ساله سیا را نیز در کارنامه خود دارد، به همراه دونالد ترامپ برای اینکه ایده تغییر رژیم را به مرحله عمل در حوزه نارضایتی اجتماعی برسانند، سبب جدی تر شدن و عملیاتی تر شدن ایده تغییر رژیم است.

بسیاری از کسانی که از نزدیک با جان بولتون ارتباط داشته اند گفته اند که او نسبت به عملی کردن ایده تغییر رژیم بسیار مصر است و هرگز به طور اساسی رفتار خود را نسبت به ایران تا زمانی که مطمئن شود حکومت انقلابی ایران از بین نرفته است، تغییر نخواهد داد.

برخی دیگر از طرح هایی که در دستور کار موسسات آمریکایی قرار گرفته است نیز چنین محتوایی را در بر می گیرد. آن چه در این جا مشخص است این است که آنچه تندروها و حلقه های محافظه کار اطراف ترامپ در دستور کار دارند تلاش برای ایجاد نارضایتی اجتماعی است تا بتوانند به تصورات خود در خصوص ایران برسند. در این خصوص شبکه های منطقه ای برای برنامه ریزی آشوب نیز ایجاد خواهند کرد. هم تل آویو و هم ریاض رهبری چنین برنامه ریزی را برعهده خواهند گرفت.

۴٫ ۳٫ از بین بردن دستگاه محاسباتی جمهوری اسلامی

یکی از طراحی های ترامپ برای عملی کردن تغییر رژیم از بین بردن دستگاه محاسباتی و ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی نخبگان ایران است. لزوم هوشیاری ملی در برابر سیاست های براندازانه آمریکا پادزهر این استراتژی آمریکایی ها است.

سیاست های آمریکایی ها در خصوص تغییر رژیم ایران، از همان روزهای اول انقلاب، پیگیری می شده است و تقریبا وقفه ای در عملی کردن این سیاست ها وجود نداشته است ، از همان روز اول هم آمریکایی ها تلاش می کردند دستگاه محاسباتی ایران را تحت تاثیر قرار دهند. تنها تفاوت در پنهان کاری یا قرار دادن آن سیاست در ویترین توجهات بوده است. هر چند سخنان بیهوده پمپئو و ترامپ غافلگیرانه نیست،اما با این حال این موضوع رافع مسئولیت ملی در برابر سیاست های براندازانه آمریکایی ها نیز محسوب نمی شود. طرح «ایجاد نافرمانی مدنی» در دولت دونالد ترامپ، موضوعی است که حامیان ثروتمند منطقه ای ترامپ نیز بر روی آن با محافظه کاران تندروی کاخ سفید هم آوایی دارند. این موضوع می تواند نتایجی را برای امنیت ملی ایران داشته باشد. بنابراین ضروری است که هوشیاری ملی بیشتری نسبت به این مسائل خصوصا در زمینه های  اقتصادی صورت گیرد. در اینکه آمریکایی ها در تلاشند تا طرح های براندازانه خود علیه ایران را به نتیجه برسانند، هیچ شکی وجود ندارد، گزینه تغییر رژیم هیچ گاه از روی میز آمریکایی ها برداشته نشده بود، که امروز تهدید به عملی کردن آن می کنند.

انتهای متن/فارس

امپراتوری دروغانتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود.

آن چه مشخص است این است که سخنان پمپئو یقینا «استراتژی جدید» آمریکا در برابر ایران نیست و یک سیاست همیشگی و تکراری است.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme