https://telegram.me/empireoflies

پشت پرده و سازوکار فعالیت لابی‌های صهیونیستی در جهان

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: کمتر کشوری در جهان می‌توان یافت که در آن یک لابی فعال صهیونیستی با سازماندهی پیشرفته و تأمین مالی خوب، در جهت اهداف رژیم صهیونیستی فعالیت نکند.

در دایره المعارف بریتانیا واژه «لابی» اینگونه تعریف شده است: لابی عبارت است از گروهی کارگزار فعال که منافع خاصی دارند و بر کارمندان رسمی به ویژه قانونگذاران فشار می آورند تا آنها را در کاری که انجام می دهند تحت تأثیر قرار دهند.

 
در چاپ بین الملل فرهنگ وبستر درباره لابی آمده است: اشخاصی هستند که به راهروهای پارلمان رفت و آمد دارند، یا اشخاصی که عضو پارلمان نیستند و سمت رسمی ندارند، یا اشخاصی که سمت‌های دولتی دارند، و تلاش می کنند از طریق ارتباطات ویژه و با هدف تصویب یک قانون مشخص یا اتخاذ یک سری تصمیمات خاص، بر شرکا یا شخصیتهای عمومی  تأثیر بگذارند.
 
لابی ها قدرت های در سایه  و متنفذ در لایه های تصمیم سازی کشورهای مختلف هستند، رژیم صهیونیستی با تأسیس لابی‌های مختلف در کشورهای دنیا به ویژه آمریکا و اروپا سیدعرب سیاست‌ها این کشورها را با رویکردهای خود همراه کرده و حاکمیت این کشورها را تحت نفوذ خود داشته باشد.
 
گیلاد آتسمون نویسنده انگلیسی که قبلا شهروند رژیم صهیونیستی بوده و حالا به یکی از فعالان ضدجریان صهیونیسم بین الملل تبدیل شده، لابی صهیونیستی را سکاندار فضای سیاسی غرب توصیف می کند. وی اعتقاد دارد : قدرت صهیونیست ها در این است که بحثها درباره قدرت این جریان را خاموش می کند و اجازه بحث در این خصوص را نمی دهد. ما سالها می ترسیدیم که به این موضوع بپردازیم. لابی هایی همانند آیپک از سالها قبل، فضای سیاسی غرب را در سلطه خود داشته اند. این مسئله در آمریکا و انگلیس و فرانسه مشهود است. بدترین نتیجه مخرب این وضع، ادامه داشتن مناقشه ها و جنگ ها در جهان است.
 
 
وی می‌افزاید: لابی آیپک در آمریکا، عامل و مسبب شروع جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ بود که حالا شاهد آثار آن در سراسر منطقه خاورمیانه (غرب آسیا) هستیم. در فرانسه نیز لابی مشهود سبب شد فرانسه در جنگ لیبی آن اقدامات را صورت بدهد. شاهد تسلیم کامل سیاستمداران غربی درمقابل این جریان هستیم. این وضع بسیار تاسف آور است. بسیار تاسف آور است که بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در کنگره آمریکا حاضر شود و سخنرانی کند و همه سیاستمدارن آمریکایی تا آن اندازه، مجیز او را بگویند. همین مسئله نشان دهنده قدرت این جریان صهیونیستی است.
 
گرچه آیپک به‌عنوان بزرگ‌ترین لابی صهیونیستی در آمریکا مشهورتر از کشورهای دیگر است، اما فعالیت‌های رژیم صهیونیستی تنها منحصر به این کشور نبوده و تل آویو اقدام به تاسیس شبکه های پیچیده در کشورهای قدرتمند دنیا کرده است تا بتواند بر سیاست‌گذاری‌های آنها تأثیرگذار باشد.
 
لابی صهیونیستی در آمریکا
 
لابی صهیونیسم در آمریکا از شبکه‌ای پیچیده، تاکتیک‌های گسترده و نفوذ بالا برخوردار است و از این طریق مانع از هر اقدام سیاست خارجی آمریکا در تعارض با منافع تل‌آویو می‌شود.
 
صهیونیستها تا قبل از سال ۱۹۴۸ متمایل به بریتانیا بودند، اما از این تاریخ به بعد با توجه به نفوذ و قدرت آمریکا در عرصه روابط بین الملل، متوجه این کشور شدند. روش صهیونیسم برای تحقق هدف مذکور، به صورت تاکتیکهای مختلف آشکار شد. مهمترین و اساسی ترین این تاکتیکها تاکتیک مرحله به مرحله است؛ این تاکتیک مهمترین وجه مشخصه صهیونیسم است و صحبت کردن درباره روش یا طرح صهیونیسم در حقیقت حول محور تاکتیک مرحله به مرحله می چرخد. این تاکتیک در همه لحظات و حرکات صهیونیسم به چشم می خورد و در چارچوب نظریه « طرح صهیونیسم » به معنای تعامل میان چهار اصل است:
 
۱- واقع گرایی، که سقف خواسته های جنبش صهیونیسم در همه شرایط زمانی را با توجه به پتانسیلها و اوضاع این جنبش، مشخص می کند.

۲- انعطاف پذیری، که مبتنی بر استفاده از ابزارها و قالبهای مختلف است.

۳- اصل عدم عقب نشینی، که کف خواسته های صهیونیسم در همه شرایط زمانی را تعیین می کند.

۴- صعود به مرحله بعد، به گونه ای که صهیونیسم بعد از کسب همه دستاوردهای طراحی شده در یک شرایط زمانی مشخص، خواسته های جدیدی را مطرح می کند که کف آن، سقف و خواسته کامل مرحله قبلی، محسوب می شود. با توجه به این اصول می توان روابط صهیونیسم با کشورهای جهان را ارزیابی کرد.
 
کمیته آیپک از یک رئیس و مدیر اجرایی تشکیل شده و شورای فدراسیون یهودیان و سازمان « بنای بریث » نیز به آیپک کمک می کنند تا از طریق حمایت از لابی یهودی و گسترش نفوذ آن در کنگره و سایر پایگاههای تصمیم گیری در آمریکا، جنبش صهونیسم و اسرائیل را تقویت کنند.
 
کمیته آیپک اصرار دارد که نماینده ای در همه نشستهای علنی کنگره داشته باشد تا کارتها [ی رأی گیری] را توزیع نموده و بی هیچ واهمه ای با همه کارمندان بلندپایه و معمولی در ارتباط باشد. در نشستهای غیر علنی هم همیشه یکی از اعضای فراکسیون حمایت از اسرائیل در کنگره، شرکت دارد و دستور کار کنگره را به صورت مستمر مطالعه می کند تا اگر نکته نگران کننده ای وجود داشته باشد کمیته آیپک را مطلع کند و این کمیته برای رفع نگرانی ها به دیدار اعضای کنگره برود.
 
لابی یهودی از طریق سازمانهای متعددی که در آمریکا دایر کرده، از ثروت و پول خود برای جلب حمایت اعضای کنگره از اسرائیل، استفاده می کند و همیشه توانسته است دولتهای آمریکا را تحت فشار قرار دهد تا به کمکهای خود به اسرائیل که ارزش تراکمی آن از سال ۱۹۵۱ تا ۲۰۱۳ بالغ بر ۱۳۶ ملیارد دلار می شود، ادامه دهند، کمکهایی که ۶۱٪ آن کمک نظامی بوده است.
 
در اینجا باید اضافه کنیم که به رغم ثروتمندی یهودیان ایالات متحده ( ۱۴۰ نفر از ۴۰۰ ثروتمند آمریکا یهودی هستند ) سرمایه های یهودی به صنایع زیربنایی آمریکا ( آهن ، فولاد و اتومبیل ) وارد نشده و نیز بانک های اصلی این کشور در اختیار واسپ ( پروتستان های سفیدپوست ) قرار دارد.
 
در مورد رسانه ها و سیطره یهودیان بر آنها نیز می توان به همین منوال بحث کرد . یهودیان در بخش رسانه ها حضور چشمگیری دارند.
 
لابی اسرائیل در آمریکا حرکت یکپارچه ای با رهبریت مرکزی نیست ونیز ممکن است اعضای آن درباره مسائل خاصی با هم اختلاف نظرنیزداشته باشند. هسته مرکزی لابی را یهودیان آمریکا تشکیل می دهندکه در زندگی روزمره شان٬ تلاش چشمگیری ازخود نشان می دهند تا سیاست خارجی آمریکا را به سمتی سوق دهند تا منافع اسرائیل را محقق کند. فعالیتهای آنها صرفاً محدود به دادن رأی به نامزدهای طرفداراسرائیل نیست وشامل نامه نگاری٬کمک های مالی وحمایت ازسازمان های طرفداراسرائیل نیز می شود.
 
تمام یهودیان آمریکا جزو لابی نیستند٬ چرا که اسرائیل دغدغه اصلی بسیاری ازآنها نیست.برای مثال دریک نظرسنجی درسال ۲۰۰۴حدود۳۶درصد از یهودیان آمریکا گفتند که آنها”نه زیاد”و یا”اصلاً “علاقه ای به اسرائیل ندارند.همچنین یهودیان آمریکا در قبال سیاستهای اسرائیل با هم اختلاف نظردارند. بسیاری از سازماهای کلیدی مانند آیپک و کنفرانس روسای سازمانهای مهم یهودی ازسوی تندروهایی اداره می شوند که عمومآ  از سیاستهای توسعه طلبانه احزابی چون لیکود دراسرائیل حمایت می کنند وبه نوعی مخالف مساله صلح اسلو نیز به شمارمی روند.
 
شگفت انگیز نیست که رهبران یهودیان آمریکا٬ اغلب با مقامات اسرائیل مشورت می کنند. از این  رو رهبران سابق می توانند نفوذ مقامات اسرائیلی را در ایالات متحده به حداکثر برسانند. یکی ازفعالان سازمانهای یهودی می نویسد: برای ما عادی است که بگوییم با آنکه سیاست ما درباره مسائل خاصی است ولی باید بررسی کنیم که اسرائیل به دنبال چیست.ما به عنوان یک جامعه این کار را همیشه انجام می دهیم.همچنین یک هنجارقوی علیه انتقاد ازسیاستهای اسراییل وجود دارد و رهبران یهودیان آمریکا به ندرت ازاعمال فشارعلیه اسرائیل حمایت می کنند.
 
آیپک بعد از انجمن بازنشستگان آمریکا (AARP) و جلوتر ازلابی های پرنفوذی چون سازمان انجمن کارگری آمریکا(CIO.AFL)و انجمن تفنگداران آمریکا در رده دوم بزرگترین موسسات لابی آمریکایی قرار دارد. بررسی نشنال ژورنال  (NATIONAL JORNAL) نیز درمارس ۲۰۰۵به نتیجه مشابهی رسید و آیپک را در رده بندی قدرت در واشنگتن در جایگاه دوم قرار داد.
 
تاثیر لابی صهیونیستی بر شواری امنیت
 
شورای امنیت که از ۱۵ عضو دائم و موقت تشکیل می شود تابعی از اراده آمریکا و لابی صهیونیستی است و نمی تواند در خصوص وضعیت مربوط به اراضی اشغالی تصمیم سرنوشت سازی اتخاذ کند.
 
از سال ۱۹۴۸ تا کنون حدود ۸۵ قطعنامه مربوط به اراضی اشغالی توسط آمریکا وتو شده و لذا اسرائیل به خوبی می داند که شورای امنیت نمی تواند بدون رضایت آمریکا و لابی صهیوینستی اقدامی به سود ملت فلسطین انجام دهد. از سال ۱۹۴۵ که شورای امنیت به صورت فعلی خود شکل گرفت، ۵ قدرت اتمی و پیروز جنگ دوم جهانی از جمله آمریکا، انگلیس ، فرنسه ،روسیه و چین با بر خورداری از حق وتو بر مقدرات جهان سیطره پیدا کردند. همچنین نهادهای زیر مجموعه سازمان ملل از جمله آژانس بین المللی انرژی هسته ای، سازمان اونروا، دادگاه لاهه ،یونسکو، شورای حقوق بشر ،کمیته خلع سلاح کشتار جمعی تحت تسلط این ۵ قدرت بویژه آمریکا قرار گرفتند. هر یک از این نهادها بدون در نظر گرفتن منافع آمریکا وسایر قدرت های دارای حق وتو قادر به اتخاذ تصمیمات مستقل نیستند.
 
از سال ۲۰۰۱ تا کنون که حادثه ۱۱ سپتامبر رخ داد، نقش شورای امنیت سازمان ملل در اتخاذ مواضع کلان جهانی به سود کشورهای مستقل بشدت تضعیف شد. از آنجائی که انتخاب دبیر کل سازمان ملل با اجماع مجمع عمومی وموافقت ۵ کشور دارای حق وتو صورت می گیرد لذا آمریکا در گزینش نهائی دبیرکل نقشی فرا دستی دارد.
 
هر دبیرکلی که منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی را مورد توجه قرار ندهد قطعا با مشکلاتی جدی مواجه می شود و آمریکا اجازه نخواهد داد برای دوره دوم انتخاب شود. نمونه آن مخالفت آمریکا با انتخاب مجدد پطرس غالی دبیر کل سابق سازمان ملل برای دور دوم بود.  در سال ۱۹۹۵ زمانی که رژیم صهیونیستی منطقه قانا درجنوب لبنان را بمباران کرد و یک صد کودک لبنانی را به شهادت رساند پطرس غالی هیاتی را مامور بررسی کشتار کودکان جنوب لبنان کرد.
 
پطرس غالی یک مسیحی قبطی اهل مصر است که سال های زیادی در دستگاه دیپلماسی مصر سمت وزیر مشاور در امور خارجی را به عهده داشت. وی پس از پایان دوره ۱۰ ساله خاویر پرز دوکویار به عنوان دبیرکل سازمان ملل انتخاب شد، اما بر خلاف سایر دبیران کل موضعی غیر همسو با سیاست های اسرائیل داشت.
 
پطرس غالی در سال ۱۹۹۵ زمانی که گزارش تکان دهنده کشتار کودکان قانا توسط هواپیماهای رژیم صهیونیستی را دریافت کرد، بشدت تحت تاثیر قرار گرفت. اما قبل از انتشاراین گزارش ،خانم مادلین آلبرایت نماینده وقت آمریکا در سازمان ملل و وزیر خارجه آمریکا در دوران بیل کلینتون در گفتگویی با غالی وی را تهدید کرد که اگر گزارش بمباران روستای قانا را منتشر کند ،آمریکا اجازه نخواهد داد وی برای بار دوم به عنوان دبیر کل سازمان ملل انتخاب شود.
 
اما پطرس غالی بدون توجه به تهدیدات وزیر خارجه وقت آمریکا این گزارش را منتشر کرد و نیتجه آن شد که پطرس غالی تنها دبیر کلی بود که فقط یک دوره ۵ ساله به عنوان دبیرکل سازمان ملل شد. از سوی دیگر معرفی نمایندگان ۱۹۲ کشور عضو سازمان ملل به این نهاد نیز تابع ضوابط خاصی است و آمریکا معمولا به هر نماینده‌ای که دارای  سابقه ضد آمریکائی باشد ویزای ورود به خاک آمریکا را نمی دهد. لذا به نظر می رسد جایگاه و شان سازمان ملل به عنوان بالاترین نهاد بین المللی به دلیل نفوذ غیر قابل توجیه آمریکا ولابی صهیونیستی بشدت تنزل کرده است.
 
“داگ هامر شولد” دبیرکل اسبق سازمان ملل در سال ۱۹۶۱ قربانی مواضعی شد که سرویس های جاسوسی موساد آن را ضد صهیونیستی ارزیابی کرده بودند. در یک بامداد تابستان سال ۱۹۶۱” ایسار هرئیل” رئیس وقت موساد رژیم صهیونیستی ،عناصر زیر مجموعه خود را برای شرکت در  یک نشست فوق العاده در زیر زمین ساختمان موساد در شمال شرق تل آویو دعوت کرد. جلسه مقامات موساد به بررسی و تحلیل شخصیت “داگ هامر شولد” دبیر کل وقت سازمان ملل اختصاص داشت، زیرا مواضع سیاسی هامر شولد، “ضد یهودی” تشخیص داده شد. مقامات موساد در این نشست به این جمع بندی رسیدند که داگ هامر شولد گرایش محسوسی به مردم فلسطین دارد و ادامه فعالیت وی در پست دبیر کلی سازمان ملل خطر بالقوه ای برای اسرائیل تلقی می شود.
 
داگ هامر شولد در سال ۱۹۰۵ در یک خانواده آریستوکرات وریشه دار سوئدی متولد شده و در سال ۱۹۵۳ به عنوان دبیر کل سازمان ملل انتخاب شد. انتقاد هامر شولد از آمریکا به خاطر وتوی قطعنامه های ضد اسرائیلی و مخالفت رژیم صهیونیستی با حق تعیین سرنوشت ملت فلسطین محبوبیت زیادی برای وی در سطح کشورهای جهان سوم جلب کرد.
 
انجام عملیات ترور دبیر کل سازمان ملل به یک تیم زبده موساد واگذار شد و در نهایت این تیم گزینه بمب گذاری در هواپیمای داگ هامر شولد را مناسب تر تشخیص داد. هنگامی که داگ هامرشولد در ۱۸ سپتامبر ۱۹۶۱ برای حل بحران کنگو عازم آفریقا بود، هواپیمای حامل وی در نزدیکی فرودگاه رودزیای شمالی “زیمبابوه” در هوا منفجر شد وکلیه سرنشینیان آن از جمله هامر شولد جان باختند.
 
ترور هامر شولد هر چند در هاله ای از ابهام باقی ماند اما سایر دبیران کل سازمان ملل از پیام ترور داگ هامر شولد رمز گشائی کردند. پیام اسرائیل و لابی صهیونیستی به دبیران کل بعدی سازمان ملل این بود: هرگزبه خطوط قرمز اسرائیل نزدیک نشوید و برای ملت فلسطین جان خود را به خطر نیاندازید!.
 
لابی صهیونیستی در اروپا
 
فعالیت علنی لابی یهود صهیونیستی در آمریکا توسط گروهی از یهودیانی آغاز شد که اواسط قرن هفدهم از اروپا به آمریکا مهاجرت کرده و پس از اسکان در آن لابی یهودی را برای فعالیت در سطوح اجتماعی، بازرگانی، صنعتی ، کشاورزی و صنایع نفتی در شهرهای بزرگ آمریکا تشکیل دادند.
 
قدرت اقتصادی به آنان امکان داد تا در مراکز حکومتی و پست های حساس مانند کاخ سفید، وزارت های مهم، احزاب و رسانه های آمریکا نفوذ کنند .نفوذ آنان در اروپا غیر مستقیم بود تا وقتی که دفتر کنگره یهودیان اروپا در بروکسل اواسط اکتبر ۲۰۰۹ افتتاح شد تا وسیله تماس دائمی میان لابی صهیونیستی و موسسات اتحادیه اروپا باشد.
 
فعالیت های دفتر به موازات سایر موسسات صهیونیستی در بروکسل انجام می شود که تحت پوشش موسسات مطالعاتی و پژوهشی و گروه های فکری فعالیت دارند .این موسسات از حمایت مالی مستقیم در بودجه کل اتحادیه اروپا برخوردارند که به همین دلیل بودجه آن ۵۰ میلیون یورو در سال برای این دفتر جدید به هدف تامین هزینه های آن ، پرداخت حقوق کارمندان و حمایت از فعالیت هایش می باشد.
 
اگر حمایت عمده کشورهای اروپایی به ویژه فرانسه ، آلمان ، انگلستان و ایتالیا نبود، رژیم صهیونیستی قادربه تشکیل این لابی یهودی نبود و اگر حمایت برخی از کشورهای اروپای شرقی درباره برقراری بهترین روابط با دولت راستگرای افراطی بنیامین نتانیاهو نبود شهرک سازی صهیونیستی به ویژه در قدس استمرار نمی یافت.
 
لابی جدید صهیونیستی در بروکسل متفاوت با لابی یهودی در انگلستان است که از سال های دور نفوذ زیادی دارد و از قوی ترین گروه های فشار سیاسی و بانفوذترین آن در اروپا پس از لابی یهود در آمریکا است و از منافع تل آویو حمایت می نماید.
این لابی نقش عظیمی در زمینه سیطره بر ” تونی بلر ” و ” گوردون براون ” دو نخست وزیر انگلستان ، پارلمان انگلستان و محافل سیاسی و اطلاع رسانی آن داشت.
 
بلر بارزترین شخصیت سیاسی اروپا است که رهبری لابی صهیونیستی در اروپا را عهده دار می باشد ، وی چند روز پس از استعفا از مقامش به عنوان نماینده کمیته چهارجانبه بین المللی به خاورمیانه رییس لابی صهیونیستی در اروپا و در واقع رییس شورای اروپایی تسامح و مصالحه شد .این شورا در سال ۲۰۰۸ برای به اصطلاح مبارزه با نفرت از یهودیان ، مظاهر نژادپرستی و اصول گرایی اسلامی در اروپا تاسیس شد.
 
موسسات و هیات‌های حامی رژیم صهیونیستی در اروپا عبارت است از :
 
– جمعیت دوستی فرانسه رژیم صهیونیستی که مسئولیت آن ایجاد ارتباط با نمایندگان پارلمان فرانسه به منظور سیطره بر روند قانونگذاری فرانسه جهت تضمین منافع تل آویو است .رییس فعلی آن ” دانیل هوفمن ” و آخرین فعالیت آن سازماندهی و بازدید نمایندگان فرانسوی عضو جمعیت از موسسه یاد فاشیم و همچنین ملاقات با شیمون پرز رییس رژیم صهیونیستی، زئیف الکین وزیر امور خارجه ، نمایندگان کنست و مدیران شرکت های بزرگ فناوری پیشرفته است .
 
– شورای موسسات یهودی فرانسه.

– موسسه آن فرانک هاوس .یک موسسه هلندی درباره ترویج هولوکاست بر اساس داستان دختری که از آلمان به هلند گریخت، مقر آن در آمستردام است ، گفته شده که خانه این دختر به نام آن موزه ای درباره داستان صهیونیستی ظلم به یهودیان اروپاست.

– کنگره یهودی اروپایی در بروکسل.

– شورای اروپایی گروه های یهود در پاریس.

– کنگره جهانی یهود.

– اتاق اقتصادی آلمان، موسسه هانس سایدل، کنراد آدناور، طرح همکاری صهیونیستی آلمانی، موسسه رزا در لوکزامبورگ که همگی موسسات آلمانی فعال در زمینه به اصطلاح حمایت از دمکراسی در رژیم صهیونیستی و همچنین تقویت جامعه مدنی در رژیم صهیونیستی هستند.
 
گر چه اروپا گاهی رژیم صهیونیستی را به خاطر اقدام های غیر قانونی و مغایر با موازین بین المللی سرزنش می نماید، اما رژیم صهیونیستی در زمینه تثبیت لابی هایش در پایتخت های اروپایی برای سیطره بر اطلاع رسانی و اقتصاد موفق شده است، همچنین به رغم وجود گروه های اروپایی پشتیبان فلسطین ، پول و سیاست باعث موفقیت رژیم صهیونیستی شده است.
 
لابی‌های صهیونیستی در فرانسه
 
«ژنرال شارل دوگل» اولین کسی بود که خواهان استقلال‌طلبی فرانسه در مقابل سیاست‌های مستکبرانه ایالت متحده آمریکا و اروپا بود. وی در سخنانی گفته بود: در فرانسه لابی صهیونیستی قوی وجود دارد که در حوزه اطلاعات نفوذ کرده است. اظهار نظر ژنرال دوگل اولین اظهارنظری بود که از نفوذ رژیم صهیونیستی در حاکمیت فرانسه حکایت داشت. البته سخنان ژنرال دوگل جنجال زیادی در فرانسه به پا کرد و هنوز هم با گذشت بیش از نیم قرن، بررسی این موضوع کم و بیش ادامه داشته است.
 
فرانسه در بین کشورهای اروپایی در موقعیت مناسبی از لحاظ بندرگاهی و تجاری واقع شده است و از گذشته محل رفت و آمد تجار از کشورهای مختلف بوده است. هم اکنون کشور فرانسه بیشترین جامعه یهودی را در خود جای داده است. با ایجاد جریان مقاومت فلسطین در سراسر جهان، جامعه فرانسه همواره تنش‌هایی را بین این دو گروه به خود دیده است.
 
در حال حاضر بیش از یکصد سازمان و موسسه فعال یهودی در فرانسه در حال فعالیت هستند که مجال بررسی فعالیت تمام این موسسات نیست، اما فعالیت این تعداد موسسه یهودی خود نشان‌ دهنده عمق نفوذ لابی اسرائیل در ارکان قدرت فرانسه و کاخ الیزه است. شورای نمایندگی موسسات یهودی در فرانسه، اتحادیه دانشجویان یهودی در فرانسه، لیگ بین‌اللملی مبارزه با نژادپرستی و ضد یهودیت، سازمان وکلای بدون مرز، اتحادیه تجار یهودی در فرانسه، سازمان مقابله با یهودستیزی و کمیته ضدافتراء و… فقط گوشه‌ای از فعالیت‌های صهیونیست‌ها در فرانسه است.
 
شورای نمایندگی موسسات یهودی در فرانسه
 
شورای نمایندگی موسسات یهودی در فرانسه (CRIF) نام موسسه‌ای غیرانتفاعی است که از سوی رژیم صهیونیستی مورد حمایت قرار می‌گیرد و در حوزه سیاست داخلی و خارجی و حاکمیت فرانسه نفوذ بسیار گسترده‌ای ایجاد کرده است. ناگفته نماند که این موسسه جزو موسسات قدرتمند صهیونیستی در فرانسه است که لابی اقتصادی قوی نیز دارد.
 
در سال ۱۹۴۳ میلادی در شهر لیون فرانسه؛ یهودیان ساکن فرانسه با ایجاد شبکه حمایتی به منظور پشتیبانی و محافظت از یهودیان، اقدام به تاسیس شورای نمایندگی موسسات یهودی در فرانسه نمودند.
 
به ادعای موسسان «شورای نمایندگی موسسات یهودیان» در فرانسه، این شورا در ابتدا محافظت از حقوق یهودیان را وظیفه خود می دانست، اما با اعلام تشکیل رژیم نامشروع اسراییل، مبارزه با منتقدین و انکارکنندگان هولوکاست، پشتیبانی از سیاست‌های رژیم صهیونیستی، حمایت از حقوق بشر و مبارزه با یهودستیزی و نژادپرستی را در حیطه وظایف حتمی این شورا تعریف کردند.
 
در واقع شورای نمایندگی موسسات یهودی نسخه فرانسوی آیپک (AIPAC) نمایندگی رسمی لابی رژیم صهیونیستی در آمریکا است.
 
شورای نمایندگی موسسات یهودی در فرانسه، سالانه با دعوت از تمامی طیف‌های سیاسی اعم از جناح چپ و راست و میانه‌رو میهمانی بزرگی را برگزار می‌کند.
 
در سال ۲۰۱۲ نیکولا سارکوزی رییس جمهور وقت فرانسه با حضور در میهمانی شورای نمایندگی موسسات یهودی در حضور بیش از هزار سیاستمدار فرانسوی، خوش‌خدمتی خود را بیش از پیش به صهیونیست‌ها نشان داد و رژیم اسراییل را یک معجزه نامید! وی در ادامه اظهار داشت: دولت فرانسه بر سر امنیت اسراییل با هیچ‌کس مصالحه نخواهد کرد. در این دیدار که «فرانسوا اولاند» رییس جمهور فعلی فرانسه که قصد نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری این کشور را داشت نیز به همراه سارکوزی در این میهمانی حاضر شده بود.
 
اولاند رییس جمهور کنونی فرانسه نیز بعد از ریاست جمهوری در میهمانی سالانه مارس ۲۰۱۴ حاضر شد و در سخنرانی خود ضمن ضمانت امنیت رژیم صهیونیستی قول داد تا مذاکرات ۵+۱ با ایران به نفع اسرائیل تمام شود؛ کارشکنی فرانسه در مذاکرات هسته‌ای ایران و ۵+۱ در ژنو ۲ یکی از بارزترین نمونه‌های خوش‌خدمتی فرانسه به اسرائیل است.
 
«پل برنارد» (Paul Bernard) نام جوانی ۳۵ ساله است که عضو کمیته مرکزی شورای نمایندگی می باشد. او کسی که سخنرانی های اولاند را می نویسد. او خیلی در مقابل دوربین ها ظاهر نمی شود و هیچ جایی از او اطلاعاتی نیست. وی کمتر به صورت مستقیم با رییس جمهور در تماس است و بیشتر در سایه حرکت می کند.
 
LIRCA: موسسه‌ای که رسانه‌های فرانسه را در کنترل خود دارد
 
در سال ۱۹۲۷ «لیگ بین‌المللی مبارزه با نژادپرستی و یهود ستیزی» (LIRCA) با هدف مبارزه با حذف و بیگانه هراسی، توسط «برنارد لوکش» Bernard Lecache  خبرنگار یهودی اوکراینی‌الاصل در فرانسه تاسیس شد. در واقع این موسسه صهیونیستی نقش لابی‌گری و فشار به رسانه‌های فرانسه و هدایت آن‌ها در مسیر منافع رژیم صهیونیستی را دارد.
 
این سازمان در طول عمر هشتاد ساله خود با شکایت از افراد و شرکت‌های مختلف به بهانه مبارزه با نژادپرستی آنها را به حبس یا تعلیق فعالیت کشانده است. افسانه خواندن هولوکاست، نئونازیسم و یهودستیزی مواردی است که این موسسه با آن مبارزه می‌کند.
 
در سال‌های اخیر با گسترده شدن برنامه‌های لابی اسرائیل، این موسسه اقدام به ایجاد دفاتر مختلف در کشورهای مختلف جهان نظیر بلژیک، لوگزامبورگ، آلمان، پرتقال و اتریش نموده است. دولت فرانسه سالانه نیم میلیون یورو به این موسسه کمک می‌کند.
 
گستره فعالیت این موسسه به حدی وسیع است که چندین زیرموسسه در بخش سیاسی آن فعال هستند. بخش‌های ورزشی، حضور در مدارس، همکاری با جوانان فرانسه، کمک به بزهکاران اجتماعی از اقدامات آشکار این موسسه صهیونیستی است.
 
مدیر این موسسه شخصی است به نام «آلن جاکوب  ویز» (Alain Jakubowicz) و از یهودیان بانفوذ فرانسه است. وی از دولت فرانسه نشان شوالیه افتخار و لژیون افتخار نیز دریافت کرده است.
 
علیرغم سهم دو درصدی یهودیان از جمعیت مردم فرانسه، این اقلیت بیشترین تاثیرگذاری رسانه‌ای اعم از تلویزیون، رادیو، مطبوعات، سینما و چاپ و نشر کتاب را در فرانسه در دست دارند. کتاب «اساطیر تأسیس اسرائیل مدرن» نوشته روژه گارودی یکی از کتاب‌هایی است که درباره لابی رژیم اسراییل در آمریکا و فرانسه به تحریر درآمده است. یکی از فصل های این کتاب درباره «لابی صهیونیست در فرانسه» است که نویسنده فقید آن، چندین تجریه شخصی خود را که در مواجهه با لابی صهیونیستی در رسانه‌های فرانسوی، بیان می کند.
 
روژه گارودی از موسسه مبارزه با نژادپرستی و یهودستیزی (LIRCA) به عنوان قدرتی که رسانه‌های فرانسوی را در کنترل دارد، نام می‌برد. وی می‌گوید: این موسسه با کنترل رسانه‌های فرانسوی به راحتی افکار عمومی این کشور را کنترل می‌کند.
 
روژه گارودی نویسنده کتاب مذکور، سیاست این موسسه را در برخورد با خشونت اینطور بیان می‌کند: «اگر خشونت توسط قدرت‌های ضعیف جاری شود، آنرا «ترروریسم» می‌نامند اما اگر خشونت از سوی قدرت‌های برتر و مستکبر باشد، آن را “مبارزه با ترورریسم” می‌نامند.»
 
لابی صهیونیستی در انگلیس
 
بسیاری از تصمیماتی که در پارلمان انگلیس گرفته می‌ شود، حاصل فعالیت و تاثیر گذاری لابی صهیونیستی در پارلمان و رای دهندگان یا گروه‌ های فشار خارجی فعال در این کشور مانند “شرکت‌ های خصوصی معروف به لابی‌ گرها ” است.
 
این شرکت‌ ها که هم گروه‌های چند ملیتی سیاسی و هم سازمان‌های ملی، مسیحی، سکولار و یهودی‌- انگلیسی را دربر می گیرند، در سال‌های اخیر رشد و نفوذ فزاینده‌ ای در انگلیس داشته‌ اند.
 
البته این لابی در انگلیس در مقایسه با آمریکا بسیار کمتر رسمیت دارد، چون در آمریکا گروه‌ های لابی یا انجمن‌ ها ممکن است، شرکت‌ های رسمی تاسیس کنند و لابی گری در آمریکا با توجه به حمایت از اسرائیل بسیار گسترده تر از انگلیس است.
 
آن چه به عنوان صهیونیسم مسیحی در انگلیس در اوایل قرن ۱۹ میلادی مشهور شد و پای به عرصه گذاشت، از زمان راهی کردن یهودیان به سرزمین فلسطین وجود داشت و در این کشور فعالیت می کرد. در سال ۱۸۳۹ آنتونی اشلی-کوپر کنت هفتم از “شافتزبری” و پارلمان انگلیس خواست، از تاسیس دولت یهودی در فلسطین حمایت کند.
 
در دهه ۱۸۴۰ میلادی هنری جان تمپل وایکانت سوم از پالمرستون به خاطر تشکیل یک سازمان یهودی هم پیمان با امپراطوری عثمانی حمایت کرد که در برابر مصر قرار گرفته بود. جفری ویتکرافت روزنامه نگار انگلیسی بر این باور است که شاید اولین کسی که لابی یهود را در انگلیس رسما تاسیس کرد، تئودور هرتزل باشد که کتاب خود به نام “دولت یهود ” را در سال ۱۸۹۶ چاپ و منتشر و اولین کنگره صهیونیستم را در بازل سوئیس در سال ۱۹۸۷ برگزار و با وزرای کابینه انگلیس و دیگر مقامات اروپایی دیدار کرد.
 
در سال ۱۹۱۷ وایزمن و گروه کوچکی از صهیونیست‌ ها در اقدامی با ترغیب و تشویق حامیان لابی انگلیس دولت این کشور را ترغیب کرد تا اعلامیه بالفور را صادر کند که از تاسیس یک وطن یهودی در فلسطین برای یهودیان جهان حمایت می‌کرد.
 
لابی حامیان اسرائیل وابسته به حزب محافظه‌کار، همان گونه که تحلیل‌گران سیاسی انگلیسی تشریح کرده‌اند، به لحاظ مالی و ارتباطات فراتر از گروه‌های لابی‌گر “وست‌ مینستر” بود که در جهت منافع رژیم اسرائیل فعالیت می‌کرد.
 
منابع مالی در اختیار لابی حامیان اسرائیل وابسته به حزب محافظه‌کار انگلیس شفاف نیست، چون این لابی به عنوان یک سازمان در انگلیس به ثبت نرسیده، به همین دلیل رسانه‌های انگلیسی در مورد تراکنش‌های مالی لابی دوستان محافظه‌کار اسرائیل گزارش‌هایی منتشر نمی‌کنند.
 
اما بر اساس گزارش دفتر ثبت سود نمایندگان پارلمان انگلیس، اعضای هیات امنای لابی حامیان اسرائیل وابسته به حزب محافظه‌کار و شرکت‌های وابسته به آن‌ها طی هشت سال گذشته بیش از ۲ میلیون پوند به اعضای محافظه‌کار پارلمان انگلیس پرداخت کرده‌اند.‎
 
در این گزارش هم چنین آمده است که اعضای این لابی زمانی که دیوید کامرون برای نخستین بار در سال ۲۰۰۵ به عنوان رهبر حزب خود برگزیده شد، بیش از۳۰ هزار پوند به اعضای ستاد انتخاباتی وی پرداخت کرد. هم چنین در سال ۲۰۰۵ دیوید کامرون خود شخصا ۱۵ هزار پوند از این لابی طرفدار اسرائیل دریافت و لابی دوستان اسرائیل ۵۰ هزار پوند نیز به دفتر مرکزی حزب محافظه‌کار انگلیس پرداخت کرده است.
 
پس از جنگ ۲۲ روزه غزه نیز وقتی یک تیم حقیقت‌یاب تعیین شد تا مسئولیت انجام تحقیق در مورد جنگ و شناسایی مجرمان و متهمان را بر عهده گیرد و چند هفته پیش از آن که سازمان ملل قرار بود، بر اساس گزارش گلدستون که در آن اسرائیل به نقض حقوق بشر متهم شده بود، قطعنامه صادر کند، لابی حامیان محافظه‌کار اسرائیل به سراغ دفتر وزیر خارجه انگلیس، “ویلیام هیگ” رفت و وی نیز پس از مشورت با دیوید کامرون به آنها گفت: اگر در پیش‌نویس قطعنامه تجدید نظر نشود و در آن حماس را به عنوان آغازگر جنگ معرفی نکند، دولت انگلیس به قطع‌نامه رای منفی خواهد داد.
 
لابی مخرب رژیم صهیونیستی در چین
 
لابی‌های صهیونیستی در چین طی دهه گذشته، با استفاده از تسهیلات ارائه شده از مؤسسات فکری و دانشگاه‌ها و گروه‌های فشار حامی صهیونیسم و مؤسسات و روحانیون تلمودی به دنبال ایجاد ردپایی از خود در زندگی عمومی مردم چین و مؤسسات آموزشی و آکادمیک آن هستند. هدف از این فعالیت‌ها ایجاد بستر مناسب برای پذیرش دیدگاه‌های صهیونیسم با استفاده از تمامی ابزارهای سیاسی جهت توضیح و دفاع از مواضع و اقدامات رژیم صهیونیستی از سوی حاکمیت چین ارزیابی شده است. آنها به دنبال تغییر مفاهیم آکادمیک در میان چینی‌ها و تغییر دیدگاه آنها نسبت به رژیم صهیونیستی و از دید برخی کارشناسان فروپاشی غول اقتصادی فزاینده چینی ها هستند.
 
مؤسساتی که رژیم صهیونیستی که فعالیت گسترده‌ای را در چین دنبال می‌کنند، شامل موارد زیر هستند:
 
– مؤسسه شاوی اسرائیل
 
این سازمان نقش اساسی در القای تفکرات یهودی به مردم چین به ویژه ساکنان منطقه کایفنگ دارد. این موسسه مدعی است که تلاش‌های زیادی برای کمک به ” ملت یهود ” در گوشه و کنار دنیا به ویژه یهودیان مستقر در کایفینگ به کار گرفته تا آنها را قانع به سفر و مهاجرت به اسرائیل کند. مؤسسه مذکور تمامی تسهیلات لازم برای زیبا جلوه دادن سرزمین‌های اشغالی جهت سکونت یهودیان جهان را به کار گرفته است.
 
مایکل فروند”Michael Freund” مؤسس و رئیس شورای اداری مؤسسه مزبور صهیونیستی در این رابطه ویدئوی مشهوری را از طریق سایت یوتیوب منتشر کرده و در آن از یهودیان چین یا کسانی که اعتقاد دارند ریشه‌های یهودی دارند، خواسته است به سرزمین‌های اشغالی سفر کرده و در ” وطن اصلی یهودیان” مورد استقبال قرار گیرند.

– سندیکای ساکنان سابق چین در اسرائیل
 
مأموریت این سازمان حفظ مناسبات گسترده با چینی‌هایی است که مدتی را برای زندگی و آموزش در سرزمین‌های اشغالی گذرانده‌اند. آنها سعی دارند همکاری‌های موجود بین یهودیان و اسراییلی‌های مقیم در چین را که برای مقاصد مختلف از جمله تحصیل و اقامت یا کار در چین زندگی می کنند، حفظ نمایند. این جمعیت نقش اساسی و فعالی برای احیای سنت های تلمودی در میان نسل کنونی اسرائیلی ها داشته و آن را بخشی از نیازهای کنونی جامعه یهودی معرفی می کند.
 
وزارت دادگستری رژیم صهیونیستی این جمعیت‌ را با عنوان جمعیتی غیر انتفاعی ثبت کرده است. البته فعالیت‌های مالی و نظارت بر محاسباتی شرکت براساس قانون رژیم صهیونیستی مدیریت می‌شود. در حال حاضر این جمعیت دفتر کوچکی در منطقه روچیلد بولوارد در تل آویو دارد.  
 
رژیم صهیونیستی تمرکز ویژه‌ای را در بخش‌های صنعتی و اقتصادی و فرهنگی برای ایجاد هم‌گرایی با افکار عمومی مردم چین قرار داده است. تل آویو معتقد است که نزدیکی منافع تجاری بین مردم چین و کابینه اسرائیل می‌تواند شبکه اقتصادی کاملی را بین دوطرف ایجاد کند. اسرائیل از این رویکرد می‌تواند در چارچوب منافع اقتصادی خود استفاده کرده و تا حد زیادی مناسبات دیپلماتیک و فرهنگی خود با چین را تقویت کند تا به این ترتیب به یک دولت محوری کوچک و شریک راهبردی چین تبدیل شود.
 
کابینه اسرائیل همچنین بسیاری از معابد یهودی را در راستای خدمت به یهودیان حاضر در چین به کار گرفته است. این معابد به اسراییلی‌هایی که بنا به مقتضای شغلی و تحصیلی به چین رفتند، یا چینی‌هایی که به سمت آیین یهودیت گرایش پیدا کردند، خدمات می دهد.
 
نکته‌ای که در چارچوب مناسبات چین و رژیم صهیونیستی قابل مشاهده است، اصرار کابینه اسرائیل برای احداث تعداد زیادی از معابد یهودی در استان های چین است. رژیم صهیونیستی در تأسیس این معابد عمدا از مهندسی و معماری بومی چینی استفاده کرده تا بتواند هرچه بیشتر خود را به دولت چین نزدیک کند. از جمله این موارد کنیسه یهودیان در اقلیم کایفنگ است که در آن از فرهنگ  و معماری کنفوسیوس الهام گرفته شده و البته نمادهایی از اسرائیل نیز در آن قرار داده شده است.
 
یهودیان چینی در اقدامی بر گرفته از منشور صهیونیسم مبنی بر تسلط بر بنگاه های رسانه ای بیش از ۵۰ روزنامه در این کشور تأسیس کردند که به بیش از ۸ زبان منتشر می شد. یکی از این روزنامه‌ها ” پیام اسرائیل ” بود که در سال ۱۹۰۴ تأسیس شد. یهودیان همچنین موزه ای کوچک در منطقه کایفنگ تأسیس کردند. بعد از آغاز مناسبات رسمی چین و رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۹۲، کابینه رژیم صهیونیستی اصرار زیادی برای فعال سازی اقدامات یهودیان در چین در دستور کار خود قرار داد. اسرائیلی ها باشگاه‌های ویژه و بیمارستان‌ها و قبرستان‌های مختص یهودیان و حتی یگان های داوطلب ویژه آنها در این کشور تاسیس کردند.
 
در سال‌های اخیر رژیم صهیونیستی اقدام به تأسیس بسیاری از معابد در چین کرده تا بتواند بعد از گرفتن مجوز از مقامات محلی چینی، مردم یهودی شده این کشور را تشویق کرده و از فعالیت‌های دینی و تلمودی در چین حمایت کند.
 
سنوگ هونگ بینگ پژوهشگر چینی الاصل آمریکایی در کتاب خود با عنوان طرح یهود برای تخریب چین می‌نویسد: در سایه افزایش احتمال معجزه اقتصادی چین، یهودیان جهان توطئه ای برای فروپاشی این اقتصاد بزرگ طراحی کرده اند. این ارتباط به ویژه از طریق بانک‌های بزرگ وابسته به یهودیان دنبال می‌شود. یکی از این بانک‌ها در اختیار خانواده ثروتمند روچیلد یهودی قرار داد که ثروت هنگفتی بالغ بر ۶ میلیارد دلار در اختیار دارد.
 
وی در کتاب خود از تسلط خاندان ثروت و قدرت یهودی به ویژه خانواده روچیلد بر بانک مرکزی آمریکا خبر داده و می‌نویسد که این خانواده با خرید سهام عمده از بانک مرکزی آمریکا، تسلط خود بر آن را افزایش داده است. حتی اگر این نظریه را نیز کنار بگذاریم، روند یهودی سازی مردم چین در مرحله اخیر به شدت افزایش پیدا کرده و محافل یهودی تلاش زیادی برای نفوذ در جامعه چین دارند.
 
نتیجه گیری
 
فعالیت‌های لابی‌های صهیونیستی در گوشه و کنار دنیا به صورت کاملاً محرمانه دنبال می‌شود، آنچه که در این مطلب به آن اشاره شد، نمونه ای از این فعالیت ها است که به رسانه ها درز کرده است. صهیونیست‌ها با تمامی ابزارهای ممکن در حوادث سیاسی اقتصادی و اجتماعی برای فشار بر مخالفان خود و نفوذ بیشتر بر حامیان پروژه‌های صهیونیستی در منطقه و جهان استفاده می‌کنند. آنها سعی دارند اهرم‌های فشار جهانی نظیر رسانه‌ها و اقتصاد بین‌الملل و بازارهای جهانی را تحت سلطه خود گرفته و با استفاده از این اهرم‌ها شاخص‌های قدرت جهانی خود را افزایش دهند.
 
فیلیپ جرالدی، حایز مدرک دکترا در تاریخ مدرن از دانشگاه لندن و مدیر اجرایی شورای منافع ملی آمریکا در این رابطه می نویسد: درواقع، این یک پدیده جهانی است. اگر فردی به هر جایی – در اروپای غربی، کانادا، استرالیا، زلاند نو و آمریکا برود – یک لابی اسرائیلی  وجود دارد که به خوبی سازمان یافته و تأمین مالی شده است. لابی قدرتمندی که حاضر است برای حمایت از اسرائیل به جنگ برود. اغلب سازمان های درگیر در حمایت از اسرائیل، از مقامات تل آویو دستور می گیرند. بسیاری از آن ها حتی به طور کامل با دولت اسرائیل همکاری می کنند، و سازمان های نیمه دولتی و غیردولتی (ان جی او های) ساختگی، مانند مرکز لوفیر شورات هادین دارند.هدف آن ها پخش تبلیغات و نفوذ در مردم کشورهای محل اقامت است که یا به مسیر تل آویو بپیوندند و یا مردم را با روایات ضد و نقیض به اشتباه وادارند و بحث ها را در زمان جنایات بالقوه اسرائیل خفه  کنند و به بن بست بکشانند.
 
متحدان پراکنده یهودی در سراسر جهان توسط یک ماشین سازماندهی شده دولتی توانمند حمایت می شوند که اطلاعات غلط و دروغ را پخش می کند تا هر زمانی که از اسرائیل انتقاد شود، آب را گل آلود سازند.

 
منبع: تسنیم
انتهای پیام/

کمتر کشوری در جهان می‌توان یافت که در آن یک لابی فعال صهیونیستی با سازماندهی پیشرفته و تأمین مالی خوب، در جهت اهداف رژیم صهیونیستی فعالیت نکند.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme