https://telegram.me/empireoflies

«وینسنس»، نماد حقوق بشر آمریکایی

اختصاصی: به گزارش «امپراتوری دروغ»، در صبح روز یک‌شنبه دوازدهم تیرماه ۱۳۶۷ بر فراز آب های نیلگون خلیج‌فارس، یکی از تلخ ترین سوانح هوایی تاریخ، توسط نیروی دریایی متجاوز ایالات متحده‌ی آمریکا به وقوع پیوست. هواپیمای ایرباس ۳۰۰ متعلق به هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران با پرواز مسافربری شماره ۶۵۵، طبق برنامه‌ی مقرر که از شش ماه قبل اعلام شده بود، قرار بود با ۲۹۱ سرنشین که ۴۲ نفر از آن‌ها تبعه ی خارجی بودند (۱۵۶ مرد، ۵۳ زن، ۸ کودک زیر دو سال و ۵۸ کودک ۲ تا ۱۲ ساله و ۱۶ خدمه‌ی پروازی) از فرودگاه بین المللی بندرعباس به مقصد دبی پرواز کند.

هواپیما با ۱۵ دقیقه تأخیر در ساعت ۱۰:۱۷ صبح از زمین برخاست و هفت دقیقه بعد، در کمال ناباوری، هدف دو فروند موشک از سوی ناو آمریکایی وینسنس که وارد آب های داخلی ایران شده بود قرار گرفت.

یک تفاوت عمده‌ی این حادثه با منازعات دیگر آمریکا علیه ایران این بود که در موارد دیگر، بخش‌های سیاسی، امنیتی و حتی نظامی مورد تهاجم بوده است، اما در این مورد خاص، عده‌ای از شهروندان و غیرنظامیان مورد هدف قرار گرفتند.

آمریکا این مسئله را سهوی دانست و کوشید از زیر بار مسئولیت خود در این ارتباط شانه خالی کند و در این مسیر حتی گه‌گاه به سناریوپردازی‌های عجیب دست زده است. در برخی موارد، هواپیمای ایرانی را به‌عنوان مشارکت‌کننده در عملیات نیروهای ایرانی علیه ناوگان خود در خلیج فارس معرفی نمود؛ هرچند که در نهایت هیئت حقیقت‌یاب وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) شرایط روانی حاصل از حضور طولانی‌مدت در شرایط جنگی را عامل اصلی این اقدام ناو وینسنس دانست، بی‌آنکه مسئولیتی در این راستا بپذیرد.

بر این اساس، واشنگتن بی‌آنکه مسئولیت خود را در ارتباط با سرنگونی هواپیمای مسافربری ایرانی بپذیرد، متعهد گردید مبلغ ۶۱ میلیون دلار به بازماندگان قربانیان و ۷۰ میلیون دلار به دولت جمهوری اسلامی ایران بپردازد. در مقابل، تهران نیز از دادخواست خود در دیوان لاهه صرف‌نظر نماید.

به‌لحاظ تأثیرگذاری بر روابط دوجانبه بین ایران و آمریکا این حادثه نیز شاید اثری بیش از دیگر رخدادهای پیش‌آمده در مناسبات فی‌مابین نداشته باشد، اما یک تفاوت عمده با همه‌ی آن‌ها دارد. در موارد دیگر، بخش‌های سیاسی، امنیتی و حتی نظامی مورد تهاجم بوده است. به این معنی که جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده‌ی آمریکا از طریق نهادهای سیاسی و امنیتی خود سعی در تضعیف یکدیگر داشته‌اند، اما در این مورد خاص، عده‌ای شهروند بی‌گناه که ۶۶ تن آنان کودک بوده و ۴۲ تن از آنان نیز اساساً ایرانی نبودند و در نتیجه‌ی هیچ ارتباطی با منازعات ایران و آمریکا نداشتند، قربانی شدند؛ امری که هر شخصی صرف‌نظر از اینکه ایرانی باشد یا نباشد و یا چه موضعی در قبال سیاست‌های تهران و واشنگتن اتخاذ نماید، نمی‌تواند آن را تأیید کند.

شاید به همین دلیل است که آمریکا بیش از هر زمان دیگری و در ارتباط با هر موضوعی در این خصوص کوشیده است تا از مسئولیت‌هایش شانه خالی نماید و به ‌رغم اینکه تا به امروز حاضر به عذرخواهی از قربانیان این حادثه نشده است، اما با پرداخت مبلغی تحت عناوینی همچون مساعدت ، نه غرامت، دولت جمهوری اسلامی ایران از پیگیری قضایی این پرونده در دیوان بین‌المللی دادگستری بازداشت.

نظرات برخی از نظامیان بلند پایه آمریکایی در تایید جنایت کشورشان

کاپیتان دیوید کارلسون، فرماندهٔ ناو سایدز که در زمان حادثه در نزدیکی ناو وینسس قرار داشت، در سال ۲۰۰۵ در مصاحبه‌ای با دیوید فیسک، نابودی هواپیمای ایرانی به دست راجرز را «نقطهٔ اوج پرخاشگریِ وحشتناک کاپیتان راجرز دانست که از ۴ هفتهٔ قبل در خرداد ۱۳۶۷ اتفاق افتاد. او گفت که در آن حادثه، ناو وینسنس بیش از حد به یک ناوچهٔ ایرانی، که در حال انجام بازرسی «قانونی» از یک کشتی بود نزدیک شد.ناو وینسنس یک بالگرد را به فاصلهٔ ۲ تا ۳ مایلی ناوچهٔ ایرانی فرستاد (در صورتی که براساس قانون، حداقل باید در ۴ مایلی ناو ایرانی قرار می‌گرفت.) و سپس بر چند قایق تندروی کوچک ایرانی آتش گشود. کاپیتان کارلسون در این باره گفت: «چرا کاپیتان راجرز بر قایق‌ها آتش گشود؟ او کار هوشمندانه‌ای انجام نداد.» کاپیتان کارلسون دربارهٔ نیروهای ایرانی درگیر در حاثهٔ ۲ ژوئن گفت: «آن‌ها بسیار حرفه‌ای عمل می‌کردند و تهدید آمیز نبودند». او همچنین اضافه کرد: «سیگنال‌های نیروهای نظامی ایران کاملاً واضح بود و جایی را برای اشتباه باقی نمی‌گذاشت».

وقتی راجرز اعلام می‌کند که می‌خواهد هواپیمای ایرانی را سرنگون کند کارلسون دوباره مونیتورهای ناوش را بررسی می‌کند و به خدمه‌اش می‌گوید: «این هواپیما که داره اوج می‌گیره؛ ارتفاعش هم که ۷،۰۰۰ فوته! معلوم هست راجرز داره چه غلطی می‌کنه؟». اما با این وجود کارلسون با خود می‌گوید که شاید راجرز اطلاعات بیشتری داشته باشد، بی‌خبر از این که راجرز به اشتباه فکر کرد که هواپیما در حال شیرجه‌زدن بود.

“لس آسپین” نماینده دمکرات ایالت ویسکانسین و رییس کمیته نیروهای مسلح کنگره‌ایالات متحده آمریکا در نوامبر ۱۹۸۸ براساس اطلاعات ذخیره شده بر روی ناو جنگی مستقر در خلیج فارس در مصاحبه‌ای با روزنامه نیویورک تایمز می‌گوید:هیچکدام از ۹ مونیتور کشتی، هواپیمایی را در حالت حمله نشان نمی‌دهند. در هیچکدام از نوارها اثری از سیگنال مود ۲، مورد استفاده هواپیماهای نظامی و غیرنظامی، وجود ندارد. همه دستگاه‌ها در حال نشان دادن یک فروند هواپیمای ایرباس در حال اوج گیری هستند.

همچنین دریا سالار «ویلیام کراو»، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا بعدها در گفت‌وگو با بی بی سی تاکیدکرد: ناو «وینسنس» بدون هیچ دلیل روشنی با وجود برخورداری از توپ‌ها و موشک‌های دوربرد به کرانه آبهای ایران آمده بود. هدف آمریکا، نه تنها ساقط کردن هواپیمای ایرباس ایران، بلکه وادار کردن جمهوری اسلامی به پذیرش صلح و پایان جنگ تحمیلی بود. چنان‏که رونالد ریگان، رییس جمهور وقت آمریکا در این زمینه اظهار داشت: “این فاجعه (سقوط هواپیمای مسافربری ایران از سوی آمریکا) ضرورت دست‏یابی به برقراری صلح را با حداکثر شتاب، دو چندان ساخته است”.

جنایت وحشیانه آمریکائیها چنان زشت و فضاحت بار بود که اکثر دولتهای جهان و بسیاری از مجامع بین المللی در مورد این فاجعه در خلیج فارس اظهار تاسف کرده و آن را محکوم ساختند. با مروری به روزنامه های آن زمان کاملا مشخص می شود که تمامی افراد، رسانه‌ها و مقامات بین‌المللی غیر وابسته به قدرتهای استکباری نسبت به آن اعلام انزجار کرده و این اقدامات را یک جنایت جنگی خواندند. فاجعه هواپیمای ایرباس جلوه‌ای از تلاش آمریکائیها برای انتقام‌گیری از جمهوری اسلامی ایران به خاطر شکستهایی بود که آنان در سیاستهای منطقه‌ای خود از نظر سیاسی و نظامی متحمل شده بودند.و در نهایت این فاجعه به عنوان نماد حقوق بشر آمریکایی درذهن جهانیان باقی مانده است.

انتهای پیام/

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme