https://telegram.me/empireoflies

وقتی یک جاسوس به آخر خط می‌رسد

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: این روزها که صحنه سیاسی جهان خصوصاً خاورمیانه با آتش‌افروزی امریکایی‌ها به هم ریخته و کمپین غرب با ادعای واهی خود دولت سوریه را متهم به حملات شیمیایی می‌کند بدون آنکه هیچ سند و مدرکی از چنین ادعایی ارائه نمایند، بسیاری از جیره‌خواران لابی صهیونیستی با تکرار این ادعا به دنبال جلب نظر اربابانشان در امریکا، اسرائیل، انگلیس و عربستان برآمده‌اند تا از این رهگذر سهمی گرفته و جیب خود را پر نمایند.

عده‌ای هم با اصرار بر این موضوع در صدد هستند تا موقعیت خود را تثبیت نمایند. در این بین مسعود بهنود که وابستگی‌اش به سازمان جاسوسی بریتانیا بر کسی پوشیده نیست ساز مخالف سر داده است و سنگ خود را بر سینه می زند. بهنود در پست توئیتری اش مطلبی نوشته است که جلب‌توجه می‌نماید. او متنی می‌نویسد که مضمونش این است: چون ترامپ نتوانسته است شعارهایش ازجمله حذف بیمه اجتماعی اوباما را عملی نماید برای انحراف افکار عمومی به سوریه حمله نظامی کرده است.

بهنود در پست دیگری مدعی می‌شود که ترامپ بعداً خواهد گفت به من اطلاعات اشتباه دادند ومن هم دستور حمله به سوریه را صادر نمودم. به زعم بهنود، دونالدترامپ بعدها در پاسخ به تاریخ تمام مسئولیت این حمله اشتباه را به گردن اطلاعات غلط خواهد انداخت. بهنود با نوشتن این مطالب در توئیترمیخواهدبگوید از آن دسته کسانی است که با حمله امریکا به سوریه موافق نبوده‌اند.

در چنین اوضاع‌واحوالی که بی‌بی‌سی با حمایت کامل از سیاست‌های دولت بریتانیا و امریکا می‌کوشد تا نظر آنها را به خود جلب نماید و با صهیونیست‌ها هم‌داستان شود، مسعود بهنود از در مخالفت وارد شده و حرف‌هایی میزند که مطمئناً به مذاق روسایش خوش نخواهد آمد. این کار بهنود چه پیامی دارد؟ آیا بهنود واقعاً  از کاری که دولت امریکا کرده ناخرسند است یا اینکه مشکلی به وجود آمده که مسعود بهنود ساز مخالف می‌نوازد و با این عکس‌العمل نارضایتی خود را از اتفاقات پشت پرده بی‌بی‌سی بیان داشته و به اربابانش این پیام را برساند که در جایی مرتکب اشتباهی شده‌اند وبهنودرا از اینکه به بازی نگرفته اندناراحت کرده‌اند؟

شاید گفته شود مگر بهنود کیست که بخواهد تا این حد مدعی باشد و به بالا دستی‌هایش این‌گونه معترض شود؟ در پاسخ باید دو نکته را یاد اورشویم: اول آنکه خائنین فکر نمی‌کنند بی ارزش هستند، آنها گمان می‌برند که اربابانشان آنها را برای همیشه مورد توجه قرار داده و برایشان اعتبار قائل می‌شوند غافل از آنکه روزی می‌رسد که تاریخ مصرفشان تمام شده و کم کم یا ناگهان برای همیشه به فراموشی سپرده خواهند شد. دوم آنکه امثال بهنود فکر می‌کنند بابت خوش خدمتی‌هایی که به بالا دستی‌هایشان نموده‌اند پاداش قابل توجهی دریافت می‌دارند. ولی این نیز فکری بیهوده است چرا که وقتی به آخر کار می‌رسند تازه می‌فهمند که بابت خیانت به کشور آبا و اجدادیشان چیزی نصیب آنها نشده و سهمشان از فروش وجدان و شرف تنها حقوقی ماهیانه بوده که ارزش این همه خیانت را نداشته است.

سرنوشت برخی از آنها می شود همانند آن جاسوس روس که ام ای سیکس بریتانیا مسمومش کرد و مرگش را به گردن دولت روسیه انداخت و برخی نیز در نهایت فلاکت به دست فراموشی سپرده می شوند تا در گوشه ای از کشور بیگانه ای که برایش جاسوسی کرده اند به استقبال مرگ بروند. بهنود دریافته است که سرنوشت یک خائن انتظارش را می کشد و گویا از آن قول هایی هم که دولت بریتانیا به وی داده بود خبری نیست او خودش را به هیچ فروخته است و در این رهگذر برایش جز خجالت و رو سیاهی چیزی باقی نمانده است.

مسعود بهنود به خوبی دانسته است که بابت این حر فها و ادعاهایش به او پاداش قابل توجهی نخواهند داد. او می داند سیستمهای جاسوسی عریض و طویلی مانند ام ای فایو وموساد و… که از بهنود بزرگتر را هم با یک اشاره سر به نیست کرده اند برای این ادعاهای بهنود پشیزی ارزش قائل نخواهند شد و افکار عمومی غرب هم برای این حرف ها اهمیت چندانی قائل نمی شود. پس بهنود برای چه کسانی این مطالب را نوشته است؟ نکته ظریف همینجاست! مسعود بهنود بعد از اینکه به ازای سالیان دراز خیانت و خوش رقصی برای غربی ها دستش به جایی بند نشده و از آن وعده هایی هم که به وی داده بودند چیزی گیرش نیامده است به فکر این افتاده که حداقل خود را نزد افکار عمومی تا اندازه ای تطهیر نماید.

بهنود که روزی به فکر ریاست بی‌بی‌سی بود و بعدها حتی به معاونت هم قانع شده بود وقتی که نهایتاً به یک روزنامه‌خوان تبدیل گشت و گهگاهی هم در اتاق فکر بی‌بی‌سی برای ساکت کردنش از او بازی گرفته شد با عبور از هفتادسالگی دریافته است که به نقطه پایان نزدیک شده و به انتهای یک مأموریت سراسر نکبت و ذلت رسیده که برایش جز بدنامی هیچ به همراه نداشته است.

مسعود بهنود برای اینکه خود را نزد ملتی که او را خائن می‌دانند تبرئه نماید یا حداقل کمی از بار گناهانش را کمتر نماید دست به چنین حرکتی زده است. او که از حساست مردم ایران نسبت به مظلومیت مردم سوریه آگاه است تصمیم به نوشتن چنین جملاتی در توئیتر گرفته است به امید آنکه از بدنامی‌اش  کاسته شود. بازی بهنود با این جملات و کلمات اگرچه برایش سودی ندارد ولی به ذهن علیل وی این‌گونه خطور نموده است که شاید این کار برایش اندکی افاقه نموده و حیثیت تکه و پاره شده‌اش را به هم وصله نماید. به‌هرحال این سرنوشتی است که خیلی از خائنین آن را تجربه کرده‌اند و بهنود هم ناچار است آن را بپذیرد.

برگرفته از مبدیان

انتهای پیام/

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme