https://telegram.me/empireoflies

وقتی صدای آمریکا پژوهشگر قرآن می شود

به گزارش «امپراتوری دروغ» به نقل از جام نیوز، پایگاه اینترنتی شبکه “صدای امریکا” (VOA) و سایت صهیونیستی “بالاترین” در حرکتی مشکوک و تأمل برانگیز، به بازنشر ادعایی نادر در خصوص کتابت کلام الله مجید اقدام نموده اند.

این دو رسانه که سابقه خوبی در زمینه احترام به اسلام و عقاید دینی مسلمین ندارند، مدعی شده اند که بر پایه نتایج یک پژوهش دانشگاهی، دختر خلیفه دوم برای اولین بار قرآن را تدوین کرده است!

بر اساس این گزارش، شخصی بنام “رقیه خان” که رئیس بخش مطالعات اسلامی دانشگاه کلرمونت معرفی شده، ادعا کرده که “حفصه بنت عمر بن خطاب” یکی از همسران پیامبر(ص) نقشی بنیادین در جمع آوری وحی داشته است.

فارغ از میزان وثاقت و اعتبار علمی-تاریخی ادعای مذکور، این سؤال اساسی مطرح است که رسانه دولتی امریکا و همردیف صهیونیستی آن با چه انگیزه ای به انتشار مطالب فوق علاقمند شده اند؟!

با توجه به طیف مخاطبان رسانه های بیگانه، چه ضرورتی دیده شده که در این مقطع خاص به چنین مباحثی پرداخته شود؟!

اینها ابهاماتی هستند که حتما تأمل کافی می طلبند.

اما شبهه مطرح شده در سطرهای پیشین، پاسخی تفصیلی بر پایه متون اصیل دینی دارد که علاقمندان و طالبان حقیقت می توانند با مطالعه آنچه در پی می آید، آن پاسخ را دریافت کنند.

قرآن کریم در چه زمانی و توسط چه کسی جمع آوری شده است؟

در مورد جمع  قرآن و اینکه در چه زمانی جمع آوری شده و چه کسی به این کار دستور داد در بین علما اختلاف بوده و چند نظر در مورد آن وجود دارد:

۱-در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم جمع آوری شده است.

۲-در زمان ابوبکر جمع آوری شده است.

۳-در زمان عمر بن خطاب جمع آوری شده است.

۴-شروع جمع آوری آن در زمان ابو بکر بوده و اتمام آن در زمان عمر بوده است.

۵-در زمان عثمان جمع آوری شده است.

نظر درست همان نظر اول است که بیشتر علما نیز همان نظر را قبول کرده اند؛ از ایشان می توان به علمای ذیل اشاره کرد :

– علامه رافعی ؛ که می گوید : و للنبی (صلى الله علیه وآله) صحابه کانوا یکتبون القرآن إذا انزل ، إما بأمره أو من عند أنفسهم تاما وناقصا . وأما الذین جمعوا القرآن بتمامه بالاتفاق فهم خمسه . رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) صحابه ای داشتند که وقتی قرآن نازل می شد آن را می نوشتند و این کار را یا به دستور رسول خدا و یا از جانب خودشان و به صورت ناقص یا کامل انجام داده بودند ؛ اما کسانی که قرآن را به طور کامل جمع آوری کرده اند پنج نفرند .(إعجاز القرآن : ص ۳۶ .)و سپس ایشان را نام می برد .

-شیخ مناع قطان ؛ وی می گوید : قد عرفنا أن القرآن کان مکتوبا من قبل، فی عهد النبی ( صلى الله علیه وآله ) ولکنه کان مفرقا فی الرقاع والأکتاف والعسیب ، فأمر أبو بکر بجمعه فی مصحف واحد – إلى أن قال : – فکان أبو بکر أول من جمع القرآن بهذه الصفه فی مصحف . دانستیم که قرآن در همان زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) نوشته شده است ولی به صورت جدا جدا و در کاغذ ها و استخوان ها و پوست درخت خرما بود ؛ پس ابو بکر دستور داد که همه آنها را در یک کتاب بنویسند تا اینکه می گوید : ابو بکر اولین کسی است که این چنین قرآن را در یک کتاب جمع آوری کرده است .(مباحث فی علوم القرآن لمناع القطان : ص ۷۴ .)

کلام وی به خوبی نشان می دهد که قرآن های متعددی موجود بوده است ولی قرآن وی بر روی ورقه و به صورت کتاب های کنونی بوده است ؛ و این کلام مخالف کلام کسانی است که می گویند او قرآن را از عده ای از صحابه که قرآن را حفظ کرده بودند – با شهادت دادن دو شاهد – جمع آوری کرد .

– زرقانی عقیده دارد که جمع آوردن قرآن از اموری نیست که در زمان رسول خدا انجام نشده باشد و بعد از ایشان صحابه آن را از خود ابداع کرده باشند ؛ بلکه در این کار از همان قواعد و دستوراتی استفاده شده بود که رسول خدا در هنگام نزول قرآن  و نیز در هنگام نوشتن آن آیات تا زمان رحلت ایشان ، آن قواعد را بیان فرموده بودند ؛ سپس می گوید :قال الإمام أبو عبد الله المحاسبی فی کتاب   فهم السنن   ما نصه : کتابه القرآن لیست بمحدثه ، فإنه ( صلى الله علیه وآله ) کان یأمر بکتابته ، ولکنه کان مفرقا فی الرقاع والأکتاف والعسب ، فإنها أمر الصدیق بنسخها من مکان إلى مکان مجتمعا ، وکان ذلک بمنزله أوراق وجدت فی بیت رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) فیها القرآن منتشرا ، فجمعها جامع وربطها بخیط ، حتى لا یضیع منه شئ .

امام ابو عبد الله محاسبی در کتاب خود ” فهم السنن” می گوید : نوشتن قران کار جدیدی نبود ؛ پس بدرستیکه خود حضرت دستور به نوشتن آن داده بودند ؛ ولی این نوشته ها جدا جدا و در کاغذ ها و استخوان ها و پوست درخت خرما بود ؛ و همین ها بود که ابو بکر دستور به رونویسی از آنها از یک جا به جای دیگر به صورت یکپارچه کرد ؛ و آن ها به صورت ورقه های جدا جدایی بود که در خانه رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) بود و قرآن در آن ها تقسیم شده بود ؛ اما ابو بکر آن ها را در یک جا گرد آورده و آن را با نخ به هم متصل ساخت تا اینکه چیزی از آن گم نشود.(مناهل العرفان : ج ۱ ص ۲۴۲ )

این ها متن کلام عده ای از متاخرین بود که نظر اول را قبول کرده بودند .

اما عده ای از متقدمین علما که قول اول را قبول کرده اند می توان به علمای ذیل اشاره نمود :

– سیوطی از علمای بزرگ اهل سنت می نویسد :الإجماع والنصوص على أن ترتیب الآیات توقیفی لا شبهه فی ذلک . أما الإجماع فنقله غیر واحد منهم الزرکشی فی البرهان وأبو جعفر بن زبیر فی مناسباته وعبارته : ترتیب الآیات فی سورها واقع بتوقیفه ( صلى الله علیه وآله ) وأمره من غیر خلاف فی هذا بین المسلمین … وأما النصوص فمنها حدیث زید السابق : کنا عند النبی ( صلى الله علیه وآله ) نؤلف القرآن من الرقاع . اجماع و روایات وجود دارد که ترتیب آیات قرآن توقیفی است ( تعیین آن باید ازسوی  پیامبر اکرم باشد) واین قضیه قطعی است و شکی در آن نیست ؛ اما اجماع را عده ای زیادی از علماء  مانند “زرکشی” در “البرهان” و “ابو جعفر بن زبیر” در “المناسبات” نقل کرده اند که عبارت وی چنین است : ترتیب آیات و سوره ها طبق دستور حضرت ( صلی الله علیه وآله وسلم ) صورت گرفته است و در این امر هیچ خلافی در بین مسلمانان نیست  ؛ …(الإتقان : ج ۱ ص ۶۲ )

اما روایات از آن ها می توان به روایت زید اشاره کرد که می گوید:  نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بودیم و قرآن را در کاغذ هایی جمع آوری می نمودیم .

این عبارت به خوبی نشان می دهد که جمع آوری و ترتیب آیات در سوره ها به دستور خود حضرت ( صلی الله علیه وآله ) بوده است ؛ همانطور که اجماع نیز بر این مطلب اقامه شده است .

– سیوطی در الاتقان کلام قاضی ابو بکر در الانتصار را نقل می کند که می گوید :الذی نذهب إلیه أن جمع القرآن الذی أنزله الله وأمر بإثبات رسمه ولم ینسخه ولا رفع تلاوته بعد نزوله هذا بین الدفتین . وأن ترتیبه ونظمه ثابت على ما نظمه الله تعالى ورتبه علیه رسوله من آی السور.  آن چیزی که ما آن را قبول داریم آن است که کسی قرآن را جمع آوری کرده است که خدا قرآن را بر نازل کرده است و ایشان دستور به نوشتن آن نموده اما با دست خود آن را ننوشتند و بعد از آنکه آنچه بین دو جلد است ( متن قرآن) کامل شد ، چیزی از آن از دست نرفت ؛ و نیز ترتیب و نظم آن بر همان نظمی است که خداوند آن را قرار داده است و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آن را به صورت آیه های سوره ها مرتب نموده اند .(الإتقان : ج ۱ ص ۶۳ )

– سیوطی کلام او را در کتاب شرح السنه نقل می کند که گفته است :الصحابه رضی الله عنهم جمعوا  بین الدفتین القرآن الذی أنزله الله على رسوله من غیر أن یکونوا زادوا أو نقصوا ، إنتهى صحابه رضی الله عنهم قرآن را که خداوند بر رسولش نازل فرمود بین دوجلد جمع آوری نموده بدون آن که در آن زیاده و نقصانی صورت دهند .( الإتقان : ج ۱ ص ۶۳ )

و اگر بخواهیم تمام کسانی را که این نظر را قبول کرده اند ذکر بنماییم از مجال این مقال خارج است ؛ زیرا عده ایشان بسیار زیاد است .

مقصود از جمع قرآن در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم چیست؟

آیا معنی این قول آن است که تمامی قرآن در زمان رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) به صورت یک کتاب در آمده بود؟

خیر ؛ زیرا مهم و آنچه سبب دفع بسیاری از شبهات از قرآن می شود آن است که حضرت دستور به جمع قرآن داده باشند ؛ حتی اگر این جمع آوری در ضمن کاغذ های پراکنده پاشد اما به صورتی که تحریف و یا نقصان و گم شدن در مورد آن ها احتمال نداشته باشد ؛ و بتواند مرجعی برای تمام نسخه هایی باشد که از روی آن نوشته خواهد شد . اما اگر چنین نگوییم معنای کلام ما آن خواهد شد که مردم در زمان رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) قرآنی به عنوان مرجع نداشته اند .

نتیجه عقیده به جمع آوری قرآن در زمان ابو بکر :

اگر بخواهیم کلام کسانی را که می گویند زید بن ثابت ، قرآن را – از سینه های مردمان و در زمان ابو بکر و به امر او و به شهادت دو شاهد – جمع آوری کرده است بپذیریم باید فاتحه قرآن را بخوانیم ؛ زیرا معنی این کلام آن است که برخی آیات قرآن ِ موجود در دست ما از طریق خبر واحد ( نقل یک نفر) به دست ما رسیده است ؛ با اینکه همه می دانند که باید قرآن از طریق خبر متواتر باید رسیده باشد یچ کس در این مطلب شک ندارد که قرآن به صورت متواتر به ما رسیده و ارتباط بین ما و رسول خدا به صورت متواتر صورت گرفته است ؛ و در این مطلب هیچ شکی نیست .

و نمی دانیم علت پافشاری عده ای بر این نظر چیست ؟ که البته بعید نیست  علت آن تعصب برای تراشیدن فضیلت هایی برای عده ای خاص باشد ؛ هرچند به ضرر اسلام و عقاید مسلمانان تمام شود .
دلیل ها بر جمع آوری قرآن در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم :

۱- عقل :

عقل یکی از ادله ایست که دلالت دارد بر اینکه قرآن مجید در زمان رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) جمع آوری شده است و سایر اقوال صحیح نمی باشد ؛ آیا معقول است که رسول خدا که آنقدر در نگهداری و فهم دقیق آیات کوشا بودند به حدی که قبل از نزول برخی آیات خود را به سختی آماده دریافت آن می نمودند و لذا خداوند آیه ذیل را نازل فرمود :

(لا تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ ، إنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ) سوره قیامت آیات ۱۶ و ۱۷ .

زبانت را به خاطر عجله برای خواندن آن ( قرآن ) حرکت مده ؛ چرا که جمع کردن و خواندن آن بر عهده ماست .

و کسی که می داند که قرآن به زودی محور فرهنگ اسلامی تا روز قیانت خواهد شد ، چگونه می توان تصور کرد که او قرآن را به صورت پراکنده و تنها به صورت حفظ شده در سینه برخی از افراد ، رها کند؟

۲- حدیث ثقلین :

مجموعه روایات معروف به “ثقلین” نزد تمامی مسلمانان معروف و مشهور است ؛ در این روایات رسول خدا فرمایند من نزد شما دو شیء با ارزش باقی گذاشتم ۱- کتاب خدا ۲- عترت من یعنی اهل بیتم .

از راویان این روایت می توان به علمای ذیل اشاره کرد:

الترمذی در سنن  : ج ۵ باب مناقب أهل بیت النبی (ص) أحمد در مسند : ج ۳ ص ۱۴ و ۱۷ و ۲۶ و ۵۹

حاکم در مستدرک : ج ۳ ص ۱۰۹ با چند سند و می گوید که این روایات طبق نظر بخاری و مسلم صحیح می باشند . ذهبی نیز در تلخیص خویش آن را نقل کرده و اشکالی به آن نگرفته است .

علامه مجلسی در بحار الأنوار : ج ۳ ص ۱۰۶ باب فضائل أهل البیت ( علیهم السلام ) با سند های بسیار فاضل وشنوی سند های روایت ثقلین را در یک رساله مخصوص جمع آوری نموده است که دار التقریب بین المذاهب الاسلامیه قاهره آن را نشر داده است .

و طبق آنچه که از عرف عرب به دست می آید ، کتاب به نوشته ای گفته می شود که خصوصیت معینی داشته باشد ؛ پس بر آنچه مردم در سینه های خود حفظ داشتند کتاب گفته نمی شود ؛ اما رسول خدا در روایت خویش به چیزی اشاره می کنند که می توان به آن گفت که این کتابی است که برای امتش باقی گذارده است ؛ همانطور که به اشعاری که مردم در سینه های خود حفظ می کنند نمی گویند که این کتاب شعر است ؛ بلکه می گویند این اشعار فلانی است و حتی کلمه دیوان هم به آن گفته نمی شود ؛ و لازمه این روایت ، مکتوب بودن تمام قرآن در زمان ابلاغ این روایت بوده است .

برخی از محققین در این زمینه می فرمایند  :

إن لفظ الکتاب  لا یطلق حتى على مکتوبات متفرقه فی اللخاف والعسب والأکتاف إلا على نحو المجاز والعنایه ، فإن لفظ الکتاب ظاهر فیما کان له وجود واحد. تفسیر البیان آیت الله خوئی : ص ۲۷۱ .

به درستیکه لفظ کتاب حتی بر نوشته ها ی پراکنده در روی سنگ های نازک و پوست درخت خرما و استخوان  گفته نمی شود ؛ مگر به صورت مجاز و با عنایت و توجه ؛ پس بدرستیکه لفظ کتاب ظهور در چیزی دارد که یک وجود داشته باشد ( و الا به آن کُتُب گفته می شود)

۳- نوشتن قرآن به دست کاتبان وحی :

همین مطلب دلالت دارد بر اینکه قرآن در زمان زندگانی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بدون توجه به آن رها نشده و به آن توجه خاص مبذول می شده است ؛ و همین روش از رهبری معصوم مانند رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم انتظار می رود .

روایاتی که بر جمع قرآن در زمان رسول خدا دلالت می کنند :

بخاری روایت کرده است که :

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ، حَدَّثَنَا یَحْیَى، حَدَّثَنَا شُعْبَهُ، عَنْ قَتَادَهَ، عَنْ أَنَسٍ رضى الله عنه  قَالَ جَمَعَ الْقُرْآنَ عَلَى عَهْدِ النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم أَرْبَعَهٌ، کُلُّهُمْ مِنَ الأَنْصَارِ أُبَىٌّ، وَمُعَاذُ بْنُ جَبَلٍ، وَأَبُو زَیْدٍ، وَزَیْدُ بْنُ ثَابِتٍ. قُلْتُ لأَنَسِ مَنْ أَبُو زَیْدٍ قَالَ أَحَدُ عُمُومَتِی.

کتاب الفضائل‏باب فضائل الأنصار ح ۳۸۵۷ باب جمع القرآن ح ۵۰۵۴  صحیح البخاری : ج ۶ ص ۱۰۳، کتاب التفسیر، باب القراء من أصحاب النبی (ص) . وذکره أیضا فی باب مناقب زید بن ثابت فی کتاب المناقب .

انس گفته است که : قرآن را در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم چهار نفر از اصحاب به طور کامل جمع کردند که همگی از انصار بودند : أبی و معاذ بن جبل و ابو زید و زید بن ثابت ؛ به انس گفتم ابو زید کیست ؟ گفت یکی از عموهای من .

ابن حجر گفته است : وأخرج النسائی بإسناد صحیح عن عبد الله بن عمرو (بن العاص) قال : جمعت القرآن ، فقرأت به کل لیله ، فبلغ النبی (ص) فقال : أقرأه فی شهر. الحدیث، وأصله فی الصحیح.

فتح الباری: ج ۹ ص ۴۷٫ السنن الکبرى للنسائی، ج ۵، ص ۲۴، مسند أحمد، ج ۲، ص ۱۶۳، صحیح ابن حبان، ج ۳، ص ۳۳٫

نسایی با سند صحیح از عبد الله بن عمرو روایت کرده است که گفت : (تمام) قرآن را جمع کردم ؛ پس آن را هر شب می خواندم ؛ پس این خبر به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم رسید ؛ پس فرمودند : آن را در هر ماه بخوان … و اصل این روایت در صحیح ( بخاری آمده است) .

حاکم نیشابوری از زید بن ثابت روایت می کند که گفت :

کنا عند رسول الله (ص) نؤلف القرآن من الرقاع ،

نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بودیم و قرآن را از روی تکه پارچه ها جمع آوری می کردیم .

سپس گفته است : هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه .
این روایت طبق نظر بخاری ومسلم صحیح است ولی آن را ( در کتاب های خویش) نیاورده اند .

المستدرک على الصحیحین : ج ۲ ص ۶۱۱٫ مسند أحمد، ج ۵، ص ۱۸۵، صحیح الترمذی، ج ۵، ص ۳۹۰٫

این دلیل واضحی است بر اینکه قرآن در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم جمع آوری شده است .

سیوطی نیز روایات بسیاری را نقل می کند که بر این مطلب دلالت دارد که قرآن در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم جمع آوری شده است . در صورت تمایل می توانید به آدرس ذیل مراجعه نمایید : الإتقان : ج ۱ ص ۶۲ و ۶۳ .

۴-   علمایی که نظر اول را قبول دارند :

در این زمینه علمای بسیاری از متقدمین و متاخرین نظر به صحت قول اول داشته اند که در ابتدا کلمات ایشان را ذکر نمودیم و در این قسمت تنها نام ایشان را ذکر می نماییم :

سید مرتضى علم الهدى

سیوطی

قاضی أبو بکر در انتصار

بغوی

آیت الله خوئی

علّامه رافعی

مناع قطان

زرقانی

و…

روایاتی که با جمع قرآن در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله معارضه دارند :

وقتی که با روایات صحیح و عقل ثابت شد که قرآن در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم جمع آوری شده است ؛ پس باید روایاتی را که با این مطلب معارضه دارند ، با این روایت جمع نمود ؛ این روایات چند دسته اند :

۱ – روایاتی که دلالت دارند زید قرآن را در زمان ابوبکر جمع آوری نموده است .

۲ – روایاتی که دلالت دارند که قرآن در زمان عمر جمع آوری شده است .

۳ – روایاتی که دلالت دارند قرآن در زمان عثمان جمع آوری شده است .

۴ – روایاتی که دلالت دارند امیر مومنان علی علیه السلام بلافاصله بعد از رحلت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم قرآن را جمع آوری نموده اند .

در کتاب سلیم بن قیس از سلمان ( رضی الله عنه ) روایت شده است که :

أن علیا ( علیه السلام ) بعد وفاه النبی (ص) لزم بیته وأقبل على القرآن یؤلفه ویجمعه ، فلم یخرج من بیته حتى جمعه ، وکان فی الصحف والشظاظ  والأسیار والرقاع – إلى أن قال : – فجمعه فی ثوب واحد وختمه .

کتاب سلیم بن قیس : ص ۶۵ .

علی علیه السلام بعد از وفات رسول خدا خانه نشین شده به قرآن رو آورد و آن را جمع آوری نمود ؛ پس از خانه بیرون نیامد تا آنکه آن را جمع کرد ؛ و قرآن در کاغذ ها و چوب ها و پوست و پارچه بود ؛ پس همه را در یک پارچه جمع آوری کرده و بر آن مهر زد .

ما در این چهار گونه روایت دلیلی بر خلاف نظر اول نداریم و یک یک به توضیح آن ها می پردازیم : مقصود از جمع قرآن در زمان  أبو بکر

در ابتدا باید گفت که روایات جمع آوری قرآن در زمان ابو بکر با روایات دیگری تعارض دارند : تعارض داشتن روایات جمع قرآن در زمان ابو بکر با یکدیگر :

بخاری در یک جا روایت می کند که عمر به نزد ابو بکر رفته و به وی گفت : إنی أرى أن تأمر بجمع القرآن ، فقال له أبو بکر : کیف تفعل شیئا لم یفعله رسول الله (ص) – إلى أن قال : – قال أبو بکر لزید: «إنک رجل شاب لا نتهمک . . . قال زید : فتتبعت القرآن أجمعه من العسب واللخاف وصدور الرجال».

صحیح البخاری : ج ۶ ص ۹۸ و ۱۰۲ .کتاب الاحکام  باب یستحب للکاتب ان یکون امینا عاقلا

چنین به نظر من می رسد که دستور دهی تا قرآن را جمع آوری کنند ؛ پس ابو بکر به او گفت : چگونه کاری را انجام دهیم که رسول خدا ( ص) آن را انجام نداده است ؟ … پس ابو بکر به زید گفت : تو مرد جوانی هستی که کسی تو را متهم به بدی نمی داند ؛ … زید گفت : پس به دنبال تمام قرآن رفته آن را از پوست خرما و سنگ ها نازک و سینه های مردمان جمع آوری نمودم .

و گاهی از انس مخالف این روایت را نقل می کند : «مات النبی (ص) ولم یجمع القرآن غیر أربعه : أبو الدرداء ، ومعاذ بن جبل ، وزید بن ثابت ، وأبو زید ، ونحن ورثناه» .
صحیح البخاری : ج ۶ ص ۹۸ و ۱۰۲ . کتاب فضائل القرآن :باب القراء من أصحاب النبى  صلى الله علیه وآله وسلم

رسول خدا از دنیا رفت در حالیکه هیچ کس از صحابه غیر از چهار نفر تمام قرآن را جمع آوری نکرده بودند : ابو درداء معاذ بن جبل و زید بن ثابت و ابو زید که ما از وی آن را ارث برده ایم .

چگونه می توان بین این دو روایت جمع کرد؟

ما همان نظر سابق خود را حفظ نموده و می گوییم که وی قرآن را از اوراق باقی مانده به صورت کامل در زمان رسول خدا جمع آوری نموده است اما آیا زید و همراهان او قرآن را از اوراقی که در زمان رسول خدا در خانه ایشان جمع آوری شده بود ، بر روی مصحف دیگری منتقل کرده اند ؟ همانطور که “حارث محاسبی” در “فهم السنن” می گوید : إنما أمر الصدیق بنسخها من مکان إلى مکان مجتمعا وکان ذلک بمنزله أوراق وجدت فی بیت رسول الله (ص) فیها القرآن فجمعها جامع .

سیوطی این مطلب را از وی در  الإتقان : ج ۱ ص ۶۰ نقل نموده است .

ابو بکر دستور داد که قرآن را از جایی به جای دیگر رونویسی نمایند – زیرا آنها به صورت ورقه های پراکنده در خانه رسول خدا بود – پس شخصی تمام آن را در یک جا گرد آورد .

و یا از خانه های صحابه ؟

زیرا عده ای می گویند که وی مصحف ابو بکر را از ورقه هایی که در دست صحابه ای بود که قرآن را جمع آوری کرده بودند گرفت ؛ زیرا از قرآن چند نسخه موجود بود ؛ نویسندگان وحی نسخه ای از آنچه را که نوشته بودند به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می دادند و حضرت آن را در خانه خویش ( و ظاهرا به دست امیر مومنان ) نگاه می داشته و خود کاتبان نیز نسخه ای شبیه آن را برای خویش نگاه می داشتند .

رجوع شود ب تاریخ قرآن دکتور رامیار : ص ۷۱

ما این در مقابل این دو احتمال هستیم و فرصت برای بحث در مورد این دو اندک است ؛ لذا تنها روایتی را می آوریم که موید همین احتمال دوم است .

طلحه به امیر مومنان گفته است :

ما أراک یا أبا الحسن أجبتنی عما سألتک عنه من القرآن ، ألا تظهره للناس ؟ قال : یا طلحه عمدا کففت عن جوابک فأخبرنی عما کتب عمر وعثمان أقرآن کله أم فیه ما لیس بقرآن ؟ قال طلحه : بل قرآن کله ، قال : إن أخذتم بما فیه نجوتم من النار ودخلتم الجنه . . . الخ .

کتاب سلیم بن قیس : ص ۱۰۰ .

ای ابا الحسن ، پاسخ من را ندادی که آیا قرآن (ـی را که جمع آوری کرده ای ) را به مردم نشان نمی دهی؟ حضرت فرمودند : ای طلحه ، من از روی عمد پاسخ تو را ندادم ؛ به من خبر بده که آیا آنچه که عمر و عثمان نوشته اند تمام آن قرآن است یا در آن چیزی است که از قرآن نباشد ؟ طلحه گفت : نه ، تمامش قرآن است ؛ حضرت فرمودند : اگر به آنچه در آن است عمل نمودید از آتش نجات یافته و به بهشت وارد می شوید .

زیرا قطعا قرآن رسول خدا به دست ورثه ایشان یعنی اهل بیت ایشان می افتاد و حتی همسران رسول خدا نیز به آن دسترسی نداشته اند ؛ واگر چنین نبود ابو بکر دستور رو نویسی از روی همان را می داد ؛ و نیاز به جمع آوری آن از نقاط مختلف نبود ؛ و نسخه که امیر مومنان تهیه کرده اند نیز از روی همان نسخه رسول خدا بوده است ؛ لذا طلحه چنین رغبتی به دیدن آن داشته است ؛ بنا بر این چنین می توان گفت که مقصود از روایاتی که دلالت می کنند قرآن در زمان ابوبکر جمع آوری شده است آن است که وی زید را مامور کرد که قرآن را از روی نسخه های نوشته شده در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم که در دست دیگر کاتبان وحی مانند أبی بن کعب و ابو الدرداء و زید بن ثابت و … بوده ، رونویسی کرده و همه را به صورت یک مجموعه در آورد ؛ ابو شامه – طبق آنچه سیوطی در الاتقان از وی نقل کرده است – به همین مطلب اشاره کرده و می گوید :وکان غرضهم أن لا یکتب إلا من عین ما کتب بین یدی النبی(ص)لا من مجرد الحفظ . الإتقان : ج ۱ ص ۶۰ .

مقصود ایشان آن بود که تنها آنچه را در مقابل دیدگان و توجه رسول خدا نوشته شده است بنویسند و نه آنچه آن را حفظ کرده بودند .
مقصود از جمع قرآن در زمان عمر: اما اینکه می گویند : اولین کسی که قرآن را در یک مصحف جمع آوری کرد عمر بود :
منتخب کنز العمال هامش مسند أحمد : ج ۲ ص ۴۵

این نظر بسیار ضعیف تر از نظر دوم است ؛ و کسی از بزرگان اهل سنت آن را قبول ننموده است و شاید مقصود از آن همان کلام سابق عمر باشد که از صحیح بخاری نقل شد که وی به ابو بکر گفت تا قرآن را به صورت یک مصحف جمع آوری نماید . نه اینکه خود وی و یا در زمان خلافت وی چنین شده باشد .

مقصود از جمع قرآن در زمان عثمان‏:

اعتقاد به جمع آوری قرآن در زمان عثمان نیز با آنچه از بیشتر روایات به دست می آید منافات دارد ؛ زیرا آنچه در این روایات موجود است ، آن است که عثمان تنها مردم را بر یک قرائت ( یک طریق خواندن قرآن ) جمع نمود ودلالتی بر جمع آوری خود قرآن ندارد .

عن ابن أبی داود عن سوید بن غفله قال : قال علی : لا تقولوا فی عثمان إلا خیرا ، فوالله ما فعل الذی فعل فی المصاحف إلا عن ملأ منا ، قال : ما تقولون فی هذه القراءه ؟ فقد بلغنی أن بعضهم یقول : إن قراءتی خیر من قراءتک ، وهذا یکاد یکون کفرا ، قلنا : فما ترى ؟ قال : أرى أن یجمع الناس على مصحف واحد ، فلا تکون فرقه ولا اختلاف ، قلنا : فنعم ما رأیت . الإتقان : ج ۱ ص ۶۱ .

علی گفته است : در مورد عثمان جز به نیکی نگویید ؛ قسم به خدا که کاری که در مورد قرآن ها انجام داد با اطلاع ما بوده است ؛ و سپس گفت : در مورد این قرائت چه می گویید ؟ به درستیکه به من خبر رسیده است که بعضی از شما به دیگری می گوید : قرائت من بهتر از قرائت تو است ؛ و این شبیه کفر می باشد .  گفتند : پس نظر شما چیست؟ پاسخ داد :نظر من است که مردم را بر قرائت از روی یک قرآن وادار کنند تا جدایی و اختلافی نباشد  . ما گفتیم : پس چه خوب نظری داشتی .

و موید این مطلب روایتی است که از حارث محاسبی نقل شده است که گفت :

المشهور عن الناس أن جامع القرآن عثمان ، ولیس کذلک إنما حمل عثمان الناس على القراءه بوجه واحد على اختیار بینه وبین من شهد من المهاجرین والأنصار لما خشی الفتنه عند اختلاف أهل العراق والشام فی حروف القراءات .

این روایت را سیوطی از او در الإتقان نقل می کند : ج ۱ ص ۶۱ .

مشهور آن است که جمع کننده قرآن عثمان بوده است ؛ و این چنین نیست ؛ و بدرستیکهاو مردم را به قرائت به یک صورت وادار ساخت ؛ و این تصمیم را او با حاضرین از مهاجر و انصار انجام داد ؛ زیرا از درگیری – در هنگام اختلاف قرائت اهل عراق و شام در طریقه خواندن – نگران بودند .

عن أَنَسَ بْنَ مَالِکٍ، حَدَّثَهُ أَنَّ حُذَیْفَهَ بْنَ الْیَمَانِ قَدِمَ عَلَى عُثْمَانَ وَکَانَ یُغَازِی أَهْلَ الشَّأْمِ فِی فَتْحِ إِرْمِینِیَهَ وَأَذْرَبِیجَانَ مَعَ أَهْلِ الْعِرَاقِ فَأَفْزَعَ حُذَیْفَهَ اخْتِلاَفُهُمْ فِی الْقِرَاءَهِ فَقَالَ حُذَیْفَهُ لِعُثْمَانَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَدْرِکْ هَذِهِ الأُمَّهَ قَبْلَ أَنْ یَخْتَلِفُوا فِی الْکِتَابِ اخْتِلاَفَ الْیَهُودِ وَالنَّصَارَى فَأَرْسَلَ عُثْمَانُ إِلَى حَفْصَهَ أَنْ أَرْسِلِی إِلَیْنَا بِالصُّحُفِ نَنْسَخُهَا فِی الْمَصَاحِفِ ثُمَّ نَرُدُّهَا إِلَیْکِ فَأَرْسَلَتْ بِهَا حَفْصَهُ إِلَى عُثْمَانَ فَأَمَرَ زَیْدَ بْنَ ثَابِتٍ وَعَبْدَ اللَّهِ بْنَ الزُّبَیْرِ وَسَعِیدَ بْنَ الْعَاصِ وَعَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ الْحَارِثِ بْنِ هِشَامٍ فَنَسَخُوهَا فِی الْمَصَاحِفِ وَقَالَ عُثْمَانُ لِلرَّهْطِ الْقُرَشِیِّینَ الثَّلاَثَهِ إِذَا اخْتَلَفْتُمْ أَنْتُمْ وَزَیْدُ بْنُ ثَابِتٍ فِی شَىْ‏ءٍ مِنَ الْقُرْآنِ فَاکْتُبُوهُ بِلِسَانِ قُرَیْشٍ فَإِنَّمَا نَزَلَ بِلِسَانِهِمْ فَفَعَلُوا حَتَّى إِذَا نَسَخُوا الصُّحُفَ فِی الْمَصَاحِفِ رَدَّ عُثْمَانُ الصُّحُفَ إِلَى حَفْصَهَ وَأَرْسَلَ إِلَى کُلِّ أُفُقٍ بِمُصْحَفٍ مِمَّا نَسَخُوا وَأَمَرَ بِمَا سِوَاهُ مِنَ الْقُرْآنِ فِی کُلِّ صَحِیفَهٍ أَوْ مُصْحَفٍ أَنْ یُحْرَقَ.

صحیح البخاری : ج ۶ ص .رقم ۵۰۳۸ و رقم ۳۵۴۶  کتاب فضائل القرآن باب جمع القرآن

حذیفه بن یمان به نزد رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) آمده – در حالیکه بر ضد اهل شام در فتح ارمنستان و آذربایجان به همراه اهل عراق – می جنگید . پس حذیفه از اختلاف ایشان در مورد قرائت نگران بود ؛ پس حذیفه به عثمان گفت : ای امیر مومنان ؛ این امت را دریاب قبل از آنکه در مورد کتاب ( خدا ) مانند اختلاف یهود و نصاری اختلاف کنند ؛ پس عثمان به نزد حفصه فرستاده تا قرآن را به نزد ما بفرست تا از روی آن در قرآن های دیگر نسخه برداریم ؛ سپس آن را به تو باز می گردانیم ؛ پس حفصه قرآن خویش را به نزد عثمان فرستاده پس به زید بن ثابت و عبد الله بن زبیر و سعید بن عاص و عبد الرحمن بن حارث بن هشام دستور داد تا از روی آن رو نویسی کردند ؛ و عثمان به این گروه سه نفره قریش گفت : اگر شما و زید بن ثابت در چیزی اختلاف کردید آن را به لهجه قریش بنویسید ؛ زیرا قرآن با لهجه ایشان نازل شده است ؛ تا اینکه وقتی قرآن ها را از روی آن رو نویسی کردند آن را به نزد حفصه فرستاده و هرکدام از قرآن ها را به منطقه ای فرستاد و دستور داد تا سایر قرآن ها را بسوزانند .

عسقلانی  در شرح این روایت می گوید :وفی روایه عماره بن خزیه : أن حذیفه قدم من غزوه فلم یدخل بیته حتى أتى عثمان ، فقال : یا أمیر المؤمنین أدرک الناس ، قال : وما ذاک ؟ قال : غزوت فرج أرمینیه فإذا أهل الشام یقرأون بقراءه أبی ابن کعب فیأتون بما لم یسمع أهل العراق ، وإذا أهل العراق یقرأون بقراءه عبد الله ابن مسعود فیأتون بما لم یسمع أهل الشام ، فیکفر بعضهم بعضا.

فتح الباری : ج ۹ ص ۱۴ و ۱۵ .

در روایت عماره بن خزیه آمده است : حذیفه از جنگی باز گشت پس به خانه خود نرفته و به نزد عثمان رفت ؛ پس گفت : ای امیر مومنان مردم را دریاب ؛ گفت : چه شده است ؟ پاسخ داد داخل ارمنستان جنگ می کردیم ؛ پس عده ای از اهل شام به قرائت أبی بن کعب می خواندند ، پس به روشی قرائت می کردند که اهل عراق نشنیده بودند ؛ و اهل عراق با قرائت عبد الله بن مسعود می خوانند پس به روشی قرائت می کنند که اهل شام نشنیده اند ، پس ( به همین سبب ) عده ای از ایشان سایرین را تکفیر می کنند .

از این روایات چنین به دست می آید که عثمان تنها مردم را به یک طریق خواندن وادار کرد ؛ پس الفاظ هم معنایی را که ابن مسعود و عده ای دیگر طبق نظر خویش به جای الفاظ قرآن نقل می کردند از بین برده و چیزی از آن ها باقی نماند ؛ و ظاهرا این نظریه ( جایگزینی الفاظ قرآن با الفاظ هم معنی ) خطرناک ترین چیزی بود که قرآن را تهدید می کرد ؛ زیرا نص کلمات قرآن را با نظریات شخصی افراد در مورد معنی کلمات تغییر می داد . در این زمینه به کتاب ذیل مراجعه فرمایید : مباحث فی علوم القرآن لصبحی الصالح : ص ۱۰۷ .

مقصود از جمع آوری قرآن توسط امیر مومنان علی علیه السلام :

مقصود از اینکه می گویند امیر مومنان علی علیه السلام قرآن راجمع آوری نموده است آن است که : أنه کتبه عما کان عند النبی (ص) ، وأضاف إلیه التنزیل والتأویل ، کما فی الروایه: ما کان فی بیت النبی (ص) فأخذه علی (ع) بأمر الرسول حیث قال له  : یا علی هذا کتاب الله خذه إلیک ، فجمعه علی (ع)  فی ثوب ومضى إلى منزله ، فلما قبض النبی (ص) جلس علی فألفه کما أنزل الله ، وکان به عالما .

التمهید فی علوم القرآن : ج ۱ ص ۲۹۱ این روایت را از ابن شهرآشوب نقل می نماید .

او  آن را از روی آن چه در نزد رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) بود نوشته و شان نزول و معنای آیات را نیز در آن آورده است ؛ همانطور که در روایت آمده است که : آنچه در خانه رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) بود ، امیر مومنان به دستور ایشان جمع آوری نموده ، زیرا ایشان به حضرت فرمودند : ای علی کتاب خدا را بگیر ؛ پس علی آن را در لباس خویش گرفته و به منزل خود رفت ؛ وقتی که رسول خدا از دنیا رفتند حضرت نشسته و آن را طبق نزول رونویسی نمود و او بدین مطالب آگاهی داشت .

یعنی او در واقع اولین تفسیر کتاب خدا را نگاشت و علاوه بر متن قرآن ( طبق ترتیب نزول) هرچه در مورد این آیات بود در آن آورد ؛ زیرا ایشان از سایرین به این مطلب آگاه تر بودند .

همانطور که از کلبی نقل شده است که گفت :

لما توفی رسول الله (ص) قعد علی بن أبی طالب فی بیته فجمعه على ترتیب نزوله ، ولو وجد مصحفه لکان فیه علم کبیر .

التمهید فی علوم القرآن : ج ۱ ص ۲۹۰ این مطلب را در  التسهیل لعلوم التنزیل از وی نقل نموده است  .

وقتی رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) از دنیا رفتند ، علی بن ابی طالب (علیه السلام) در خانه خود نوشته و قرآن را طبق ترتیب نزول گرد آوری نمود ؛ و اگر این کتاب یافت شود در آن علم فراوانی خواهد بود .

و از محمد بن سیرین نقل شده است که گفت : ولو أصیب ذلک الکتاب لکان فیه العلم . تاریخ الخلفاء للسیوطی : ص ۱۸۵ .

اگر به این کتاب دست یابیم در آن علم را خواهیم یافت .

و خلاصه کلام آنکه :

منافاتی بین قول به اینکه قرآن در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم جمع آوری شده است بااینکه امیر مومنان و باب علم ایشان آن را گرد اوری کرده است و در آن مهمترین نکات و ظرایف تفسیری را آورده است نمی باشد .

البته علت اینکه حضرت قرآن را طبق ترتیب نزول در کتاب خویش آوردند آن است که بدین ترتیب ناسخ و منسوخ و مطلق ومقید آن به خوبی مشخص می گردید .

وجه جمع بین تمامی روایات آن است که بگویین : قرآنی که در دست ماست در همان زمان رسول خدا و به دست صحابه در مقابل دیدگان ایشان بر روی کاغذ ها گردآوری شده است و بدین گونه نبوده است که عده ای بعد از رحلت رسول گرامی اسلام آن را از سینه های مهاجر و انصار جمع آوری بنمایند ؛ و بعد از رحلت رسول خدا چون قرآن ایشان در دست امیر مومنان بود و لذا ابو بکر نمی توانست آن را به چنگ آورد ، لذا دستور داد تا قرآن را از روی مصحف های سایر نویسندگان وحی ( که در زمان رسول خدا آن ها را جمع آوری نموده و به رسول خدا نشان داده بودند ) رونویسی کرده به صورت یک کتاب در آورند ؛ زیرا تا آن موقع ، قرآن با وجود کامل بودن به صورت ورقه های جدا جدا بود و همه ورقه ها را در یک پارچه جمع آوری می نمودند ؛ اما وی دستور داد تا آن را به صورت یک کتاب در آوردند ؛ و نیز در مورد جمع قرآن در زمان عثمان باید گفت که مقصود آن است که وی دستور داد تا تمامی مردم قرآن را به یک ترتیب و یک لهجه بخوانند .

انتهای پیام/

https://telegram.me/empireoflies

۱ دیدگاه

  1. سلام شکی در بی دینی و بد دینی مسعولین بیشتر شبکه های ماهواره ای نیست اما چرا ما خودمون بهانه سازی می کنیم و زمانی که این سوتی ها توی شبکه هاشون پخش میشه متاسفانه لال میشیم
    مثلا توی قضیه فیلم مجلس (رسوایی لاریجانی) تمام شبکه های ماهواره ای اومدن فیلم پخش کردن ولی ما چی ؟؟؟؟؟؟؟
    یا تزاهرات مرغ بهتر خودمون درست کنیم تا اینکه چشم مون به مردم باشه تا خودشون درست کنن.
    یا الله .
    ۱۵/۲/۱۳۹۳

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme