https://telegram.me/empireoflies

وقتی سلطنت‌طلب‌ها خیانت رژیم پهلوی را نمی‌بینند!

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: گروه‌های ضدانقلاب و سلطنت‌طلب این روزها در وضعیت بسیار بدی قرار دارند و با هر شیوه‌ای به دنبال اعلام وجود هستند.

امروزه وضعیت اسفناک گروه‌های ضدانقلاب و به ویژه سلطنت‌طلب‌ها به جایی رسیده که تنها به نشان دادن پرچم رژیم منحوس پهلوی در مکان‌های عمومی خارج از ایران نیز راضی هستند و این عمل را پیروزی بزرگی برای خود می‌دانند.

نژادپرستی و ناسیونالیست افراطی نیز از دیگر ویژگی‌های سلطنت‌طلب‌های خارج‌نشین است. سلطنت‌طلب‌ها همواره نسبت به عرب‌ها خوی نژادپرستی داشته‌اند؛ البته نه تنها به دلیل مسائل نژادی که بلکه بیشتر به سبب اینکه دین مبین اسلام از سرزمین حجاز و از بین اعراب ظهور کرد.

سلطنت‌طلب‌ها که خود را دشمن اسلام می‌دانند و به هر شیوه‌ای می‌خواهند به اسلام ضربه بزنند، همواره تلاش می‌کنند تا اسلام را به عنوان دین اعراب معرفی می‌کنند و با دشمنی ظاهری با اعراب در واقع به دشمنی با دین مبین اسلام بپردازند.

«امید شریفی دانا» ضدانقلاب سلطنت‌طلب مقیم استکهلم که در موسسه‌ای فیلم‌سازی ضداسلامی‌در این شهر فعالیت می‌کند، با دست‌مایه قرار دادن مسابقات فوتبال جام ملت‌های آسیا در استرالیا پس از پیروزی تیم ملی فوتبال ایران برابر تیم امارات در صفحه فیسبوک خود نوشت: “ﺑﺮﺩﻥ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻋﺮب‌ها ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻟﺬﺕ ﺑﺨﺸﻪ اﻣﺎ وقتی ﺳﻪ ﺑﺮﺩ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﻢ اﺯ ﻋﺮﺑﻬﺎیی ﻛﻪ ﺑﺎ ﺯﺩﻭﺑﻨﺪ اﻧﮕﻠﻴﺲ ﻛﺸﻮﺭک ﺟﻌﻠﻲ می‌سازند ﻟﺬﺕ ﺑﺨﺶ‌ﺗﺮ ﻣﻴﺸﻮﺩ. اﻳﻦ ﺳﻪ ﺑﺮﺩ ﺁﺭاﻣﺒﺨﺶ ﺩﺭ ﺑﺮاﺑﺮ ﻛﺸﻮﺭک‌ﻫﺎی جعلی ﻋﺮبی ﮔﻮاﺭای ﻭﺟﻮﺩ اﻳﺮاﻧﻴﺎﻥ ﻧﮋاﺩﻩ ﺑﺎﺩ.”

تصویر از صفحه فیسبوک «امید دانا»

تصویر از صفحه فیسبوک «امید دانا»

این ضدانقلاب سلطنت‌طلب که از فتنه‌گران سال ۸۸ نیز بود، کشورهایی مانند امارات، قطر و بحرین را جعلی می‌نامد، اما مانند دیگر سلطنت‌طلب‌ها و حامیان رژیم منقرض‌شده پهلوی، همواره خیانت سردمداران این رژیم در جدا شدن مناطقی مانند بحرین از ایران را نادیده می‌گیرد و حتی کلمه‌ای درباره این موضوع غیرقابل انکار تاریخی نمی‌گوید.

حقیقت این است که محمدرضا پهلوی که فردی بی‌عرضه و دست‌پرورده انگلیسی‌ها بود، برای حفظ قدرت خود جزیره بحرین را به انگلیسی‌ها سپرد و با جدایی این منطقه از ایران موافقت کرد.

حتی کار به جایی کشید که در سال ۱۳۴۹ برخی افراد معترض به این خیانت شاه به زندان افتادند، اما سلطنت‌طلب‌های امروز که خود را مرید خاندان پهلوی می‌دانند در برابر این حقیقت تاریخی، که لکه ننگی در دفتر سیاه عملکرد رژیم پهلوی است، سکوت می‌کنند.

در ذیل حقایق تاریخی غیرقابل انکاری از خیانت رژیم پهلوی در موضوع جدایی بحرین از ایران آمده است که همواره توسط سلطنت‌طلب‌هایی مانند «امید دانا» سانسور می‌شود:

حضور استعمار پیر انگلیس در خلیج فارس و ایجاد زمینه های جدایی بحرین:

در اوایل قرن شانزده میلادی با هجوم استعمار پرتغال به منطقه اقیانوس هند و خلیج فارس (‌ ۱۵۰۶میلادی)،‌ بسیاری از نقاط استراتژیک منطقه، از جمله جزیره هرمز و مجمع‌الجزایر بحرین نیز در ۱۵۲۲میلادی به تصرف و اشغال استعمارگران در آمد. پس از گذشت حدود یک قرن شاه‌عباس در سال ۱۶۰۲ با لشکرکشی به بحرین آنجا را از تصرف اشغالگران خارجی آزاد کرد. پس از آن ‌مجمع الجزایر بحرین مدت ۱۸۰ سال در اختیار و تحت نظر کامل حکومت ایران بود. در دوران قاجار اگرچه ایران مالک رسمی این سرزمین محسوب می شد اما با حکومت آل خلیفه بر بحرین، به تدریج زمینه سلطه انگلیس بر این منطقه مهیا شد.

در سال ۱۷۸۳ «شیخ احمد بن خلیفه» ‌ از خاندان “‌خلیفه”‌ که از منطقه نجد در مرکز عربستان به کویت مهاجرت کرده بود، به این سرزمین حمله کرده و پس از شکست سربازان ایرانی بر آن استیلا یافت. از آن پس،‌ حکومت بحرین با حمایت همه جانبه سیاسی – استعماری انگلستان در اختیار اعضای خاندان “‌خلیفه”‌ ‌ قرار گرفت. در دوره انحطاط قاجاریه، دولت انگلستان از ضعف دولت مرکزی استفاده کرد و به موجب قراردادهایی که در سال های ۱۸۲۰، ۱۸۶۱، ۱۸۸۰ و ۱۸۹۲ با بحرین منعقد کرد، به تدریج بر نفوذ خود در آن سرزمین افزود و بعدها مدعی شد که از زمان قرارداد ۱۸۲۰ دولت انگلستان شیخ بحرین را مستقل می شناخته است.

مصادره بحرین به نفع اعراب :

از اوت ۱۹۴۱ تا اوایل ۱۹۵۶ هیچ اقدام اساسی از طرف حکومت ایران به منظور اعاده حاکمیت کشور بر بحرین به عمل نیامد و تنها مطبوعات کشور هر از چندگاهی به مسئولین مملکتی موضوع تعیین تکلیف بحرین و احقاق حقوق ایران را یادآوری می کردند تا آنکه در سال ۱۹۵۶ حوادثی در بحرین اتفاق افتاد که منجر به اعلام وضع غیر عادی و دستگیری تعداد زیادی از ایرانیان مقیم این کشور گردید.

حکومت ایران در برابر این تحولات بلافاصله واکنش نشان داد و وزیر خارجه وقت ایران در آوریل ۱۹۷۶ طی یک مصاحبه مطبوعاتی حاکمیت ایران بر بحرین را از ابعاد مختلف حقوقی و تاریخی مورد تایید قرار داد. هیات دولت نیز در نوامبر ۱۹۵۷ لایحه تقسیمات جدید کشوری را که به موجب آن بحرین استان چهاردهم ایران محسوب می شد را در حضور شاه به تصویب رساند.

اتحاد جماهیر شوروی اعلان حاکمیت ایران بر بحرین را مورد تایید رسمی قرار داد اما انگلستان این موضع ایران را رد کرده و بر استقلال بحرین تحت حمایت خود تاکید کرد. موضع انگلستان در کشورهای عرب با استقبال روبرو شد، به نحوی که بلافاصله اتحادیه عرب بر علیه ایران موضع گیری کرد. حکومت ایران نیز پس از آن به تدریج آنچنان در موضع تدافعی قرار گرفت که حداقل مسئله بحرین را برای مدت ۱۰ سال مسکوت باقی گذاشت.

در سال های ۱۹۶۵-۱۹۶۴ فعالیت های انقلابی اعراب در خلیج فارس شدت گرفت. در نوامبر ۱۹۶۷، نیروهای انگلیسی به دنبال جنگ‌های داخلی یمن از بندر استراتژیک عدن (نزدیک باب المندب و ابتدای جنوبی دریای سرخ)‌ خارج شدند و به‌دنبال آن، ‌جمهوری دموکراتیک خلق یمن ‌ (یمن‌جنوبی)‌ به‌عنوان یک کشور سوسیالیستی افراطی شکل گرفت.

این کشور به‌زودی حامی جنبش‌های انقلابی و چپ‌گرای منطقه شد و در این راستا با ایران و نیز کشورهای میانه‌رو ( و غربگرای ) عرب به‌عنوان کشورهای مرتجع شروع به مقابله و مخالفت کرد. انگلستان پس از خروج از عدن (‌یمن جنوبی)‌، ‌نیروهایش را به بحرین منتقل کرد و بدین ترتیب پس از عدن، ‌مجمع الجزایر بحرین به‌عنوان پایگاه مهم انگلستان در شرق سوئز و خلیج‌فارس مطرح شد.

مدتی بعد در ژانویه ۱۹۶۸، ‌پس از اینکه انگلستان اعلام کرد که نیروهایش را تا پایان سال ۱۹۷۱ از شرق سوئز خارج خواهد کرد، دولت ایران از این تصمیم استقبال کرد و اعلام کرد که از حق حاکمیت خود بر بحرین منصرف نشده است. سپس ،‌ با طراحی و هدایت انگلستان قرار شد فدراسیونی متشکل از نه شیخ نشین جنوب خلیج فارس در قالب یک کشور واحد پس از خروج نیروهای انگلیسی از منطقه تشکیل شود.

شیخ بحرین با ابراز ناخشنودی از مسأله خروج آتی نیروهای انگلیسی ‌و ادعای مالکیت ایران بر بحرین آن را یک مشکل امنیتی برای آینده مجمع الجزایر دانست و راه حل این مشکل را در پیوستن بحرین به فدراسیون یاد شده دانست، اما این مسئله با وجود ادعای حاکمیت ایران بر بحرین حل نشدنی به نظر می رسید.

طرح مجدد مساله بحرین و تشکیل فدراسیون عربی، فرصت مناسبی برای ایران فراهم آورد تا به منظور استقرار نیروهای خود در سه جزیره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک با انگلستان وارد معامله شود. استراتژی شاه مبنی بر عدم پذیرش یک فدراسیون عربی به مثابه امتیازی برای مذاکره و چانه زنی در مورد بحرین و سایر جزایر مورد ادعای ایران در خلیج فارس محسوب می شد.

سرانجام تلاش ایران به جلب دوستی با کشورهای عربی خلیج فارس که با سفر شاه به عربستان و کویت انجام گرفت از یک سو و وسوسه های انگلستان در مورد معامله ای بهتر با ایران در رابطه با جزایر سه گانه از سوی دیگر، و فشارهای سیاسی ایالات متحده به ایران برای حل و فصل هر چه سریعتر اختلافات، باعث شدند که محمدرضا شاه به طور غیر منتظره از ادعای دیرین ایران نسبت به بحرین صرفنظر نماید.

مذاکرات جدایی بحرین به‌طور آشکار و پنهان میان ایران، ‌انگلستان، ‌عربستان سعودی و آمریکا انجام ‌شد. جدا از سیاست‌های استعماری انگلستان، حمایت عربستان سعودی (‌به‌عنوان کشور عرب با نفوذ منطقه)‌از خواسته‌ها و آمال شیخ بحرین و نیز مرز آب‌های سرزمینی و فلات قاره دو ایران و عربستان، موضوع مهمی بود که به تضاد منافع دو کشور انجامید به‌طوری که شاه برنامه دیدار رسمی خود از عربستان سعودی را در اوایل سال ۱۹۶۸ به تعویق انداخت. بالاخره با مذاکرات طرفین نخستین قدم قابل توجه در حل اختلافات دیرین دو کشور بر سر مرز فلات قاره و مالکیت جزایر فارسی و عربی در تاریخ ۲۴ اکتبر ۱۹۶۸ با امضای یک موافقت‌نامه برداشته شد و باعث شد ایران در مورد مسئله بحرین کوتاه آمده و عقب نشینی سیاسی کند.

در آن شرایط، حکومت ایران حفظ بحرین با توسل به شیوه‌های نظامی را در توان خود نمی‌دید. دولت شاه از عکس العمل انگلستان به‌عنوان یک قدرت بزرگ استعماری واهمه داشت، ضمن اینکه این کار تمام کشورهای عربی را (‌اعم از تندرو و محافظه کار )‌ علیه ایران متحد و هم پیمان می‌ساخت. این در حالی بود که ایران در آن دوران درگیری‌های ارضی و مرزی و سیاسی گسترده‌ای با عراق داشت. از طرف دیگر شاه می ترسید که اقدام نظامی ایران سازمان ملل متحد را علیه ایران وارد عرصه کند.

بنابراین شاه با توجه با سازش‌های پنهانی انجام شده و شرایط زمانی، راه حل سیاسی را برگزید. شاه در ‌اوایل ۱۹۷۰ در مصاحبه‌ای خواستار حل مسئله بحرین از طریق کسب نظر مردم آن به وسیله سازمان ملل متحد شد. بالاخره پیشنهاد رسمی شاه از طریق گفت‌وگوهای بعدی ایران با انگلستان و دبیرکل سازمان ملل در اوایل سال ۱۹۷۰ به نتیجه نهایی رسید و ایران در تاریخ ۹ مارس ۱۹۷۰ ‌رسما خواستار همکاری دبیرکل سازمان ملل برای استعلام نظر واقعی مردم بحرین از طریق انتصاب یک نماینده ویژه شد.

ارجاع موضوع انتزاع بحرین به سازمان ملل و نقش انگلستان در استقلال بحرین

انگلستان در تاریخ ۲۰ مارس موافقت رسمی خود را با انجام پیشنهاد دولت ایران به اوتانت، دبیرکل سازمان ملل اعلام کرد. وی نیز در همان روز پس از مشورت با نمایندگان ایران و انگلستان اعلام کرد که “ویتوریو وینتسپیر گیچیاردی” معاون دبیرکل و مدیرکل دفتر اروپای سازمان ملل در ژنو را به ‌عنوان نماینده ویژه خود در کسب آرای‌مردم بحرین منصوب کرده است ضمنا وی از ایران و انگلستان برای انجام مسئولیت خود در ابراز نظر و تصمیم‌گیری نهایی در مورد حل مسئله بحرین، اختیار تام گرفت.

نماینده ویژه دبیرکل در امور بحرین، در رأس یک هیئت ۵ نفری عازم آن جزیره شد و از ۲۹ مارس تا ۱۸ آوریل ۱۹۷۰ به‌نظر خواهی گزینشی و گفت‌وگو با گروه‌های منتخب سیاسی – اجتماعی بحرین پرداخت. سازمان ملل سه گزینه را برای این نظرسنجی مطرح کرد: ۱- باقی ماندن تحت حاکمیت ایران؛ ۲- باقی ماندن در تحت الحمایگی انگلستان؛۳ -استقلال بحرین.

برخلاف ادعای برخی منابع خارجی مبنی بر مراجعه به آرای‌ عمومی از طریق ‌رفراندوم یا انتخابات عمومی، ‌این امر صحت ندارد، بلکه به همان روش محدود گزینشی بسنده شد. به این معنا که نه یکایک مردم بلکه فقط روسای قبیله ها و شیخ های بحرینی مورد سوال قرار گرفتند. پس از آن‌ گیچیاردی داده‌ها و نتایج کسب شده را در گزارشی به دبیرکل تسلیم کرد تا براساس آن تصمیم نهایی درباره سرنوشت بحرین اتخاذ شود.

در گزارش گیچاردی آمده بود که “هیئت اعزامی دریافتند که مردم بحرین پیشنهاد و درخواست ایران و انگلستان برای نظرخواهی و مساعی جمیله سازمان ملل را در این راه مورد ستایش و تقدیر قرار دادند، هیچ‌گونه تلخکامی و خصومتی از سوی مردم بحرین نسبت به ایرانی‌ها مشاهده نشد و اظهار امیدواری شده که مالکیت ‌ ایران بر بحرین یکباره و برای همیشه کنار رود.

مردم بحرین خواهان یک کشور مستقل و با حاکمیت کامل سیاسی هستند و اکثریت تام مردم احساس می‌کنند که بحرین یک کشور عربی است.  رئیس هیئت اعزامی، ‌گزارش خود را با این نتیجه‌گیری به پایان رسانده بود که کسب نظر و مشورت‌های وی در بحرین او را متقاعد کرده است که اکثریت مردم بحرین خواهان شناسایی هویتشان در یک کشور کاملا مستقل و دارای حق حاکمیت و آزاد برای ایجاد روابط با سایر کشورها هستند‌”.

در طی سفر گیچاردی دو باشگاه فرهنگی ایرانی فعال در بحرین با نام های «نادر» و «فردوسی» تعطیل و شمار زیادی از مردم آن جزیره که هوادار ایران باقی مانده بودند کشته یا زندانی شدند و جو خفقان و ترس بر منطقه حاکم شد. بر این اساس به دلیل اینکه گیچاردی تنها با تنی چند از گردانندگان حکومتی به شیوه ای از پیش تعیین شده دیدار کرده و نظراتشان را به عنوان « نتیجه همه پرسی» اعلام کرده بود مشخص است که از لحاظ حقوق بین الملل و حقوق سیاسی مسئله استقلال بحرین به علت مراجعه نکردن به رای یکایک مردم و برگزار نکردن « همه پرسی کامل» از مشروعیت و وجاهت قانونی برخوردار نبوده است.گزارش یاد شده از سوی دبیر کل به شورای امنیت ارجاع شد و شورای امنیت نیز با استناد به نتیجه‌گیری نهایی گزارش تدوین شده مفاد آن را راجع به استقلال بحرین و جدایی از خاک ایران در تاریخ ۳۰ آوریل ۱۹۷۰ مورد تأیید و تصویب قرار داد.

ایران نیز در ماه می همان سال برای شناسایی رسمی قطعنامه شورای امنیت در مورد استقلال بحرین اقدامات قانونی را انجام داد. هیئت دولت قطعنامه‌ شورای امنیت سازمان ملل را برای بررسی و تصویب درقالب لایحه به مجلس شورای ملی تقدیم کرد. این لایحه در چهاردهم می ۱۹۷۰ با ۱۸۷ رأی مثبت و ۴ رای منفی به تصویب مجلس شورای ملی رسید. تنها نمایندگان وابسته به حزب پان ایرانیست به رهبری محسن پزشکپور به این لایحه رای منفی دادند. مجلس سنا نیز در ۱۸ می آن را به اتفاق آرا تصویب کرد.

اعلامیه استقلال بحرین در تاریخ ۱۴ اوت ۱۹۷۱ منتشر شد. دولت ضعیف ایران تنها یک ساعت پس از استقلال بحرین آن را به رسمیت شناخت. یک روز بعد (‌۱۵ اوت )‌، ‌بحرین و انگلستان یک قرار داد دوستی ( با هدف مشورت در مواقع ضروری) با یکدیگر امضا کردند. بدین ترتیب، مسئله بحرین پس از یک قرن و نیم منازعه و کشمکش  به سرانجام رسید.‌ در واقع رژیم پهلوی در ازای دریافت امتیاز بازپس گیری جزایر ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی از حق حاکمیت خود بر جزیره مهم بحرین صرف‌نظر کرد.

انتهای پیام/

https://telegram.me/empireoflies

۱ دیدگاه

  1. مطالب خیلی کم و قلیل اند که اصلا با نام سایت تطابق ندارد امروز در شبکه های اجتماعی در دهه چهارم انقلاب و مشکلات اقتصادی موج هاهاموشی برای عقب گر به دروران شاه کاملا مشاهده میشه و جم و مقایسه و متون تحالیل گرایانه از شاه بسیار بسیار فراوانه لطفل بیشتر اسناد را و خیانه هارا بزارید متاسفانه خیلی این موج داره گسترش پیدا میکنه کانمملا مشهوده روزی یه الا چهار پیام کوتاه و تاثیرگزار برای من میاد که واقعا هر قشری و هر أستحکام فکریرو نابود میکنه یه کاری بکنید

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme