https://telegram.me/empireoflies

واگویه‎ای از ذلت محمد‌رضا پهلوی در BBC توسط یک سلطنت‎طلب

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: این روز ها که در سالمرگ شاهان پهلوی هستیم روایت های زیادی از زندگی و مرگ شاهان پهلوی در رسانه ها منتشر می شود که موافقان و مخالفان این دو نفر اسناد و دلایل خود را در تائید و رد این ها برای مخاطبان خود بازگو می کنند.

یک از افرادی که در دو دهه گذشته روایت های نایابی را از زندگی شاهان پهلوی نگاشته است عباس میلانی پژوهشگر تاریخ در دانشگاه استنفورد است که چند کتاب در خصوص محمد رضا پهلوی هم نوشته است.

وی به مناسبت مرگ شاه پهلوی مقاله ای طولانی در بی بی سی فارسی نوشته که خالی از لطف نیست . وی بر خلاف کتبی که در تمجید از محمد رضا پهلوی نوشته در این مقاله وی را فردی بی لیاقت و بر عرضه دانسته که بر خلاف پدرش اصلا جنم شاهی نداشت و به الاجبار به این سمت نشانده شد و در خاطرات خود هم همواره گفته که دلم می خواست رئیس یک اداره دولتی باشم. از صبح تا عصر کار کنم. بعد مدتی فراغت ورزش داشته باشم. بعد هم به منزل بروم و اندکی تلویزیون تماشا کنم و اول شب هم بخوابم!

میلانی که در میان پژوهشگران وی را عنصری سلطنت طلب و نزدیک به اشرف پهلوی می دانند در این نوشته می گوید که شاه اساسا انسانی مضطرب و ناتوان از مواجه با موقعیت های بحرانی بوده و در ده سال اول سلطنتش به گفته اسناد سفارت انگلیس و آمریکا حداقل پنج بار برای فرار از ایران اقدام کرده بود!

در قسمتی دیگر میلانی با اشاره به داستانی از  شکسپیر که در یکی از نمایشنامه هایش از سه نوع بزرگی در انسان ها سخن می گوید و اشاره می کند که برخی بزرگ زاده شدند برخی دیگر به همت خویش بزرگی را از آن خود می کنند و می طلبند گروه سومی هم هستند که بزرگی بر آنان تحمیل می شود می گوید که محمد رضا از نوع سوم بوده و هیچ گاه نتوانسته و نخواسته شاه ایران باشد و به اجبار روزگار در این جایگاه قرار گرفته است.

میلانی در مقاله انتقادی خود به محمد رضا پهلوی می گوید که زنان در عصر پهلوی بسیار بی منزلت بودند و این نتیجه نگاه شاه پهلوی به زنان بوده و هر چند در این مقطع ملکه به عنوان نائب السلطنه مطرح می شود ولی محمد رضای پهلوی اعتقاد داشت که زنان به درد هیچ کاری نمی خورند و حتی در آشپزی هم دستی توانا ندارند و بهترین آشپزهای دنیا کماکان مردانند.

میلانی در این نوشته دلیل و عامل اصلی ناتوانی شاه در حکومت خود را به نوع تربیت وی در ۷ سال کودکی وی می داند زمانی که رضا شاه با توجه به خوی نظامی گری خود در خانه خود رفتاری تحقیر آمیز با فرزندان خود داشت و از محبت کردن به آنها امتناع می کرد. وی در این زمینه می نویسد:”وقتی به زندگی پنج سال اول شاه می نگریم، می بینیم که حال و هوایی یکسره متفاوت از شکوه ملازم با سلطنت داشت. به همین خاطر بسیاری از کسانی که او را در این حالت دیده بودند، بعداً به دشواری بیشتری می توانستند او را در مقام شاه به جد بگیرند.” و همین نگاه باعث می شد شاه عقده حقارت از خود نشان دهد و نتواند دستگاه زیر مجموعه خود را به اوامرش اجبار کند و کسی اساسا برای وی تره خرد نمی کرد.

همچنین در این نوشته بارها تکرار شده است که رضا شاه از ناتوانی فرزندش در ادامه حکومت پهلوی بسیار نا امید بوده و ضمن یکی از سحبت هایی که با ولیعهد داشته و در کتاب بصیرتش در انسان شناسی می گوید که روزی از رضا شاه پرسیدم که مهم ترین آرزوی سیاسی او این روزها چیست؟ جواب پدر آماده بود. بدون تأخیر و تأمل گفت می خواهد چنان دستگاه دولتی ای مستقر کند که پس از خروج او از صحنه هم بتواند به کارش ادامه دهد.

این یعنی به لیاقت پسر بعد از خود اطمینان ندارد و در واقع شاه در کتاب خود معترف است که پدرم که انسان شناسی زبده و کاردان بود، مرا قادر به حفظ سلطنت نمی دانست.

میلانی در انتهای نوشته خود می گوید :”شاه بر آن بود که ایران را از دور باطل فقر و عقب ماندگی برهاند. او تجدد خواه بود، اما راهی کژ و نادرست را برای رسیدن به تجدد برگزیده بود”.

انتهای پیام/

 

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme