https://telegram.me/empireoflies

واقعیت های ماجرای میکونوس از زبان یک عنصر امنیتی

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: در ۱۷ سپتامبر سال ۱۹۹۲ ساعت ۱۱ شب دو مرد مسلح که ماسک بر چهره داشتند وارد یک رستوران یونانی به نام میکونوس در منطقه ویلمرسدورف برلین شدند و اتاق پشتی رستوران را با اسلحه اتوماتیک یوزی و لاما ـ اسپیشیال رولور به رگبار بسته و ۴ مرد از جمله صادق شرفکندی دبیر کل تبعیدی حزب دموکرات کردستان ایران را به قتل رساندند.

اتاق جلویی رستوران مملو از مشتریان عادی بود. اگرچه رستوران میکونوس اسمی یونانی داشت، در حقیقت یک رستوران تماماً ایرانی بود و تبدیل به پاتوق همیشگی چهره های ایرانی مخالف که به عنوان سازمان های چپ شناخته می شدند، گردیده بود. مالک رستوران عزیز غفوری عضو سابق سازمان فداییان خلق میزی بزرگ در اتاق عقبی برای گروهی از میهمانان قرار داده بود که در زمان رخ دادن حمله، دور میز در حال استراحت و بحث های سیاسی پیرامون ایران بودند.

صادق شرفکندی هدف اصلی حمله، به همراه برخی از اعضا و نمایندگان حزبش به دعوت حزب سوسیالیست آلمان در حال دیدار از آلمان بودند شرفکندی جانشین عبدالرحمن قاسملو شده بود که سه سال قبل در وین در شرایطی مشابه به قتل رسیده بود. سایر کشته شدگان عبارت بودند از فتاح عبدلی، از نمایندگان KDPI در اروپا، همایون اردلان نماینده حزب مزبور در آلمان، و نوری دهکردی مترجم. سایر اعضا گروه به شدت زخمی شده و صاحب رستوران خود بعداً در اثر جراحات وارده درگذشت.

شرفکندی کنار میز نشسته بود و بعد از تیر خوردن روی زمین افتاد. یکی از مهاجمان برای حصول اطمینان از مرگ وی، قبل از ترک صحنه یک تیر خلاص در مغز وی خالی کرده بود. پس از حادثه، رسانه های جمعی بلافاصله اتهام را متوجه مقامات ایران کردند و با هدف ایجاد ارتباط بین این واقعه و قتل قاسملو، سرویس امنیتی ایران را مجرم دانستند.

بعد از این ماجرا  دو تبعه لبنانی به نام های عباس رایل ۲۶ ساله و یوسف امین ۲۵ ساله و شخصی ایرانیبه نام  کاظم دارابی توسط سرویس امنیتی آلمان دستگیر شدند.سرویس اطلاعاتی آلمان و دپارتمان جنایی پس از اینکه پای دارابی به ماجرا کشیده شد، ادعا کردند که قاتلان برای حکومت ایران کار می کرده اند و دارابی را متهم کردند که مسوولیت سازماندهی قتل ها را بر عهده داشته است.

این پرونده نهایتا به حبس این افراد به زندان های طویل المدت منجر شد.اما این قتل ها که همواره در سال های پس از آن حوادث و چالش های زیادی را به دنبال داشت پشت پرده هایی دارد که یکی از نیرو های قدیمی سیستم امنیتی ایران سال گذشته در مصاحبه ای گوشه هایی از آن را برملا نمود.

وی می گوید در دهه ۶۰ اتحادیه میهنی کردستان عراق با ایران بر ضد صدام همکاری می کرد. احزاب کردی ایرانی هم با صدام همکاری می کردند. آقای قاسملو از طریق اتحادیه میهنی کردستان عراق تقاضا کرده بود که با مقامات مسئول جمهوری اسلامی ملاقات کند. یکبار هم ملاقات کرده بود. بار دوم در وین ملاقات کرد. سردار جعفری ( که الان رئیس دفتر آقای لاریجانی در مجلس است )  و یک فرد دیگر از طرف ایران رفتند که با قاسملو ملاقات کنند که قاسملو را متقاعد کنند که به ایران بازگردد و از اقدامات مسلحانه در کردستان دست بردارد. قاسملو هم پذیرفته بود. قرار بود جلسه ای برگزار شود. نمایندگان ایران رفتند تا با قاسملو ملاقات کنند. در این ملاقات آقای قاسملو و معاونش بودند.

ماجرا را در همین جا نگهدارید تا به موضوع دیگری اشاره کنم. آقای اوجالان رهبر پ ک ک ترکیه اعلام کرده بود که می خواهیم با دولت ترکیه آشتی و سازش کنیم. سه تا خانم که از اعضای کادر اصلی و مرکزی پ ک ک بودند و اسم یکی از انها هم سکینه جانسیز بود با این روند صلح با دولت ترکیه مخالف بودند. همه این ها در یک روز کشته شدند. چرا؟ چون مخالف جریان آشتی بودند.در مورد قاسملو هم جریان مخالف آشتی قاسملو با ایران ، در جلسه مذاکره ایشان را به قتل رساند. به سوی همه حاضران در جلسه شلیک کردند و همه را کشتند. در درجه اول هم به دنبال این بودند که قاسملو را به قتل برسانند.حتی سردار جعفری هم در این ماجرا به گردنش تیر خورد .

وی در ادامه این گفتگو به ادله ضد انقلاب در خصوص اتهامات ایران در این زمینه اشاره می کند و می گوید: ما با کشته شدن قاسملو چه مقدار نفع می بردیم و با زنده بودن او چه مقدار منتفع می شدیم؟ بعد از قتل قاسملو ترور در کردستان زیاد شد. گفتند جمهوری اسلامی قاسملو را کشته و انتقام گیری کردند. ما دنبال این بودیم که جلوی خونریزی و ناامنی در کردستان گرفته بشود. آنها قتل قاسملو را پیراهن عثمان کردند و ناامنی و خونریزی را تشدید کردند.وی می گوید قاسملو را مخالفان سازش کشتند.

می تواند کار اسراییلی ها باشد. می تواند کار صدام باشد. می تواند کار سازمان منافقین باشد. می تواند کار هم حزبی هایش باشد ، می تواند کار کشورهای دیگر هم باشد. به هر حال کار کسانی بود که از این سازش زیان می دیدند. بعد کشته شدن قاسملو آقای شرفکندی رهبر گروه شان شد. اینها در یک جا جمع شدند و صحبت کردند و نتیجه گرفتند که دوباره مذاکره با جمهوری اسلامی را ادامه بدهند. آنها در بحث های درونی شان متوجه شدند که قتل قاسملو کار جمهوری اسلامی نیست بلکه کار مخالفان جمهوری اسلامی و مخالفان سازش بوده است. اینها برای جلسه ای  در میکونوس جمع شده بودند که مجددا همه آنها به قتل رسیدند. چه کسی آنها را لو داد؟ پنج نفر آدمی که جزء کادر اصلی بودند و برای تشکلیل جلسه همه مسائل امنیتی و حفاظتی را رعایت می کنند، جلسه تشکیل داده بودند.

پنج نفر از اعضای کادر مرکزی حزب دموکرات کردستان تشکیل جلسه داده بودند برای این که تصمیم بگیرند دوباره با جمهوری اسلامی ملاقات کنند و این که در مذاکره با جمهوری اسلامی چه بگویند ، دوباره کشته می شوند. این کار چه کسانی می تواند باشد؟ آمدند جنجال میکونوس را راه انداختند و چیزی هم برای اثبات ادعایشان در این خصوص که ایران در آن ماجرا نقش داشته ، ندارند. حتی یک ایرانی را هم در آن اطراف دستگیر نشد. هیچ کس را نتوانستند در این رابطه دستگیر کنند. خب پس چطور شد؟ یعنی جمهوری اسلامی این قدر قوی است؟ مخالفان سازش با جمهوری اسلامی ایران این اقدام را مرتکب شدند. ما چقدر بعد از ماجرای قتل قاسملو و شرفکندی شهید دادیم. اصلا با محاسبه هزینه و فایده می ارزید که ما این قدر شهید بدهیم و کردستان ناامن تر بشود؟ ما می خواستیم که در کردستان شهید ندهیم و اوضاع آرام تر بشود. در جلسه مذاکره با قاسملو نماینده ما آقای جعفری ، سردار سپاه بود و به گردنش تیر خورد. ما سردار خودمان را هم می زدیم؟ متاسفانه در داخل هم بعضی ها بدشان نمی آید که وانمود کنند که وزارت اطلاعات این اقدام را انجام داده تا بگویند بله ما اینیم ، ما خیلی قدرتمند هستیم و می توانیم در خارج از کشور کارهای پیچیده و بزرگ انجام بدهیم. در حالی که واقعیت قتل قاسملو و سرفکندی همین چیزی است که من گفتم.

انتهای پیام/

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme