https://telegram.me/empireoflies
دولت اردن در سپتامبر ۱۹۷۰ فلسطینی ها را قتل عام کرد. بدنبال آن فلسطینی ها از اردن به لبنان رفتند.

هسته اولیه حماس چگونه شکل یافت؟

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: کشور فلسطین نیز از حضور جنبش های اسلامی بی بهره نبوده است. از جمله مهمترین جنبش های اسلام گرا در فلسطین جنبش مقاومت اسلامی ( حماس ) می باشد که در انتفاضه مردم فلسطین نقش قابل توجهی بر عهده دارد و از طریق بسیج مردم برای تظاهرات و انجام عملیات نظامی و استشهادی علیه اسرائیل مبارزه می کنند. لازم است پیش از پرداختن به جنبش اسلامی حماس، زمینه های اسلامگرایی در فلسطین مورد بررسی قرار گیرد.

زمینه های اسلام گرایی در فلسطین

زمینه های اسلام گرایی در فلسطین متعدد است. برخی از آنها کلی و به تمام جنبش های اسلامی مربوط هستند، اما بعضی دیگر ویژه جنبش های اسلام گرا در فلسطین هستند.

رشد جمعیت و افزایش نرخ بیکاری: جف هاینز عقیده دارد طی سال های نیمه دوم سده بیستم، در جهان سوم تغییراتی به وقوع پیوسته است که می توان ریشه های رشد اندیشه مذهبی را در آنها یافت. نخست، بروز بحران هویت در میان کسانی که از ۳۰ سال پیش تاکنون با صنعتی شدن جوامع خود، به شهرهای پر جمعیت مهاجرت کرده اند و با مشکلات روز افزون روبرو شده اند و دوم، سرخوردگی اقتصادی این جوامع. از دید وی، ناکامی های اقتصادی که عمدتاً با بازتاب های سیاسی همراه است، در آنها اثر می گذارد.

نرخ رشد جمعیت و میزان بیکاری در فلسطین بالاست و دلیل آن هم این می باشد که بیشترین درصد جمعیت در سن کار می باشند و این مسئله مشکل بیکاری را تشدید کرده است. جوانان بیکار که هیچگونه امیدی به بهبود وضعیت اقتصادی خود ندارند، جذب گروه های اسلام گرا می شوند. به نظر شیرین هانتر، اسلام گرایی در فلسطین، هم متأثر از ویژگی های ذاتی اسلام و هم ناشی از شرایط خاص اقتصادی است.

نا امیدی از مذاکرات صلح: سرسختی اسرائیل در مذاکرات صلح و سیاست های خشن و سرکوب گرانه آن، بسیاری از مردم فلسطین را به گروه های اسلام گرا نزدیک کرده است. این گروه ها بر این باورند که سازمان آزادیبخش فلسطین پس از امضای توافقنامه اسلو و پیروی از شیوه گفت و گو، مذاکره و معامله با دولت های پیاپی اسرائیل و دادن امتیاز به آنها، تنها توانسته است به اندکی از نتایج مورد نظر خود دست یابد. افزون بر اینکه حکومت خود گردان فلسطین در مذاکرات خود با دولت اسرائیل نخواهد توانست قدس شرقی را از اسرائیلی ها باز پس گیرد و آن را به عنوان پایتخت دولت فلسطین تعیین کند، همچنان که نمی تواند شهرک های اسرائیلی کرانه باختری و نوار غزه را نابود سازد و آوارگان فلسطینی را از حق بازگشت به سرزمین شان برخوردار کند. علاوه بر همه این ها، نخواهد توانست دولت فلسطینی مستقلی تشکیل دهد که از حق حاکمیت ملی برخوردار باشد، چه آنکه این دولت در صورت شکل گیری نیز از جنبه های مختلف زیر نفوذ و نظارت مستقیم یا غیر مستقیم اسرائیل خواهد بود.

نارضایتی از حکومت خود گردان: نارضایتی از حکومت خود گردان یکی دیگر از عواملی بوده که به رشد گروه های اسلام گرا کمک کرده است. این مسئله بیشتر مربوط به دوران یاسر عرفات می شود. فلسطینی ها معتقد بودند پیرامون عرفات را عناصر فاسد گرفته بودند که در صدد چنگ اندازی بر امتیازهای تجاری بودند. عرفات ۶۰ درصد از بودجه عمومی دولت را به دستگاه امنیتی و دیوان سالاری خود اختصاص داده بود. گفته می شد دارایی های عرفات در بانک های اروپا، آمریکا و اسرائیل ۷ تا ۸ میلیارد دلار بود.

از سوی دیگر تشکیلات خود گردان متهم شده بود که در مواردی حتی بدتر از سربازان اسرائیلی با مردم فلسطین رفتار می کند. ناراضیان و از جمله گروه های اسلام گرا به افزایش دستگیری های خود سرانه و شکنجه در زندان های فلسطینی اشاره می کردند. آنها می گفتند آزادی عقیده در فلسطین سرکوب می شد. بسیاری از مردم فلسطین از جریانات سیاسی کاملاً به دور مانده اند. آنها می گفتند عرفات هیچگونه انتقاد از تشکیلات حکومت خود گردان را برنمی تابید و آن را مستحق مجازات می دانست.

سرخوردگی از کشورهای عربی: یکی دیگر از دلایل رشد اسلام گرایی در فلسطین سرخوردگی از کشورهای عربی است. معمولاً فراموش می شود که کشورهای عربی دو ضربه سهمگین بر فلسطینی ها وارد کرده اند. نخست اینکه تعداد فلسطینی هایی که کشورهای عربی کشته اند، به مراتب بیشتر از تعدادی است که اسرائیل به قتل رسانده است. دوم اینکه دولت های عربی با اشغال اراضی فلسطین در ۱۹۴۹ آخرین ضربه را به شانس ایجاد یک کشور فلسطینی وارد کرده اند.

در مورد نخست باید گفت دولت های اردن، سوریه و لبنان از جمله کشورهایی هستند که بسیاری از فلسطینی ها را کشته یا آنها را از خاک خود بیرون رانده اند. دولت اردن در سپتامبر ۱۹۷۰ فلسطینی ها را قتل عام کرد. بدنبال آن فلسطینی ها از اردن به لبنان رفتند. در لبنان نیز وقایع اردن تکرار شد. در جنگ داخلی لبنان که در ۱۹۷۵ آغاز شد، شبه نظامیان مسیحی لبنان بسیاری از فلسطینی ها را کشتند.

در مورد دوم باید گفت دولت های عربی با اشغال سهم دولت فلسطین، عملاً مانع از ایجاد کشور فلسطین شدند. به موجب تقسیم فلسطین از سوی سازمان ملل، نوار غزه و ساحل غربی رود اردن سهم دولت فلسطین شد. اما به دنبال جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل ، مصر، کنترل نوار غزه را در اختیار گرفت. دولت اردن نیز ساحل غربی رود اردن را تصرف کرد و آن را در سال ۱۹۵۰ به خاک خود ملحق کرد. به این ترتیب از سهم دولت فلسطین، سرزمینی باقی نماند. این مسئله موجب خشم فلسطینی ها شد به گونه ای که وقتی عبدالله پادشاه اردن برای اقامه نماز به قدس رفته بود، فلسطینی ها وی را به قتل رساندند.

مذاکرات صلح اعراب و اسرائیل فلسطینی ها را به این نتیجه رسانده است که دولت های عربی هر کدام در صدد هستند مسایل سرزمینی خود را با اسرائیل حل کنند و در این میان مسئله فلسطین، یک موضوع حاشیه ای شده است. این موضوع سبب شده است فلسطینی ها احساس کنند دولت های عرب نمی توانند به آنها کمک جدی کنند. تمام دولت های عربی حتی آنها که از متحدان نزدیک آمریکا هستند، حرکات اسرائیل را محکوم و از انتفاضه مردم فلسطین حمایت می کنند، اما هیچ یک از آنها به رویا رویی مسلحانه با اسرائیل علاقه ای ندارند.

بیشتر کشورهای عربی هیچگونه تظاهرات و راهپیمایی های اعتراض آمیز را تحمل نمی کنند و اگر برخی از آنها اجازه اینگونه تظاهرات و راهپیمایی را علیه اسرائیل می دهند، قصد دارند از اعتراض های کنترل شده به عنوان سوپاپ اطمینانی استفاده کنند تا مشکلات داخلی خود را تحت الشعاع قرار دهند و نگاه ها را از عدم وجود مردم سالاری در کشورهایشان منحرف کنند.

به طور کلی، سرخوردگی فلسطینی ها از ناسیونالیسم عربی، در رشد گروه های اسلام گرا بی تأثیر نبوده است. وقتی در جریان مبارزه فلسطینی ها با اسرائیل، مردم دریافتند رهبرانشان از حل بحران عاجزند، به اسلام روی آوردند و از آن پس ماهیت مبارزه از ملیت گرایی و ناسیونالیسم عربی به اسلامی تبدیل شد.

اخراج نیروهای اسرائیل از جنوب لبنان: پیروزی حزب الله در وادار کردن اسرائیل به خروج از جنوب آن کشور نیز موجب رشد جنبش های اسلام گرا در فلسطین شده است. گروه های اسلام گرا در فلسطین معتقدند که همانگونه که لبنان توانست بر اسطوره شکست ناپذیری اسرائیل پیروز شود و به رغم ضعف و ناتوانی خود اشغالگران را بیرون کند، فلسطینی ها هم می توانند در صورت پیروی از شیوه لبنان و تکرار مقاومت در برابر اسرائیل، به رغم ضعف و ناتوانی خود، در نوار غزه و کناره باختری به پیروزی برسند.

جهانی شدن ارتباطات و فرهنگ غربی: جهانی شدن فرهنگ و تمدن غربی یکی از دلایل رشد اسلام گرایی است. بدون شک یکی از دلایل مهم احیاء دوباره اسلام واکنش در برابر غرب است. بازگشت به اسلام را می توان در حکم یک اعتراض فرهنگی قلمداد کرد. بنیادگرایان مسلمان از این بابت نگران هستند که مبادا فرهنگ غربی تهدیدی برای آنها به حساب آید. از این رو بر تفاوت میان مدرنیسم و غربی شدن جوامع خود تأکید می کنند.

همچنین رشد اسلام گرایی با بهبود امکانات و شرایط آموزشی در ارتباط است. اسلام گرایان از این امکانات بهره جسته اند. آنها توانسته اند از ماهواره و اینترنت برای نشر افکار خود، جذب طرفداران جدید، جلب افکار عمومی به مسئله فلسطین و مبارزه با اسرائیل استفاده کنند. اسلام گرایان با استفاده از اینترنت، جنگ جدیدی علیه اسرائیل به نام « اینترفاضه » به راه انداخته اند. با آغاز انتفاضه دوم، اسلام گرایان بسیاری از سایت های اسرائیلی را در شبکه اینترنت از کار انداخته و برای این کشور درد سر ایجاد کردند. جنگ الکترونیکی با انتفاضه دوم نمود بیشتری یافت. زیرا بسیاری از حامیان فلسطینی ها در شبکه اینترنت باور داشتند جنگ الکترونیکی یکی از راه های مقابله با دشمن در مسیر متقاعد کردن افکار عمومی جهانیان به حقانیت مردم فلسطین است. به ویژه که این جنگ هزینه چندانی ندارد.

جنبش مقاومت اسلامی ( حماس )

در پی یک سلسله نشست هایی که شیخ احمد یاسین یکی از رهبران اخوان المسلمین در ماه دسامبر ۱۹۸۷ در غزه برگزار کرد، جنبش مقاومت اسلامی ( حماس ) تأسیس شد. شیخ احمد یاسین و دیگر بنیان گذاران این جنبش در آن هنگام سعی داشتند با پایه گذاری آن به حوادثی که در کرانه باختری رود اردن روی می داد، واکنش نشان دهند. این حوادث، بعدها به انتفاضه شهرت یافت. شیخ احمد یاسین و دیگر رهبران جنبش از این بیم داشتند که آن دسته از جوانان فلسطینی خارج از جنبش اسلامی، سکان دار کشتی قیام مردمی شوند و نیروهای ملی گرا و لائیک سازمان آزادی بخش فلسطین بر این جنبش تسلط یابند.

با گسترش موج انتفاضه، فعالیت جنبش حماس نیز گسترده تر شد. در نتیجه نیروهای اسرائیلی شیخ احمد یاسین را دستگیر کردند. اما نه تنها از فعالیت های جنبش کاسته نشد، بلکه با تشکیل گردان های نظامی عزالدین قسام در مسیر نظامی تر گام بر داشت. این گردان هم اسرائیلی ها و هم فلسطینی های متهم به همکاری و همراهی با اسرائیل را نشانه گرفتند.

جنبش حماس به ویژه در نوار غزه از بالاترین سطح سازمان دهی در منطقه بر خوردار است. میزان تحصیلات افراد آن نیز در این منطقه از سایر مناطق بیشتر است. این افراد به کامپیوتر و ویدئو دسترسی دارند و از آن استفاده می کنند.

حماس آمیزه ای از فعالیت های اجتماعی با اقدامات سیاسی- نظامی است. رشد فعالیت های حماس مسأله تقسیم ایدئولوژی و استراتژی را داخل جنبش بوجود آورده است. در حالی که شاخه نظامی آن ( عزالدین قسام ) حملات خشونت باری داخل اسرائیل سازمان می داد، رهبری سیاسی آن مایل بود در قالب یک حزب سیاسی فعالیت کند. اقدامات نظامی حماس سبب شد اسرائیل و عرفات، هر دو حماس را همپایه تروریسم ارزیابی کنند.

مواضع حماس نسبت به مذاکرات صلح، حکومت خود گردان و دولت اسرائیل بعضاً مبهم و متناقض است. شیخ احمد یاسین رهبر حماس گفته بود حماس وارد مذاکره با اسرائیل نمی شود زیرا این رژیم را به رسمیت نمی شناسد. وی همچنین مذاکرات مقامات فلسطینی با اسرائیل را رد کرده و گفته بود این مذکراه به صلح پایدار منجر نخواهد شد.به گفته وی انتفاضه تا آزادی سرزمین های اشغالی ادامه خواهد داشت. اما روشن نمی کرد که منظور از اراضی اشغالی بازگشت به قبل از ۱۹۴۸ است یا بعد از ۱۹۶۷٫

به دنبال خروج نیروهای اسرائیلی از نوار غزه و کرانه باختری در سال ۲۰۰۶، انتخابات پارلمان فلسطین در همین سال برگزار شد. در این انتخابات حماس توانست اکثریت کرسی های پارلمان را به دست آورد و در نتیجه اسماعیل هنیه به عنوان نخست وزیر فلسطین انتخاب شد. محمود عباس رئیس حکومت خود گردان فلسطین از وی درخواست نمود تا یک دولت وحدت ملی تشکیل دهد. اما طرح تشکیل دولت وحدت ملی به شکست انجامید زیرا محمود عباس اعلام کرد که دولت وحدت ملی باید توافق نامه هایی را که با اسرائیل امضاء شده بپذیرد. اما حماس با این مسئله مخالفت نمود که قصد شناسایی اسرائیل را ندارد. بدنبال آن درگیری میان نیروهای وفادار به حماس با نیروهای وفادار به جنبش فتح آغاز شد و متعاقب آن حماس کنترل کامل نوار غزه را در دست گرفت.

اکنون و با گذشت قریب به یک دهه از آن حوادث، جنبش حماس استیلای خود بر غزه را تداوم بخشیده و در خلال این سال ها سه مرتبه به رویارویی نظامی با اسرائیل پرداخته، با این حال هم چنان بر مواضع خویش مبنی بر آزادسازی فلسطین و مقابله با دشمن صهیونیستی تاکید می ورزد.

انتهای پیام/فرهنگ نیوز

دولت اردن در سپتامبر ۱۹۷۰ فلسطینی ها را قتل عام کرد. بدنبال آن فلسطینی ها از اردن به لبنان رفتند.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme