https://telegram.me/empireoflies
جنگ ۳۳ روزه با ویژگیهای مطرح شده، جایگاه حزب الله را در موازنه جدید منطقه خاورمیانه، تثبیت کرد.

هزینه‌های جنگ ۳۳ روزه برای اسرائیل

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: جولای سال ۲۰۰۶ بود که که رژیم صهیونیستی به بهانه آزادی دو نظامی خود، حملات همه جانبه و گسترده ای را از زمین هوا و دریا به خاک لبنان آغاز کرد که این حمله به جنگ سی و سه روزه معروف شد.

جنگ اسرائیل علیه لبنان که در اسرائیل به جنگ دوم لبنان و در لبنان به جنگ ژوئیه یا جنگ تموز معروف است، نبردی ۳۳ یا ۳۴ روز بین ارتش اسرائیل و حزب‌الله لبنان بود که دامنه آن شمال اسرائیل و سراسر لبنان را دربرگرفت.

اهداف اسرائیل از جنگ ۳۳ روزه

رژیم صهیونیستی این جنگ را با اهداف نظامی و امنیتی با امید به پیروزی آغاز کرد و علی رغم اعتماد بیش از حد رهبران اسرائیلی به فناوری های تاکتیکی و نظامی خود که همواره به کمکهای مالی و تسلیحاتی غرب و به ویژه آمریکا متکی بوده، رژیم اسراییل نتوانست  اهداف خود را پیاده ساخته و به پیروزی برسد کمااینکه راهبردهای های بمباران های هوایی زیر ساخت های لبنان و نیروهای حزب الله که از ابتدا مد نظر اسراییل بود نیز هرگز عملیاتی نشد و این جنگ با قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل در تاریخ ۱۴ اوت ۲۰۰۶ پایان یافت.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر” (Human Rights Watch)، یک ماه پس از صدور قطعنامه ۱۷۰۱، جنایات جنگی رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳ روزه و هدف قرار دادن شهرها و مناطق مسکونی را تأیید کرد.

بر اساس این قطعنامه، نیروهای لبنانی و نیروهای حافظ صلح سازمان ملل- یونیفل- در جنوب لبنان استقرار یافته و ارتش اسراییل از مناطق اشغالی عقب نشینی کرده و نیروهای بین‌المللی از ۲ هزار به ۱۵ هزار نفر افزایش یافت. از نکات دیگر این قطعنامه، خلع سلاح حزب الله بر اساس قطعنامه ۱۵۵۹ بود و اینکه ارتش لبنان، مسئولیت کنترل نوار مرزی را عهده‌دار شود.

“کنوانسیون منع استفاده از سلاح‌های قراردادی” (CCW) نیز استفاده غیرقانونی ارتش رژیم صهیونیستی از بمب‌های فسفری و بمب‌های خوشه‌ای بر شهرها و روستاها را آن هم پس از توافق این رژیم با قطعنامه آتش‌بس تأیید کرد.

هزینه های جنگ ۳۳ روزه برای اسرائیل

برخلاف آنچه که اتاق فکرهای کاخ سفید پیش‌بینی کرده بودند، نیروی هوایی اسرائیل، در طول این جنگ حتی یک بمباران نتیجه‌بخش نداشت و برای ایجاد فشار و قتل‌عام غیرنظامیان، تنها به انهدام زیرساخت‌های شهرهای لبنان اقدام می‌کرد. در مقابل، نیروهای حزب‌الله با کنترل دامنه جنگ به‌کارگیری مرحله‌ای موشک‌های دوربرد خود موفق شدند صدمات زیادی را در بعد سیاسی و نظامی به اسرائیل وارد کنند.

این جنگ هزینه‌های سنگینی برای اسراییل به دنبال داشت به گونه ای که  ۳۳۰ هزار اسراییلی بی‌خانمان شدند. بندر حیفا بارها مورد هدف موشک‌های لبنانی قرار گرفت تا جایی که ۲۲۰۰ موشک حزب الله به شمال فلسطین اشغالی اصابت کرد و ناوچه‌های ارتش اسراییل در ساحل صور بارها مورد هدف موشکهای حزب الله قرار گرفت.

صرف نظر از هزینه‌های مالی و انسانی، جنگ سی و سه روزه هزینه‌های سنگین دیگری هم خصوصاً به لحاظ ابعاد روانی و تبلیغاتی برای اسراییل در پی داشت. تلاش برای کشتن سید حسن نصرالله و سایر رهبران حزب الله به منظور کاهش اعتماد به نفس نیروهای لبنانی، تلاش برای برتری نهایی فناوری نظامی اسراییل و وارد کردن فشار سیاسی، بخشی از تاکتیک‌هایی بود که اسراییل در کنار راهبرد نظامی از آنها استفاده نمود ولی همگی با شکست مواجه شدند.

این شکست، بر دکترین دفاعی- امنیتی اسراییل ضربه سنگینی وارد کرد و ضعف‌های این رژیم را آشکار ساخت.

آنچه در این میان بیش از سایر موارد قابل اهمیت بوده بر این اساس است که جنگ سی و سه روزه به واسطه ویژگی هایی که داشت، جایگاه حزب الله را در موازنه جدید منطقه، بارزتر کرد و نشان داد که طرح دمکراتیزه سازی خاورمیانه در چارچوبی که آمریکا ترسیم کرده، محلی از اعراب ندارد.

این جایگاه، مدیون تاکتیک‌ها و شیوه‌های مبارزاتی است که حزب الله پیش روی گرفت. جنگ در شرایطی آغاز شد که حزب الله ، ۳ تا ۵ هزار نیرو در اختیار داشت و از سوی هیچ ارتش عربی حمایت نمی‌شد و این امر بیش از هر چیز، حاکی از اهمیت نقش مقاومت و جایگاه آن در میان مردم و انسجام درونی مقاومت است.

اسرائیل از طریق این جنگ در صدد نابود کردن مقاومت در ابعاد نظامی، اجتماعی، شهری و غیره بود اما به فضل الهی، مقاومت مردم و تلاش های رزمندگان و مجاهدان لبنانی، تمامی نقشه های دشمن نقش بر آب شد و دشمن اسرائیلی در این جنگ دستاوردی نداشت.

همچنین تفکر مبتنی بر نابودی مقاومت نیز شکست خورد. در همین راستا امام موسی صدر می گوید که اگر اسرائیل سرزمینی را اشغال کند، کفن می پوشم و تا جایی که توان دارم با آن می جنگم؛ یعنی اسرائیل باید نابود گردد.

محور مقاومت پیروزی را از آنِ لبنان کرد

در جنگ ۳۳ روزه نیز به دلیل مقاومت مردم و مجاهدت رزمندگان، پیروزی از آن لبنان شد و اسرائیل شکست خورد؛ درست همانگونه که امام خمینی(ره) فرمودند اسرائیل غده ای سرطانی است که باید نابود شود. ما شاهد وقوع این سخن در جنگ ۳۳ روزه بودیم.

 «صلاح فحص» نماینده جنبش أمل لبنان در گفتگویی با اشاره به تقویت و اوج گیری جریان مقاومت در منطقه می گوید:

” مقاومت و به طور مشخص حزب الله پس از جنگ ۲۰۰۶ از لحاظ نظامی و امنیتی بسیار قوی تر شده است و می توان گفت که به میزان ۱۰ سالی که از جنگ ۳۳ روزه گذشته است، توان حزب الله ۱۰ برابر شده است. بنابراین معتقدم که اسرائیل در آینده نزدیک به لبنان حمله نخواهد کرد. زیرا پیش از این بارها این کار را تجربه کرده و شکست خورده است.”

این چنین بود که جنگ ۳۳ روزه قدرت حزب الله را به خوبی آشکار کرد، آنچنان که صهیونیستها تا قبل از جنگ ۳۳ روزه برآورد صحیح و دقیقی از قدرت حزب الله نداشتند و با اتکا بر اعتماد به نفس و قدرتی که برای خود متصور بودند، علیه حزب الله وارد جنگ شدند چراکه گمان می کردند، ظرف یک هفته حزب الله لبنان را نابود خواهند کرد ولی در عمل اتفاق دیگری بروز و ظهور پیدا کرد و آن اقتدار و قدرت و توانمندی ای بود که برای اولین بار در تاریخ به رژیم صهیونیستی طعم تلخ شکست را چشاند.

دیدگاه تحلیلگران درباره اوج گیری مقاومت در منطقه پس از جنگ ۳۳ روزه

برخی تحلیلگران معتقد هستند که:

مقاومت لبنان با تاکید بر بعد دینی، جنگ موفق شد جنگ علیه نیروهای اشغال‌گر را یک وظیفه دینی در کنار وظیفه ملی برای آزاد سازی لبنان، قلمداد کند. لیونی وزیر خارجه اسراییل پیش از هشدار داده بود که اگر مظاهر اسلامی شدن جنگ بیش از پیش بروز پیدا کند. قدرت باز دارنده رژیم صهیونیستی متلاشی شده و خط بزرگی برای آنخواهد بود.

پیروزی حزب الله در حقیقت مرهون اسلام گرایی آن در کنار ملی گرایی و وطن پرستی بوده است.

در کنار این تاکتیک‌ها، عنصر مهمی چون وجود رهبر کاریزماتیک چون نصرالله موجب شد وی با تسلط و رهبری ارکان حزب الله و قدرت روحی بالا، جنگ را به خوبی هدایت کند. این امر تا جایی پیش رفت که وی قهرمان محبوب عرب لقب گرفت.

پیروزی حزب الله تعریف جدیدی از مفهوم موازنه قوا در منطقه ایجاد کرد. طرح دموکراتیزه سازی خاورمیانه که در قالب تعریفی آمریکا تدوین شده با این پیروزی کاربرد خود را از دست داده است.

جایگاه حزب الله در موازنه جدید منطقه‌ای به گونه‌ای است که بر مردم و توده‌های مسلمان منطقه که سال‌های از شکاف شیعه و سنی رنج برده‌اند تاثیر عمیقی خواهد گذاشت. در تعریف جایگاه حزب الله عنصر تغییر در ساختار کنونی منطقه در آینده نزدیک مد نظر خواهد بود. بر این اساس، رشد حرکتهای اسلامی خودجوش و مردمی، اراده‌های پولادین را در مقابل ارتش‌های مجهز، تهییج و بسیج می‌نماید.

در پس لرزه‌های جنگ سی و سه روزه تمام منطقه را متاثر ساخت. اما بیش از هر چیز باعث شد حزب الله موقعیت خود را بعد از این جنگ تثبیت کرد. از سوی دیگر محور قدرتمندی چون حزب الله حماس، ایران و سوریه به عنوان یک محور قدرتمند ظاهر شد که توانست بین نیروهای متحد آمریکا و اسراییل شکاف ایجاد کرد.

تقویت موضع حزب الله در منطقه، فعالیتهای که در چارچوب کمیته چهار بند صورت گرفته و نیز تلاش آمریکا برای تقویت تسلیحاتی عربستان و مصر را به عنوان تلاش‌های موازی با تقویت جایگاه حزب الله، ضعیف خواهد ساخت.

در نظر کشورهای عرب، حزب الله به مثابه یک وزنه سنگین سیاسی و نظامی قلمداد می‌شود که دیگر نمی‌توان آن یک گروه صرفاً چریکی و شبه نظامی تعریف کرد.

فروپاشی چهره شکست ناپذیری که اسراییل برای خود ترسیم کرده بود را به گونه‌ای سلسله مراتب نزولی درهم شکست. رژیم صهونیستی با هدف حمله به مواضع حزب الله لبنان و خلع سلاح آن به این منطقه حمله کرد. با گذشت زمان و مواجه با تاکتیکهای بدیع رزمی حزب الله سطوح اهداف خود را به سطح عقب راندن حزب الله تا پشت رودخانه لیتانی تنزل داد.

با مقاومت حزب الله اسراییل عقب نشینی کرده و هدف خویش را حفظ مرزها در مقابل حزب الله اعلام کرد. اما این هدف اعلامی نیز تداوم نیافت و نهایتاً حفظ امنیت شهرها و شهروندان اسراییلی را هدف اولیه خود عنوان ساخت. در این نقطه، شکست ناپذیری اسراییل فرو کشید و کارآِیی و کارآمدی حزب الله اثبات شد.

جایگاه حزب الله در منطقه پس از جنگ ۳۳ روزه

پیروزی حزب الله نشان داد که موازنه منطقه‌ای دیگر در چارچوبی که آمریکا تعریف می‌کند، قابل پیاده شدن نیست. جنگ سی و سه روزه با ویژگی‌های مطرح شده، جایگاه حزب الله را در موازنه جدید منطقه خاورمیانه، تثبیت کرد.

این در حالی است که دبیرکل حزب الله لبنان به مناسبت دهمین سالگرد پیروزی حزب الله لبنان در جنگ ۳۳ روزه در برابر رژیم صهیونیستی در سخنانی عنوان کرد که از ایران و سوریه به دلیل همراهی لبنان و مقاومت در جنگ ۳۳ روزه تشکر می کنیم.

وی همچنین گفت: بزرگترین هدف جنگ ۳۳ روز نابودی مقاومت بود و بر همین اساس نیز کشتار گسترده و از بین بردن مقاومت و خلع سلاح آن در دستور کار قرار گرفت. از جمله اهداف اسرائیل در این جنگ تبدیل مناطق جنوب کشور به مناطق خالی از سکنه و دور کردن مقاومت از مرزها بود اما همگان می دانند که مقاومت همچنان در مرزها مستقر است.

سید حسن نصرالله همچنین اظهار داشت: اسرائیل در طول جنگ تموز در روحیه، اطمینان، عزم، اراده، امید، بلندپروازی، برتری و جبروتش دچار آسیب شد.

جنگ ۳۳ روزه جنگی نابرابر و ظالمانه‌ای بود که در آتش بیداد صهیونیستی و آمریکایی، ملت شجاع لبنان شکیبایی و مقاومت کردند و صحنه‌ای افتخارآمیز خلق کردند.

انتهای پیام/اتاق خبر۲۴

جنگ ۳۳ روزه با ویژگیهای مطرح شده، جایگاه حزب الله را در موازنه جدید منطقه خاورمیانه، تثبیت کرد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme