https://telegram.me/empireoflies

نگاهی به سبک زندگی دهه هشتادی‌ها/ سرمان گرم است!

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: علاقه‌مندی‌های ما در بسیاری از اوقات با انسان‌هایی که هیچ شباهت ایدئولوژیکی با آنها نداریم مشترک است، این قابلیت تنها از عهده صنعت سرگرمی برمی‌آید که انسان‌هایی با عقاید متفاوت را پای حرف خود نشانده و آنها و دغدغه‌های‌شان را در بسیاری از موارد شبیه خود می‌سازد، چه‌بسا یک مسلمان ضدسکولاریسم به همان فیلم، سریال یا بازی‌‌ای علاقه داشته باشد که یک لائیک یا حتی ضددین و ضداسلام علاقه‌مند است.

سیب‌زمینی مبلی «Couch Potato» به انسان‌هایی اطلاق می‌شود که بعد از فشار کار روزانه خود، بقیه زمان را مقابل  تلویزیون صرف می‌کنند، سیب‌زمینی هم اشاره به سیب‌زمینی‌های سرخ کرده که تغذیه مورد علاقه آمریکایی‌هاست دارد، هم به مخاطبی گفته می‌شود که در مواجهه با تلویزیون و برنامه‌های سرگرمی مانند سیب‌زمینی بدون واکنش است. مخاطب در هنگام برخورد با برنامه‌های به ظاهر سرگرمی حداکثر انعطاف را داشته و کمترین مقاومت را برابر این برنامه‌ها از خود نشان می‌دهد، این بدین جهت است که برنامه‌های با ظاهر سرگرمی را جدی نمی‌انگارد و طبیعتا برخورد با آن نیز جدی نیست، از سویی خستگی ذهنی و فکری کار روزانه انسان را از تفکر جدی در ساعت‌های غیرکاری بازمی‌دارد و در حقیقت انسان زمانی که نمی‌خواهد فکر کند به سرگرمی پناه می‌آورد.

به همین جهت است که همواره برنامه‌های سرگرمی از مخاطبان بیشتری برخوردارند، چون استفاده از تلویزیون مختص اوقات فراغت است و مردم عمدتا اوقات فراغت را با سرگرمی می‌گذرانند، در کشور ما نیز پربیننده‌ترین برنامه‌ها همواره سریال‌های طنز بوده است، هم‌اکنون نیز مخاطبان برنامه «خندوانه» و «دورهمی» به نسبت بسیار بالایی از سایر برنامه‌ها پرتعدادترند. در شبکه‌های ماهواره‌ای ضد ایرانی فارسی‌زبان نیز بیش از یک الی ۲ شبکه خبری پرقدرت مثل «بی‌بی‌سی» وجود ندارند اما در مقابل آن نزدیک به ۱۰ شبکه سرگرمی و سریال (من‌وتو، مجموعه شبکه‌های جم، فارسی‌وان و…)  هستند که توجه به آنها چندین برابر شبکه‌های خبری و «جدی» است.

از این‌رو می‌توان  بیشترین تاثیر ناخودآگاه را از طریق برنامه‌های سرگرمی جست‌وجو کرد. زمانی که مخاطب هیچ دفاعی مقابل پیام نداشته و سطح سواد رسانه‌ای عموم جامعه نیز از حد مطلوب بسیار پایین‌تر باشد، موجب می‌شود عامه مردم تاثیر بسیار زیادی از محتوای ناپیدای این برنامه‌ها دریافت کنند. یکی از مهم‌ترین ابعادی که برنامه‌های سرگرمی به صورت برنامه‌ریزی شده برای مخاطبان ایرانی در نظر گرفته‌اند، موضوع خانواده و سبک زندگی است، در واقع این برنامه‌ها با بازنمایی سبک زندگی مطلوب صاحبان سرمایه در سریال باعث عادی نشان دادن این شیوه از زندگی می‌شوند و از سویی با طراحی خاص شخصیت قهرمان و ستاره‌های سریال، مخاطب آرزوی شبیه‌شدن به قهرمان خود و همزاد‌پنداری در سریال را دارد. سریال‌های ترکیه‌ای با برند «حریم سلطان» یکی از شاهدان مثال است که مخاطبان منفعل چطور از اینگونه برنامه‌ها تاثیر پذیرفته و بحران‌های اجتماعی زیادی را به صورت ناخودآگاه رقم زده‌اند.

شیوه‌های زندگی همواره از طریق الگوهایی به انسان‌های عامه منتقل می‌شود، در واقع سبک زندگی آموختنی است. در گذشته و دوران موسوم به «سنت» افراد سبک زندگی و الگوهای رفتاری خود را از گروه مرجع «خانواده» و اطرافیان می‌آموختند و این سنت بود که روش زندگی انسان‌ها را مشخص می‌کرد اما در عصر جدید گروه‌های مرجع تفاوت یافته‌اند؛ با پدید آمدن رسانه‌ها دیگر انسان محدود به محیط زندگی فیزیکی خود نیست و به همین جهت نقش خانواده در مرجعیت الگوهای ذهنی و رفتاری بسیار کمرنگ شده است. اکنون رسانه الگوهای ذهنی و معرفت انسان را شکل می‌دهد و مردم سراسر جهان با توجه به درک خود آن را به کنش و رفتار عینی خود تبدیل می‌کنند. در این میان نقش برنامه‌های سرگرمی به جهت انفعال مخاطب در نشان دادن سبک زندگی خاص و تغییر الگوهای ذهنی و ارزش‌ها و هنجارها نقش اساسی داشته‌اند.

رسانه تصویری در دهه ۳۰ به ایران پا می‌گذارد و تاثیر آن بر محیط غیرخانوادگی کاملا مشهود است (مدل موی جوانان، شیوه پوشش و…) که همه از مجلات و بازیگران سینما الگو گرفته می‌شد اما در این دهه‌ها خانواده مستحکم‌ترین ‌نهاد در ایران محسوب شده و هنوز به رسانه با دید «شر» نگریسته می‌شود و مقاومت برابر پیام‌های رسانه‌ای بسیار قوی است، این سیر تا دهه ۶۰ ادامه دارد، از یکسو حاکمیت از یک ظالم بی‌اعتماد تبدیل به نظام مردمی جمهوری اسلامی شده است و این حاکمیت خانواده‌دوست، اعتماد عامه مردم را برانگیخته و مردم نیز به رسانه‌های آن (صداوسیما) اعتماد دارند، به این جهت است که مقاومت رسانه‌ای مخاطبان  فرومی‌پاشد. دهه شصتی‌ها، فرزندان اعتماد به رسانه هستند اما هنوز رنگ سنت در زندگی  آنها برجسته بوده و همچنان والدین مرجعیت رسانه را به رسمیت نپذیرفته‌اند و این دهه هفتادی‌ها هستند که مرجعیت رسانه در آنها بیش از مرجعیت خانواده برجسته می‌شود اما زمانی که دهه شصتی‌ها و قشری از دهه‌های پیشین، خود به «والدین» تبدیل شدند، فرزندان دیگر با خانواده‌ای مواجه هستند که گروه مرجعش رسانه بوده و در واقع دهه هشتادی‌ها خط پایان مرجعیت خانواده و سنت در سبک زندگی و اولین فرزندان حاکمیت رسانه‌ای بر کشور هستند.

اگرچه که انقلاب اسلامی بویژه شهدای این انقلاب به بازتولید مفهوم انقلابی‌گری همت گماشته‌اند و کم‌کاری یا بهتر است بگوییم بی‌کاری اهالی فرهنگ و رسانه را تا حدی جبران کرده‌اند و از سویی رسانه‌های مخصوص به انقلاب اسلامی (هیات، نماز جمعه، مسجد و..) مشغول به فعالیتند اما آنچه که ذهنیت افراد را شکل می‌دهد رسانه‌هایی است که در زندگی روزمره انسان‌ها بدیهی انگاشته شده و لزوم حضورشان برای مردم به منزله هوایی است که با آن تنفس می‌کنند؛ تلویزیون از زمان‌های پیشین در سنتی‌ترین و مستحکم‌ترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده جاگیر شده، به گونه‌ای که در آداب و رسوم ازدواج تکلیف خرید تلویزیون مانند سایر اقلام ضروری(فرش، یخچال، منزل و…) مشخص شده و این ناشی از تاثیر عجیب این تکنولوژی در نهاد خانواده است، اگرچه که ممکن بود تلویزیون به اصلاح سبک زندگی انسان‌ها و تعالی‌شان کمک کنند اما اقتضای آن تامین سرگرمی و گذر زمان است که موجب شده به مثابه موریانه خانواده را از دورن متزلزل کند و ساعت‌هایی که امکان داشت به تعامل درون خانواده بگذرد، تبدیل به مشاهده سریال‌هایی شد که روز به روز ساختار منسجم خانواده را از هم می‌پاشند.

در صورت تداوم این سیر و ناکارآمدی رسانه‌های داخلی بالاخص صداوسیما معرفت انسان ایرانی که در آن مفهوم ظلم‌ستیزی، شهادت، رسیدگی به امور یکدیگر، میهمان نوازی، خونگرمی، عاطفه، دردمندی و… برجسته است، به مفاهیم معرفت‌شناسانه غربی تبدیل خواهد شد؛ مفاهیمی که در آن اصالت سود، مادی‌گرایی و انکار حیات دینی، فردگرایی و تنزل روابط انسان‌ها به روابط جنسی و از همه ویرانگرانه‌تر، اصالت سرگرمی و بی‌توجهی به محیط اطراف و زندگی غیرجدی برجسته است که به مثابه مشروبات الکلی دوران «آندلس» ما را از حضور دشمن و بلایایی که تهدیدمان می‌کند جدا کرده و نسبت به وقایع پیرامون بی‌اهمیت می‌کند، و این سیر بلندمدت برای آینده انقلاب اسلامی و همه ظلم‌ستیزان جهان خطرناک است، البته عمده هدف ایجاد و گسترش تلویزیون و صنعت سرگرمی همان اغوای عامه و سرگرم شدن آنها به امور غیرجدی است تا دولت‌ها بتوانند به راحتی و بدون مزاحمت مردم به امور و کارهای خود ادامه دهند، مردمی که دغدغه‌شان پوشش لباس آن سلبریتی روی فرش قرمز جشنواره فلان است و ساعت‌ها درباره علت طلاق آن ستاره مشهور فرصت می‌گذارند دیگر زمانی برای تفکر پیرامون مسائل جدی و «واقعی» ندارند.

در این شرایط به نظر می‌رسد چند راهکار مهم جهت بهبود این وضعیت وجود دارد، اگرچه که این وضعیت صرفا به کشور ما مختوم نخواهد شد و وظیفه رسانه‌های انقلاب اسلامی نه فقط ایران که مرجعی است برای تمام انسان‌های جهان بویژه علاقه‌مندان این مسیر که در حال هضم شدن در زندگی روزمره خود هستند.

نخست آنکه وقتی سبک زندگی مبتنی بر مصرف است، زمانی که به مردم گوشزد می‌کنیم مصرف کالاهای فرهنگی غربی (کالای رسانه‌ای- نمادین- یا کالاهای فیزیکی و غیرنمادین) معرفت غربی را نیز در ذهن شما جاگیر می‌کند و در واقع از آنها می‌خواهیم از مصرف اینگونه کالاها خودداری کنند، ملزم به ایجاد کالاهای فرهنگی متناسب هستیم و همانطور که گفته شد، سبک زندگی با مصرف پیش می‌رود و حتی اگر مردم به ماهیت پلید این کالاها معتقد باشند ولی جایگزینی برای آن نیابند(مانند اکثر مردم ایران) مجبور به ادامه مصرف همان کالاها هستند که در نهایت این مصرف ذهنیت آنها را تغییر خواهد داد.

دوم آنکه حوزه‌های علمیه وارد فقه مضاف شده و به‌نظر می‌رسد وظیفه اثبات خدا صرفا از وظایف اولیه این نهاد مهم است، تبیین ابعاد متناسب با دین در زندگی روزمره باید توسط حوزه‌های علمیه جدی گرفته شده و مباحثات پیرامون اوقات فراغت «سفلی» پنداشته نشود.

سوم آنکه سطح سواد رسانه‌ای مردم ایران و جهان شدیدا در مراحل پایینی قرار دارد، اگرچه که دانمارک و فرانسه از پیشتازان سواد رسانه‌ای برای حفظ هویت فرهنگی خود هستند و در کشور ما نیز اقدامات خوبی رقم خورده است اما هنوز تنبه سراسری در کشور ما مبنی بر نبود چنین سوادی ایجاد نشده است.

و در آخر آنکه سیاست‌گذاران پراشتباه اجتماعی ما با اصلاح ساختار‌های دانشگاهی، سیستم بانکی و… امر ازدواج را آسان کرده و سرمایه‌های کشور را به سوی مستحکم کردن این نهاد سوق دهند که اکثر بحران‌های اجتماعی ناشی از ضعیف شدن نهاد خانواده در جامعه کنونی ما است.

انتهای پیام/وطن امروز

از این‌رو می‌توان بیشترین تاثیر ناخودآگاه را از طریق برنامه‌های سرگرمی جست‌وجو کرد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme