https://telegram.me/empireoflies

نقش ماهواره در جنگ‌نرم و اشاعه فحشا و تزلزل بنیان خانواده

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغاینکه بدون ارتباط، هرگز فرهنگ پدیدار نمی گشت و بدون فرهنگ، جامعه لباس وجود بر تن نمی کرد. از این رو، در نظام های اجتماعی کوچک و بزرگ همانند خانواده، اجتماعات روستایی، شهری، کشوری و بین المللی، ارتباط در انتقال دانش ها و مهارت ها و نگرش و باورها و ارزش ها، نقش برجسته داشته است و می تواند به شکل گیری و تغییر شناخت ها، عقاید، ارزش ها و رفتار انسان منجر گردد. به همین دلیل، ارتباط به عنوان یکی از ابزارهای اصلی تغییرات اجتماعی و سیاسی مطرح است. روشن است که ارتباط خود به خود صورت نمی گیرد، بلکه نیاز به ابزار است. رسانه را ابزار ارتباط دانسته اند.

رسانه ها با توجه به توانمندی هایی که دارند، یکی از عوامل بسیار مهم دگرگونی ارزش ها، باورها و معیارهای ملّی می باشند، چه اینکه قادرند با برنامه ریزی های دقیق و کنترل شده، اندیشه های مردم یک جامعه را شکل دهند و رفتار آنان را به صورت دلخواه سمت و سو دهند. و این امر در دنیای امروز، که گروه های اولیه جای خود را به گروه های ثانویه داده اند و روابط عاطفی و چهره به چهره رنگ باخته اند، بسیار ملموس بوده و مردم بیش از پیش تحت تأثیر رسانه های جمعی قرار دارند.

رسانه های گروهی امروزه به عنوان مهم ترین ابزار ارتباطی مردمان جهان، نقش اساسی دارند و ماهواره، تکمیل کننده نیاز فزاینده بشر برای گسترش روابط بین جوامع مختلف است، اما این تکنولوژی مورد سوء استفاده قرار گرفته است؛ به گونه ای که دشمنان داخلی و خارجی برای القای اهداف و پیام های خود، از امواج ماهواره ای استفاده می کنند و با پرداختن به موضوع های جنبی، سطحی و حاشیه ای، واقعیات را وارونه جلوه می دهند.

مسئله ماهواره، پدیده نو ظهوری است که بنیاد اخلاقی جوامع اسلامی را به خطر انداخته و از جدیدترین سلاح ها و حرکت های مرموز غرب در رویارویی با مسلمانان به شمار می رود که ویرانی هایی هم چون روابط نامشروع، خشونت در رفتار، مادی گرایی صرف و امثال آن را به دنبال دارد.

ماهواره امروز به عنوان مدرن ترین وسیله ارتباط جمعی در عصر رسانه و ارتباطات، پیشتاز همه ابزارهای مهم در تهاجم فرهنگی علیه کشورهای جهان سوم شناخته می شود. استکبار جهانی مدت هاست که برای نابودی فرهنگ های اسلامی و جلوگیری از رشد و گسترش آن در سراسر جهان، در صدد تهیه خوراک فکری و فرهنگی افتاده تا به مخاطب مسلمان خود القا کند، تفکرات او دیگر در دنیای مدرن امروزی پاسخگوی نیازهای بشری نیست و بسیاری از این باورها را باید در زباله دان تاریخ انداخت.

در این میان جمهوری اسلامی ایران در تیررس برنامه شبکه های ماهواره ای قرار دارد؛ چرا که دشمن سال هاست به خطر وجود کشوری مستقل به نام ایران اسلامی پی برده است. گسترش شبکه های فارسی زبان و هدایت و حمایت آن ها از کشورهای اروپایی و آمریکایی، بیست و چهار ساعته شدن این برنامه ها و پخش فیلم و سریال های متعدد که در آن به شیوه ای لطیف اعتقادات دینی و اسلامی ما را نشانه رفته، تا پخش برنامه های مبتذل و مستهجن و غیراخلاقی و استفاده از انواع رنگ آمیزی های مختلف برای جذب مخاطب ایرانی با هر نوع سلیقه ای، همه و همه از برنامه های دقیق و حساب شده دشمنان ایران اسلامی در تقابل با کشورمان حکایت دارند. 

امروز حامیان پشت پرده شبکه های ماهواره ای فارسی زبان به خوبی پی برده اند که نیاز فکری و تفریحی یک جوان ایرانی چیست و خانواده های ایرانی در میان شبکه های داخلی و خارجی به دنبال چه چیزی می گردند.  رویکرد اخیر شبکه های ماهواره ای فارسی زبان به مسائل اجتماعی و پرهیز از سیاسی کاری، به نوعی حکایت از این دارد که استکبار جهانی این بار به دنبال ورود به خانه های ایرانیان، آن هم به شیوه ای نرم و بی سر و صداست. کارشناسان امور فرهنگی معتقدند که ورود ماهواره به خانه های ایرانیان نوعی هژمونی محسوب می شود. طبق تعاریف موجود، هژمونی به معنای پذیرش سلطه بیگانه و تحت فرمان آن ها درآمدن، آن هم با رضایت و آگاهی کامل طرف مقابل است. 

این روزها در شبکه های ماهواره ای همه نوع گرایشی وجود دارد با این تفاوت که گرایش ها طبق تعریف غرب است! نمونه بارز آن را در راه اندازی شبکه اهل بیت(ع) شاهدیم که به نام دین و مذهب تشیع، شبکه ای راه اندازی شده و در پس پرده آن دامن زدن به اختلاف میان شیعه و سنی و از هم گسستگی مسلمانان در دستور کار قرار دارد. دشمنان اسلام و قرآن برای انحراف افکار عمومی و برای جلوگیری از اتحاد مسلمانان، دست به ایجاد شبکه اهل بیت زده اند که متأسفانه می بینیم درست برخلاف فرهنگ و منش اهل بیت(ع) عمل می کند و هدفش، ایجاد شکاف میان صفوف مسلمانان است.

برخی از خانواده ها برای توجیه چرایی ورود ماهواره به منزلشان فوراً این سخن را پیش می کشند که: ماهواره همه اش که بد نیست! مطالب علمی و آموزنده هم دارد و ما فقط به همین جهت ماهواره خریدیم که استفاده علمی ببریم! اما در پاسخ به این توجیه فرار از واقعیت آن دسته افرادی که مدعی اند از ماهواره می توان استفاده علمی برد، باید گفت که برابر آمارهای اعلام شده، تماشای برنامه های علمی شبکه های ماهواره ای زیر۵ درصد است! این در حالی است که تماشای فیلم و سریال های مختلف در شبکه های ماهواره ای بیش از ۵۰ درصد بیننده دارد و در میان شبکه های فارسی زبان، شبکه فارسی وان۵۰ درصد بیننده، PMC نزدیک به ۴۰ درصد و سایر موارد ۱۰ درصد است و شبکه خبری BBC فارسی نیز بین شبکه های سیاسی بیشترین بیننده را دارد.

قرآن در نقدی بر این سفره رنگارنگ از نکات منفی و مثبت در مثال دیگری می فرماید: «ای رسول خدا از تو درباره شراب می پرسند؛ به آنها بگو: در آن (شراب)، گناه بزرگ است و منفعت هایی (دارند) و گناهش بیش از منافع آن است؛ لذا تحریم شراب را در قرآن داریم.» و این هشدار قرآن برای ما زنگ خطر بسیار جدی است که به طمع بهره برداری مثبت گرفتار آثار شوم این پدیده فرهنگی نشویم.

در جامعه ما، سبک زندگی نسبتاً هماهنگ است. سبک زندگی نشأت گرفته از تعالیم اسلامی و متأثر از فضای انقلاب و جنگ. سبک زندگی ای که در آن حریم و حیا به نهایت رعایت می شود و این مسئله به گواهی تاریخ حتی پیش از ورود اسلام هم در زندگی مردم ما نمود داشته است. بنابراین تماشای سریال هایی که سبکی جدید، عجیب و نامأنوس از زندگی را به نمایش می گذارد، در ابتدا با موضع گیری همراه است. اما این جریان آنقدر نرم و آرام به فضای خانوادگی ما وارد شده که حتی خود افراد هم متوجه ورود آن نشده اند.

سبک زندگی جدید، تجمل را تبلیغ می کند؛ چنان که تمامی سریال هایی که از شبکه “جم کلاسیک” پخش می شود، همگی حول داستان زندگی افرادی می چرخد که از نظر وضعیت مالی و تجمل در صدر جامعه خودشان هستند. خانه های بزرگ و ویلایی با وسایلی لوکس و تجملی، دغدغه خرید لباس هایی از کشورهای فرانسه و آمریکا، ماشین های گران قیمت؛ به طوری که در این شبکه، حتی یک فیلم هم پیدا نمی کنید که داستان زندگی یک خانواده معمولی را روایت کند.

اغلب سریال های به ظاهر خانوادگی این شبکه ها، حاوی داستان هایی از عشق ها و روابط نامتعارفی است که بیننده را بعد از مدتی به طور غیر ارادی و ناخودآگاه، وادار به همسان سازی با زندگی واقعی و شخصی اش می کند؛ امری که در جامعه ای مثل کشور ما بسیار ناپسند و خلاف عرف و اخلاق عمومی است؛ موضوعی که اگر گسترش بیشتری بیابد، در سالیان نه چندان دور باعث بروز بیگانگی فرهنگی در کشور خواهد شد؛ چنان چه چندی پیش خبرگزاری های محلی ترکیه، به افزایش میزان طلاق ها در ترکیه تحت تأثیر سریال های تلوزیونی این کشور پرداختند.

عشق مطرح شده در این سریال ها اغلب در قالب عشق مثلثی به نمایش درمی آید. تعریف این سریال ها از عشق، نامأنوس و خارج از شرع و عرف است؛ تعریفی مغایر با تعاریف جامعه ما. وقاحت اما به جایی رسیده است که در موج جدید این سریال ها، عشق ها و روابط معمولاً میان افراد نامحرم در خانواده رخ می دهد. طبیعی است که در جامعه باحیا و حریم مدار ما به این مسائل در ابتدا با دید قبیح و زشت نگاه شود، اما تلاشی که در جهت عادی سازی این مسائل صورت می گیرد، بالاخره و پس از چندی مؤثر واقع خواهد شد. «تکرار» یکی از این تمهیدات است که باعث عادی سازی می شود. استفاده از هنر برای پوشش این مسئله، شنیدن موسیقی های نرم و عاشقانه و گوش نواز هنگام مطرح شدن این به اصطلاح عشق ها به شکل غیرمستقیمی دارد به ما می گوید که گارد نگیرید، عشق در هر شکلی لطیف و زیباست و به حق.

زنان خانه دار بیشترین مخاطبان شبکه های ماهواره ای هستند؛ چرا که آنان زمان بیشتری را در خانه می گذرانند، بنابراین وقت بیشتری را برای استفاده از تلویزیون و ماهواره دارند. هم چنین به واسطه ویژگی های روان شناختی شان، علاقه بیشتری به داستان، موضوعات عاشقانه، رنگ و نور و. .. دارند؛ مسائلی که در این سریال ها موضوعیت دارد.

سازندگان این شبکه ها به ظرفیت نهفته و قابل اعتنای زنان پی برده اند و بهترین ورودی و مناسب ترین راه برای تغییر سبک زندگی ایرانی را، زنان و دختران یک خانواده دانسته اند. یکی از کارکردهای رسانه های جمعی به ویژه ماهواره، مفهوم سازی و به تبع آن، شکل دادن به هنجارهای مناسب با آن مفهوم است. بر این اساس، ارائه تصویرهای مستهجن و مبتذل و خلاف عفت عمومی از طریق ماهواره و نمایش آن ها، یکی از عوامل گسترش بی بند و باری و به فحشا کشاندن جوانان از نوع جرائم جنسی است.

خشونت و خودکشی، یکی دیگر از مسائلی است که در این سریال ها به شکل گسترده ای دیده می شود؛ به طوری که در پایان دو سریال که پخش همزمانی داشتند، شخصیت اصلی دست به خودکشی می زند. کشتن و استفاده از اسلحه نیز به وفور دیده می شود.  در تمامی این سریال ها، تعریف جدیدی از ازدواج و خانواده ارائه می شود؛ تعریفی کاملاً غربی. در جامعه ما تا عقد شرعی میان دو نفر اتفاق نیفتد، آن دو همسر محسوب نشده و به آن ها خانواده نمی گویند. زندگی قبل از ازدواج زوجین، بدون عقد شرعی تنها در کشورهای غربی مقبولیت عرفی دارد. در این سریال ها به کرات شاهد این گونه روابط هستیم. در واقع این سریال ها به دنبال مشروعیت بخشیدن به روابط خارج از خانواده هستند.

در واقع این شبکه ها و گردانندگان آنها بنیان خانواده را به سه روش هدف قرار میدهند در مرحله اول با برنامه ریزی مدوّن و هدفمند میخواهند خانواده را از محوریت خارج کنند تا چیزی به نام خانواده در جامعه مطرح نباشد در مرحله دوم سرمایه گذاری روی این است که خانواده شکل نگیرد و کسی به دنبال تشکیل خانواده و مسائل مربوط به آن نباشد و در نهایت در مرحله سوم، ترویج و شکستن قبح ارتباط با محارم را در برنامه خود دارند.

در اغلب این سریال ها زنانی به تصویر کشیده می شوند با دغدغه های مادی، جنسی، تجملاتی و در یک کلام دغدغه هایی سخیف. زنانی که تمام زندگی شان به «چه بپوشم»، «چگونه بیشتر به چشم بیایم» و «حسادت» محدود شده است. گویا که تنها هدف از خلقت زن و تنها رسالت زنان، همین مسائل است. این گونه، زن در شأنی دور از انسانیت به تصویر کشیده می شود.

نوع و مدل لباس ها و پوشش زنان در این سریال ها که دیگر جای خود دارد. لباس هایی که به هیچ عنوان با فرهنگ و دین ما هم خوانی ندارد و متأسفانه کم کم به الگویی برای زنان و دختران جوان تبدیل شده است. حتی گاه با بهداشت و سلامت هم در تضاد است. پوشیدن کفش های مجلسی و پاشنه دار در خانه، نمونه بارزی است که در این سریال ها به تصویر کشیده می شود. از طرف دیگر زنان و دختران جوان، با دیدن فیلم ها و سریال های پخش شده از شبکه های ماهواره ای و به خصوص شبکه های فارسی زبان و با حس همذات پنداری با بازیگران و هنرپیشگان این فیلم ها، به تقلید از نوع پوشش و آرایش آنان، سعی در هرچه شبیه تر کردن خود با این افراد دارند. پوشش ها و مدهای ناهنجاری که این دسته از افراد در جامعه و در انظار عمومی به کار می برند، در دراز مدت سبب از بین رفتن کرامت و شرافت در میان افراد جامعه و برچیده شدن پرده های حیا در میان دختران و پسران می شود.

به سبب حضور ماهواره در فضای خانواده است که فاصله دوران کودکی و بزرگسالی به واسطه ماهواره از بین رفته است. یکی از مسائلی که در دنیای روان شناسی مطرح می شود و خود اندیشمندان غربی به آن اذعان دارند، از بین رفتن دوران کودکی است زیرا یکی از اثرات مخرب ماهواره بر روی بچه ها این است که چیزهایی را می بینند و می شنوند که نباید بدانند ولی وقتی دانستند روح شان آلوده می شود و دیگر نمی توانند بچگی کنند.

کم گذاشتن وقت برای فرزندان یکی از اصلی ترین ضررهای مشغول شدن خانواده به شبکه های ماهواره ای است؛ به طور خلاصه عوارض روحی و روانی تماشای فیلم های مبتذل و خشن ماهواره را می توان شامل احساس گناه، روان پریشی، افسردگی، پایین آمدن سطح رضایتمندی همسران، خود ارضایی، هم جنس گرایی، دعوت به آرامش کاذب با اعتیاد به انواع قرص‌ها و افسردگی شدید و گاه همراه با خودکشی بیان کرد.

از راهکارهای مقابله با ماهواره می توان به افزایش سواد رسانه ای مردم، تبیین صحیح پیامدهای منفی ماهواره برای جوانان و والدین آن ها توسط مسئولین، تقویت بنیان های دینی با دعوت به تقوا و معنویات، تبیین مرزهای دین در عدم بهره برداری از ماهواره بویژه آشنایی خانواده‌ها با احکام شرعی درباره ماهواره احکام نگاه، تقویت حس جمعی در فضای خانواده و جامعه با مشارکت رسانه های جمعی و مراکز فرهنگی و مذهبی، استفاده از ابزارهای نظارتی و کنترلی، گسترش شبکه های رادیویی و تلویزیونی و توسعه برنامه های گوناگون، فرهنگی توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ایجاد برنامه جامع و مدون جهت اوقات فراغت همه اقشار جامعه، رعایت پیوست فرهنگی در تمام طرح ها و پروژه های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، فعالیت جبهه ای به جای عملکرد جزیره ای مراکز دولتی و نهادهای مردمی، تقویت برنامه های جمعی بویژه در حوزه دینی اشاره کرد.

انتهای پیام/

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: اینکه بدون ارتباط، هرگز فرهنگ پدیدار نمی گشت و بدون فرهنگ، جامعه لباس وجود بر تن نمی کرد. از این رو، در نظام های اجتماعی کوچک و بزرگ همانند خانواده، اجتماعات روستایی، شهری، کشوری و بین المللی، ارتباط در انتقال دانش ها و مهارت ها و نگرش …

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

۱ دیدگاه

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme