https://telegram.me/empireoflies

«نفوذ» و حضور جاسوس انگلیسی در ایران

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: پس از مطرح‌شدن مسئله زمینه‌های نفوذ در کشور توسط مقام معظم رهبری، لازم به نظر می‌رسد که برخی مؤلفه‌های مربوط به جاسوسی و نفوذ، جهت آشنایی و تبیین برای فضای عموی جامعه مطرح‌شود.

دیده‌بان در نظر دارد این مسئله را در قالب کتاب‌شناسی‌های امنیتی مربوط به سرویس‌های جاسوسی غربی بالاخص آمریکا ارایه دهد.

یکی از زمینه های نفوذ عناصری هستند که بهانه های مختلف از جمله توریسم و … وارد کشور شده و اطلاعات کسب شده شان را به اربابانشان می دهند.

طی برهه ای در ایران که قوای خارجی کشور را تقسیم بندی کرده بودند، حجم زیادی از این خاطرات دیده می شود که طی دهه های بعد در قالب خاطرات به چاپ رسیده است.

در این گزارش به کتاب “مأموریت در تاشکند” نوشته « فردریک ام.بیلی» که در کشور انگلیس منتشر شده است می‌پردازیم.

این کتاب در واقع خاطرات سرهنگ فردریک بیلی از مأموریت خود در آسیای مرکزی تحت سلطه بلشویک‌هاست. او در سوم فوریه ۱۸۸۲ در «لاهور» متولد شد. نام پدرش نیز فردریک بود و به همین دلیل او را با نام «اریک» می‌شناختند و به خاطر روحیه ماجراجویی که داشت به ارتش انگلیس در هندوستان ملحق شد. فردریک مهارت بسیار بالای زبانی از خود نشان داد و به بخش سیاسی ارتش منتقل شد.

این بخش در هنگام رقابت انگلیس و روسیه در آسیای مرکزی، بازیگران بریتانیایی بسیاری را راهی شرکت در بازی بزرگ کرد. در سال‌های ۱۹۰۴ و ۱۹۰۵ بیلی به‌عنوان عامل تجاری انگلیس در جنوب تبت فعالیت می‌کرد که بدون هیچ تردیدی این فعالیت تجاری به‌مثابه پوششی برای فعالیت اطلاعاتی او بود. در سال ۱۹۱۱ او به مأموریتی در «آسام» در شمال هند اعزام شد و در سال ۱۹۱۴ مدال «مک گرگور» برای فعالیت‌های اطلاعاتی را دریافت کرد.

در هنگام آغاز جنگ بزرگ، بیلی در اسکاتلند به سر می‌برد. او سریعاً به فرانسه اعزام شد و در آنجا از ناحیه دست مجروح شد. مقامات ارشد بخش سیاسی در دهلی‌نو خواستار بازگشت وی به هندوستان شدند. آن‌ها نمی‌خواستند یکی از نیروهای کم شمار خود که به زبان تبتی مسلط بود را از دست بدهند.

در هنگام جنگ جهانی اول، افسران اطلاعاتی آلمان و انگلیس در رقابتی پنهان در تلاش بودند تا قلب‌ها و اذهان مردم ایران را تسخیر کنند.

درحالی‌که انگلیس نسبت به بی‌طرف ماندن ایران ناامید شده بود، آلمان همه تلاش خود را مصروف این امر ساخته بود که ایران را بر ضد انگلیس وارد جنگ کند. آلمان در تلاش بود تا ایران را متقاعد کند که باید مسلمانان را از یوغ حکمرانی انگلیس آزاد ساخت. در آن هنگام برخی طوایف ایرانی طرفدار آلمان اقدام به انجام عملیات‌های ضد انگلیسی کردند. در مارس ۱۹۱۸، بیلی چندین ماه در شهر شوشتر گذرانید و متوجه شد که یک جوخه مرگ سه‌نفره وارد شهر شده است تا او را که تنها اروپایی حاضر در شهر شوشتر بود، به قتل برساند و سرانجام هم دستور گرفت تا به هند بازگردد.

بیلی پس از بازگشت به هندوستان مأموریت یافت تا به‌طور مخفیانه به آسیای مرکزی سفر کند و از شرایط و وضعیت آن منطقه پس از انقلاب روسیه آگاهی یابد. او در ابتدا مأموریت یافت تا به «کاشغر» در ترکستان چین برود و سپس ازآنجا به «تاشکند» در قلب آسیای مرکزی بلشویک نقل‌مکان کند. در آن هنگام پس از انقلاب روسیه، مقاومت روس‌ها در برابر نیروهای آلمانی و ترک متوقف‌شده بود و روس‌ها درگیر جنگ داخلی بودند که تا سال ۱۹۲۲ به طول انجامید.

پس از فروپاشی ارتش تزاری به لحاظ نظری این مسأله ممکن بود که ارتش مرکب از نیروهای ترک و آلمانی به جبهه شرقی سرازیر شود و باکو را تسخیر کند. در چنین وضعیتی نیروهای آلمانی می‌توانستند افغانستان و هندوستان بریتانیا را تهدید کنند.

تهدید دیگری که مطرح بود این‌که مقامات تزاری در طول جنگ هزاران نفر از اسرای جنگی که عمدتاً اتریشی بودند را به اردوگاه‌هایی در اطراف تاشکند منتقل کردند. به دهلی‌نو خبر رسیده بود که پس از آزادی این اسرا پس از انقلاب روسیه، عده‌ای در تلاش بودند تا از این افراد برای مبارزه با هندوستان بریتانیا استفاده کنند.

در همان حال نیروی کوچکی از ارتش انگلیس(بریتانیا) از بغداد به باکو وارد شد تا مردم این شهر را برای مقابله با ترک‌ها آموزش دهد. این نیرو تنها متشکل از هزار نفر بود و بیش از چند هفته نتوانست در باکو دوام آورد و درنهایت مجبور به عقب‌نشینی شد.

از سوی دیگر نیروی کوچک دیگری به فرماندهی ژنرال «ویلفرید مالسون» به شهر مشهد در شمال شرقی ایران اعزام شد. بلشویک‌ها در این زمان در حال حرکت به سمت عشق‌آباد بودند. نیروهای مالسون با نیروهای بلشویک درگیر شد و این نخستین بار پس از جنگ کریمه بود که نیروهای انگلیسی و روسی به روی یکدیگر آتش می‌گشودند.

با در نظر گرفتن شرایط فوق، اهمیت مأموریت بیلی در تاشکند نمایان می‌گردد. وی به مدت ۱۶ ماه مشغول بازی موش و گربه با پلیس مخفی بلشویک بود.

انتهای پیام/

بیلی چندین ماه را در شهر شوشتر گذرانید و متوجه شد که یک جوخه مرگ سه‌نفره وارد شهر شده است تا او را که تنها اروپایی حاضر در شهر شوشتر بود، به قتل برساند و سرانجام هم دستور گرفت تا به هند بازگردد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme