https://telegram.me/empireoflies

نزاع بر سر هیچ!

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: زندگی در کشورهای غربی و به اصطلاح خودشان متمدن نتوانسته است سلطنت طلب های وطنی را با معیارهای جوامع غربی هم که شده متمدن نماید . معیارهایی که دست یافتن به آنها برای این قشر از ایرانیان فراری کار آنچنان سختی نباید باشد.

خودشان مدعی هستند که در جوامع دموکراتیک زندگی می کنند و بر اساس معیارهای این جوامع احترام به آراء و عقاید دیگران از ضروریات دموکراسی غربی بوده و تحمل شندیدن سخنان کسانی که حرف مخالف می زنند نشانه تمدن و دموکراسی می باشد..موقع شعار دادن که می شود این آقایان پرچم به دست جلودار صفوف دموکراسی خواهی هستند و شعارهای دهان پرکن سر می دهند و به گونه ای آدمی را به تعجب وا می دارند که مگر می شود این قشری که هنگام حکومت سردمدارانشان در ایران (حکومت پهلوی) هر صدای مخالفی در گلو خفه می شد، به ناگاه این چنین پوست انداخته و برای دموکراسی یقه چاک می دهند و احترام به نظر مخالفان را از ضروریات اصول سیاسی خود می نامند؟ این تعجب بی دلیل نیست چراکه هر از گاهی از درون کمپین سلطنت طلبان دموکراسی خواه اخباری به گوش می رسد که نشان می دهد این طبقه سیاسی ( پالبته ورشکسته سیاسی) نه تنها هیچ تفاوتی با گذشته نکرده اند بلکه به شدت دچار پارادوکس ایدئولوژیک گشته و از فرط تندروی و تعصب کم مانده است که گلوی همدیگر را فشرده و نیروهای خودی را خفه نمایند، جالب اینجاست که اینها نه تنها به کوچکترهای خودشان رحم نمی کنند، حتی به بزرگان سیاسی و رهبران خودشان نیز ترحمی نکرده و اگر پادشاه خود خوانده آنها هم حرفی بزند که به مذاق آنها خوش نیاید به شدت به او حمله کرده و او را هم مشمول لطف و عنایت خود دمکراتیک قرار خواهند داد، مانند واکنش دسته جمعی تعدادی از سلطنت طلبان بی درد و مرفه لس آنجلس نشین که در تصمیمی وطن پرستانه!!! رضا پهلوی را تهدید به خلع ید از پادشاهی نموده و او را به باد انتقاد گرفته اند که چرا چنین گفتی و چنان نگفتی.

سلطنت طلب ها و خلع تاج رضا پهلوی

یادآور میشویم که رادیو زمانه در وبسایت خود این موضوع را به تفضیل بررسی کرده و خبر از آن داده است که عده ای از سلطنت طلبان در نامه ای به رضا پهلوی او را متهم کرده اند به اینکه یکپارچگی ارضی و استقلال ایران را به خطر انداخته و با طرح مسئله فدرالیسم و قوم گرایی دست به کار خطرناکی زده است که می تواند موجب تجزیه ایران شود. آقایان امضا کننده این طومار که چند تن از معروف ترین آنها عبارتند از ضیا آتابای (خواننده و موسس تلویزیون NITV)، منوچهر رزم آرا (وزیر بهداشت دولت بختیار)، سیروس شرفشاهی (روزنامه نگار)، پرویز قاضی سعید (روزنامه نگار) بهمن زاهدی (حزب مشروطه) و… در این نامه اعتراضی رضا پهلوی را به خلع ید تهدید کرده اند. اینکه استدلال های مطرح شده در این اعتراضیه تا چه اندازه درست می باشد به نویسندگان نامه مربوط است. بحث اصلی اما در جای دیگری است که این موضوع را جالب و تا اندازه ای بسیار زیاد خنده دار می نماید. ضیا آتابای و بهمن زاهدی در صفحات شخصی خود اشاره می کنند که بعد از نشر این نامه چنان فشارهایی از بیرون به نویسندگان نامه وارد شده است که برخی از آنها نظیر زاهدی اطلاعیه داده اند و به اطلاع عموم رسانده اند که نویسنده نامه نبوده و تنها آن را امضا کرده اند، ضیا آتابای نیز در صفحه فیس بوک خود از پس گرفتن امضاء خبر داده و به هموطنان خود (؟) اعلام می دارد که از صحنه سیاست خداحافظی نموده و برای همیشه این عرصه را ترک خواهند نمود. البته آتابای نارضایتی خود را از رضا پهلوی کاملا علنی می کند و طرفداران او را به خودخواهی، بت پرستی و دیکتاتوری متهم می نماید.تا اینجای قضیه باز هم به نظر نمی رسد اتفاقی افتاده باشد که خارج از انتظار باشد، چراکه سابقه حکومت سلطنتی در ایران نشان داده است که طرفداران و ایادی سلطنت در هیچ برهه ای از تاریخ معاصر ایران صدای مخالفان خود را تحمل نکرده، تا ندایی بر می خواست و به آنان معترض می شد آن صدا را در گلو خفه می کردند.

 اما بخش خنده دار و جالب قضیه اینجاست که این تعداد آدم محدود، مغرور و نادان، آنچنان شعور مردم ایران را به ناچیز گرفته اند که رضا پهلوی را تهدید به خلع ید از سلطنت می نمایند! درست دیده اید و شنیده اید: تهدید به خلع ید از سلطنت! از کدام سلطنت، با کدام مجوز و با استناد به کدام قانون؟

حکایت آن فردی است که در ضرب المثل شیرین فارسی می گویند: فلانی را به ده راه نمی دادند، سراغ خانه کدخدا را می گرفت.

این همان وصف حال سلطنت طلبان نادان و بی خرد است که در لس آنجلس و این طرف و آن طرف امریکا و اروپا جمع شده اند و در خیال خودشان چه تصمیم ها که نمی گیرند. رضا پهلوی را تهدید می کنند که او را از پادشاهی برکنار می کنند و تاج و تختش را از وی می ستانند. یکی نیست به این ها بگوید کدام تاج؟ کدام تخت؟ کدام پادشاهی؟

هنوز که هنوز است شما از خواب بر نخواستید؟ انقلاب اسلامی به سال چهلم تولد خود نزدیک می شود و شما هنوز به دنبال پادشاه و پادشاهی هستید؟

لطفا درک کنید که دنیا عوض شده است. معادلات سیاسی منطقه کاملا تغییر کرده است. شما چه می گویید؟ این حرف ها باعث می شود تا مردم فکر کنند که شما دیوانده شده اید. بهتر است با دنیای عاقلان آشتی کنید آن وقت در خواهید یافت که دنیا امروز برای شما به اندازه یک دانه ارزن هم ارزش و اعتبار قائل نمی باشد. سر جای خود بنشینید تا زندگی تان را به انتها برسد، حداقل به عنوان یک انسان مجنون و دیوانه از شما یاد نخواهد شد وگرنه می گویند خدا ایشان را بیامرزد اواخر عمر این آقایان دیوانه شده بودند و رضا پهلوی را پادشاه می خواندند. رضا پهلوی  هم بهتر است دلارهایی که پدرش از ایران دزدیده است را خرج کند اما به فکر خریدن تاج پادشاهی نباشد چراکه در آن صورت از او نیز به عنوان پادشاه دیوانگان یاد خواهد شد.

انتهای پیام/مبدیان

بخش خنده دار و جالب قضیه اینجاست که این تعداد آدم محدود، مغرور و نادان، آنچنان شعور مردم ایران را به ناچیز گرفته اند که رضا پهلوی را تهدید به خلع ید از سلطنت می نمایند!

بررسی کلی

امتیاز کاربر: 4.75 ( 1 رای)
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme