https://telegram.me/empireoflies

داستان نامه نگاری شاه مخلوع ایران با ملک فیصل

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: سایت وُکس در گزارشی به درخواست شاه مخلوع ایران از ملک فیصل برای باز کردن درهای کشور به روی مدرنیسم اشاره کرده و می نویسد: درباره تاریخ بلند دشمنی میان ایران و عربستان که هم اکنون  نیروی پیشران بیشتر خشونت های خاورمیانه بوده و از آغاز سال نو میلادی بدتر شده است داستانی هست که سعودی ها دوست دارند بارها بازگو کنند. 

به نوشته این سایت؛ در سال ۲۰۰۱ شاهزاده بندر بن سلطان، سفیر رژیم سعودی در واشینگتن، در گفتگویی با نیویورک تایمز میان عربستان امروز و ایران زمان شاه مخلوع مقایسه ای انجام داد. 
او گفت در سالهای پایانی دهه ۱۹۶۰ شاه مخلوع یک سری نامه به ملک فیصل نوشت و گفت: «برادرم، از تو خواهش می کنم دست به مدرنیزاسیون بزن. درهای کشور خود را باز کن. آموزشگاه های مختلط پسر و دختران را باز بگذار. دیسکو برگزار کن. مدرن باش. وگرنه تضمین نمی کنم که بتوانی تاج و تخت خودت را نگه داری.»
ملک فیصل در پاسخ نوشت: «اعلیحضرت، من از راهنمایی شما سپاسگزارم. بگذارید یادآوری کنم که شما شاه فرانسه نیستید. در الیزه هم زندگی نمی کنید. شما در ایران هستید. ۹۰ درصد جمعیت کشور شما مسلمان است. لطفا این را فراموش نکنید.»
شاهزاده بندر این گونه جمع بندی کرد که «تاریخ، سخن ما را اثبات کرد.»
این داستان؛ گویاست ولی نه به آن شیوه ای که بندر در نظر داشت. 
گمان می کنم مردم ایران به حکومت پلیسی سخت گیرانه شاه و نفرت آشکار او از قدرتهای خارجی و فساد دربار تاکید داشتند که طبقات متوسط کشور را به خشم آورد و سرانجام، شکافهای درونی در جامعه ایران و نهادهای دولتی به گروه‌های اجتماعی مدنی غیردولتی اجازه داد تا در برابر دولت خود را سازماندهی کنند. 
آنچه در خاطره بندر آشکار می شود این است که این، بازتابی است از جهان بینی رژیم سعودی و این باور دیرپا در نزد آنان که مدرنیزاسیون به خشونت انقلابی خواهد انجامید و کشورهای مسلمان باید تنها افراط گرایی ضدمدرن را بپذیرند. 
خاندان سلطنتی عربستان سعودی، بر پایه شواهد، هرچند شخصا کمابیش لیبرال هستند، در عین حال، برخی از محافظه کارانه ترین قانون های روی زمین را به اجرا گذاشته و ایدئولوژی دولتی فوق محافظه کارانه ای را تبلیغ می کنند. دلیلش کمابیش این است که رهبران سعودی گمان می کنند کشورهایی با اکثریت مسلمان را تنها با دور نگه داشتن از مدرنیته و فرمانبرداری از قانون های محافظه کارانه می توان اداره کرد. 
نویسنده با اشاره به تشکیل دولت سعودی، آورده است: این کشور پهناور نخستین بار با هم پیمانی میان خاندان بلندپرواز سعود و پیروان یک بنیادگرای دینی به نام محمدبن عبدالوهاب در قرن هیجدم یکپارچه شد. سعودها می خواستند منطقه ای را که اکنون عربستان سعودی نام دارد فتح و یکپارچه سازند و وهاب می خواست دیدگاه فوق سخت گیرانه و ضدمدرن خود از اسلام را که امروز وهابیت نام دارد گسترش دهد. این روش کارگر افتاد و هرچند دولت در سال ۱۸۱۸ سرنگون شد در دهه ۱۹۲۰ از نو بازسازی شد و خاندان سعود با گروه وهابیان که به نام اخوان خوانده می شدند متحد شد. 
از آن زمان، سعودی ها حکومت می کنند و اسلامگرایان، صاحب دولتی هستند که رسما با تفسیر وهابی اسلام هماهنگ است. آشکار است که وهابیان، مشروعیت عقیدتی و پایگاهی از پشتیبانی در میان نهاد روحیانیان و پیروان متعصب آنها به رژیم سعودی می دهند. 
در پایان مقاله آمده است: در سراسر تاریخ مدرن این کشور، می توان دید که خاندان شاهی بین نیاز آشکار به گرایش به جهان مدرن و این باور که می بایست متعصبان وهابی را خشنود نگه دارد در نوسان بوده است. به همین دلیل است که آنها بودجه تندروها را تامین می کنند هرچند که این تندروها سرانجام به خاندان سلطنتی اعلان جنگ خواهند داد. به همین دلیل است که آنها دنبال پیوند تنگاتنگ با آمریکا هستند و در همان حال ایدئولوژی رسمی وهابی را گسترش می دهد که آمریکاییان را دشمن اسلام قلمداد می کند. 
همین تناقضات هستند که زندگی را برای بسیاری از شهروندان سعودی، به ویژه زنان و جوانان، سخت کرده و این امر خاندان سلطنتی سعودی را واداشته تا با مردم سالاری دشمنی کنند و این، به ناپایداری بیشتری رژیم سعودی کمک می کند. 
انتهای پیام/باشگاه خبرنگاران

سایت وُکس در گزارشی به نامه محمدرضا پهلوی برای پادشاه عربستان در دهه ۶۰ میلادی اشاره کرد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme