https://telegram.me/empireoflies

میخ آخر ستاره درخشش بر تابوت صدای آمریکا

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: چند روز پیش شنیده شد که محمد منظر پور، سردبیر بخش فارسی صدای آمریکا اخراج شد. منظر پور از تقرییا سه سال پیش، اردیبهشت ۱۳۹۲ نفر دوم صدای آمریکا بود.

یکی از کارکنان صدای آمریکا که نخواست نامش فاش شود، ضمن تأیید این خبر گفته بود: «او را با اسکورت حفاظت اداره البته به شکل محترمانه‌ای بردند. به گفته منظرپور شاکی وی ستاره درخشش است (ستاره خودش بزرگ‌ترین حامی منظرپور در این سال‌ها بوده است) از جمله موارد شکایت این است که منظرپور پایان قرارداد مهمان‌هایی که برای شرکت در برنامه‌ها پول می‌گرفتند را دیر ابلاغ کرده و سرویس مجبور شده در مواردی دستمزد مهمان‌ها را با وجود بسته شدن بودجه آن بخش بپردازد. منظر پور ده روز فرصت اعتراض به این حکم را دارد. اما بعید است نتیجه بخش باشد.»

اینک رادیو زمانه بیشتری را به قلم یکی از نزدیکان منظر پور در اختیار مخاطبان خود قرار داده است. محمد منظرپور روزنامه نگار ایرانی است که در کارنامه‌اش سوابق روشنی دارد. او کارشناس ارشد در حوزه خاورمیانه، تحلیل‌گر و از خبرنگاران ارشد بی‌بی‌سی فارسی بود که در ماه می ۲۰۱۴ پس از آن که مسئولیت خود به عنوان مدیر منطقه‌ای بی‌بی‌سی فارسی در واشینگتن پایتخت آمریکا را ترک کرد با سمت سردبیر بخش فارسی صدای آمریکا، درست در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم ایران، به صدای آمریکا پیوست.
منظرپور در شرایطی به رسانه دولت آمریکا پیوست که این رسانه حتی برنامه مشخص و منسجمی برای پوشش انتخابات ایران، که یکی از مهم‌ترین موضوعات روز بود، نداشت. دورانی که خبرهای پر از اشتباه و بدون منبع، با غلط‌های نوشتاری و بیانی در تلویزیون و برخوردهای جهت‌دار در این رسانه دیده می‌شد.

در آن دوره وضعیت موجود چنان بود که مدیران عالی صدای آمریکا و سازمان اداره کننده آن «BBG» را به شتاب وا داشت تا در حین آن که مراحل اداری استخدام وی طی می‌شد، از او می‌خواهند که سکان کار را به دست بگیرد. منظرپور به گواه همکاران منصفش به طور مشخص با برنامه ریزی توانست یکی از مهم‌ترین اتفاقات روز یعنی انتخابات ایران را پوشش دهد.

تیم‌های خبری را منسجم کند و برنامه‌های تحلیلی را قوت ببخشد. اگرچه به دلیل بی برنامگی سازمان پس از اتمام انتخابات وی برای مدتی خانه‌نشین شد، اما پس از چند ماه و طی مراحل قانونی و تکمیل آن با سمت سردبیر به طور رسمی کار خود را در صدای آمریکا آغاز کرد.

به هر روی او کار خود را در رسانه‌ای آغاز کرد که حتی تارنمای آن روزهای آخر هفته یعنی شنبه و یک شنبه تعطیل می‌شد. رسانه‌ای که مدیرش پرونده‌ای باز برای صدور نامه‌های صوری برای گرفتن ویزای یک فرد در افغانستان به بهانه استخدام در بخش فارسی داشت.
این روزنامه‌نگار در جایی کار خود را آغاز کرد که متون ترجمه شده بازخوانی نمی‌شد و منابع خبری، تارنماها یا شایعاتی بود که توسط افراد غیر حرفه‌ای انتخاب می‌شد. در واقع آقای منظرپور میراث دار صندلی شد که برای حفظ آن نباید یک خبرنگار خبره می‌بود. برای خیلی از افراد اهمیتی نداشت که کسی که آن جا می‌نشست در پوشش اخبار بهار عربی در مصر در میانه میدان و گزارش‌هایش از بندر «اشکلون» در اسراییل سر خط خبرهای بی‌بی‌سی بود.

بی شک او برای حفظ آن صندلی باید به همان روش گذشته در این سازمان باج می‌داد و باج می‌گرفت، کاری که به نظر می‌رسد محمد منظرپور هیچ وقت نتوانست در آن حرفه‌ای باشد. یک رویه تاریخی در صدای آمریکا این است که باید مطیع اوامر ملوکانه بود و باید بله گوی مقام بالاتری باشید که تنها چیزی که نمی‌شناسد رسانه است. آقای منظرپور باید زیر نظر «ستاره درخشش» مدیر بخش فارسی کار می‌کرد که یکی از افتخاراتش به عنوان یک فرد رسانه‌ای، نداشتن توییتر بود و به دفعات با ذکر این جمله که «این مسخره بازی‌ها کار من نیست» فضای جامعه مجازی را مورد تمسخر قرار می‌داد. کسی که به اقرار عموم همکارانش سابقه فعالیت رسانه‌ای‌اش بیست سال کار با سمت مجری در همان صدای آمریکا بود.
اما منظرپور بر خلاف نظر کسانی که نگران سرنوشت یک روزنامه نگار حرفه‌ای در صدای آمریکا بودند با هدف «تغییر» وارد صدای آمریکا شد.
از روزهایی که محمد منظرپور با ایده‌هایی که به صورت مکتوب نزدیک به بیست صفحه وارد ساختمان «کوهن» شد امروز نزدیک سه سال و اندی می‌گذرد. تا این که روز بیست و هشتم مارس ۲۰۱۷ مانند هر روز برای به موقع رسیدن به جلسه برنامه ریزی صبحگاهی اخبار راهی محل کار در ساختمان خیابان استقلال در نزدیکی سنای‌آمریکا می‌شود و به محض ورود از او می‌خواهند تا به اتاق خانم «تیشا» مسوول امور اداری برود، با ورود به اتاق با حضور نماینده بخش حراست صدای آمریکا آقای «آلفرد» و خانم تیشا او یک اعلام نظر را دریافت می‌کند که در آن ستاره درخشش مدیر ارشد وی به دلیل‌هایی در چند صفحه درخواست اخراج او را کرده است.
رادیو زمانه دلیل اخراج منظر پور را این چنین وصف می‌کند: وی با عدم اعلام به موقع به سه میهمان برنامه‌های روز در خصوص قطع شدن بودجه حق‌الزحمه آنان باعث بدهی سازمان شده‌اید و این ضرر به خزانه داری دولت آمریکا بوده و به همین دلیل مسئول ارشد وی خانم درخشش «سیگ» درخواست اخراج وی را کرده‌اند که این درخواست پس از بررسی مورد تأیید واقع شده است.
اما در این ماجرا چه کسی نگران حرام شدن بودجه است؟ ستاره درخشش، کسی که خود چند روز پیشتر بدون هیچ دلیل موجه‌ای به خرج دولت آمریکا و از محل پول همان خزانه داری به فرانسه سفر کرده است (نمی‌خواهیم تاکید کنیم که ممکن است این سفر برای ملاقات سران سازمان مجاهدین خلق باشد). کسی که روزهای پر تلاطم مذاکرات برجام با هزینه خزانه داری ایالت متحده برای مطرح کردن خود «Self Promoting» علی‌رغم آن که صدای آمریکا یک خبرنگار مقیم، نیلوفر ابراهیمی، در محل هتل مذاکرات در وین دارد و بی وقفه گزارش‌ّها را ارسال می‌کند خود راهی وین می‌شود، به همه بخش ها دستور می‌دهد که همه موظف هستند مصاحبه های او را کار کنند و زمان برای اتصال ماهواره‌ای می‌گیرد و «جیم کندی» مسوول نیروی انسانی بخش فارسی را مامور می‌کند تا یک به یک افراد مسوول را در اتاق خود توجیح کند که در صورت عدم پوشش به موقع کارهای خانم درخشش اخراج خواهند شد، تا یک گفتگو در برابر هتل محل مذاکرات با «آلن ایر» و یک همکار دیگر او در وزارت خارجه ترتیب دهد تا مهم ترین سوالی که در پوشش زنده و در اوج بحران مذاکرات از آقای ایر می‌پرسد این باشد:
«چه خبر آقای ایر؟» و جالب است که آلن ایر که فارسی‌دان خوبی هم هست با زیرکی پاسخ می‌ٔدهد «خبر سلامتی!». بی‌شک هر کسی در آن دوره می‌داند که خانم درخشش با توجه به خیزی که برای میز ایران در وزارت خارجه برداشته بود سعی در نزدیک شدن به آقای ایر داشت. کسی که به صراحت ابایی از نقد سازمان تحت امر خانم درخشش نداشت.
ناگفته نماند سخن‌گوی فارسی‌دان وزارت خارجه آمریکا بعدها در پی اعتراضات به عملکرد صدای آمریکا در پوشش‌ّهای خبری یک نظر سنجی ساده بر روی صفحه فیس‌بوک شخصی خود گذاشت که مضمون آن این بود:شما به عنوان مخاطب، بی‌بی‌سی فارسی را می‌پسندید یا صدای آمریکا؟
این سوال برای خانم درخشش چنان سنگین بود که یکی از نزدیکان خود را در تحریریه (آرش سیگارچی) مامور یافتن راه حل برای جبران ضربه وارده کرد. چنانچه بعد از چند روز با بررسی روش های مختلف از یافتن کسانی که کامنت مثبت برای صدای آمریکا بگذارند تا نوشتن مطلب موازی تلاش کرد خود را از این ارزش یابی ساده که گرفتارش کرده بود برهاند. کامنت‌های مردم در همان زمان، اگر پست توسط آقای ایر پاک نشده باشد، گواه عدم محبوبیت خانم درخشش است.

درخشش به دفعات در محافل مختلف گفته منظر پور انتخاب من نبود. به راستی برخلاف تصویری که خود وی بعدها ایجاد کرد تا نشان بدهد آقای منظرپور عامل تصمیمات خلق الساعه و غیر حرفه‌ای است در واقع او هیچ وقت نتوانست رفتار حرفه‌ای منظرپور را تحمل کند و در این میان به مرور آقای منظرپور در مسیر انزوا قرار گرفت. او که هر بار سعی در تغییر داشت از سوی کسانی که به چند علت، یا عدم سواد کافی یا ترس از حذف، حاضر به هر نوع همکاری با خانم درخشش بودند، مورد هدف قرار می‌گرفت یا از طرف شخص مدیر دسترسی‌هایش کاهش ‌یافت.
اما خانم درخشش تشویش‌اش، که بی‌شک بخشی ناشی از عدم سواد کافی حرفه‌ای بوده، فقط آقای منظرپور نبود. مدیر بخش فارسی با یک برنامه ریزی مجدانه برای از میان بردن هر رقیب خطرناکی از هیچ حرکتی فروگذار نبود. او در میان همین مذاکرات برجام بود که یکی از برترین و پربیننده ترین برنامه های صدای آمریکا، افق، را که توسط «سیامک دهقان‌پور»، فردی مسلط، اداره می شد به دلیل همین ترس و اخلاق «ماکیاولی» از بین برد.
به بهانه‌ای فعالیت سیامک دهقان پور را معلق کرد و دستور تعطیلی برنامه افق را داد. وی همچنین موکدا از تهیه کننده برنامه افق و تیم همکاران و هم چنین مسوول وقت جامعه مجازی بخش فارسی صدای آمریکا، اردوان روزبه، خواست تا هر کامنتی به هر مضمونی در خصوص تعطیلی برنامه افق و یا عدم حضور آقای دهقان پور در صفحه های مجازی سازمان گذاشته می شود فوری برداشته شود. خانم درخشش حتی حاضر به پرداخت اضافه کار برای کسانی بود که به طور شبانه روزی کامنت‌ها را رصد کرده و در سه شیفت کاری بدون فوت وقت حذف کنند.
اردوان روزبه بعدها به دلیل عدم همکاری در حذف کامنت‌های مرتبط با آقای دهقان پور و برنامه افق با توجه به خارج بودن از «چارتر» سازمانی و نقض آزادی بیان با توجه به تهدیدهای مداوم خانم درخشش با ذکر علت استعفایش طی یک ایمیل به مدیران ارشد سازمان از سمت خود استعفا داد و شکایتی را از خانم درخشش در دادگاه فدرال با عنوان «نقض آزادی بیان» طرح کرد.

رفته رفته بنابر یک برنامه سیستماتیک ستاره درخشش با ایجاد فضای فشار و ایجاد مدیریت های موازی در کار سردبیر که در واقع تصمیم گیرنده در همه بخش های سازمان بود، ایجاد خلل کرد. دستورهای پیاپی و متناقض، تفویض اختیار به افراد تحت امر سردبیر و نظارت مستقیم بر آن‌ها به حدی که به طور رسمی بعضی از برنامه‌های تلویزیون بدون تایید سردبیر تولید می‌شد. در جایی این فشارها چنان بر محمد منظرپور افزون شد که وی به دفعات از رییس صدای آمریکا «آماندا بنت»، خانم «کی لو» و سایر مسوولین وقت درخواست کرده بود که فضای موجود را که ستاره درخشش تبدیل به یک «جهنم» کرده است تغییر دهند و برای ایجاد مدیریت‌های موازی در سازمان، عدم پاسخ‌گویی گروهی‌از نیروهای تحت امر و دریافت دستور مستقیم از خانم درخشش چاره‌ای بیاندیشند.
گفته می شود در حال حاضر ستاره درخشش به احتمال بسیار زیاد به زودی برای ارایه توضیحات در برابر شاکیان پرونده شکایتی که بر علیه او توسط دو کارمند قراردادی صدای آمریکا که از طرف او مورد آزار واقع شده‌اند، باید در دادگاه حاضر شود. وی در یک دادگاه فدرال باید پاسخ‌گوی نحوه برخورد تحقیر آمیز با دیگر هم‌کاران خود باشد. قوانین آمریکا اجازه می‌دهد در جلسه‌ای که به صورت عمومی که می‌تواند فیلم آن نیز منتشر شود، به سوال های شاکیان پاسخ بدهد.
از طرفی بسیاری در دولت ترامپ بر این باورند که چرخش تازه درخشش و اخراج سردبیر این رسانه دولت آمریکا با هدف حفظ جایگاه خود وی، نمی‌تواند پوشش مناسبی برای ادامه کار او و تبرئه‌اش از تمامی رفتار های غیر حرفه‌ای اش باشد. به طور عمده گرایش ناشیانه وی به قدرت و گمانه زنی نادرست در خصوص پیروزی کلینتون باعث شد که وی بیشتر نقش یک پروپاگاندای انتخاباتی را به نفع هیلاری کلینتون بازی کند تا نقش یک مدیر رسانه‌ای بی طرف.
با این شرایط به نظر می رسد با عدم اقبالی که وی اینک در دولت ترامپ روبرو است، وکلای سازمان هم در دادگاه فدرال در خصوص پرونده شکایت از وی دفاع جدی نداشته باشند. فراموش نباید کرد که بر اساس نظر سنجی درون سازمانی، او فردی با پایین ترین مقبولیت در بین کارمندان بخش فارسی صدای آمریکا است.
در نهایت به نظر می رسد نه تنها قربانی کردن یک سردبیر با سابقه حرفه‌ای بی طرف نمی‌تواند او را از حمله زودرس مخالفان در امان بدارد، بلکه او را به حذف نزدیک تر خواهد کرد. و در نهایت این که خانم گفته می‌شود ستاره درخشش در روز های اخیر در تلاش است که «آرش سیگارچی» را به عنوان جایگزین محمد منظرپور معرفی کند. که با این اوصاف دیگر چیزی از صدای آمریکا باقی نمی ماند و باید فاتحه آن را خواند.

برگرفته از گزارش رادیو زمانه با تلخیص

انتهای پیام/

https://telegram.me/empireoflies

۱ دیدگاه

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme