https://telegram.me/empireoflies

«من و تو» به جای عذرخواهی، از ایرانی ها طلبکار شد! + فیلم و تصاویر

به گزارش «امپراتوری دروغ» به نقل از جام نیوز، شبکه «من و تو» اخیرا به پخش قسمت دوم از مجموعه مستند “ساکنان زمین” با عنوان مردان آهنین یا مرد آهن مبادرت کرد که در بخشی از این مستند، ایرانیان به طرز عجیبی تحقیر می شوند.

مستند یادشده به بهانه مرور تاریخ نبردهای بشری و تسلیحات جنگی، تصویری توهین آمیز -که یادآور فیلم های موهنی چون ۳۰۰ است- از ایرانیان باستان به دست می دهد.

این مستند از تحریف های پی در پی تاریخی اشباع شده است و حتی با کتاب مقدس یهود و مسیحیت نیز همخوانی ندارد.

در بخش مورد اشاره، حمله داریوش هخامنشی به یونان و شکست وی از آتنی ها و اسپارت ها به نمایش درآمده است.

در این باره چند نکته لازم به ذکر است:

۱٫ اصل شکست لشکر داریوش از آتنی ها و بعد شکست آتنی ها از خشایارشا درست است، اما این به معنای تأیید نوع روایت این اتفاق در مستند “ساکنان زمین/ مردان آهن” نیست.

اصل ماجرا بدین شرح است که ۹ هزار سرباز آتنی با یاری هزار سرباز از پلاته، متحد آتن، به دشت ماراتن رفتند. یونانی ها روز بعد با فالانکس یا فالانژ (آرایش نظامی) خاص خود به ارتش ایران حمله کردند. صفوف اول ارتش داریوش با حمله نخست فرو ریخت. به دنبال آن، پس از چندین ساعت نبرد، ارتش ایران شروع به عقب نشینی کرد. در حالی که یونانیان ۱۹۲ نفر تلفات داده بودند، ۶۴۰۰ جسد ایرانی در میدان نبرد باقی مانده بود.

هرچند امروزه در بین بسیاری از مورخان، این جنگ و تلفات اعلام شده، شک برانگیز هستند؛ چرا که دشت ماراتن کوچک است و نمی تواند آن همه سرباز را در خود جای دهد.

اما بعدها خشایارشا، پسر داریوش، این شکست را جبران نمود و طی یک لشکرکشی عظیم، آتن را فتح کرد. یونانیان به علت کثرت سربازان ارتش ایران تصمیم گرفتند که در یک منطقه کوهستانی جلوی ارتش خشایارشا را بگیرند و برای این منظور درصدد برآمدند که در منطقه کوهستانی ترموپیل ارتش ایران را متوقف کنند.

در تنگه ترموپیل، به علت تنگی جا، نیروی ایران با مقاومت آتنی‌ها و اسپارتی‌ها -که برای نخستین بار باهم متحد شده بودند- مواجه شد. سرانجام یک یونانی به ایرانیان که در حدود سه روز در ورودی تنگه متوقف شده بودند، راهی را معرفی کرد که به پشت تنگه می‌رفت.

یونانیان با آگاهی از این خیانت گریختند و فقط لئونیداس (حاکم اسپارت) به همراه ۳۰۰ اسپارتی که به اجبار مانده بودند، همگی کشته شدند. (این همان موضوع فیلم ۳۰۰ بود که البته اثری از پیروزی ایرانی ها در آن نبود)

اسپارتی‌ها، بنابر قوانین لیکورگ، فرار کردن از میدان جنگ را ننگ بزرگی می‌دانستند و مجازات آن اعدام بود. بنابراین بعد از فرار یونانی‌ها از تنگه ترموپیل، اسپارتی‌ها برجای ماندند.

در مورد فتح آتن هم نقل قول فراوان است ولی مسلم آنکه خبری از کشتار عمومی توسط خشایارشا نبوده است و حتی روزی که ایرانیان از آتن رفتند، تمام عمارت‌های شهر باقی بود. آتن را خود یونانیان در جنگ‌های داخلی که از سال ۴۳۱ تا ۴۰۴ پیش از میلاد طول کشید، ویران کردند که شرح کامل آن در تاریخ توکودیدس آمده است. توکودیدس اسم جنگ‌های داخلی یونان را جنگ پلوپونز گذاشته است.

واقعیت تاریخ این است که خشایارشا رفته بود تا آتن را به جبران سوزانیده شدن “سارد” به دست یونانیان ویران کند، ولی شجاعت یونانیان در ترموپیل در وی موثر افتاد و چون توانست آتن را تقریبا بدون جنگ فتح کند، از تصمیم خود منصرف شد.

از آن گذشته، سربازان ایرانی که با وی به آتن رفتند متمدن بودند و به مفهوم واقعی کلمه “شهرنشین” به شمار می‌آمدند، به آبادانی علاقه داشتند و عمارت‌های زیبا را می‌پسندیدند و علاقه ای به ویران کردن عمارت زیبای آتن و این شهر نداشتند.

اسناد تاریخی نشان می‌دهد که ده روز بعد از ورود ارتش ایران به آتن در محله “سرامیکم” چند کارگاه سفال‌سازی و در محله “کولی توس” چند کارگاه فلزسازی به کار افتاد و باز از اسناد تاریخی فهمیده می‌شود که ده روز بعد از ورود ارتش ایران به شهر آتن، از داخل خانه‌های آتن صدای نواختن چنگ به گوش می‌رسید.

یکی از حقایق دیگر درباره فتح یونان احترامی است که ایرانیان به نوامیس یونانیان گذاشتند.

سربازان ایرانی لااقل یک سال و به روایتی بیش از یک سال از زن‌های خود دور بودند و اکثر آن ها جوان به‌شمار می‌آمدند و در دوره‌ای از عمر به‌سر می‌بردند که به اقتضای طبیعت، مرد به شدت متمایل به زن می‌شود.

زن های یونان هم خوش اندام و زیبا بودند؛ با این حال دیده نشده که یک افسر یا سرباز ایرانی به یک زن یونانی تعرض کند. در تمام تواریخی که یونانیان راجع به جنگ‌های ایران و یونان نوشته‌اند، حتی یک بار دیده نمی‌شود که نوشته باشند یک افسر یا سرباز ایرانی به یک زن یونانی تجاوز کرده باشد، در صورتی که در عرف قدیم وقتی یک ارتش وارد کشوری می شد -همانطور که اموال ملت مغلوب را متعلق به خود می‌دانست- زن‌های آن ملت را هم از آن خود می‌دانست.

اما ایرانیان دوره هخامنشی آنقدر متمدن و مقید به احترام نوامیس بودند که هرگز به خود اجازه نمی‌دادند هنگام تهاجم به یک کشور به زن‌های ملت مغلوب تجاوز کنند.

آن‌ها مردها را اگر مقاومت می‌کردند، می‌کشتند و اسیر می‌کردند، ولی زن ها را محترم می‌شمردند.

کتزیاس طبیب و مورخ یونانی که مدتی بعد از ورود خشایارشا به آتن در دربار ایران خدمت می‌کرد و بیست سال از عمر خود را در ایران به‌سر برد، نوشته است که در ایران زن روسپی وجود ندارد.

در مستند «من و تو» و سایر محصولات سینمایی هالیوود هرگز خبری از این روی سکه تاریخ نیست و نخواهد بود و این البته امری طبیعی است که آن ها دوست ندارند تاریخ عظیم ایران زمین بر جهانیان هویدا شود.

۲٫ شبکه من و تو در برنامه «جواب» نه تنها بخاطر پخش این مستند از مخاطبان ایرانی خود عذرخواهی نمی کند، بلکه با این بهانه که “چرا اینقدر مرگ بر آمریکا می گویید؟” ایرانی ها را توبیخ هم می کند تا کار خود در پخش مستند را توجیه کرده باشد!

دروغ گویی واضح آن ها نشان می دهد که ناسیونالیسم ایرانی فقط در جهت ضدیت با جمهوری اسلامی برای گردانندگان شبکه انگلیسی من و تو اهمیت دارد وگرنه آن ها بر خلاف آنچه که جلوه می دهند، چندان هم عرق ملی ندارند.

۳٫ در مستند من و تو و در فیلم ۳۰۰ و در نمونه های مشابه دیگر، ایرانی ها افرادی بی عرضه تلقی شده اند که علاوه بر خوی تجاوزگری، بدریخت و بدوی هم هستند. ایرانی ها به جای کلاه نظامی چیزی شبیه لباس عربی بر تن و دستار عربی به سر بسته اند، آنهم بدون هیچ طرح چشم نوازی!

فرمانده ایرانی ها نشانه ای از سلحشوری و حتی لباس نظامی ندارد و به راحتی هرچه تمامتر کشته می شود. به راستی کشوری مثل ایران با آن تمدن پیشرفته خود چطور نتوانسته برای نظامیانش کلاهخود و سپر تهیه کند؟ با این ملاحظه که شمشیرهایی آهنی داشته اند!

گفتنی است یکی از اختراعات تازه ایرانیان در عصر پرتحرک سده پنجم پیش از میلاد، اختراع “ارابه داس دار” بود. این ارابه از هر طرف نیزه و شمشیرهای تهدیدکننده و در مرکز چرخ ها کاردهای داس مانندی داشت که نوک بعضی به طرف پایین و برخی دیگر به طرف بالا خمیده بود.

در فنیقیه و کاریه و یونیه و سواحل بسفر کشتی هایی ساخته شد که مطابق نوشته های هرودوت از کشتی های یونانی بزرگتر و سرعت سیرشان بیش تر بوده است.

به غیر از موارد یادشده، از جمله نشانه های رشد سخت افزاری ایرانیان، ایجاد وسایل خبررسانی از جمله چاپارخانه های متعدد شامل تعداد زیادی از اسب های بادپا و چابک سواران زبردست بود که احکام و فرمان های نظامی را به سرعت و دست به دست به مقصد می رساندند.

پیک های شاهی در راه های بزرگ هرساعت اسبی را که تاخته بود، با اسبی تازه نفس عوض می کردند و به این ترتیب پیام ها را با شتابی خارق العاده از جایی به جای دیگر می رسانیدند.

اما در این مستند، ایرانی ها کاملا بدوی و بی برنامه و فقط به لحاظ تعداد در سطح خوبی هستند.

انتهای پیام/

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme