https://telegram.me/empireoflies

معمای «معمای شاه»!

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: در یادداشت پیش رو که به قلم رضا سیف پور – مدرس دانشگاه نگاشته شده، درباره سریال معمای شاه که این روزها با احتساب تکرارهایش بارها از رسانه ملی پخش می شود، معتقد است: اگر «معمای شاه» به این روند ادامه دهد نه تنها نتواند گره از بسیاری «معما»ها بگشاید بلکه به احتمال قوی خود معماهای جدیدی را به همراه می آورد که در نوع خود جای شگفتی است. 

متن این یادداشت که به صورت اختصاصی در اختیار خبرنگار سینما و تلویزیون ما قرار گرفته، به شرح زیر است: 
معمای «معمای شاه»!این روزها سریال پرحاشیه ای از آنتن شبکه یک سیما در حال پخش است که علی رغم پرهیاهو بودن در زمان تولید، در همین چند قسمت اولیه باعث دلسردی و ناامیدی بسیاری از کسانی شده است که هنر و «رسانه» را عامل مهم «آگاهی بخشی» و ابزاری کارآمد در پاسخگویی به پرسش های اساسی « افکار عمومی » و در یک کلام اصلی ترین ابزار انتقال « ارزش ها» به نسل های بعدی می دانند. با وجود انواع «شبکه های ماهواره ای» و «رسانه های نوین» شامل؛ شبکه های اجتماعی و سایت ها متعدد جای تعجب نیست که زندگی فردی همچون “محمد رضا پهلوی” و سلسله ای که پدرش “رضاشاه” بنا نهاد، جزء معماهای اصلی نسل حاضر باشد. ازاینرو انتظار می رفت که پس از این همه سال، یک سریال تلویزیونی «الف ویژه» با این همه هزینه و صرف امکانات، بتواند لااقل به بخشی از این «معما» ها پاسخ دهد. با اینحال اگرچه شاید کمی برای قضاوت زود باشد اما به نظر می رسد اگر«معمای شاه» به این روند ادامه دهد نه تنها نتواند گره از بسیاری «معما»ها بگشاید بلکه به احتمال قوی خود معماهای جدیدی را به همراه می آورد که در نوع خود جای شگفتی است. 
اگر چه اکنون زمان نقد جامع و همه جانبه این سریال نیست اما می توان «معمای شاه» را در همین چند قسمت اولیه نیز تا حد زیادی به قضاوت نشست و از چند منظر مختلف به شرح ذیل مورد تحلیل قرار داد:
۱- فقدان فیلم‌نامه مناسب
فیلم نامه متکی بر “درام”، مهمترین عامل موفقیت و اثرگذاری هر مجموعه تلویزیونی یا اثر سینمایی محسوب می شود. این درست است که می خواهیم در مورد بخشی خاص از تاریخ معاصر کشور خودمان صحبت کنیم اما آنچه «عامل پیش برنده» درهر سریال و عامل تضمین کننده همراهی مخاطب با آن سریال است چیزی نیست جز « قصه جذاب» و رعایت « قواعد درام»! با همین رویکرد باید از خود بپرسیم؛ «معمای شاه» براساس کدام حادثه داستانی شکل گرفته و به جلو می رود؟ کدام بخش تاریخ دوران پهلوی بیش از بقیه مد نظر کارگردان بوده؟ آیا کارگردان تنها روایتگر روزانه بخشی از تاریخ، آن هم به روایت مکتوب یک تاریخ نگار سنتی است که همه چیز را با منطق خود دیده و نوشته؟! اگر اینطور است پس منطق داستانی چه می شود ؟ و چرا باید مخاطب به جای دیدن این سریال به خواندن همان کتاب نپردازد؟ که هم هزینه کمتری دارد و هم وقت کمتری صرف می شود. یک سریال خوب باید متکی بر فیلمنامه ای قوی و جذاب همراه با منطق داستانی محکم باشد، حتی اگر قرار باشد بخش مشخصی از تاریخ معاصر را روایت کند. از این منظر به نظر می رسد این اصلی ترین نقطه ضعف « معمای شاه » در همین چند قسمت پخش شده بوده و در ادامه اگر اصلاح نشود می تواند عاملی مهم در دلزدگی مخاطب محسوب شود.
معمای «معمای شاه»!
۲- ریتم بسیار کند سریال و سرعت بسیار زیاد وقایع
به همان اندازه که ضرباهنگ درونی و بیرونی سریال از منظر یک مخاطب عادی کند و کسالت بار است ، دقیقا به همان اندازه نیز پرش های بلند کارگردان از حوادث اصلی و فرعی پیرامون دوران پهلوی اول عجیب و دور از انتظار است . این شتاب زدگی تا آنجا پیش می رود که عملا تمام جنگ جهانی اول با چند دیالوگ ساده خاتمه پیدا می کند و استعفای مهم رضا شاه از سلطنت با آنهمه حواشی داخلی و خارجی در چشم برهم زدنی خلاصه می شود . بی آنکه مثلا کوچکترین اشاره ای به وضعیت سیاسی اجتماعی ایران و نقش مردم و نخبگان در تهران و شهرستان ها بشود . 
۳- حاکمیت تک گفتمانی بر متن
متن فیلمنامه در عین کم رمق بودن از جهت منطق داستانی و عامل پیش برنده ، به لحاظ « گفتمان » نیز به شدت مونولوگ بوده و تنها روایت گر یک نگاه تاریخی به حوادث مهم دوران پهلوی است . بطوریکه در همین چند قسمت پخش شده هم ، بسیاری از زمینه های فکری ، فرهنگی و سیاسی آن اثر همچنان مبهم باقی مانده که این بر خلاف انتظار نخبگان ، پژوهشگران و حتی مخاطبین جوان و پرسشگر سریال است . جاداشت در این سریال تاریخی با بهره گیری از منابعی معتبر ، تلفیقی مناسب از روایت های تاریخی صورت می گرفت و با بیان تمام زشت و زیبای آن عصر ، تلاش می شد تا مخاطب به شکلی آگاهانه با ماهیت اصلی حوادث و اتفاقات و بسترهای شکل گیری انقلاب اسلامی و انتخاب تاریخی مردم آشنا می شدند . 
۴- نگاه عوامانه به تاریخ معاصر
در ادامه این نگاه تک گفتمانی ، متاسفانه کارگردان محترم به شدت نگاه عوام گرایانه ای را به تاریخ ، در قسمتهای پخش شده به نمایش گذاشته است . نگاهی غیر قابل انتظار که در دیالوگ های نازل رد و بدل شده بین شخصیت ها و شعارزدگی افراطی کل اثر به شدت رخ می نمایاند . جاداشت در این خصوص کارگردان محترم ضمن بهره گیری از پژوهشگران زبده تاریخ معاصر ، از نویسندگان ماهر برای بازنویسی دیالوگ ها و پرداخت شخصیت ها کمک می گرفت.
معمای «معمای شاه»!
۵- کم توجهی به دکوپاژ
از همه اینها که بگذریم در هر اثر تلویزیونی یا سینمایی ، « دکوپاژ » اثر و « میزانسن » های طراحی شده ، مختص کارگردان است و اصیل ترین بخشی است که می تواند نگاه خاص کارگردان را در اثر به نمایش بگذارد با این وجود در این بخش نیز با کمال تعجب شاهد سطحی نگری کارگردان محترم هستیم . همه هنرجویان سینما و تلویزیون به خوبی می دانند که حرکت های دوربین و شخصیت ها ، نوع قاب ها ، اندازه کادرها و …. ابزارهای بیانی کارگردان در روایت خاص او هستند و نمی توان انتظار داشت که کارگردان محترم با تجربه طولانی خود این موضوع را اینگونه ، جدی تلقی نکنند .
۶- کم توجهی در پژوهش
در سینما و تلویزیون ، پژوهشی مورد نظر است که در خدمت فرآیند تولید باشد. کار پژوهشگر در حوزه سینما و تلویزیون بسیار متفاوت با کار یک پژوهشگر دانشگاهی است . در همین چند قسمت پخش شده شاهد اشتباهات (گاف ) متعددی در سریال هستیم که نشان دهنده عدم برخورداری مناسب اثر از «پژوهش در خدمت تولید» است . این ضعف را در بیان بازیگران ( دیالوگ های اشتباه ) و یا طراحی های صحنه و لباس ( اکسسسوار نامناسب) بارها شاهد بودیم . متاسفانه این آفت گریبان گیر بسیاری از تولیدات سینمایی وتلویزیونی ما است با اینحال در تولید اثری با اهمیت «معمای شاه» انتظار داریم که کمتر شاهد این نقیصه اساسی باشیم .
همه اینها را که کنار هم بگذاریم آنچه ممکن است حاصل شود بی انگیزگی مخاطب برای ادامه همراهی با سریال و نهایتا کم اثر بودن سریال در حوزه «انتقال پیام» است که به نظر می رسد با توجه به هزینه های مادی و معنوی بسیاری که برای این اثر شده به هیچ وجه نمی تواند پاسخگوی نیاز سفارش دهندگان اثر باشد. به یاد داریم پخش یک مستند آرشیوی از شبکه ای ماهواره ای، در خصوص زندگی پهلوی اول چنان واکنشی در جامعه ایجاد نمود که در پی آن ده ها مقاله و نقد و تحلیل به رشته تحریر درآمد تا از اثرات اجتماعی آن در ذهن مخاطب بکاهد که البته این از خصوصیات اصلی یک اثر هنری مطلوب محسوب می شود. با این حال بعید به نظر می رسد سریالی با این درجه کیفی در تولید (الف ویژه ) توانسته باشد پاسخگوی نیاز اصلی مخاطبین باشد. از اینرو است که باید به دنبال حل «معمای، معمای شاه» باشیم و تا حد امکان در پی رفع آن بکوشیم زیرا به نظر می رسد این سریال نمی تواند تا آخر مخاطبین اصلی خود را با خود همراه سازد.
انتهای پیام/بولتن نیوز

در یادداشت پیش رو که به قلم رضا سیف پور – مدرس دانشگاه نگاشته شده، درباره سریال معمای شاه که این روزها با احتساب تکرارهایش بارها از رسانه ملی پخش می شود، معتقد است: اگر«معمای شاه» به این روند ادامه دهد نه تنها نتواند گره از بسیاری «معما»ها بگشاید بلکه به احتمال قوی خود معماهای جدیدی را به همراه می آورد که در نوع خود جای شگفتی است.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme