https://telegram.me/empireoflies

مصادره میلیاردی اموال ایران توسط ژنرال آمریکایی

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: بتازگی دیوان عالی آمریکا (چهارشنبه اول اردیبهشت ۱۳۹۵) به بهانه انفجار بیش از سه دهه پیش در بیروت و کشته شدن نیروهای مارینز آمریکایی که هیچ وقت عوامل آن مشخص نشدند و نیز سندی هم دال بر دخالت ایران یافت نشد، دریافت غرامت ۲ میلیارد دلاری از ایران را تصویب کردند و به جای آزاد کردن دارایی‌های بلوکه شده ایران و عمل به تعهدات پس از برجامی خود، برداشت از این دارایی‌ها را کلید زدند.

دست درازی سخیف به اموال ایران از سوی آمریکا در حالی است که جمهوری اسلامی ایران در موارد بسیار متعددی می‌تواند دریافت غرامت از آمریکا را به تصویب برساند که از قضا تمامی این موارد نیز مستند و قابل اثبات خواهد بود.

به استناد مستندات بیشمار وغیرقابل انکار، آمریکا در بسیاری از فجایع و جنایت‌هایی که در کشور ما رقم خورده و آسیب‌های فراوان و بعضاً غیرقابل جبران برای ملت ما به همراه داشته است، نقش مستقیم و غیرمستقیم داشته و می‌توان برای هرکدام از این فجایع و حوادث، پرونده‌های متعدد حقوقی را در مجامع قضایی و کیفری بین‌المللی طرح و طرف آمریکایی را مجبور به پرداخت غرامت کرد.

اتاق خبر ۲۴ با هدف بازخوانی پرونده‌های متعدد این کشور علیه ایران در گزارش اول خود به بررسی نقش آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد (اسناد واعترافات مادلین آلبرایت وزیر خارجه وقت آمریکا در سال ۱۳۷۸)، راه اندازی و آموزش ساواک، حمایت و طراحی شیوه‌های گوناگون سرکوب مردم توسط رژیم پهلوی و کشتار ۱۳ آبان ۵۷ پرداخت.

از آنجایی که دامنه سعی و تلاش آمریکایی‌ها جهت حفظ رژیم ستم شاهی و محفوظ ماندن مطامع و منافعشان وسعت زیادی داشته است، در این گزارش بخش دیگری از جنایات آمریکا علیه ملت ایران در این دوره مورد بررسی و بازخوانی قرار گرفته است که در زیر می‌خوانید:

سفر ژنرال هایزر آمریکایی به ایران و تلاش برای کودتای نظامی توسط ارتش و دولت بختیار علیه انقلابیون

در آخرین روز‌های عمر رژیم پهلوی، آمریکا به منظور دفاع از حکومت تحت الحمایه خود و انجام برخی از مقدمات، مأموری را به سوی ایران روانه کرد. مأمور مزبور ژنرال هایزر نام داشت و از مأموریت وی با عنوان مأموریت ژنرال هایزر در ایران یاد می‌شود.

ماموریت ژنرال هایزر آمیریکایی در ایران و نقش واقعی وی در آخرین روزهای عمر رژیم گذشته، یکی از‌‌ همان سیاهه‌های جنایات آمریکا علیه ملت ایران است.

ژنرال «رابرت هایزر» که از ژنرال‌های چهار ستاره نیروی هوایی آمریکا بود و مقامات کاخ سفید، هدف از مأموریت هایزر به ایران را انجام یک کودتای نظامی عنوان داشته بودند.

 «یوسف مازندی» نیز که سال‌ها نماینده خبرگزاری یونایتدپرس در ایران بوده، در کتاب خود در این زمینه می‌نویسد:

 «هایرز می‌خواست ضمن نجات ارتش ایران از فروپاشی، آن را آماده نگاه دارد تا به صورت لزوم بتواند مشت آهنین را حتی در غیاب شاه هم به کار گیرد.»

هایرز در کتاب خاطراتش، هدف از مأموریت خود را ابلاغ پیام کار‌تر به ارتش ذکر می‌کند که طی آن مأموریت داشته سران ارتش را از حمایت رییس جمهور آمریکا مطمئن ساخته و ضمن آماده کردن آنان برای کودتای نظامی، از هر گونه اقدام نظامی زود هنگام که احتمالاً موجبات گسیختگی ارتش را فراهم می‌کرد، جلوگیری کند.

آمریکا از اعزام چنین مأمور بلندپایه‌ای در آماده سازی ارتش برای کودتای نظامی، دو هدف عمده داشته است: ابتدا اینکه مخالفین رژیم و مخصوصاً رهبری آن را از دخالت ارتش و احتمال خونریزی گسترده بترساند و موجب کوتاه آمدن آنان گردد؛ و سپس در صورتی که موفق به این کار نشد، مواظب باشد که ارتش علیه بختیار وارد عمل نشود. چه به نظر آمریکا، ارتش کارت برنده‌ای بود که در صورت عدم موفقیت بختیار می‌بایست رو می‌شد.

اما آنچه که هایزر به عنوان هدف مأموریت خود ادعا می‌کند، همهٔ مطلب نیست. بلکه بنابر پاره‌ای گزارشات، از جمله اعتراف سولیوان (سفیر آمریکا در ایران) در کتاب خود، هدف دیگر مأموریت هایزر علاوه بر مطالب فوق الذکر، بررسی اوضاع ایران و بالاخره در صورت تشخیص وخامت اوضاع، در درجه نخست برچیدن پایگاه‌های جاسوسی در مرز شوروی، و خارج کردن دستگاه‌های پیچیده آن و سایر سلاح‌های پیشرفته، و سپس فسخ قراردادهای خرید اسلحه به دست بختیار بوده است.

در حقیقت آمریکا با موفقیت در امضاء گرفتن از بختیار که سند تاریخی خیانت بختیار به ملت ایران است، نه تنها اسلحه‌های خریداری شده را تحویل نداد و از به دست مخالفین افتادن آن‌ها جلوگیری نمود، بلکه به این وسیله موفق شد که مبالغ کلانی ارز، به عنوان غرامت از حساب ایران در بانکهای آمریکا برداشت نموده و بالاخره مابقی را هم که حدود ۹میلیارد دلار می‌شد، ضبط کند.

گفتنی است چون آمریکا نظام سلطنتی ایران را در خطر می‌دید، فروش این سلاح‌ها، از جمله چندین فروند آواکس را به مصلحت خویش نمی‌دید. لذا یکی از مأموریت‌های هایزر، بر هم زدن این قرارداد به نحوی بود که آمریکا متضرر نشود.

کمک ۵۰۰ هزار دلاری آمریکا به احمد مدنی

دولت آمریکا در زمان ریگان، همچون دورهٔ زمامداری کار‌تر، ارتباط خود را با گروهک‌های ضدانقلابی را حفظ و همچنان به حمایت و پشتیبانی از آنان ادامه داد. آمریکا از این گروهک‌ها یا به عنوان جاسوسی و کسب اخبار و اطلاعات محرمانه نظامی- سیاسی و اقتصادی و یا برای ترور مقامات کشوری و اشخاص مؤثر نظام؛ و یا برای شرکت در طرح‌های گوناگون کودتای و براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران. آمریکا جهت مقابله با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از به کارگیری هیچ ابزاری فروگذار نکرده و گروهک‌های ضدانقلاب، از تمامی طیف‌ها، در همین راستا مورد توجه دستگاه‌های سیاسی و اطلاعاتی آمریکا قرار داشته‌اند.

» احمد مدنی «که با گرفتن یک کمک مالی پانصد هزار دلاری از سازمان» سیا «خود را کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۵۸ کرده بود، پس از افشا شدن برخی از اسناد وابستگی وی، سرانجام او نیز به خیل فراریان از کشور پیوست و فعالیت ضد انقلابی خود را در خارج از کشور آغاز کرد.

وی در مصاحبه‌ای با فصلنامه «ره آورد»، که در آمریکا منتشر می‌شود، شرح فرار خود از ایران را این گونه بیان می‌کند:

«در بیست و هشتم شهریور ۱۳۵۹، پنهانی از مرز کشور بیرون رفتم و وارد ترکیه شدم. در اینجا بود که نمایندگان شادروان دکتر شاپور بختیار به دستور و سفارش وی به یاریم شتافتند، از جمله گذرنامه‌ای برایم تهیه کردند و امکانات سفر به استانبول را فراهم آوردند و همهٔ هزینه‌های آن را پرداختند و سپس در مدت اقامت در استانبول نیز هزینه هتل و دیگر هزینه‌ها را تأمین کردند. سرانجام نیز امکانات سفر به آلمان را که خواستار بودم برایم فراهم آوردند.»

وی در بخش دیگری از سخنانش در مورد چگونگی روابطش با شاپور بختیار می‌گوید:

 «در پاریس با شادروان دکتر بختیار در یک جبهه نبودم ولی راه‌مان کم و بیش، یکی بود و صمیمیت‌ها و دیدارهایی به منظور برقراری هماهنگی در مشارکت‌ها، همواره برقرار بود و همیشه از نظریاتش بهره‌مند می‌شدم.»

مدنی در مورد ارتباط گروهش با سازمان» سیا «و دریافت کمک‌های مالی از آنان اعتراف می‌کند که در ماه‌های پایانی سال۱۹۸۱ (۱۳۶۰)، پس از گذشت پانزده ماه که از کمک‌های مالی سازمان» سیا «به گروه وی می‌گذشت، این کمک‌ها قطع شد. با این حساب، زمان آغاز کمک‌های مالی» سیا «به گروه وی مصادف است با فرار وی از ایران و وارد شدنش به ترکیه. یعنی که وی از‌‌ همان ابتدای فرار از ایران، زیر چ‌تر حمایتی» سیا «قرار داشته است. البته این ادعای خود تیمسار مدنی است، ولیکن واقعیت آن است که وی از سال ۱۳۵۸ و در جریان انتخابات ریاست جمهوری، از حمایت مالی سازمان» سیا «برخوردار بوده است.

وی در جای دیگری در رابطه با دریافت یک میلیون دلار از» سیا «و افشای آن توسط روزنامه» واشنگتن پست می‌گوید:

 «من نمی‌دانم این جگر سوزی شما برای یک میلیون دلار که مثلاً به هزار نفر کمک شده برای چیست که خیلی جگرتان را می‌سوزاند ولی به واسطهٔ عمل گردن کلفت‌های مقاطعه کار که هزار برابر آن را می‌خورند هیچ جگرتان نمی‌سوزد!»

ایران تایمز نیز در یکی از شماره‌های خود می‌نویسد: «در فهرستی که سازمان» سیا «از اسامی شخصیت‌های ایرانی و پول‌های داده شده به آنان منتشر ساخت، اسم آقای مدنی هم بود و اعتراف خود ایشان هم موضوع را تأیید کرد.»

طراحی‌های متعدد آمریکا برای تجزیه ایران و حمایت از گروه‌های تجزیه طلب

شاید بتوان گفت نقشه تجزیه ایران از‌‌ همان ابتدای پیروزی انقلاب به عنوان یکی از مهم‌ترین برنامه‌های مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران در دستور کار آمریکا قرار گرفت و پس از آن نیز به دنبال نا‌امیدی در راستای شکست تمامی نقشه‌های بر اندازی سخت و نرم، همواره این توطئه سر لوحه و ابتدای اهداف تعریف شده است به گونه‌ای که در این راه حتی از توسل به تحریک اقلیت‌های قومی و دینی نیز غافل نبوده‌اند.

دولت آمریکا که در سال۱۳۵۸ تلاش بسیاری برای حمایت از طرح‌های تجزیه طلبانه گروهک‌های مختلف به عمل آورده بود، با توجه به وضعیت نه چندان مساعد کشور در آن مقطع، آن چنان به موفقیت این طرح‌ها دل بسته بود که یکی از سناتورهای آمریکایی به نام سناتور» جکسون «در طی مصاحبه‌ای در اکتبر۱۹۷۹ (مهر۱۳۵۸) اظهار می‌دارد که: «انقلاب ایران محکوم به شکست است و آن کشور در آستانه تجزیه به قطعات کوچک است.

جاسوسان آمریکایی که با پوشش دیپلمات در سفارت آمریکا در تهران مستقر شده بودند، از‌‌ همان اوایل سال ۱۳۵۸ به فکر «ایجاد آشوب در کشور» و سقوط نهایی جمهوری اسلامی بوده‌اند. یکی از طرحهای آنان عبارت از «ایجاد اغتشاش همزمان» گروههای تجزیه طلب، در جهت سرنگونی نظام جمهوری اسلامی بوده است که سفارت آمریکا به آن امید بسته بود.

در سندی که از یکی از پایگاه‌های جاسوسی آمریکا در ایران (در شهر اصفهان) کشف شده بود، یکی از افسران اطلاعاتی «سیا» در تاریخ ۲۹/۳/۱۳۵۸ اظهار می‌دارد که:

 «تمام بذرهای یک جنگ داخلی در ایران کاشته شده است. ما تسلیحات زیادی در ایران داریم. گروههای زیادی در ایران همه آماده جنگ هستند. ما در آستانه موفقیت و پیروزی هستیم».

در راستای پیاده کردن سناریوهای فوق الذکر، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا به حمایت پنهانی از گروههای تجزیه طلب می‌پردازد.

«حزب دمکرات کردستان ایران» که برای تجزیه کردستان از ایران دست به فعالیت زده بود، در‌‌ همان نخستین ماه‌های فعالیت خود (اوایل تابستان ۱۳۵۸) میلیون‌ها دلار کمک از «پیمان ناتو» دریافت کرد.

از سوی دیگر همزمان گروهک «پیکار» نخستین جریانی بود که وارد مبارزه مسلحانه با نظام نوپای جمهوری اسلامی شد و به سرعت موفقیت چندانی در راستای اخذ مبالغ کلان پول و مقادیر زیادی اسلحه از رژیم صدام به دست آورد.

مایلز کاپلند نیز که در جنگ دوم جهانی با ژنرال «دونوان» در دستگاه امنیتی ارتش آمریکا همکاری کرده و در تدارک کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۲۲ نیز با «کرمیت روز ولت» همکاری کرده بود، در اوایل سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۸)، بعنوان عضو گروهی از مشاوران بین المللی برای دیدار از مناطق عشایری و بررسی امکان شورش آن‌ها، به ایران سفر می‌کند.

پس از مدتی، دو نفر از روسای سابق ایل قشقایی به نامهای خسرو و ناصر قشقایی از آمریکا و آلمان غربی به ایران آمده و بلافاصله به استان فارس عزیمت و مدعی ریاست ایل قشقایی شدند. برادران قشقایی با حمایت بنی صدر، تلاش زیادی کردند تا عشایر فارس را مجددا زیر پرچم خود گرد آورند و یک آشوب تزیه طلبانه جدید را در منطقه حساس کوچ ایل قشقایی (یعنی از جنوب اصفهان تا خلیج فارس) پدید آورند.

خسرو قشقایی قبل از باز گشت به ایران، به واشنگتن رفته و طرح عملیات را با مقامات سازمان «سیا» هماهنگ ساخته بود.

وی در ایران با نام مستعار «اس. دی. را‌تر» با یکی از مامورین سازمان سیا به نام «اهرن» تماس داشت و از آنان ماهیانه یک میلیون دلار دریافت می‌کرد.

توطئه برادران قشقایی، علی رغم تمهیدات مفصل مادی و فرهنگی به نتیجه نرسید.

سر انجام، شورش نافرجامی که به غائله «اردوخان» شهرت یافت تنها توانست عده معدودی را به عنوان اعضاء ثابت به خود جذب کند که شورش آن‌ها نیز با مداخله قوای انتظامی پایان یافت.

انتهای پیام/اتاق خبر ۲۴

آمریکا با موفقیت در امضاء گرفتن از بختیار که سند تاریخی خیانت بختیار به ملت ایران است، نه تنها اسلحه‌های خریداری شده را تحویل نداد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme