https://telegram.me/empireoflies

مبارزه هماهنگ با دشمنان

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: سال‌ها بود که سقوط نظام شاهنشاهی آرزوی روشنفکران و دینداران و جامعه‌ ما بود و این آرزو در بهمن ۱۳۵۷ تحقق یافت. پس از سقوط نظام شاهنشاهی در جامعه‌ ما، نظام جمهوری اسلامی با نظر رهبری و رأی مردم به وجود آمد. در این نوشته نگاهی گذرا خواهیم داشت به سیر انقلاب اسلامی از پیروزی تاکنون. این نگاه گذرا را در چند مرحله‌ زیر خواهیم داشت:

یک- اهداف انقلاب اسلامی
مردم در برابر شرق و غرب، قد علم کردند تا نظامی داشته باشند که نه سوسیالیسم و کمونیسم شرقی باشد و نه لیبرال- دموکراسی غرب. روحانیان و روشنفکران مذهبی، غرب را جامعه‌ای از خود بیگانه و گرفتار نفسانیات و پشت کرده به خدا، دانسته و شرق را نیز گرفتار الحاد و نظام ناسازگار با فطرت انسانی می‌دانستند. مردم به دنبال جامعه‌ای بودند که همه خوبی‌ها‌ی شرق و غرب را داشته و هیچ یک از نواقص و اشکالات آن دو را نداشته باشد، زیرا از نظر مردم نه کمونیسم و نه نظام‌های سرمایه‌داری غرب، هیچ‌کدام نمی‌توانند سعادت حقیقی انسان‌ها را تأمین کنند، بلکه انسان را به تباهی می‌کشند! اما حکومت دینی همه را رهایی می‌بخشد! رهایی از ظلم و استعمار و استثمار در این دنیا، و رهایی از بدبختی و عذاب الهی در آخرت.

امام(ره) دراین‌باره می‌گوید:
ما باید روی میزان عدل رفتار کنیم. ما به آنها (شرق و غرب) خواهیم فهماند که معنی دموکراسی چیست؟ غربی‌اش فاسد است، شرقی‌اش هم فاسد است.  مردم می‌گفتند نظامی خواهیم داشت که ساخته دست بشر هواپرست نخواهد بود، بلکه یک نظام آسمانی و الهی خواهد بود که براساس ایمان به خدا و اعتقاد، استوار باشد. نظامی که در آن نظام، حق مظلوم را از ظالم گرفته و راه هرگونه تعدی و بهره‌کشی را ببندیم. سطح زندگی حاکمان، با سطح زندگی محروم‌ترین قشر جامعه، یکسان شده و چنان عدالت و برابری وجود داشته باشد که اگر در غرب کشور و حتی در غرب جهان، مسلمانی و حتی انسانی گرسنه خفته باشد، هیچ‌کس در شرق کشور، سر سیر به بالین ننهد!

مردم از نظام اداری دوران شاهنشاهی بیزار بودند که کار نمی‌کنند و احیاناً گرفتار رشوه‌خواری و فساد هم هستند. مردم از تفرعن و خودنمایی مقامات دولتی خوششان نمی‌آمد که رفتارشان طاغوتی است! یعنی به‌جای آنکه خود را خدمتگزار مردم بدانند، به آنان فخر می‌فروشند و تفرعن می‌ورزند!
مردم به فکر کوخ‌نشینان بودند. هدف مردم تقسیم عادلانه‌ درآمدهای ملی و باز پس گرفتن اموال به غارت رفته‌ طبقات محروم و ستمدیده‌ جامعه بود. مردم بر آن بودند که محور کرامت و سربلندی را تقوا و پرهیزکاری و صداقت و خدمت قرار دهند، نه جاه و مال. در یک کلام، مردم به دنبال نظامی بودند که ۲ ویژگی اساسی داشته باشد:
نخست اینکه- از هرجهت با نظام‌های رایج در شرق و غرب عالم، تفاوت بنیادی داشته باشد. آن نوجوان شهری یا آن کارگر و کشاورزی که در صفوف پشتیبانی از انقلاب اسلامی، با مشت‌های گره کرده، از ته دل فریاد می‌زدند که: «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» قطعاً از عمق ادعایشان آگاه نبودند!
مردم فکر می‌کردند که باید تلاش کنند تا جمهوری اسلامی نه شرقی باشد و نه غربی! غافل از اینکه آنان بخواهند یا نخواهند و بدانند یا ندانند، به دنبال نظامی بودند که در نهاد خود نه شرقی بود و نه غربی! برای اینکه:
اولاً- با اینکه نظام‌های شرق و غرب تعریف دقیق داشتند، نظام مورد نظر مردم، تعریف دقیق و فنی نداشت. مردم خواهان حکومت اسلامی بودند، اما از چندوچون فنی و دقیق نظری و اجرایی آن خبر نداشتند، مثلاً مشکل قدرت از نظر کنترل و انتقال چگونه خواهد بود؟ یا اقتصاد با چه اصولی اداره خواهد شد؟ یا آزادی‌های فردی و اجتماعی چگونه تأمین و تضمین خواهد شد؟ یا استقلال سیاسی و خودکفایی اقتصادی ما چگونه فراهم می‌شود؟

ثانیاً- نظامی که خواستارش بودند نه در چارچوب نظام‌های کمونیستی شرق قرار داشت و نه در ردیف جامعه‌های لیبرال – دموکراسی غرب می‌گنجید! علاوه بر اینها با هر دو نظام شرق و غرب نیز، در مقام رقابت برآمده بود و قصد سازش و تسلیم نداشت. اگرچه آن مرد و زن باایمان روستایی و آن نوجوان پرشور شهری از این نکته غافل بود، اما سران شرق و غرب دقیقاً متوجه آن بودند.
دوم اینکه- نظام مردم، نه‌تنها نظامی باشد متفاوت با نظام‌های شرقی و غربی، بلکه باید نظامی باشد، در طول آنها و پیشروتر و کامل‌تر و کارآمدتر از آنها. برای اینکه:
اولاً- آنها تنها به فکر سعادت دنیوی مردم بودند، در حالی‌که حکومت اسلامی هم در فکر سعادت دنیوی مردم بود و هم در فکر سعادت اخروی آنان.
ثانیاً- مشکلات قدرت، آزادی، عدالت اجتماعی، استعمار، استثمار، جهل و گمراهی، در پرتو این نظام، بهتر از نظام‌های دیگر حل و فصل می‌شد. زیرا تعیین‌کننده‌ قوانین روابط اجتماعی، در آن نظام‌ها انسان است و در این نظام، خدا. این برتری، ناشی از نهاد حکومت دینی است که با پدیده‌ بشری حکومت، فرق دارد.
 انقلاب اسلامی با این آرمان‌ها و اهداف و با حمایت مردم به پیروزی شگفت‌آوری دست ‌یافت. شرق و غرب از این پیروزی نگران شدند.
دو- انقلاب و نگرانی‌های شرق و غرب
برژنف، رئیس‌جمهور و دبیرکل حزب کمونیست شوروی، در گزارش به بیست و چهارمین کنگره‌ حزب، نگرانی خود را از این نظام متفاوت ابراز داشته و می‌گوید: «مرزهای جنوبی ما به خطر افتاده است! قوانین اسلامی در بعضی از کشورهای شرقی، جدا مورد توجه قرار گرفته است… جان گرفتن اسلام، شاید مهم‌ترین حادثه‌ سیاسی قرن باشد. مناطق مسلمان‌نشین شوروی که تاکنون بسیار آرام بودند، با ایران و افغانستان مرز مشترک دارند و ممکن است شور و هیجان مذهبی انقلاب ایران از مرزها بگذرد.»

از طرف دیگر کیسینجر، سیاستمدار معروف آمریکایی، کشورهای خلیج‌فارس و در حقیقت منافع آمریکا و غرب را با ۲ خطر جدی روبه‌رو می‌‌دید: خطر انقلاب اسلامی ایران و خطر شوروی. و می‌گفت: در حال حاضر خطر مستقیم انقلاب ایران، خطر درازمدت شوروی را تحت‌الشعاع خود قرار داده است.
عملاً شرق و غرب در برابر پیروزی انقلاب اسلامی غافلگیر شده و بر آن کوشیدند تا به گونه‌ای آن را در اختیار گیرند یا در همان اوایل کار با مشکلاتی که ایجاد می‌کنند، به شکست کشانند.
ناگفته پیداست که کلیسای مقتدر و دارای همه‌گونه امکانات نیز از این حادثه نگران بود، بنابراین طبیعی بود که عوامل آن نیز به تکاپو افتند و در کنار شرق و غرب با انقلاب اسلامی مبارزه کنند. دستگاه‌های تبلیغاتی شرق و غرب و ثروت و امکانات آنان همگی می‌توانستند در جهت مبارزه با انقلاب اسلامی به کار افتند. اینک ما بودیم و این نگرانی‌ها و دشمنی‌ها، با این تفاوت که قدرت‌های نگران و کلیسا، تجربه‌های زیاد و امکانات نامحدودی داشتند، اما رهبر انقلاب اسلامی و مردم باایمان کشورمان برای درگیری با این دشمنان، با اینکه امکانات و تجربه‌ محدودی داشتند اما از ایمان نیرومند و امید قوی به حمایت پروردگار برخوردار بودند و پشتوانه‌ بزرگی از ایثار و نثار مردم فداکار را در اختیار داشتند.

سه- مبارزه با خطرهای استقرار نظام
نظام نوپای جمهوری اسلامی با خطرهای جدی و سنگین روبه‌رو بود، خطر شرق و غرب و خطر قدرت‌های کلیسایی. بی‌تردید استقرار نظام اسلامی تهدیدکننده بود، زیرا یک دین عقلانی در برابر مسیحیت غیرعقلانی می‌توانست برتری خود را به‌خوبی نشان دهد و نیز مسلمانان امکاناتی داشتند که می‌توانست برای قدرت‌های شرق و غرب تهدیدکننده باشد، یعنی جهان اسلام را به صورت یک ابرقدرت در برابر منافع شرق و غرب قرار دهد. مسلمانان علاوه بر دین سیاسی و کارآمد از امکانات مادی یک اقتدار فوق‌العاده نیز برخوردار بودند. در اینجا به برخی از شاخص‌های کمی اقتدار که در اختیار مسلمانان بود، اشاره می‌کنیم:
– جمعیتی برابر با جمعیت جهان که ۶۵درصد آن در آسیا و ۲۵درصد آن در کشورهای عرب و ۱۰درصد آن در آفریقاست. با کشورهای پرجمعیتی مانند اندونزی با ۱۸۰ میلیون نفر و پاکستان و بنگلادش و مصر و ایران و ترکیه.
– ۴۲درصد از ذخایر نفتی و ۲۵درصد از ذخایر گاز طبیعی، با ۴۰درصد صادرات نفت و ۷۰درصد از فسفات جهان.
– ۵۰درصد از نقاط استراتژیک جهان. از ۱۴ نقطه استراتژیک جهان ۷ نقطه در منطقه مسلمان‌نشین است به این شرح: تنگه هرمز، تنگه بسفر، باب المندب، کانال سوئز، داردانل، مالاکا و جبل الطارق.

 همه اینها از امکانات تحقق یک حاکمیت اسلامی نیرومند بود که بتواند برای جهان آینده و آینده‌ جهان، طرح و برنامه‌ای داشته باشد.
بنابراین حاکمیت دینی به عنوان تنها نظامی که شایسته‌ جهانی‌شدن بود، با داشتن یک دین عقلانی و عوامل و زمینه‌های یک اقتدار، می‌توانست برای شرق و غرب و کلیسا نگران‌کننده باشد و طبیعی بود که برای این نظام نوپا نقشه بکشند و حتی همه با هم همکاری کنند. خطرات ناشی از نقشه و توطئه‌ ابرقدرت‌ها ممکن بود ما را از جنبه‌های مختلف تهدید کند از جمله:
الف-‌ خطر کودتا: معمولاً در کشورهایی که انقلاب می‌شد، ابرقدرت‌ها می‌کوشیدند نظام جدید را پیش از آنکه استقرار پیدا کند، به دست عوامل داخلی از میان بردارند، چنانکه در جریان مصدق اتفاق افتاد. ممکن بود ابرقدرت‌ها به این فکر بیفتند که با گردآوری نیروهای نظامی و امنیتی رژیم گذشته، کودتایی را ترتیب دهند که این نظام نوپا را که نه بر قدرت نظامی تکیه داشت و نه از سیستم امنیتی برخوردار بود، از میان بردارند.
ب-‌ خطر جنگ داخلی: گاهی در اینگونه موارد با ایجاد جنگ داخلی از استقرار یک نظام جلوگیری می‌کردند، مانند افغانستان که پس از سقوط نظام گذشته، نیروهای مبارز را به جان یکدیگر انداختند.

ج-‌ خطر تهاجم غرب یا شرق ولو به وسیله یکی از کشورهای همسایه: یکی دیگر از خطرها امکان تهاجم قدرت‌‌های بزرگ بود، اگر چه این تهاجم به وسیله‌ یکی از کشورهای همسایه باشد، مانند جنگ‌افروزی صدام با حمایت قدرت‌های شیطانی.
در برابر این خطرها که عملاً هم هر یک به گونه‌ای تجربه شده‌اند چیزی که مقاومت کرد، تدبیر و نفوذ امام بود و ایثار و نثار مردم. امام (ره) می‌فرمود: نگویید که اسلام به ما چه کرده است، بگویید که شما به اسلام چه کرده‌اید؟ اینک نوبت؛ نوبت مردم بود که باید در صحنه می‌ما‌ندند و در برابر خطرات می‌ایستادند. چنانکه می‌دانیم مردم ما با تحمل همه‌ سختی‌ها در عالی‌ترین حالت ممکن، دست به ایثار و نثار مال و جان زده، شر همه این خطرات را که عملاً هم پیش آمدند از کیان نظام اسلامی دفع کردند. بدین‌سان نظام اسلامی در مدت چند سال به مرحله‌ای از استقرار دست یافت که دیگر از این خطرها باکی نداشته باشد تا جایی که حتی با درگذشت رهبر انقلاب نه‌تنها آسیب و خطری احساس نشد، بلکه عملاً ثبات و استقرار نظام، با شکوه تمام، نشان داده شد. برخلاف دشمن که گمان می‌برد انقلاب با امام دفن خواهد شد، عملاً جهانیان دیدند که تابوت امام بر دوش مردم، به منزله‌ پرچم استقرار و اقتدار این نظام بود.

چهار-‌ استقرار نظام و هواپرستی‌ها
با استقرار نظام، به طور طبیعی خطر هوا و هوس، این نظام نوپا را تهدید می‌کرد. اگرچه نظام استقرار یافته بود، اما خطر هوا و هوس از خطر شرق و غرب بیشتر تهدیدش می‌کرد. اینک دوران جهاد اصغر گذشته و دوران جهاد اکبر فرارسیده بود، یعنی ما در مبارزه با دشمن پیروز شده بودیم، اما با دشمنی بدتر از آن و خطرناک‌تر از آن در درون خود، روبه‌رو بودیم. یعنی با هوای نفس و با هواپرستی و دنیادوستی‌مان درگیر ‌شدیم. به‌تدریج به تشریفات تن دادیم و به استقبال و بدرقه دلخوش کردیم و برای وکیل و وزیر شدن از همه چیز هزینه کردیم و سرانجام دست به بیت‌المال بردیم و رانت و رشوه را رواج دادیم. در کاخ‌ها نشستیم و با ماشین‌های گران‌قیمت و محافظ و ماشین ضدگلوله به راه افتادیم. از مردم فاصله گرفتیم، به مدیرانمان قدرت دادیم و از نظارت دوری کردیم و هزاران مشکل دیگر. سرانجام نظام اسلامی را وسیله قرار دادیم تا خودمان بر سر قدرت باشیم و ثروت ‌اندوزیم. در این میان در اثر رفتار نادرست خود، چند مشکل جدی را در جامعه پیش آوردیم.

الف- ضعف مدیریت: که اثر خود را در همه شؤون مملکت نشان می‌دهد. از آموزش و پژوهش تا فکر و فرهنگ و اقتصاد و سطح زندگی مردم.
ب- آسیب دیدن ارزش‌های اصولی انقلاب: انقلاب ما، انقلابی بود که رو به ‌سوی خدا و معنویت داشت. اما جامعه، اکنون به دنبال هوا و هوس است و به ارزش‌های مادی می‌نازد. دیگر در جامعه ما از ایثارها و نثارها چندان خبری نیست. در یک طرف جامعه، درآمد، حساب و کتاب ندارد و در طرف دیگر، فقر غوغا می‌کند. فاصله طبقاتی عمیق‌تر شده، جوانان به فرهنگ بیگانه روی آورده‌اند، قاچاق و دلالی رواج دارد و صدها مشکل دیگر.
ج- کوتاهی در حفظ موقعیت بین‌المللی انقلاب: هم‌اکنون عملاً می‌بینیم که قدرت‌های غرب می‌خواهند، ما را به ضعف بکشانند و نه‌تنها ما، بلکه جهان اسلام را به صورت‌های گوناگون تهدید می‌کنند و مسلمانان را به جان هم انداخته‌اند. دریغا که امروز مسلمان، مسلمان می‌کشد و مسلمانان مسجدها را منفجر می‌کنند و به زنان و کودکان مسلمان حمله می‌کنند.

پنج-‌ چه باید کرد؟
به نظرم، رهبری و مردم جامعه می‌توانند بر همه‌ این مشکلات پیروز شوند. ما نباید با مشاهده‌ مشکلات فرهنگی و اقتصادی ناامید شویم و نیز نباید از تحریم و تهدید بترسیم، بلکه باید به یک مبارزه‌ هماهنگ دست بزنیم و کار را با اقدامات زیر آغاز کنیم:

۱-‌ حضور پیشگامان: چنانکه پیش از انقلاب، عده‌ای به عنوان پیشگامان مبارزه، در صحنه حاضر شدند و در کنار امام قرار گرفتند، امروز نیز عده‌ای به عنوان پیشگام به صحنه بیایند و در جهت احیای ارزش‌ها و مبارزه با هوا و هوس که زمینه‌ساز مبارزه با دشمن خارجی است، در کنار رهبری حرکت کنند و دست به ایثار و نثار بزنند.
 اینان در جهت پاسداری از خون شهدا و هدف‌ها و ارزش‌های انقلاب از دنیادوستی دست بردارند و در شرایط کنونی که جامعه‌ ما در تحریم قدرت‌های غربی است و با توطئه ارزانی نفت، درگیر است، این پیشگامان به حداقل زندگی، قناعت ورزند و دارایی خود را در اختیار رهبری بگذارند که صرف نیازهای جامعه شود و از زندگی پرتجمل دست بردارند و طبق فرموده مولای متقیان، زندگی خود را با زندگی طبقه‌ محروم جامعه تطبیق دهند. افتخارشان فقر و بی‌نیازی و تقوا و درستکاری باشد، نه ثروت‌اندوزی و تجمل. اگر بتوانیم این گام اول را برداریم، در گام دوم می‌توانیم مبارزه بی‌امانی را با فساد و رانت و رشوه در پیش بگیریم.
۲-‌ مبارزه با فساد: مبارزه با فساد را باید از طبقه‌ بالا شروع کنیم، زیرا اگر طبقه بالا نسبت به فساد حساس باشند، طبقه‌ پایین و میانی جرأت فساد پیدا نمی‌کنند. در این مرحله رؤسای قوای سه‌گانه با عوامل پیرامون خود با رهبر انقلاب پیمان ببندند که اگر در قلمرو آنان کسی مالی اندوخته باشد، بی‌درنگ آن را به بیت‌المال بازگردانند و جریان را با آمار و ارقام در اختیار مردم قرار دهند و با شفافیت کامل دارایی‌ و شیوه‌ زندگی خود را به مردم نشان دهند، سپس با قاطعیت تمام با غارتگران بیت‌المال مبارزه کنند.

۳-‌ به کار گرفتن مدیریت علمی: در مرتبه سوم ملاحظات جناحی را کنار گذاشته و از دانایان و کارشناسان جامعه یاری بگیرند تا یک برنامه درست علمی مطابق با نیاز روز را در کشور پیاده کنند. از مساله تفکیک قوا گرفته تا مدیریت‌های بسیار پایین جامعه. همه را براساس دانش و اندیشه و رهنمودهای بی‌کران قرآن بازسازی کنند.
۴-‌ حمایت مراجع و روحانیت: بی‌تردید برای اصلاح مفاسد و رهایی از مشکلات، مراجع و روحانیت می‌توانند نقش مؤثری داشته باشند. از جمله:
الف- به اجرای اسلام و ارزش‌های اسلامی تمرکز یابند و این همه درگیر آموزش اسلام نباشند. مسلمان بودن مردم جای نگرانی ندارد. این انقلاب با اسلام مردم پیروز شد و اکنون وظیفه‌ ما تلاش برای اجرای قوانین و ارزش‌های اسلام است.

ب- در کنار مردم، زبان گویای مردم باشند و مدام از انتظارات مردم سخن بگویند و از کج‌روی‌ها انتقاد کنند.

ج- به جای تمرکز بر مسائل نظری و برخی موضوعات بین‌المللی به ظرایف و دقایق آموزه‌های اسلام در مدیریت سیاسی جامعه بپردازند، از رفتار مسؤولان گرفته تا سطح زندگی آنان. به عبارت دیگر به خطرهای نامحسوسی بپردازند که با ناشایستگی مدیران، جامعه را با مشکل روبه‌رو خواهد کرد. مانند فشار اقتصادی و پایمال شدن ارزش‌ها.

د- توجه به‌موقعیت جهانی نظام اسلامی و مبارزه‌ آگاهانه با توطئه‌های قدرت‌های خارجی و آسیب‌های مسلمانان تندرو.
در پایان هم‌اکنون که بیش از ۳ دهه از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد، باید چنان هوشیار باشیم و رفتار کنیم که رنج‌هایی را که برای پیروزی انقلاب اسلامی کشیدند، پایمال نکنیم و راه مقدس و پرثمر شهدا و جانبازان و اسرای عزیزمان را که در جهت استقرار این نظام در پیش گرفتند، ادامه دهیم تا مسلمانان را امیدوار و دشمنان را ناامید کنیم.

انتهای پیام/وطن امروز

سال‌ها بود که سقوط نظام شاهنشاهی آرزوی روشنفکران و دینداران و جامعه‌ ما بود و این آرزو در بهمن ۱۳۵۷ تحقق یافت. پس از سقوط نظام شاهنشاهی در جامعه‌ ما، نظام جمهوری اسلامی با نظر رهبری و رأی مردم به وجود آمد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme