https://telegram.me/empireoflies
امروز در اندک موارد رو به کاهش سوگند دانشجویان پزشکی، بخش های مربوط به سقط جنین و حمایت از حیات حذف شده و نتیجه آن لغو قانون ممنوعیت سقط جنین در آمریکا شده است.

ما بچه می‌کشیم، پس هستیم+فیلم

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: شبکه یورونیوز از لغو قانون سقط جنین در ایالت تگزاس آمریکا خبر داد.

یورونیوز با “سخت گیرانه خواندن قانون سقط جنین” به استقبال لغو آن در تگزاس رفت.

این شبکه گزارش داد: دیوان عالی آمریکا به لغو قانون سخت گیرانه سقط جنین در ایالت تگزاس رای داد.

بنابراین گزارش، به این ترتیب مقررات وضع شده بر ضد پزشکان و درمانگاه های ویژه سقط جنین در تگزاس ملغی خواهند شد.

تصمیم دیوان عالی آمریکا که با رای موافق پنج قاضی این دیوان اتخاذ شد، پیروزی مهمی برای جنبش حقوق زنان محسوب می شود.

ایالت تگزاس دومین ایالت پرجمعیت آمریکا به شمار می آید.

این آخرین گزارش از انجام سقط جنین در آمریکا و دنیا نیست و هر روز با گزارش های متعددی مواجه می شویم که خبر از عادی و قانونی شدن سقط جنین در نقاط مختلف بویژه در کشورهای غربی دارند اما این هژمونی از آن جهت اهمیت دارد که به دنبال بسط فرهنگ خود در جهان و تحمیل آن به دیگر فرهنگ هاست. بدین بهانه به برخی اقدامات حامیان سقط جنین طی این سال ها گذرا اشاره می شود.

لینک دانلود

سقط جنین یا نسل کشی قانونی؟

مقرارت مهم مدنی و پزشکی همواره به دنبال ادیان بزرگ پدید آمده اند و اکثر قریب به اتفاق ادیان و انسان ها از تمدن های گوناگون در گذشته و حال به شدت مخالف سقط جنین بوده اند.

حدود ۵۰۰ سال قبل از میلاد، بقراط سوگند پزشکی را ابداع کرد و به خوبی مفهوم تقدس حیات را در آن خلاصه کرد اما وقتی رایش سوم در آلمان نازی آن را با برچسب منسوخ کنار گذاشت امروز کار به جایی رسیده که در اندک موارد رو به کاهش سوگند دانشجویان پزشکی، بخش های مربوط به سقط جنین و حمایت از حیات حذف شده است.

نیز در تناقضی آشکار در اعلامیه ژنو به سال ۱۹۴۸ توسط انجمن جهانی پزشکی آمده است: من نهایت احترام را برای حیات انسان از زمان لقاح قائل هستم.

یا در اعلامیه حقوق کودک سازمان ملل(۱۹۵۹) آمده است: کودک نیازمند حمایت ویژه قانونی قبل و بعد تولد است.

راستی چرا امروزه پزشکان دیگر خود را حافظ زندگی انسان ها نمی دانند؟ شگفت اینکه پزشکان آمریکا در اواخر قرن نوزده از سکوت کشیش ها برابر سقط جنین گله می کردند، روزگار تا چه اندازه عوض شده است.

آن زمان برخی پزشکان عامل سقط، با عنوان جلاد از انجمن پزشکی آمریکا اخراج می شدند اما امروزه با دستمزدهای هنگفت در سراسر دنیا مشتاقانه جنین را اسقاط می کنند.

با این اوضاع، نباید از تعداد فراوان کلیپ های ویدئویی گرفته شده از صحنه های واقعی قتل، شکنجه، بریدن اعضا تحت عناوین تجربیات بشری و سقط جنین تعجب کرد. در واقع بربریت رومی که با زشت ترین و غیرانسانی ترین شکل، جمعیت را با بهره کشی از زنان، بردگان، زندانیان و حیوانات مورد پذیرایی در کلسیوم ایتالیا یا آمفی تئاتر ماکسیموس میخکوب می کرد امروز به این شکل خودنمایی و عرض اندام می کند.

سقط جنین و اخلاق

موضوع سقط جنین اما چنان اهمیت اخلاقی دارد که فراتر از سلیقه های شخصی هر فرد است. مساله سقط جنین همانند منشوری است که وجدان اخلاقی یک جامعه و بویژه کیفیت تمدن غرب را به عنوان پیشرو این مساله منعکس می کند.

به واقع، تعداد بسیار کمی از مردم موافق سقط جنین بی حد و حصرند و نمی دانند این کار از لحاظ قانونی و حقوقی چه معنایی دارد و یا از چگونگی دقیق آن اطلاع دارند. وقتی به آنها توضیح می دهی آمار حمایت آنها به شدت کاهش می یابد و می پذیرند که باید به موارد خاصی مانند تهدید جدی سلامت مادر محدود شود.

به قول ویکتور روزن بام، حقوقدان، اکثریت قال توجهی از آمریکایی ها نمی دانند بر اساس قانون فعلی چه چیزی مجاز است[!]

حکم حکومتی سقط جنین

در کانادا و آمریکا بواسطه قانون حکومتی همه به نوعی شریک جرم هستند و برای سقط جنین در این کشور مالیات پراخت می شود.

اگر سقط جنین منفور تمدن ها و ادیان است و اصول اخلاقی مخالف آن، چطور زن آمریکایی یا کانادایی به راحتی وارد بیمارستان می شود و درخواست سقط جنین قانونی می دهد که بار مالی آن نیز از طریق مالیاتی که همه مردم می پردازند، تامین می شود. آن هم در مرز نه ماهگی و یا دقایقی قبل از زایمان.

رسانه ها و مواجهه با سقط جنین

دیدگاه های مردم در رسانه ها منعکس نمی شود، مطالعه مدیا واچ نشان می دهد که رسانه در ۷۹ درصد موارد فعالیت های ضد سقط جنین را با عناوین منفی مطرح کرده اند در حالی که برای فعالیت های به اصطلاح طرفداران آزادی سقط جنین ۹۷ درصد عناوین مثبت را به کار گرفته اند.

چنین بحرانی در همین گزارش شبکه یورونیوز هم تحت عنوان”قانون سخت گیرانه ” حکایت از همین مواجهه رسانه ای دارد.

دو پژوهش عمده در مورد رسانه های آمریکا و کانادا نشان می دهد بالغ بر ۹۰ درصد روزنامه نگاران طرفدار حق سقط جنین هستند. هنگامی که چنین روزنامه نگارانی برای مردم درباره آن بنویسند می توانیم مطمئن شویم که حقیقت به گوش مردم نرسد.

چرا سقط جنین می کنیم؟
هرگاه جامعه ای توهم خردگرایی، روشنفکری و به تبع آن پیشرفت را که مستلزم مهندسی اجتماعی گسترده برای رساندن همه ما به سرزمین رویاها است، بپرستد باید به پزشکان حق کشتن بدهد.

در رم باستان پدر اختیار کامل بر تولد یا مرگ فرزند داشت اما به ندرت آن را بکار می گرفت اما در جاهلیت مدرن و بعد از ۱۶۰۰ سال به برکت قانون و حکم حکومتی، مادر جای پدر را گرفته و اختیار کامل زندگی و مرگ کودک را دارد.

فکرهای خطرناک بانیان اصلی نسل کشی مدرن

روسو که فردی هتاک و خودخواه بود و تهی از عشق ورزیدن به زنان و کودکان، بجای خانواده خصوصی، خانواده دولتی با آرمان های اشتراکی و یکسان را پدید آورد و این فاجعه آغاز شد. روسو اراده فرد را جایگزین اصول اخلاقی و قوانین مدنی کرد به همین دلیل حامیان سقط جنین امروزه می گویند این مساله کاملا به انتخاب شخصی بستگی دارد و اراده ما بر اراده های دیگر غلبه دارد.

نیچه پیامبر اراده مدرن از روسو هم فراتر رفته تمام معیارهای اخلاقی را زیر سوال برد و به برخی این جرئت را داد که بدون ابراز تمایل خود به استیلای اراده شخصی با عناوین زیبای حقوق فردی، منشورهایی بیافرینند که با هزینه دیگران برایشان تضمین کند.

جرج گرانتِ فیلسوف، گفته سناتور آمریکایی هوی لانگ را یادآور می شود که وقتی فاشیسم به آمریکا بیاید با نام دموکراسی خواهد آمد.” گرانت معتقد است جنبش مدرن آزاد سازی زنان برای اثبات ادعای خود مبنی بر این که بیولوژی سرنوشت ساز نیست” دقیقا از همین زبان استفاده می کند یعنی فمنیست رادیکال باید برای رهایی از قیود بیولوژی، خود را از دیگری (جنین) که درباره جسم او مدعی است، رها کند.

او از زبان حقوق دمکراتیک استفاده می کند تا هر آنچه آزادی اش را سلب کرده بی ارزش کند و سرانجام جنین را انگل آزادی خود که باید از شرش رها شود، می نامد.

بدین شکل آموزه های روسو و نیچه به شکلی ساده و از طریق روان شناسی عوام پسند به جوانان منتقل می شود تا جوانان بیاموزند خوب و بد بستگی به انتخاب فردی دارد و چون خوب و بد مطلق وجود ندارد همجنس بازی، سقط جنین و در کل مسایل مرتبط با اخلاق به پسند شخصی افراد بستگی پیدا می کند.

و به تبع در کلاس های آموزش جنسی، سقط جنین بصورت یک راه حل ساده مبتنی بر فن آوری برای رفع دردسر مطرح می شود.

زنانی با صدایی گوشخراش

خصمانه ترین صداهای خواستار سقط جنین به جنبش فمنیست های رادیکال مدرن تعلق دارد. مباحث آنها کاملا ضدونقیض است. بحث اصلی آنها این است که زنان و مردان اساسا یکسان هستند اما به سبب زایمان و تربیت فرزندان وظایف خانگی و اجتماعی نابرابری روی دوش زنان است.

رادیکال ها کوشیده اند این به اصطلاح نابرابری طبیعی را با واگذاری وظایف مربوط به تولد و تربیت به دیگران از بین ببرند. آنها می خواهند با رام کردن مردان و با زور آنها را وادارند بخشی از وظایف شان را بدوش کشند. یا ترجیحا سخت ترین بخش آن را به لحاظ زمان و هزینه به دولت در شکل مهدکودک رایگان واگذارند.

این تندروها معتقدند فقط در این صورت است که زنان مانند مردان به آزادی می رسند.

فمنیست به مثابه یک جریان سیاسی

هر جریان سیاسی می کوشد اهداف خود را تحت لوای شعارها و الفاظ گمراه کننده و واژه های زیبا پنهان کند. همین که رادیکال ها متوجه شدند مردم از حق جنین بی حد و حصر حمایت نمی کنند موضوع را کنار گذاشتند و در صدد یافتن اهداف بالاتری برآمدند تا هدف اصلی را که سقط جنین است، پوشش دهند. برخی از این اهداف در شعارهایی چون آزادی یعنی انتخاب، کودک ناخواسته نه، زن حق کنترل بر بدن خود را دارد، نهفته است.

بطور مثال رادیکال ها با زیرکی کل مساله را از حق سقط جنین به حقوق مدنی تغییر دادند تا بحث را در لفافه واژه خوش طنین آزادی بپیچند. از همین جا عبارت “طرفدار انتخاب” طراحی شد تا بطور ضمنی هر کس که به هر دلیلی مخالف سقط جنین است مخالف آزادی به شمار آید اما غافل از اینکه آزادی انتخاب از میان گزینه های موجود در زندگی هرگز به این معنا نبوده که می توانیم نتیجه گیری های خود را تحمیل کنیم.

تناقض این سیاست

اینها کسانی هستند که عقیده دارند گرچه سقط صرفا گزینه ای شخصی است که پیامدی اجتماعی ندارد اما چنانچه جنین مونث باشد دیگر حق سقط جنین وجود ندارد زیرا تبعیض علیه زنان است[!]

شعار سوئدی، کودک ناخواسته نه

سوئدی ها سال ها قبل روی تابلوهای تبلیغاتی می نوشتند: فرزند آری اما وقتی که ما بخواهیم. اما توجیه این که حق حیات فرد بستگی به این داشته باشد که فرد دیگری او را خواسته یا نخواسته باشد یک ورشکستگی اخلاقی است این فرمول خطرناک بنابه علل نفسانی برای یک فرد تسلط خداگونه بر زندگی دیگران قائل است.

این فرمول به طور معمول با سقط آغاز، با نوزادکشی پیش رفته و با قتل دلسوزانه (اتانازی) پایان می یابد. چرا که انسان ها تحت تاثیر احساسات خود به خلق شگفت آورترین توجیهات عقلانی برای هر نوع قساوت توانا هستند.

در پاسخ به این شعار باید گفت: زن قبل از اینکه باردار شود می بایست خود را کنترل کند چرا که اعمال انسان ها دارای پیامد است. وقتی شما روابط جنسی غیرمسئولانه برقرار می کنید پیامدهای قابل پیش بینی خاصی را برای خود رقم می زند.

تضادهای شگفت آور

یان جنتلز تاریخ نگار کانادایی می گوید: امروزه در قلب نظام حقوقی ما آنجا که پای کودک متولد نشده به میان می آید تضاد شگفت آوری وجود دارد.

و توضیح می دهد: که کودکان متولد نشده در کانادا حق ارث دارند اگر شخص سومی بطور مثال در رانندگی به کودک در رحم صدمه بزند، می توانند علیه او شکایت کنند.

کودکان به دنیا نیامده همچنین می توانند از مادر یا شخص ثالث به جرم آزار و اذیت یا غفلت از آنها در رحم شکایت کنند مثل کودک نقص عضو.

انگلوساکسون از این قوانین به شدت حمایت می کنند. اما یگانه حقی که از آن حمایت نمی شود حقی است که تمام موارد فوق به آن بستگی دارد حق کشته نشدن! حال چگونه می شود کسی در قانون مدنی، فرد یا انسان شمرده شود اما در قوانین کیفری انسان به شمار نیاید؟

شاید نهایت تناقض گویی در این قوانین این باشد که مادر نمی تواند از کودک متولد شده خود غفلت یا با او بدرفتاری کند اما با این حال می تواند بطور قانونی او را بکشد.

قانون شگفت دیگر

یا طبق قوانین کانادا دختر برای سوراخ کردن گوش خود به اجازه والدین دارد اما می تواند بدون آگاهی آنها سقط جنین کند.

و این داستان غم انگیز ادامه دارد.

انتهای پیام/جام نیوز

امروز در اندک موارد رو به کاهش سوگند دانشجویان پزشکی، بخش های مربوط به سقط جنین و حمایت از حیات حذف شده و نتیجه آن لغو قانون ممنوعیت سقط جنین در آمریکا شده است.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme