https://telegram.me/empireoflies

ماجرای مرگ بختیار چه بود ؟!

اختصاصی به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: در سالهای پس از انقلاب اسلامی، گروه‌های اپوزیسیون جمهوری‌اسلامی که در سایه حمایت دولت‌های بیگانه قرار دارند، برای تطهیر خود و تخریب و سیاه‌نمایی عملکرد جمهوری‌اسلامی دست به اقدامات مختلف و ساخت دروغ و شایعات مختلف می‌زنند.

یکی از ماجراهایی که گروه‌های اپوزیسیون در روزهای اخیر بدون هیچ دلیل موجهی در پی مطرح کردن دوباره آن هستند، پرداختن به ماجرای مرگ «شاپور بختیار» آخرین نخست‌وزیر رژیم سرنگون‌شده پهلوی است.

«شاپور بختیار» در سال ۱۲۹۴ شمسی چشم به جهان گشود و تحصیلات ابتدایی خود را در خانه پدری و دوران دبیرستان را تا کلاس سوم در اصفهان سپری کرد. سپس برای ادامه تحصیلات به بیروت رفت و از یک مدرسه شبانه‌روزی فرانسوی دیپلم متوسطه گرفت.

بختیار در سال ۱۳۱۳ به دلیل مرگ پدرش به تهران بازگشت ولی دو سال بعد عازم پاریس شد و در سال ۱۳۱۸ شمسی در حالی که خود را شیفته فرانسوی‌ها می‌دانست، با دختری فرانسوی ازدواج کرد اما پس از دریافت دکترای حقوق، در سال ۱۳۲۴ همسر و فرزندانش را تنها گذاشت و به ایران برگشت و به فاصله کمی پس از بازگشت، بواسطه نسبت خویشاوندی با «ثریا اسفندیاری» همسر دوم «محمدرضا پهلوی» با شاه دیدار کرد و از آن پس مدارج ترقی را در ادارات دولتی پیمود و با جبهه‌‏های سیاسی مختلف به ویژه جبهه ملی همکاری کرد.

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که منجر به سقوط دولت دکتر محمد مصدق و بازگشت شاه به کشور شد، وی نیز مثل بسیاری از فعالان جبهه ملی خانه‌نشین شد. وی چندی بعد به دلیل فعالیت سیاسی در حزب ایران و اتهام «اخلالگری و توهین به مقام سلطنت»، در اواخر سال ۱۳۳۲ زندانی شد. سپس به زادگاه خود تبعید شد، اما یکسال بعد بار دیگر بازداشت و این بار به سه سال حبس محکوم شد. بختیار به گفته خودش، از کودتای ۲۸ مرداد تا بهمن ۱۳۵۷ حدود پنج سال و هشت ماه را در زندان به سر برد و مدت هفت سال نیز ممنوع‌الخروج شده بود. با آغاز دور تازه فعالیت جبهه ملی ایران در سال‌ ۱۳۳۹ که فضای سیاسی در ایران به صورت نسبی باز شده بود، بختیار بار دیگر وارد گود سیاسی شد اما تا سال ۱۳۴۵ سه بار دیگر هم بازداشت شد.

در حالی که روند رو به رشد مخالفت مردم با رژیم پهلوی هر روز شدت می‌‏یافت و در هنگامه‌ای که رژیم سلطنتی در بحران عمیق سیاسی به سر می‌برد و دولت‌های منصوب شاه در سال ۱۳۵۷ یکی پس از دیگری سقوط می‌کردند، «شاپور بختیار» با پشت پا زدن به سوابق گذشته و خود به گمان رسیدن به قدرت و ثروت بی‌نهایت، در ۱۶ دی ماه به نخست‌وزیری رسید اما تنها توانست این سمت را ۳۷ روز حفظ کند و در واقع طعم گندم ری را نچشید !

وی که در روزهای انقلاب‌اسلامی تلاش می‌کرد شرایط را عادی جلوه دهد، بار‌ها وجود بحران را رد کرد، خود را «مرغ طوفان» نامید و خواستار تمکین مخالفان به قانون اساسی مشروطه شد. با این حال ۳۷ روز پس از قبول مسئولیت از سوی او، انقلابیون که پشتیبانی توده‌های مردم را به همراه داشتند بر اوضاع مسلط شدند و رژیم سلطنتی که از ماه‌ها قبل در سراشیبی سقوط قرار گرفته بود، سرنگون شد.

با سقوط رژیم پهلوی، گزارش‌های گوناگونی درباره سرنوشت بختیار از رادیو پخش یا در مطبوعات منتشر می‌شد. در ابتدا خبر کشته شدن وی اعلام شد، بعد گفته شد که او خودکشی کرده است. سپس گفته شد که او دستگیر و زندانی شده است. در همین زمینه، حجت‌الاسلام محمد محمدی ری‌شهری در کتاب «خاطره‌ها» از دستگیری فردی که به گمان او امکان دارد بختیار بوده باشد، در روزهای اول انقلاب خبر می‌دهد و می‌نویسد: “در لحظات نخست ورود (به مدرسه علوی)، شخصی را آوردند که سرش با کت پوشیده شده بود. او را به اطاق‌هایی که پشت مدرسه برای بازداشت سران رژیم پیش‌بینی شده بود، بردند. پرسیدم این شخص که بود، گفتند: بختیار. در آن ایام روزنامه‌ها هم نوشتند که بختیار دستگیر شد. بعد‌ها،‌‌ همان روزنامه‌ها نوشتند که بختیار فرار کرد …”

شاپور بختیار، پس از یک دوره اختفا در تهران، به کمک بیگانگان از کشور گریخت و عازم فرانسه شد. او در فرانسه فعالیت‏‌هایی را علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی آغاز کرد. نام وی در برخی پرونده‌ها از جمله کودتای نافرجام نوژه در تیرماه ۱۳۵۹ و طرح تجزیه خوزستان و کردستان به میان آمد که هر دو با شکست مواجه شد.

بختیار نزدیک به ۱۲ سال به فعالیت‌هایش علیه جمهوری اسلامی ایران ادامه داد و حتی در این را به اعترافش خودش از کشورهای بیگانه برای مقابله با نظام نوپای جمهوری‌اسلامی ایران کمک‌های مالی هنگفت دریافت کرد و از رژیم بعث صدام در راه تجاوز به خاک ایران حمایت نمود.

بختیار در سالهای پس از انقلاب اسلامی به خیانتش به ایران و ایرانی ادامه داد، تا اینکه سرانجام در نیمه مرداد ۱۳۷۰ در ۷۷ سالگی در ویلای مسکونی‌اش در حومه پاریس به قتل رسید. پس از مرگ بختیار شایعاتی بسیاری درباره دلیل مرگ او منتشر شد و رسانه‌های بیگانه و مخالفان جمهوری‌اسلامی تلاش کردند تا این مرگ را به گردن جمهوری‌اسلامی بندازند، اما چند سال بعد و پس از افتادن آب از آسیاب‌ها، معلوم شد ماجرا چیز دیگری بوده است. ماجرا از این قرار بود که بختیار به دلیل مشکلات خانوادگی از همسرش جدا شده بود، در برهه‌ای درگیر مشکلات غیر اخلاقی زیادی گردید و با زن‌های زیادی ارتباط داشت، تا آنکه یکی از آن زنها به زندگی او پایان داد. بر اساس گفته برخی از محافظان بختیار که توسط رسانه‌های غربی سانسور شده، زنی که در قالب مهمان و به‌طور طبیعی به محل سکونت او رفته بود، پس از آنکه متوجه می‌شود قرار است از سوی «شاپور بختیار» مورد تجاوز قرار بگیرد، پس از مشاجره و فحاشی با بختیار، با ضربات چاقو به عمر ننگین آخرین نخست‌وزیر رژیم پهلوی پایان می‌دهد.

اما انتشار این بی‌آبرویی بختیار در آخرین لحظات زندگی می‌توانست سبب بی‌آبرویی همه عناصر و گروه‌های اپوزیسیون شود، از این رو مخالفات جمهوری‌اسلامی با کمک دستگاه رسانه‌ای غرب در طول این سالها تلاش کرند از این فرصت استفاده کرده و از آب گل آلود ماهی بگیرند و دستگاه‌های امنیتی و نظامی ایران را به تروریست بودن متهم کنند.

این عادت همیشگی مخالفان جمهوری‌اسلامی و دولت‌های معاند است که به دنبال سوءاستفاده از هر موضوعی هستند و هر فردی که می‌میرد تلاش می‌کنند با داستان‌سرایی آن را به گردن جمهوری‌اسلامی بیاندازند و ایران را به تروریست بودن متهم کنند.

انتهای پیام/

انتشار این بی‌آبرویی بختیار در آخرین لحظات زندگی می‌توانست سبب بی‌آبرویی همه عناصر و گروه‌های اپوزیسیون شود، از این رو مخالفات جمهوری‌اسلامی با کمک دستگاه رسانه‌ای غرب در طول این سالها تلاش کرند از این فرصت استفاده کرده و از آب گل آلود ماهی بگیرند و دستگاه‌های امنیتی و نظامی ایران را به تروریست بودن متهم کنند.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme