https://telegram.me/empireoflies
رضاخان در خصوص برکناری تیمورتاش گفته بود: «دربار را منحل کنید، من دربار نمی‌خواهم و تیمورتاش وزیر دربار من نیست!» البته برخی معتقدند این اقدام رضاخان برای هموار کردن راه به قدرت رسیدن ولیعهد کم سن و بی‌تجربه‌اش بود.

قتل تیمورتاش، هموار کردن راه برای ولیعهدی بی‌تجربه

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغدر سالمرگ عبدالحسین تیمورتاش وزیر دربار رضاخان، مروری مجمل بر زندگی پرفراز و فرود وی بهنگام به نظر می‌رسد. مقالی که پیش‌روی شماست، درصدد چنین خوانشی بوده است. امید آنکه مفید افتد.

عبدالحسین خان تیمورتاش شخصیت پیچیده و مرموز دربار رضاخان به اعتقاد برخی عامل انگلستان و به گفته عده‌ای وابسته به گ. پ. او (ک. گ. ب) بود. تیمورتاش خیلی پیشتر همچون دیگر رجال ایرانی دریافته بود که هیچ اتفاقی در ایران نمی‌افتد مگر به اشاره مستقیم یا غیرمستقیم همسایگان (شوروی و انگلیس)؛ لذا سعی کرده بود روابط خود را با این دو قدرت افزون سازد. او به واسطه اخبار محرمانه‌ای که به ان‌ها می‌رساند توانست دوستانی برای خود بیابد. در نتیجه همین سیاست هم امتیاز شیلات دریای خزر را با شرایط دلخواه مسکو به آن کشور اعطا کرد؛ و در اول اکتبر ۱۹۲۷ یک عهدنامه امنیتی و پیمان بیطرفی با شوری به امضا رساند. اما تیمورتاش در جریان مذاکرات نفتی نتوانست نظر انگلستان را تأمین نماید. به همین خاطر با رساندن اخبار روابط تیمورتاش با روس‌ها به تخریب وی همت گماردند؛ لذا سوءظن رضاخان زمینه‌های سبب سقوط وزیردربار را فراهم نمود.
آغاز راه
عبدالحسین خان سردار معظم بجنوردی خراسانی معروف به تیمورتاش، در سال ۱۲۵۹ ش به دنیا آمد. وی فرزند کریم‌دادخان معزز‌الملک یکی از زمینداران خراسان بود. وی پس از تکمیل تحصیلات ابتدایی، برای ادامه تحصیل به عشق‌آباد رفت و از آنجا راهی شوروی شد. عبدالحسین‌خان پس از اتمام تحصیل در مدرسه سواره نظام نیکلایوسکی سن پطرزبورگ در حالی که یک سال از صدور فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه می‌گذشت، به کشور بازگشت. او به واسطه آشنایی با زبان روسی و انگلیسی کار خود را ابتدا با مترجمی زبان روسی در وزارت امورخارجه آغاز کرد. البته اندکی بعد به واسطه لقب «سردار معزز» که پدرش به او داد به نایب الحکومگی جوین منصوب شد. اما از آنجا که سر پرشوری داشت حکومت بر این شهر کوچک چندان نتوانست روح سرکش‌اش را آرام کند؛ لذا برای دست‌یابی به مقامات بالاتر و نزدیکی به مراکز قدرت به تهران رفت و فرماندهی دسته‌ای از مجاهدان را برعهده گرفت. اما با غلبه محمدعلی‌شاه بر مشروطه خواهان و به توپ بسته شدن مجلس به روسیه گریخت. سردار معزز اندکی بعد با پیروزی مجدد مشروطه خواهان به کشور بازگشت و در انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی از حوزه قائنات کاندید شد. البته این مسئله با اعتراضات بسیاری در خصوص کم سن و سالی و زن بارگی و تحصیلات غیرمرتبط‌اش همراه بود ولی نهایتا به عنوان جوان‌ترین فرد به مجلس راه یافت. تیمورتاش که نطاق ماهری بود، خیلی زود توانست همگان را در مجلس مجذوب سخنان خود کند و ابتدا به عنوان یک فرد میانه رو در مجلس به جناح اعتدالیون پیوست. وی پس از انحلال مجلس دوم به عنوان فرمانده قشون خراسان منصوب شد، اما این انتصاب در انتخابات مجلس سوم برای وی دردسر ساز شد. چراکه عده‌ای به همزمانی ریاست قشون و کاندیداتوری وی از قوچان خرده گرفتند. سرانجام با شهادت نیرالدوله والی خراسان مبنی بر استعفای سردار معظم از ریاست قشون، وی توانست بر کرسی نمایندگی مجلس بنشیند. اما دیری نپایید که با وقوع جنگ جهانی اول مجلس سوم تعطیل شد و تیمورتاش به قائنات بازگشت.
عبدالحسین خان که سقف آرزوهایش را منحصر به کرسی مجلس نمی‌دانست، سعی کرد به مقامات بالاتری دست یابد. به همین واسطه فروردین ماه ۱۲۹۸ باهدف مبارزه علیه نیرو‌های میرزا کوچک خان جنگلی از سوی وثوق‌الدوله به حکمرانی گیلان منصوب شد. اما ماجرای دستگیری و اعدام چند کشاورز به همراه دکتر حشمت به بهانه همکاری با میرزاکوچک خان، آن هم بدون محاکمه سبب نفرت مردم منطقه از وی گشت. از جمله اقدامات تیمورتاش که موجب نارضایتی مردم شد، کوچ اجباری بسیاری از اهالی مناطق شمالی کشور به جنوب و بسیاری از اکراد از غرب به شمال کشور بود. البته اخبار ارتباط وی با زنان و گشت و گذارشبانه‌اش با حال مستی نیز مزید بر علت شد و عمر والی‌گری‌اش را کوتاه نمود.
راه‌های نزدیکی به قدرت
تیمورتاش پیش از آنکه کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ رخ دهد با سیدضیاء الدین طباطبایی عامل کودتا طرح دوستی ریخت و انتظار پست و مقام داشت، اما به واسطه انتقادش، ۲۷ روز بعد بازداشت و به قم تبعید شد. این تبعید که تا روی کار آمدن دولت قوام ادامه داشت سردارمعظم را متوجه چرخش کفه ترازوی قدرت کرد. چرا که در این مدت سیدضیاء جای خود را به رضاخان داده بود. به همین روی تیمورتاش پس از افتتاح مجلس چهارم به همراه علی اکبر داور، فیروزمیرزا نصرت‌الدوله، سردار اسعد بختیاری بر آن شدند که جای سیاستمداران سنتی همچون مشیرالدوله، مستوفی‌الممالک و قوام‌السلطنه را بگیرند. به همین واسطه تیمورتاش پس از آنکه در کابینه مشیرالدوله (رئیس الوزاری جدید) به عنوان وزیر عدلیه انتخاب شد، در جلسات کابینه با رضاخان (وزیر جنگ) روابط نزدیکی برقرار ساخت و نظر او را به خود جلب نمود. هرچند که با سقوط این کابینه به دستور احمد قوام به حکومت سیستان و کرمان گمارده شد. چون احمد قوام متوجه قدرت گرفتن و نزدیکی تیمورتاش به رضاخان شد و سعی کرد او را از مرکز قدرت دور کند.
البته تیمورتاش در کرمان هم مانند گیلان موفقیتی به دست نیاورد و ناگذیر به شرکت در انتخابات مجلس شد. تیمورتاش که در مجلس چهارم همراه با سید حسن مدرس، شاهزاده فرمانفرما، احمد قوام و مرتضی قلی‌خان بیات «حزب اصلاح‌طلبان» را پدیدآورده بودند، در مجلس پنجم از مدرس و دیگر نمایندگان سنتی فاصله گرفت و با همکاری برخی از متجددان از جمله علی اکبر داور و سید محمد تدین «حزب تجدد» را تشکیل داد. این حزب با کمک رضاخان اکثرت کرسی‌های مجلس پنجم شورای ملی را به دست آورد و با نطق‌های تملق‌آمیز به طرفداری از رضا‌خان پرداخت. البته به پاس این خوش خدمتی تیمورتاش به وزارت تجارت و فوائد عامه، نصرت‌الدوله به وزارت عدلیه و داور به وزارت مالیه رسیدند. تیمورتاش با کمک داور، نصرت‌الدوله و تدین پس از شکست جمهوری‌خواهی رضاخان، موفق شدند تا نظر اکثریت وکلا را برای تغییر سلطنت جلب نماید و لایحه خلع قاجاریه را نهم آبان ماه ۱۳۰۴ به تصویب مجلس پنجم برسانند. به گفته تقی‌زاده: «مبتکر این پیشنهاد و نویسنده متن آن خود تیمورتاش بود و به همین لحاظ هم در دم و دستگاه رضاخان رشد کرد، اگرچه دولت او دولت مستعجل بود.» پس از تصویب این لایحه تیمورتاش به واسطه اقتدار و تسلط بر چند زبان به وزارت دربار منصوب شد. او در اولین قدم از سفارت‌خانه‌های اسپانیا، سوئد و بلژیک خواست شرح تاجگذاری و مراسم کشورهایشان را برایش ارسال نمایند. تیمورتاش بر اساس آنچه ارسال شده بود، مراسم تاجگذاری رضاخان را در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ برگذار کرد. او در مدت کوتاهی توانست وزارت دربار را به مرجع مهم و قدرتمندی تبدیل کند.
تیمورتاش مغز متفکر رضاخان
رضاخان که برقراری امنیت کشور را در سرکوب عشایر می‌دید، برای مقابله با آن‌ها اختیار امور سیاسی کشور را به تیمورتاش سپرد. تیمورتاش هم به واسطه هوش بالا و فرصت شناسی که داشت به خوبی توانست از این موقعیت استفاده کند. تیمورتاش با استفاده از این فرصت به اعمال نفوذ در کار‌های دولت پرداخت، به گونه‌ای که اداره بیشتر جلسات حکومتی بر عهده وی بود. قدرت و نفوذ او به قدری بود که شایع شد امور کشور زیر نظر تیمورتاش و امور لشکری زیر نظر شاه اداره می‌شود. در واقع تیمورتاش نقش مهمی در متمرکز کردن قدرت، نوسازی و تجددگرایی عصر رضاشاه داشت. از جمله اقدامات او در دوران وزارتش متحدالشکل کردن لباس، توسعه بهداشت، اصلاحات کشاورزی، تاسیس مراکز آموزشی و فرهنگی و اعزام دانشجو به خارج از کشور بود. با آنکه تیمورتاش در دوره‌ای با مشروطه خواهان همراهی کرده بود، پس از آنکه اداره تمام امور کشور را به دست گرفت با کمک اطرافیانش بر مجلس تسلط یافت و سیستم دیکتاتوری را در آنجا بکار بست. او با نظارتی که داشت توانست در انتخابات دوره‌های هفتم، هشتم و نهم مجلس دخالت کرده نمایندگان دست چین خود را وارد مجلس نماید. تیمورتاش علاوه بر وزارت با حفظ کرسی نمایندگی مجلس توانست لوایحی را که تهیه می‌کرد با اکثریت آرا به تصویب برساند. کم‌کم اوضاع به گونه‌ای پیش رفت که نام تیمورتاش بیش از نام دیگر رجال و سردمداران رضاخان بر سر زبان‌ها بود. به باور همگان تیمورتاش مغز متفکر رضاخان بود. به اعتقاد برخی تسلط تیمورتاش بر امور باعث شده بود رضاخان به این باور برسد که بدون وزیر دربار چرخ حکومت از حرکت باز می‌ایستد. همین موضوع هم کم‌کم باعث وحشت رضاخان از قدرت تیمورتاش شد.
مذاکرات برای تمدید قراردادی ۶۰ ساله
پس از به سلطنت رسیدن رضاشاه دولت ایران چندین بار از کمپانی نفت انگلیس خواست تا حق السهم ایران را افزایش دهد، اما آنان هر بار به بهانه‌یی از این مسئله سر باز می‌زدند. تا اینکه اوایل سال ۱۳۰۸ سرجان کدمن رئیس کل کمپانی نفت ایران و انگلیس پیشنهاد کرد این شرکت به جای سرمایه‌ای که در ایران جهت احداث پالایشگاه آبادان و استخراج نفت هزینه کرده، مدت امتیاز دارسی را تمدید نماید. به همین واسطه از سال ۱۳۰۸ تیمورتاش از طرف ایران با سرجان کدمن به مذاکره پرداخت. هرچند که این مذاکرات بی‌نتیجه ماند و کدمن اعلام کرد شرکت از تقاضای خود منصرف شده است. اما پس از آنکه صورت حساب سال ۱۳۱۰ به دست ایران رسید مشخص شد انگلیسی‌ها طی آن سال فقط سیصد و شش هزار و هشتصد و هفتاد و دو لیره بابت حق امتیاز به حساب ایران ریخته‌اند. به همین واسطه تیمورتاش برای مذاکره راهی لندن شد. هرچند که شرکت نفت انگلیس به بهانه بحران مالی بین‌المللی حاضر به افزایش سهم ایران نبود، اما نهایتا با پادرمیانی وزیر دربار، پذیرفت یک میلیون لیره به دولت ایران بپردازد. هرچند که به منظور تهدید ایران اول آذرماه هم کشتی‌های انگلیسی از جنوب وارد آب‌های ایران شدند. اما با پخش خبر رشوه گرفتن تیمورتاش در جریان این مذاکرات، رضاخان ششم آذرماه در اقدامی عوامفریبانه با هدف فراهم‌سازی زمینه پذیرش قرارداد جدید نفتی با انگلیسی‌ها، امتیازنامه دارسی را به داخل بخاری انداخت و آن را سوزاند. پس از آن وزیر دارایی با اعلام رسمی لغو قرارداد دارسی، آمادگی ایران را برای پذیرفتن قرارداد جدید با انگلیسی‌ها اعلام کرد. این تصمیم دولت نهم آذرماه در مجلس شورای ملی تصویب و فردای آن روز توسط سیدحسن تقی زاده اعلام شد.
دوازدهم آذرماه نیز دولت ایران در یادداشت شدیداللحنی به سفارت بریتانیا از اقدام خود در لغو امتیاز دارسی دفاع و اعلام کرد به هیچ وجه حاضر به معتبر شناختن دوباره امتیاز نیست. سفارت انگلیس در تهران نیز به همین واسطه هفدهم آذرماه در یادداشتی برای محمدعلی فروغی وزیر امور خارجه اعلام کرد دولت بریتانیا الغاء یکجانبه یک امتیازنامه را معتبر نمی‌داند و آن را نقص صریح از قانون بین‌المللی می‌داند. در نتیجه بیست و سوم آذرماه دولت انگلستان، از ایران به دادگاه لاهه شکایت کرد. پیرو شکایت انگلیس از ایران، نهم دی ماه ۱۳۱۱ دولت ایران هیئتی را به ریاست علی اکبر داور وزیر دادگستری برای پاسخگویی به شکایت دولت انگلستان به جامعه ملل فرستاد. در همین رابطه چهادهم بهمن ماه شورای جامعه ملل نیز با تصویب قطعنامه‌ای انگلیس را به مذاکره مستقیم با ایران بر سر لغو پیمان دارسی دعوت کرد. رضاخان که بیست ودوم فروردین ماه ۱۳۱۲ در واکنش به رئیس شرکت نفت انگلیس و ایران که خواستار تمدید اعتبارپیمان دارسی تا ۶۰ سال دیگر شده گفته بود: «ما ۳۰ سال به گذشته لعنت کردیم و حاضر نیستیم بپذیریم که آیندگان هم به ما لعنت بفرستند» ۴۵ روز بعد «پیمان تمدید قرارداد دارسی» را تا سال ۱۹۹۳. م برابر با ۱۳۷۲. ش با انگلیسی‌ها امضا کرد!
دریافت رشوه زمینه‌ای برای سقوط
رضاخان که در راستای تغییرات کشور به درآمد نفت نیاز داشت، وزیر دربار را برای انجام مذاکرات روانه اروپا کرد. اما در راستای مذاکرات و حل اختلافات پیش آمده میان دولت ایران و کمپانی نفت انگلیس مشخص شد تیمورتاش اقدام به دریافت رشوه نموده است. بدین ترتیب که چهارم فروردین ماه در نامه‌ای به سرجان کدمن نحوه حل و فصل اختلافات ایران و کمپانی نفت انگلیس را ابتکار خود عنوان کرده و به این بهانه تقاضای ۵۰ هزار لیره رشوه از وی کرده بود. لو‌رفتن این مسئله باعث عصبانیت رضاخان و پاره کردن قرارداد دارسی شد. تیمورتاش هم که به خیال خود در مجامع بین‌المللی قصد حل مسئله را داشت با اطلاع از پاره کردن قرارداد دارسی توسط رضاخان، شش بهمن ماه ۱۳۱۰ به سفر ۵ ماهه خود به اروپا خاتمه داده به تهران باز می‌گردد. اما در بازگشت به ایران در مسکو با استقبال مقامات شورویی روبه رو می‌شود. در این مراسم استقبال کمیساریای خارجی شوروی در سخنانش بدون اشاره به رضاخان، تیمورتاش را عامل نوسازی و ترقی ایران معرفی می‌کند. علاوه بر آنکه وزیر جنگ شوروی نیز در ضیافتی که برپا می‌کند از میان اعضای سفارت و تیم مذاکره کننده ایران تنها از تیمورتاش دعوت به عمل می‌آورد. این استقبال گرم و مهمانی زمینه‌ای می‌شود تا فتح الله خان پاکروان – سفیر ایران در مسکو- و سرلشگر آیرم رئیس نظمیه که از مدت‌ها قبل در صدد تخریب وزیردربار بودند، در گزارش‌هایی ظن رضاخان را نسبت به او برانگیزند. از طرف دیگر وقتی علی سهیلی یکی از اعضای وزارت خارجه متوجه می‌شود که انگلیسی‌ها از کلیه اتفاقات داخل هیئت دولت ایران و سوزاندن قرارداد توسط رضاخان مطلع هستند، تیمورتاش و دیگر رجال را از ماجرا باخبر می‌کند و قرار می‌شود تیمورتاش این خبر را به رضاخان برساند. اما در کمال ناباوری رضاخان که دیگر اعتمادش را نسبت به وزیر دربار از دست داده خود او را متهم به رساندن اطلاعات به سفارت انگلیس می‌کند! تقی‌زاده در کتاب خاطرات خود می‌نویسد: «بیچاره تیمورتاش تقصیری نداشت، ولی رضاشاه می‌گفت سوراخ خود تیمورتاش است و از طریق اوست که آن‌ها مطلع شده‌اند. این شد که همان روز جمعه که دفتر هم نبود به او کاغذ نوشت که از وزارت دربار معاف است. فردا که ما رفتیم دیدیم تیمورتاش نیست…» در واقع رضاخان می‌ترسید در میان روابط تیمورتاش با انگلیس و شوری نقشه برکناری او نیز در جریان باشد؛ لذا مذاکرات نفت ابزار مناسب را برای سرنگونی تیمورتاش در اختیار رضاخان قرار داد و از آن پس روابط این دو رو به سردی گرایید. البته نشستن محمدعلی فروغی بر مسند وزارت اقتصاد ملی و تقی زاده به وزارت مالیه نیز مزید بر علت شد. چراکه این دو دوست دیرینه نگاه مثبتی به وزیر دربار و اقداماتش نداشتند و از این زمان به بعد بود که از قدرت تیمورتاش کاسته شد.
فرجام وزیر بلند پرواز
سرانجام ترس‌ها و سوءظن‌ها کارگر افتد و سوم دی ماه عبدالحسین تیمورتاش وزیر مقتدر دربار پهلوی از کار برکنار شد. رضاخان در خصوص برکناری تیمورتاش گفته بود: «دربار را منحل کنید، من دربار نمی‌خواهم و تیمورتاش وزیر دربار من نیست!» البته برخی معتقدند این اقدام رضاخان برای هموار کردن راه به قدرت رسیدن ولیعهد کم سن و بی‌تجربه‌اش بود. چون تا زمانی که رجل بانفوذ و تشنه قدرتی همچون تیمورتاش بر سر کار بود، عرصه برای به قدرت رسیدن ولیعهد کوچک پهلوی سخت می‌نمود. در همین رابطه تقی زاده در خاطراتش می‌نویسد: «سوءظن شاه نسبت به تیمورتاش مثل مرض بود. دائماً از او حرف می‌زد… گفته بود تیمورتاش می‌خواهد پسر مرا از بین ببرد. یکی از دوستان من گفت رضاشاه خودش به او گفته بود نمی‌دانی این پدرسوخته چه خیالاتی داشته… ولی ما از این نیت او آثاری ندیدیم. او غافلگیر شد…» تیمورتاش پس از برکنای قریب دو ماه در خانه خود واقع در بیرون دروازه باغشاه تحت نظر بود تا اینکه ۲۹ بهمن ماه ۱۳۱۱ در منزلش بازداشت و با وضع موهنی به زندان شهربانی انتقال یافت. عبدالحسین تیمورتاش پس از دو نوبت محاکمه با پرونده‌سازی‌هایی که صورت گرفت به اتهام انحصار تجارت تریاک و واگذاری آن در ازای ۶۰ هزار لیره به حبیب الله امین و توصیه به بانک ملی برای پرداخت وام به افراد سفارشی و چند اتهام مالی دیگر به پنج سال حبس مجرد محکوم شد. با آنکه در ابتدا وسایل لازم برای رفاه تیمورتاش در زندان فراهم بود پس از مدتی به دستور شاه به انفرادی برده و از همه امکانات محروم شد. سرانجام نیز این وزیر مقتدر رژیم پهلوی نهم مهرماه ۱۳۱۲، فردای سفر کاراخان معاون وزارت امورخارجه شوروی به تهران که احتمالاٌ قصد وساطت داشت، به دستور رضاخان در زندان قصر به طرز مرموزی کشته شد.
بلوشر سفیر وقت آلمان در ایران، در خاطرات خود درباره انتهای کار تیمورتاش می‌نویسد: «این مرد نازپرورده ناگزیر شد بر سنگ مرطوب و برهنه کف اتاق بخوابد. غذای خصوصی را هم منع کردند و او مجبور شد غذای زندان را، که می‌ترسید مسموم باشد، بخورد… چندی بعد تیمورتاش به فراست دریافت که غذایی که پیش او گذاشته‌اند مسموم است. از خوردن آن ابا کرد و چندین روز را بدون غذا گذراند. آنگاه گرسنگی زورآور شد. خورد و همان شب با درد‌های وحشتناک روزگارش به سر آمد.» جنازه عبدالحسین تیمورتاش بدون تشریفات در امامزاده عبدالله شهرری به خاک سپرده شد و خانواده‌اش تا زمان کناره‌گیری رضاخان از سلطنت نیز در کاشمر خراسان در تبعید به سر بردند.
 
انتهای پیام/
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme