https://telegram.me/empireoflies

فرهمندی در امام انقلابی

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: رهبری امام خمینی و به طور کلی انقلاب اسلامی برای تحلیلگران علوم سیاسی، پدیده‌ای شگرف است که محققین و پژوهشگران زیادی را بر آن داشته تا با تطبیق وضعیت انقلاب و رهبران آن با نظریات رایج، به بررسی ابعاد این پدیده بپردازند. فارغ از تأیید نظریات مطرح شده در یادداشت ذیل، درصددیم به بازخوانی نظریه مشروعیت کاریزماتیک و سبک رهبری امام خمینی(ره) در انقلاب اسلامی از منظر برخی اندیشمندان موافق تطبیق این نظریه بپردازیم.

   پیشینه کاریزما و فرهمندی

هرچند نظریه رهبری فرهمند در اندیشه ماکس وبر تجلی یافت اما این عبارت قدمتی بیش از کاربست توسط این متفکر دارد. چارچوب این اندیشه خیلی پیشتر مورد بحث در ملل مختلف واقع شده است. ایرانیان و یونیان دو تمدنی بوده‌اند که در آثار نخستین‌شان به این عبارت اشاره کرده‌اند. «یواخیم واخ» در کتاب جامعه‌شناسی دین معتقد است این واژه از یونان باستان مسبوق به سابقه بوده است. وی معتقد است واژه «کاریزما» از کتاب عهد جدید به زبان یونانی به معنی موهبت الهی گرفته شده است.

برخی اعتقاد دارند این واژه نخست در شرق مورد استفاده قرار گرفته و سپس با الفاظی مشابه در یونان استعمال شده است. جالب اینجاست که متون قدیمی وداهای برهمایی نشان می‌دهد که آنها برای توصیف این مفهوم از واژه «کارما» استفاده می‌کردند و جالب‌تر آنکه اعراب از واژه «کرامت» که احتمالاً مشتق شده از همان کارما است، برای توصیف صفاتی غیرمعمول استفاده می‌کنند که از جانب قدرت ماورایی به افرادی تفویض می‌شود.

در زبان فارسی معادلی که برای این واژه به کار رفته است، «فر» است. این واژه درست در معنای یونانی آن و در مفهوم کیفیتی فوق‌العاده که به یک شخص یا شیء حالتی فوق‌العاده می‌بخشد به کار رفته است.
در فرهنگ ایران «فره» گونه‌های متفاوتی دارد. یک گونه ویژه از فرهمندی مخصوص «اهورامزدا»ست که شامل هر آن که او بخواهد می‌گردد. از جمله زرتشت که شامل فره ایزدی شده و به درجه پیامبری نائل شد و پس از او نیز به موعودان دین زرتشت یعنی «اوشیدر»، «اشیدرماه» و «سوشیانت» منتقل می‌شود. «فره کیانی»، نوعی از فرهمندی است که به پادشاهان برحق و با خصلت و جوهره پاک اعطا می‌شود. فره آریایی نیز نوعی از فرهمندی است که به اعتقاد متون کهن ایرانیان به این قوم اختصاص دارد و مایه آبادانی سرزمین و دفع دشمنان می‌گردد. نوعی دیگر از فره که به آن «فره همگان» گفته می‌شود، به هر انسانی اختصاص دارد و این فرهمندی هر فرد است که در تشخیص نیک و بد به وی کمک می‌کند و در پیشه و هنر، به خلق آثار زیبا منجر می‌شود.

می‌توان با بررسی متون کهن تمدن‌های گذشته به این نتیجه رسید که اندیشه «کاریزماتیک» مفهومی ابداعی توسط ماکس وبر نبوده است و در اندیشه سایر تمدن‌ها ریشه داشته است. همان گونه که شیخاوندی در کتاب «جامعه‌شناسی ماکس وبر» اذعان دارد: «همزمانی و هم مکانی اندیشه کارما و پندار فر، قرن بیستم را نیز دربرگرفت و دانشورانی مانند ماکس وبر آلمانی این نگرش اسطوره‌ای- دینی را از تاریخ برگرفت و به ساخت جامعه‌شناسی و روانشناسی نیز کشاند.»

نظریه رهبری کاریزماتیک

ماکس وبر (۱۹۲۰- ۱۸۶۴) که از او به عنوان پدر جامعه‌شناسی نوین نیز یاد می‌شود، دانشمندی آلمانی است که با تحلیل و تطبیق تمدن‌ها و روش‌شناسی علوم اجتماعی می‌کوشد فهمی ساختارمند از جامعه ارائه دهد.
وبر را می‌توان اندیشمندی انتقادی به حساب آورد که مدرنیته را اسیر بسیاری از حصارهای خود ساخته می‌انگارد. به همین دلیل او در بسیاری از موارد به طرح مباحثی در نقد عقلانیت ابزاری پرداخته است. تئوری «مشروعیت» یکی از نظریات مهم وبر است که در آن به تشریح انواع مشروعیت سیاسی یک نظام می‌پردازد. از نظر او سه منبع مشروعیت وجود دارد که عبارتند از «مشروعیت عقلایی»، «مشروعیت سنتی» و «مشروعیت کاریزماتیک.»

در مشروعیت عقلایی، در حقیقت تکیه بر قانون و به کاربستن دستگاهی اداری و غیرشخصی است. در حقیقت در این مدل رهبری و حکومت، فرد نیست که بر جامعه حکمرانی می‌کند بلکه این ساختارها و قواعد از پیش‌تعیین شده هستند که حدود و اختیارات را معین می‌کنند و اگر افرادی از رهبری پیروی می‌کنند، نه از شخص بلکه در حقیقت از قانون و قواعد غیرشخصی پیروی می‌کنند.

مشروعیت سنتی، مدل دیگری است که وبر در انواع مشروعیت عنوان می‌کند. وبر این مشروعیت را بر باور مستمر به درستی سنت‌های همیشه معتبر و حقانیت کسانی استوار می‌داند که به شیوه سنتی به اعمال قدرت می‌پردازند. در این شیوه از کنترل جوامع، افراد از شخص پیروی می‌کنند و نه از قواعد و قوانین. در این نوع از اعمال قدرت معمولاً قدرت از ازل به حاکم به ارث رسیده است و دارنده قدرت بر پایه قواعدی تعیین می‌شود که از پیشینیان به ارث رسیده است و چنین شخصی درجه بالاتری از حقوق و احترام را نسبت به سایر افراد جامعه دارد. رهبری فئودالی در اروپا و رهبری سلاطین در شرق از این نوع رهبری هستند.  آخرین مدل مشروعیت به اعتقاد وبر عبارت است از رهبری کاریزماتیک که در این نوع مشروعیت «تسلیم غیرمعمول مردم در برابر شخصیت مقدس و فضیلت قهرمانی یا ارزش‌های استثنایی یک شخص و فرامین او» تعیین‌کننده است.

وبر مقصود از کاریزما را ویژگی فوق‌العاده شخصیتی برمی‌شمرد که در چهره پیامبران، حکیمان، رؤسای قوم و قهرمانان جنگی آشکار می‌شود و به آنها مقامی فوق‌بشری می‌بخشد و آنان را مانند یک فرستاده خداوند یا پیشوا مقبول مردم قرار می‌دهد. نه عقل مبنای این قدرت است و نه سنت‌های پیشین بلکه این مدل با فرار از وضعیت موجود حالتی انقلابی دارد و در‌صدد امحای گذشته است.
ماکس وبر کاریزما را مهم‌ترین نیروی انقلابی تاریخ در عصر سنت‌ها می‌دانست که فوران آن در تاریخ سرنوشت‌ساز است.

  امام خمینی و رهبری کاریزماتیک

برخی اندیشمندان کوشیده‌اند رفتار رهبری امام(ره) را از همین جنبه کاریزماتیک مورد بحث قرار دهند و سبک رهبری ایشان را به این مدل منتسب کنند. این نوع نگاه هم میان اندیشمندان خارجی و هم بین تحلیلگران داخلی طرفدارانی دارد. حامد الگار در نوشته‌ای با نام «امام خمینی: تجسم یک سنت»، مایکل کیمل در مقاله «در مقابل شیطان: کاریزما و سنت در ایران»، آن روث ویلنر در نوشته «رهبران سیاسی کاریزمایی» هر سه کوشیده‌اند تا اثبات کنند امام خمینی با تجسم سنت‌ها در خود هاله‌ای کاریزمایی یافته است.

پژوهشگران داخلی زیادی نیز تلاش کرده‌اند رهبری امام خمینی (ره) را از دریچه کاریزمایی تفسیر کنند. حسین حسینی یکی از این محققین است که در بسیاری از آثار و مقالات خود از جمله «فرهنگ شیعی و کاریزما در انقلاب اسلامی ایران» و «اسطوره و رهبری کاریزمایی» به این جنبه از رهبری امام اشاره داشته است. او در مقالات خود در پاسخ به این سؤال که چرا امام خمینی توانسته مردم را در یک جنبش اجتماعی بسیج کند در حالی که سایرین از چنین قدرتی برخوردار نبوده‌اند، کوشیده است با نظریه وبر این مسئله را توجیه کند. بر طبق این رهیافت، رهبری امام خمینی ناشی از نفوذ ایشان در قلب و اذهان مردم بوده است.

حسن عابدی جعفری از جمله دیگر دانشمندانی است که ضمن تجلیل از نظریه وبر، «جاذبه استثنایی» که توسط وی ارائه شده است را توضیح‌دهنده مدل رهبری و مشروعیت در انقلاب اسلامی می‌داند اما معتقد است این نظریه مبتنی بر احساس و عاطفه پیروان است و از این منظر به تنهایی و به صورت کامل نمی‌تواند در شیوه رهبری حضرت امام تعمیم داده شود:‌«ما نباید نظریه رهبری کاریزماتیک را الزاماً به ساختار نظام اسلامی خودمان تعمیم دهیم. به عنوان مثال امام خمینی در اوج هیجانات عاطفی، حاکمیت عقل یک لحظه از ایشان جدا نبود؛ یعنی نظامی مبتنی بر ساختاری قانونمند و در عین حال جاذبه‌های مردم و رهبر در اوج خود قرار دارد و ما شاهد بودیم در طول زندگی امام منحنی ارتباط ایشان با مردم مرتباً افزایش می‌یافت.»

محمد حاضری از دیگر پژوهشگرانی است که می‌کوشد با توجه به نظریه وبر و بازسازی آن، انقلاب اسلامی را تحلیل کند. از نظر او اندیشه‌های و‌بر در قیاس با سایر متفکران غرب، ظرفیت‌های بالایی برای تبیین نظری انقلاب اسلامی دارد. حاضری که مقاله‌ای تحت عنوان «ارزیابی نظریه کاریزما در تطبیق با واقعیت انقلاب اسلامی» نگاشته است، چنین معتقد است: «بی شک اگر بتوان برای نظریه کاریزمایی و‌بر در جهان معاصر مصداقی سراغ گرفت، رهبری امام خمینی در انقلاب اسلامی ایران برجسته‌ترین مورد آن خواهد بود. از همین رو نظریه وبر، بعد انقلاب اسلامی ایران و تحولات سیاسی- فرهنگی متعاقب آن، با نوعی اقبال مواجه شده و کوشش‌های نظری برای تبیین این رخداد از اندیشه وبر متاثر است. روی هم رفته [تبیین وبر] در مقام مقایسه با دیگر رویکردها توفیق بیشتری برای تبیین انقلاب داشته است.» منوچهر محمدی تحلیلگر انقلاب اسلامی نیز می‌کوشد نقش امام در رهبری انقلاب اسلامی را به سه صورت بررسی کند. «امام به مثابه یک رهبر کاریزماتیک»، «امام به عنوان مرجع تقلید» و «امام به عنوان مرشد و آگاهی دهنده» سه نقشی است که او برای امام بر‌می‌شمرد و با تکیه بر همین سه نقش اعتقاد خود را مبنی بر تطبیق رهبری امام با رهبری کاریزمایی، به صورت نسبی و نه مطلق، ابراز می‌نماید.

حسین بشیریه، نویسنده و استاد دانشگاه نیز الگوی رهبری کاریزماتیک را با رهبری انقلاب اسلامی مقارن می‌داند. او انقلاب اسلامی را دارای سه دوره با ماهیت‌های متفاوت تصور می‌کند که عبارتند از:
۱- دولت جامع القوا با سیاست و اقتدار کاریزمایی با مشارکت توده‌ای؛ بشیریه معتقد است که از سال ۵۸ تا ۶۸ رخ می‌دهد. در این دوره مشروعیت الهی و کاریزماتیک امام خمینی در قالب ولایت فقیه ظاهر می‌شود و بسیاری از امور جامعه توسط رهبری امام خمینی ساماندهی می‌شود.
۲- دولت دموکراتیک نمایشی با اقتدار سنتی و مشارکت نفوذی؛ سال‌های ۶۸ تا ۷۶ را دربرمی‌گیرد. در این دوره اکثر مناصب مهم حکومتی به روحانیت واگذار می‌شود.
۳- دولت با عناصر شبه‌دموکراسی و گرایش به اقتدار قانونی و دموکراتیک؛ از سال ۷۶ با پروژه مشارکت مدنی کلید می‌خورد. پارلمان و نهاد ریاست جمهوری نقش و اقتدار ویژه‌ای می‌یابند و گذار کامل از دولت ایدئولوژیک به دموکراسی رخ می‌دهد.

بشیریه طبق این نظریه انقلاب را به سه مرحله «کاریزمایی»، «الیگارشی سنتی» و «قانون گرایی» تقسیم می‌کند. سعید حجاریان از جمله دیگر افرادی است که معتقد به نظریه رهبری کاریزماتیک امام خمینی است و اعتقاد دارد جنبش‌ها و انقلاب‌های دینی غالباً حول محور یک رهبر مذهبی با جاذبه استثنایی شکل می‌گیرند که این رهبری رسالتی پیامبر گونه دارد و بر همین مبنا نیز می‌توان رهبری امام را در چارچوب نظریات مرتبط با اقتدار فرهمندی تحلیل نمود.
 
جمع‌بندی

نظریه رهبری کاریزماتیک که توسط ماکس و‌بر بیان شد، می‌کوشد تا انقلاب‌ها و شیوه حکومت بر آن را توضیح داده و تفسیر نماید. از همین منظر برخی از محققان داخلی و خارجی را که در فوق به برخی از آنان اشاره شد برآن داشته تا مدل رهبری حضرت امام را با مدل کاریزماتیک توضیح داده و تحلیل نمایند.

با این وجود توجه به چند نکته در این زمینه حائز اهمیت است: اول آنکه به رغم تلاش برای تطبیق این مدل‌ها، به هر حال به دلیل تفاوت‌های موجود میان انقلاب‌ها یا حکومت‌های مدرن که نظریات وبر و امثالهم در چنین فضایی نضج یافته است، حتی در صورت تشابهات زیاد، امکان تطبیق کامل این نظریات وجود ندارد. دوم آنکه انقلاب اسلامی فی نفسه یک پدیده پیچیده اجتماعی است که تحلیل آن بسیار سخت‌تر از آن است که بتوان مدل مشروعیت و رهبری‌اش را با یکی از نظریات دانشمندان غربی تحلیل کرد و آن را درک شده انگاشت.

چه آنکه حتی برخی پژوهشگران و انقلاب‌شناسان که در ابتدا می‌انگاشتند انقلاب اسلامی را طبق درک مدرن از رفتارهای اجتماعی درک کرده‌اند و به این انقلاب، انقلاب پست مدرن لقب دادند؛ بعدها خود در رد این نظر مقالاتی به نگارش درآوردند و آخرالامر اینکه همانگونه که نظریات موافق تطبیق مشروعیت کاریزماتیک با رهبری امام خمینی در انقلاب اسلامی بررسی شد، نظریاتی در رد این تطبیق وجود دارد که مفصلاً و با دلایلی این تشابه را مردود دانسته‌اند. بررسی این نظرات مجالی مفصل می‌خواهد که در یادداشتی دیگر در همین صفحه به تفصیل مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

انتهای پیام/روزنامه جوان

رهبری امام خمینی و به طور کلی انقلاب اسلامی، پدیده‌ای شگرف است که…

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme