https://telegram.me/empireoflies

فدرالیزه کردن ایران اصلی ترین هدف اپوزیسیون

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: بیش از سه دههِ از حاکمیتِ جمهوری اسلامی بر میهنِ‌مان ایران می‌گذرد و اپوزیسیونِ برونِ مرز هنوز در تقلا این است که این نظامِ سیاسی را از میان بردارد. در این بین خطا‌ها‌یِ سیاسی از سویِ اپوزیسیون، کم نبوده است. خطا‌هایِ سیاسی به هر روی می‌تواند قابلِ اغماض باشد، اما زمانی که سخن از زیرِ پا نهادنِ «چهارچوبِ ملی» به میان می‌آید، دیگر نه‌تنها نمی‌شود سکوت کرد، بلکه بایستی تا پایِ جان از این اصول به دفاع برخاست.
بر کسی پوشیدهِ نیست که برخی از کشورهای منطقه و حتا ابرقدرت‌ها، چشمِ دیدنِ ایرانِ بزرگ و قدرتمند را ندارند. از این رو یک ایرانِ چند تکهِ می‌تواند چاره‌یِ کار باشد. اما رسیدن به این هدفِ شوم، با مردمی میهن دوست که لحافِ چهل تکه‌یِ نشسته بر بامِ آسیا را هم‌چنان در «حاکمیتی واحد»، نگاه داشته‌اند، کاری بَس دشوار است. دشمنان این سرزمین با پشتیبانیِ از گروهک‌هایِ تروریستیِ قومی و حتی پرداختِ هزینه‌یِ برخی از کنفرانس‌هایِ این گروه‌ها، کار خود را آغاز کردند. پس از حمله‌یِ امریکا به عراق، گروهک‌هایِ قوم‌گرا که تا آن زمان مسئله‌یِ خلق و خودمتخاری را به میان می‌آوردند، به شکلی هماهنگ تغییرِ استراتژی داده و واژه‌هایِ «ملیت های ایرانی» و «فدرالیسم» را عنوان کردند.
در این مقاله با بررسیِ دقیقِ قراردادهایِ بین‌المللی و تعریفِ مفاهیمِ حقوقیِ واژه‌هایِی همچون «حاکمیتِ ملی» و «حکومت»، چگونگی سوءِ استفاده‌یِ برخی گروه‌ها از عدمِ آگاهیِ جامعه و تلاشِ آنها برای واژگون سازیِ این مفاهیم و در پایان رسیدن به هدفِ ‌شومِ تکهِ‌تکهِ کردن ایران، خواهیم پرداخت.
پاره‌ای افراد با استفاده از احساساتِ مردم و تبعیض‌هایی که حکومتِ جمهوریِ اسلامی انجام می‌دهد، دست به تحریفِ برخی از بندهایِ حقوقیِ منشورِ ملل متحد و بیانیه‌یِ حقوقِ بشر زده، تا بتوانند حقوقی را برای اقوامِ ایرانی فراهم سازند. از نظر حقوقی در بیانیه‌یِ حقوق بشر و ضمیمه‌هایِ آن، هیچ «حَقی» برای گروهی که «قوم» نامیده می شوند، قائل نشده است. اما برخی سعی دارند با جعل و وارونه‌سازی، برای خود حقوقِ جمعیِ قومی بسازند، سپس از قوم، ملیت ساخته و اهداف شوم خود را عَملی نمایند.
تمام حقوقی که در بیانیه حقوق بشر، ضمایم آن و منشور ملل متحد آمده، «حقوقِ فردی» است. چنان که در بند ۱ ﻣﺎدﻩ ۳ اﻋﻼﻣﻴﻪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺣﻘﻮق اﺷﺨﺎص ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ اﻗﻠﻴﺖ های ملی ﻳﺎ قومی، دینی و زبانی، به صراحت می گوید: “اشخاصِ متعلق به اقلیت‌ها می توانند حقوق خود، به ویژه حقوقی را که در اعلامیهً حاضر آمده است، به صورت فردی و نیز با دیگر اعضای گروه خود به صورت جمعی، بدون هیچ ‌گونه تبعیض، اعمال کنند”.
در استانداردهایِ حقوقی که بر اساسِ مبانیِ حقوقِ بشری نهادینه شده‌اند، به غیر از یک “ملت” – که عنصر حقوقیِ آن دولت نامیده می‌شود- هیچ جمعی بر اساسِ هویتِ جمعی و گروهی‌اش، صاحبِ “حق” نیست. بلکه این افراد هستند که صاحب حق می‌باشند. جمع هنگامی صاحبِ حق می‌شود که واحدی صاحبِ حاکمیت (sovereignty)را تشکیل دهد، که در این صورت “ملت” نامیده می‌شود. در تعاریفِ حقوقِ بین‌الملل، ملت (Nationality) به مردمانی گفته می‌شود که دارایِ “هم‌‌نیایی، هم‌سرنوشتیِ تاریخی، دولتِ واحد در حافظه تاریخی خود، هم‌‌فرهنگی‌ و اراده‌یِ جمعی‌ِ خودخواسته” باشند. اگر با دقتِ بنگریم، در می‌یابیم که ملتِ ایران، از انگشت‌شمار ملت‌هایِ تاریخیِ جهان است.
اینک این پرسش مطرح می‌شود، پس چرا برخی از گروه‌هایِ “قومی”، که در گذرِ تاریخ بخشی از ملتِ ایران بوده‌اند، اینک خود را ملت نامیده و ایران را متشکل از ملیت‌هایِ مختلف می‌دانند؟
به عنوانِ نمونه کُردهایِ ساکنِ عراق، سوریه و ترکیه را در این کشورها می‌توان به عنوانِ اقلیتِ ملی شناخت. چون در تعریفِ ملت – همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد- با ساکنانِ هر یک از این کشورها یکی نمی‌شوند. اما پیوندِ هم‌میهنانِ کُرد با ایران، یک پیوندِ چند هزار ساله است. ملتِ ایران، بی‌ کُرد، بی‌ معنا ‌ست! ایرانِ بی‌ کُرد یعنی ایرانِ بی‌ زرتشت، یعنی ایران بی‌ کورُش! از سوی دیگر فرهنگ و حتا تقویمِ کرُدها با مردم عراق، سوریه و ترکیه متفاوت است. آغاز سال برای کُردها همچون ما ایرانیان نوروزِ باستانی است. در حالی که به عنوانِ نمونه برای عرب‌هایِ عراق اول محرم، آغاز سال است. چه‌ بسا، بسیاری از کردهایِ غیرِساکنِ ایران، دلی آگاه و تاریخ ‌آشنا در گروِ سرزمینِ نیاکانی‌شان دارند.
تشکیلِ دولتِ فدرال در آمریکا پس از جنگ داخلی که اروپاییان هر کدام در فکرِ تشکیلِ کشوری جدا بودند، صورت پذیرفت. همچنین آلمان پس از جنگِ جهانیِ دوم و چهار تکهِ شدن، به کشوری فدرال تبدیل گردید. با نگاهی به تاریخِ هر کدام از ۲۶ کشورِ فدرالِ دنیا، درمی‌یابیم که این کشورها از بَدوِ تشکیل یا وجودِ تاریخی و ملتی واحد نداشته‌ اَند، یا مستعمره‌یِ کشورِ دیگری بوده اَند و یا نخست بر اَثر جنگ تکهِ‌تکهِ شده، و سپس تکه‌هایِ جدا شده، کشوری فدرال تشکیل داده اَند. نه ‌تنها هیچ کدام از شرایطِ تشکیلِ یک حکومتِ فدرال، شاملِ ایران نمی‌شود، بلکه با وجودِ ملتی واحد، تقسیمِ یگانگی و حاکمیتِ ملی در آن، امری ناشدنی و غیرِعَقلانی است.
دلیل اصلی تاکیدِ این گروه‌ها برای «فدرالیسم»، گرفتن خودمختاری (self determination) و تقسیم «حاکمیت ملی و قانون گزاری» است تا در چنین شرایطی قادر باشند رویایِ «استقلال و جدایی» از ایران را به رای مردمِ آن منطقه و استان بگذارند. در فدرالیسم این کار قانونی ست، چرا که حاکمیت و قانون گزاری تقسیم گردیده است و هر منطقه‌ می‌تواند جداگانه تصمیم به استقلال بگیرد. نمونه‌یِ نوینِ آن رفراندومِ جداییِ اسکاتلند از بریتانیا و یا وعده‌یِ مسعود بارزانی برای جداییِ کردستانِ عراق می‌باشد.
بیانیه‌یِ صادره از سویِ حزب دموکراتِ کردستانِ ایران در شهریور۱۳۹۴ نمونه‌ای ست آشکار، که این گروه‌ها و احزابِ قومی در پیِ دستیابی به همه‌پرسیِ محلی برایِ جدایی از ایران هستند و در صورتِ مخالفتِ حکومتِ مرکزی در آینده‌یِ ایرانِ فدرال، با استناد به منشورِ مللِ متحد تحتِ لوایِ “حق تعیین سرنوشت برای ملت‎‌ها”، به درخواستِ از شورایِ امنیت برایِ دخالتِ بشر دوستانه روی خواهند آورد.
شماری از به اصطلاح روشنفکران و سیاست‌مدارانِ که شاید در فکرِ تکه‌تکهِ کردنِ ایران هم نیستند، در همراهی با جدایی‌خواهانِ تروریست، عنوان می‌کنند که “دموکراسی فقط با حکومت نامتمرکز و فدرال به دست می‌آید و حکومتِ نامتمرکز چیزی نیست جز فدرالیسم”. باید از این دوستان پرسید، آیا می‌شود منکرِ دموکرات بودنِ حکومت‌هایِ نامتمرکز و غیرِفدرالِ فرانسه (مهد دموکراسی) و سوئد (کشوری با بالاترین استانداردهای حقوقِ بشری) شد؟
هر جا به دنبالِ گروهک‌هایِ جدایی‌خواهِ عرب می‌رویم، به حتم ردپایی از فردی انگلیسی به نامِ «دانیل بِرت Daniel Brett» بر می‌خوریم. “وین مدسون”، افسرِ پیشینِ NSA و ONI آمریکا، در بخشی از افشاگری‌هایِ خود در ژانویه ۲۰۰۷ از “دانیل برت” بعنوان عضو MI6، که در بمب‌گذاری‌هایِ استان خوزستان در سالِ ۲۰۰۵ و دامن زدن به اغتشاشات قومی در ایران – که از سویِ دولتِ بریتانیا با همکاریِ پنتاگون شرکت داشته است- نام می‌برد.[۴] وی در این گزارش مدعی می‌شود این عملیات، به‌دستِ نیروهایِ ویژه‌یِ ارتشِ بریتانیا و سازمانِ جاسوسیِ بریتانیا با همکاری جبهه‌یِ دموکراتیکِ خلقِ عربِ الاحواز (AADPF) با مرکزیت در لندن و سازمانِ مجاهدینِ خلق (MKO)انجام گرفته شد.
خالد عزیزی دبیرِ کلِ حزبِ دمکراتِ کردستان در سخنرانی کنگره انترناسیونال سوسیالیست این چنین می‌گوید : “کردها بدون شک بزرگترین ملت بی دولت در جهان هستند. در مرداد ۱۳۹۵ مصطفی هجری در گفتگو با روزنامه‌یِ اورشلیم‌پُست، از دولتِ اسرائیل درخواست کمک و پشتیبانی می‌کند.
موضوعِ پیوندِ موساد با احزابِ کُردِ ایرانی، در اسنادِ فاش شده توسط ویکی‌لیکس قابلِ دیدن است.استفاده از گروه‌هایِ قومیِ ایرانی از جمله کُردها، پس از ایجادِ پیوند با کردستانِ عراق در سال ۲۰۰۳ در دستورِ کارِ آقایِ میرداگان قرار گرفت. بر اساسِ سندِ دیگری در تارنمایِ ویکی‌لیکس، دولتِ اسرائیل با استفاده از امکاناتِ صدایِ امریکا به منظورِ بی‌ثباتی دولتِ ایران، سعی بر دامن زدن به اختلافاتِ قومی در ایران می‌کند. میر داگان (رئیس موساد) در جلسه‌ای با سفیر ِ امریکا به تاریخِ آگوست ۲۰۰۷ بر این مسئله تاکید کرد.
گویا پس از پیروزیِ نیروهایِ کُرد بر جهادی‌ها در سوریه، امیدِ تشکیلِ کشورِ مستقلِ کُرد در رهبرانِ آنها قوّت گرفت. در پیِ دیدارِ رهبرانِ کُردِ ایران، ترکیه، عراق و سوریه در ماه اوت ۲۰۱۳ در مکانی نامشخص روزنامه‌یِ اسرائیلیِ گلوبز، اعلام کرد، “آنچه که برای کرد‌ها خوب است، برای اسرائیل نیز خوب است. همچنین پیشنهاد کرد که چون کشور مستقل کرد به دریا راه ندارد، از بندر حیفا در اسرائیل باید استفاده کند”.
تارنمایِ اسرائیل‌هایوم به نقل از روزنامه‌یِ واشنگتن پست گزارش می‌دهد که در سال ۲۰۱۲ دولتِ ترکیه هویتِ ۱۰ ایرانیِ کُرد را که برای اسرائیل جاسوسی می‌کردند را به دولتِ ایران اطلاع داد. و بار دیگر بر رابطه‌یِ نزدیک اسرائیل با کردها، از جمله کرد‌هایِ ایران تأکید کرد.خبرگزاریِ ملیِ اسرئیل در فوریه ۲۰۱۰ در گزارشی از آموزش‌هایِ چریکیِ جنگ‌جویانِ کُرد توسطِ نیروهایِ اطلاعاتیِ و نظامیِ اسرائیل خبر داده و دلیلِ آن را قبولِ کمکِ اسرائیل توسط کُردها، به منظورِ بدست آوردنِ استقلالِ کردستان از کشورهایِ ایران، عراق، ترکیه و سوریه اعلام کرده است.
یاسین غبیشی (عضو کمیته‌یِ مرکزی این حزب تضامن الاهواز) در گفتگو با احمد رافت (۲۷ اکتبر ۲۰۱۵ در رسانه‌یِ کیهانِ لندن) به صراحت می‌گوید: “یا اپوزیسیون فدرالیسم را می‌پذیرد یا ما – گروهک‌هایِ قومی-، راهِ جدایی‌خواهی و استقلال را می‌رویم”.
حزب دمکراتِ کردستانِ ایران به مناسبت بمباران لیبی توسط ناتو و سرنگونی قذافی در ۱۴شهریور ۱۳۹۰بیانیه ای صادر کرد و خواستار تکرارِ این اقدام در ایران شد. این بیانیه ادعا می‌کند که کشوری واحد – یعنی کردستان- توسط استعمارگران تجزیه و میان چهار کشور تقسیم شده، و حالا کردها در چهار منطقه برای بازگشت به وضع اول و تشکیل مجدد «کشور کردستان» مبارزه می‌کنند.مرداد ۱۳۹۵ کاوه‌ آهنگری یکی از اعضایِ حزب تروریستِ دموکراتِ کردستان در تلویزیونِ صدایِ امریکا بیانیه‌یِ تازه‌یِ این حزب مبنی بر از سر گیریِ مبارزه مسلحانه را نقطه‌یِ عطفِ مبارزات مردمِ کردستان نامید. مصطفی هجری، دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران در تاریخ ۲۹ شهریورِ ۱۳۹۵ به بی‌بی‌سی گفت که پیش‌مرگه‌‌هایِ حزب او در کردستان ایران با نیروهای دولتی وارد جنگ مسلحانه شده‌اند.
۵ مهرماه ۱۳۹۵، هیأتی از حزب دمکرات کردستانِ ایران در مراسمی به مناسبتِ روزِ استقلالِ عربستانِ سعودی با حضور مسعود بارزانی، سرکنسول‌های شماری از کنسولگری‌ها و دیپلمات‌هایِ عربی شرکت می‌کند. همچنین یکی از اعضایِ همین حزب به تاریخِ ۲۲ شهریور ۱۳۹۵ که با هزینه‌یِ سعودی به حج رفته و در گفتگو با تلویزیونِ العربیه، به تمجید از آلِ‌سعود می‌پردازد.
در ۲۶ شهریور ۱۳۹۵ نششتِ مشترکی بین نمایندگانِ اتحاد برایِ دموکراسی در ایران (شهریار آهی، محسنِ سازگارا، فریدونِ احمدی، جواد خادم و احمد رأفت) و حزبِ دموکراتِ کردستانِ ایران (مصطفی هجری و کاوه آهنگری) برگزار می‌شود. تا بدین گونه پیوندِ بینِ جدایی‌خواهانِ ایران‌ستیز به نمایش گذاشته شود. شگفتی این جا ست که تلویزیونِ من‌و‌تو هم تبدیل به رسانه‌ای برایِ این افراد و دیگر جریان‌هایِ جدایی‌خواهی شده است، که خود را غیرِایرانی نامیده و از نام‌هایِ جعلی هم‌چون عربستان یا الاحواز برایِ خوزستان استفاده کنند.
در تاریخ ۶ شهریور ۱۳۹۵ کنگره‌یِ ملیت‌هایِ ایرانِ فدرال در آلمان برگزار می‌شود و نه‌تنها همچون همیشه از فدرالیسم و واژه‌یِ جعلیِ ملیت‌هایِ ایرانی استفاده می‌شود، بلکه بر لزومِ مبارزه‌یِ مسلحانه نیز تاکید می‌گردد. عباس خرسندی سخنگویِ جبهه‌یِ دموکراتیکِ ایران – به دبیرِ کلیِ حشمتِ طبرزدی- با سخنرانی در این نشست، از مبارزه‌یِ مسلحانه پشتیبانی و مُهر تائیدی بر جدایی‌خواهی خود زد.
تلویزیونِ بی‌بی‌سی که در سال‌هایِ گذشته تبدیلِ به جایگاهی برایِ تکهِ‌خواهان شده است و در تیر ماه ۱۳۹۴ برنامه‌یِ پرگارِ این رسانه اقدامِ به ترویجِ جدایی‌خواهی و استقلالِ آذربایجانِ ایران نمود[۳۶]، که البته با واکنشِ تُندِ شماری از زندانیانِ سیاسیِ درونِ ایران مواجه گردید.رادیو فردا نیز که دستِ‌کمی از بی‌بی‌سی ندارد، در تاریخِ ۸ مهر۱۳۹۵ در برنامه‌یِ “تابو” به صراحتِ جدایی‌خواهیِ گروه‌هایِ قومی را به رسمیت می‌شناسد.
در تاریخ ۱ مهر ۱۳۹۵ هیاتی از “سازمان ملت ها و اقلیت های غیررسمی” با برخی از نمایندگانِ کنگره‌یِ امریکا دیدار کرده و ناصر بلیده‌ای رئیس این سازمان و سخنگویِ حزب مردم در بلوچستان، درخواستِ راه اندازی یک رسانه‌یِ بلوچی زبان برای مردم بلوچِ ایران و پاکستان می‌کند.وی در تاریخِ ۱۲ مهر ۱۳۹۵ در صدایِ آمریکا به صراحت از جدایی و استقلالِ بلوچستان سخن رانده و می‌گوید: “برخی در آمریکا از استقلالِ بلوچستان حمایت می‌کنند، بر اساسِ آن چه که آنها فکر می‌کنند، منافع اقتصادی و ملی آمریکا است”. در ادامه‌یِ خودفروخته‌گیِ حزبِ مردمِ بلوچستان، رهبرِ این حزب(!) رضا حسین‌بر – که عضو جنبشِ سکولار دموکراسیِ اسماعیلِ نوری‌علا هم می‌باشد- به تاریخِ ۲۲ شهریور ۱۳۹۵ با هزینه‌یِ سعودی به حج رفته و در گفتگو با تلویزیونِ العربیه، به تمجید از آلِ‌سعود می‌پردازد.
با وجودِ سند‌های ارائه شده درمی‌یابیم، کسانی که از “فدرالیسم و واژه‌یِ جعلیِ ملیت‌هایِ ایرانی” استفاده می‌کنند، دو دسته اَند. آنانی که دانسته و با برنامه‌ریزی و پشتیبانی برخی کشورهایِ بیگانه سعی در تکهِ‌تکهِ کردنِ ایران دارند و کسانی که نادانسته در این راستا گام برداشته و صحبت از فدرالیسم و واژه‌یِ جعلیِ ملیت‌هایِ ایرانی می‌کنند.

برگرفته از www.akhbar-rooz.com با تلخیص

انتهای پیام/

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme