https://telegram.me/empireoflies

عملیات روانی و بازی‌های رسانه‌ای مستمر غربی‌ها علیه ایران

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: نقش رسانه در مناسبات بین‌المللی در عصر حاضر به حدی رسیده است که از مهم‌ترین مولفه‌های قدرت به حساب آمده و نقش تعیین‌کننده‌ای در پیشبرد اهداف منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای قدرت‌های جهانی ایفا می‌کند. در دهه‌های اخیر بارها مشاهده شده که مهمتر از درگیری‌‌ها و مناقشات بین‌المللی میان دولت‌‌ها، نقش و عملکرد رسانه‌ها بوده است و هر طرف که بهتر توانسته از این ابزار استفاده کند و افکار عمومی را هم راستا با منافع خود همسو سازد، میدان نبرد را هم فتح کرده است. در این موضوع گفتگویی با آقای دکتر «علی خندق‌آبادی»، مدیر شبکه جهانی الکوثر ترتیب داده‌ایم تا هر چه بیشتر با شگردهای رسانه‌ای دشمنان و نحوه مقابله جمهوری اسلامی آشنا شویم.

ابتدا و برای آغاز بحث می‌خواستیم ارزیابی شما را از شگردهای رسانه‌ای که شبکه‌های ماهواره در جهت ایجاد اختلاف بین مسلمانان استفاده می‌کنند، بدانیم؟

در ترمینولوژی‌های سیاسی یک از شیوه‌های جنگ روانی ایمجینیتینگ یا تصویرسازی است. این شیوه از حربه‌ها و شیوه‌هایی است که عمدتاً توسط رسانه‌های عربی برای ایجاد اختلاف قومی و مذهبی بکار گرفته می‌شود. این معنا که آنچه وجود ندارد را فرض کرده و بر اساس آن سناریوسازی می‌کنند. به عنوان نمونه در خصوص اهل سنت، در ابتدا جمهوری اسلامی ایران را ضد سنی تلقی می‌کنند و بر این اساس با جعل یا وارونه جلوه دادن خبر، شروع به سناریوسازی می‌کنند فلان جا این‌طور شده و… .

این شیوه از دیرباز مورد استفاده رسانه‌های خارجی قرار داشته است، ولی هنوز هم مورداستفاده است. بر اساس این شیوه مبانی پیش‌فرض در ذهن مخاطب جا می‌گیرد و آن‌وقت سناریوهای بعدی که رخ می‌دهد با پیش‌زمینه ذهنی ترسیم‌شده قابل‌باور می‌شود و جا می‌افتد.

نمونه این شیوه مسئله رخ‌داده در نمازخانه پونک است. در این مورد رسانه‌های بیگانه با استفاده از تصویری که درگذشته سعی در القای آن داشتند سعی کردند با دروغ‌پردازی اهداف خود را پیاده کنند. در این شیوه رسانه‌ها اول زمینه فکری به وجود می‌آورند و بعداً در لابه‌لای اخبار تطبیق‌ها را به وجود می‌آورند. مسئله مهم سناریوی طراحی‌شده اولیه است.

در تاریخ عملیات روانی انگلستان و حتی در رویکرد رسانه‌های بیگانه به انقلاب اسلامی، از این حربه بسیار استفاده شده است. نمونه تأثیرگذاری رسانه‌ای بر جریانات فکری معاصر، جریان روشنفکری در ایران است. در ابتدا برای ما جا انداختند که ما ملتی هستیم که هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم پس سناریوهای بعدی دیگر به‌راحتی بر روی سناریوی زمینه اولیه سوار شد و توانستند جریان تجددخواهی و غرب نمایی را در کشور جا بیدارند.

مسئله بعدی بزرگ‌نمائی اختلافات است. رسانه‌های بیگانه از طریق تشدید پان‌ها، پان‌ترکیسم، پان‌عربیسم و … سعی در القا و ایجاد اختلافات دارند. در ادوار مختلف هر زمان که بیگانگان قصد اختلاف‌افکنی در بین قومیت‌ها و فرقه‌ها را داشتند به آن‌ها بسیار نزدیک می‌شدند. هر زمانی که دشمنان خواستند در این عرصه ورود کنند خود را دوست قومیت‌ها می‌نامیدند و به‌محض اتمام کارشان آن‌ها را رها می‌کردند.

از دیگر شیوه‌ها، تقویت فرقه‌های انحرافی است. ایجاد فرق ضاله خودش عامل مهمی برای به چالش کشیدن قدرت ملی در هر کشوری است. ما به‌عنوان قدرت سرزمینی به دنبال ثبات و آرامش هستیم ولی کسی که می‌خواهد با ما مبارزه کند، اولین شگردش این است که ثبات را پاره‌پاره و فرقه‌ها را تقویت و تکثیر کند. حمایت رسانه‌ای از فرق ضاله در جهت رسیدن به هدف، به‌واقع اهرم فشار بیگانگان است.

یکی دیگر از شیوه‌ها از بین بردن اعتبار رسانه‌های ما با دروغ‌گویی و جعل خبر است. مانند موردی که همین اواخر داشتیم و شبکه‌ای شبیه العالم راه‌اندازی کردند. حتی لوگوی آن‌هم لوگوی شبکه العالم بود و خبرهای دروغ را از این طریق منتشر کردند تا با بازنشر آن به اعتبار شبکه ضربه بزنند.

از موارد دیگری که شبکه‌های بیگانه بخصوص وهابی بکار می‌برند تشدید اختلافات قومی مذهبی از طریق برگزاری مناظره‌های ساختگی است. در برخی موارد فردی را به عنوان نماینده شیعیان معرفی می‌کنند کسی که سست و از نظر علمی ضعیف باشد و به‌شدت منکوبش می‌کنند و یا از زبان او چیزهایی می‌گویند که اعتقادات شیعیان نیست. از طرف دیگر وهابیان خود را نماینده اهل سنت می‌دانند درحالی‌که این‌طور نیست.

شیوه دیگر شبهه‌سازی است. الحمدالله الآن کارهایی خوبی در تقابل با شبهه‌ها انجام می‌شود، اما شبه‌ها خیلی حرفه‌ای ایجاد می‌شوند تا بر مخاطب تأثیر بگذارند. دریکی از برنامه‌ها مادری می‌گفت داعش به فلان آیه قرآن استناد می‌کند و مستمسک دارد و درواقع داعش هم فعالیت‌هایش قرآنی است و نه چیز دیگر. در باب اهل‌بیت تا توسل و امثالهم شبهه وارد می‌کنند. سیاست ما این است که می‌گوییم بله تفاوت وجود دارد و ما این تفاوت‌ها را رد نمی‌کنیم. از اشتباهات برخی از گروه‌ها در کشور این است که به‌جای وحدت شیعه و سنی، یکسان اندیشی شیعه و سنی را مطرح کرده‌اند که در واقع قابل تحقق نیست. ما هیچ‌وقت نگفتیم شیعه و سنی یکسان فکر کنند.

حضرت آقا در بیانات خود گفتند که اختلاف‌نظر وجود دارد. اگر اختلاف‌نظرها را رد کنیم آن‌وقت می‌گویند شما تقیه می‌کنید، بلکه باید اختلاف‌نظرها را قبول ‌کنیم و در مجامع علمی به آن بپردازیم. آنچه ما به دنبال آن هستیم تمرکز بر اشتراکات است. اهداف و دستاوردهای مشترک است.

شبکه الکوثر چه نقشی را در نائل شدن به این هدف ایفا کرده است؟

ما بر اساس همین اصول که خدمت شما عرض کردم. جهت خلاف توطئه‌های آن‌ها حرکت کرده و درواقع پاتک زده‌ایم که البته در برخی از موارد به تک مبدل شد. گفتیم آن‌هایی که این حرف‌ها را می‌زنند عضو جامعه اسلامی نیستند. سعی کردیم مخاطب را با این مسئله که ایجاد اختلاف چه ثمری برای اختلاف افکنان دارد آشنا کنیم. در گام بعدی دشمن و اهداف او را معرفی و نشان دهیم حرکت در جهت اختلاف، بازی در پازل دشمن است. در مرحله بعد، نزدیکی بین حرکت‌های اختلافی و حرکت‌های روانی دشمن را مقایسه کرده و گفتیم آنکه در جهت اختلاف گام برمی‌دارد درواقع با دشمنان مبانی مشترک دارد و سرچشمه‌اشان یکی است.

برای اینکه تأثیر بسیار زیاد رسانه را ببینید به سال‌هایی نگاه کنید که مسئله بن‌لادن در افغانستان آغاز شد. جمهوری اسلامی با ظهور امام خمینی رهبری جهان اسلام را به دست گرفت، پس برای اینکه این رهبری در جهان اسلام مطرح نشود باید رهبر سازی جعلی می‌شد.

امثال بن‌لادن را درست کردند. مدتی فعالیت کرد و با شوروی جنگید. القاعده را ایجاد کرد تا در قشری از مسلمانان به‌صورت رهبر پذیرفته شود. پس چندین رهبر مثل بن لادن در مقابل رهبری ایران که پس از امام خمینی، امام خامنه‌ای شدند ساختند و حال به‌یک‌باره این رهبر دست‌ساخته خود را در واقعه یازدهم سپتامبر جنایتکار کردند و این‌طور القا کردند که این آدم‌ که رهبر بخشی از جامعه افغانستان و برخی از کشورها است، جنایتکار بوده است. پس در نتیجه هر رهبری در جهان اسلام به‌طورکلی جنایتکار است. سعی داشتند چنین تصویری را القا کنند. در این گونه موارد هدف ما افشاگری طرح‌ها و برنامه‌ریزی‌های دشمن است.

یکی دیگر از موارد کارکردهای رسانه‌ها در ضربه زدن به اسلام پدیده داعش است. در مورد داعش سعی کردند اسلام‌ستیزی و اسلام هراسی را به‌عنوان دو بال قیچی ضد اسلام بکار گیرند. در داخل جهان اسلام با ارائه تصویر داعش به ‌عنوان اعتقادات اسلامی، تقدس‌زدایی از باورها را در دستور کار داشتند تا جایی که حتی در برخی از کشورهای اسلامی، برخی از گروه‌ها گفتند علیه خدا هم می‌شود راهپیمایی کرد. در بعد خارجی هم اسلام هراسی را در دستور کار داشتند. کاری کردند که گروه‌های اسلامی آن‌چنان در غرب توانا شده و دستشان باز باشد که بتوانند از ۸۰ کشور عضوگیری کنند. موتور رسانه‌ای گروه‌های تکفیری را کاملاً باز گذاشتند. نه تویتر نه فیس‌بوک و نه یوتوپ را بروی آن‌ها نبستند تا آن‌ها جنایاتی کنند که قابل دفاع نباشد و آن را به‌طور گسترده پوشش دهند.

کاری کردند که کاملاً بتواند جذب نیرو کند. سعی کرده‌ایم در شبکه الکوثر این حقایق را برای مخاطب خود بازکنیم. همان‌طور که خود اهل سنت در برنامه‌هایمان این مباحث را عنوان کردند و خودشان گروه‌های تکفیری را طرد کرده و رد کردند. نتیجه روشنگری رسانه‌های همسو آن شد که مجامع اهل سنت نیز تکفیر را رد کردند. موضع اخیر الازهر مصر که تکفیری‌ها را تحریم کرد و دادن زکات به آن‌ها را رد کرد. این واقعاً کمکی برای جریان مقابله‌کننده با تکفیر بود. باید اشاره کنیم که ما در فضای روانی و مفتضح کردن تکفیری‌ها برده‌ایم. آنچه کل جهان را با مشکل مواجه کرده این است که ویروس تکفیر شکل‌گرفته است و فکر می‌کنم بعید است بزرگ‌تر از آنچه الآن است بشود.

پدر و مادر این بچه نامشروع یعنی ایالات‌متحده و سرویس‌های غربی نیز معترف‌اند که این بچه دیگر شرور شده، حالا که شرور شده، شروع به تخریب کردن می‌کند. تثبیت مشترکات بین ما و اهل سنت در دستور کار است. در این راستا اول باید از طریق دیپلماسی عمومی سم‌زدایی شود. باید در مرحله اول بگوییم ما دوست شماییم و تصویر ساخته‌شده را تغییر دهیم چرا که حرکت‌های فرهنگی سخت ایجاد می‌شود و بسیار سخت‌تر برطرف می‌شود.

مسئله تکفیر مسئله جدیدی نیست. پدربزرگ من در دهه ۴۰ شمسی می‌گفت برخی از ناصبی‌ها در سامرا سر مردم را می‌بریدند اما این تبدیل به فرهنگ نشده بود. جریانات انحرافی درون شیعی هم به جریان تکفیر کمک کرده است تا این آتش اشتعال کامل پیدا کند و شعله‌اش خانمان‌سوز شود. هرسال سلسله برنامه‌هایی در هفته تقریب داریم. سلسله مصاحبه‌ها و برنامه‌ها تماماً مبتنی بر شرایط روز جامعه اسلامی است و سعی داریم این‌طور نباشد که یک مصاحبه کلیشه‌ای صورت گیرد.

کار ما همزمان سم‌زدایی و تمرکز بر اهداف و سیاست‌های مشترک و روشنگری در مورد خیانت‌ها است که به شکل جنگ‌های نیابتی در حال وقوع است. داعش همان ایالات‌متحده است. همان سیاست کهنه انگلستان است، ولی با نیابت از آن‌ها به‌پیش آمده است. پس یکی از موارد روشنگری ما باید آن باشد که ببینید این کسی که می‌گوید من باید خلافت اسلامی را به وجود آورم شیوه کارش، هدفش و نتیجه‌اش همان است که دشمن می‌خواهد؛ پس او و دشمن یکی هستند. اگر آمریکا واقعاً در مبارزه با داعش جدی بود. در اولین اقدام می‌بایست بازوهای تبلیغاتی داعش را قطع می‌کرد. علیرغم برخی شعارها، بازوی تبلیغات داعش به‌هیچ‌وجه قطع نشده است. ما سعی کرده‌ایم به این موارد در برنامه‌هایمان اشاره‌کنیم.

واکنش گروه‌های تکفیری و افراطی به برنامه‌های شما چگونه بوده است آیا تابه‌حال واکنشی داشته‌اید؟

از مواردی که ما در چند سال گذشته با آن درگیر بودیم همین مورد است. در دو حوزه نرم افرازی و سخت‌افزاری با ما برخورد کرده‌اند. در حوزه نرم‌افزاری تلاش کرده‌اند که شبهات جدید ایجاد کنند. ما از حالت پدافند به آفند رسیده بودیم؛ یعنی تمام سؤالات آن‌ها را پاسخ داده و به‌جایی رسیده بودیم که ایجاد شبهه می‌کردیم یعنی می‌گفتیم شما به ما پاسخ دهید. آن‌ها به خیلی از مسائل پرداخته بودند. توسل، نماز، سجده به مهر، زیارت و… همه را جواب دادیم و بعد آفندی شدیم و ایجاد شبه علیه وهابیت و تکفیر کردیم. شبهات ما اعتقادی بود و نه سیاسی. گفتیم بگویید در باب توحید چرا قائل به تجسیم هستید. معاد و عدل را این‌طور می‌گویید. این به‌شدت آن‌ها را عصبانی کرده بود. زمانی که جنگ ماهواره‌ها شروع نشده بود آن‌ها کاری نمی‌توانستند بکنند جز اینکه با عصبانیت بدوبیراه بگویند. چند شبکه هم مثل وصال، نور و کلمه و… راه انداخته بودند منتها زمانی که جنگ ماهواره‌ها آغاز شد پارازیت انداختن را آغاز کردند و حتی پخش ما را در برخی از ماهواره‌ها قطع کردند.

آخرین فشاری که انجام دادند نسبت به برنامه‌ای که ما در مسجد رأس الحسین در قاهره تولید کردیم بود. آن‌ها اول مسجد رأس الحسین را بروی هرگونه حرکت رسانه‌ای بستند. در مرحله بعد به دولت مصر فشار آوردند که شیعیان باید از قاهره اخراج شوند و در مرحله بعد حملاتی را علیه شبکه الکوثر و مجری شبکه شروع کردند و بعد گفتند تمام شبکه‌های ایرانی از روی «نایل‌ست» باید حذف شود و در زمان پخش برنامه‌ها هم پارازیت انداختند. پارازیت انداختن کار سختی نیست، اما از امکانات غربی هم استفاده کردند. به بهانه تحریم غرب کل شبکه‌های ماهواره‌ای ما را بستند. ما در آن موقع حرکت‌هایی را شروع کردیم تا تحریم‌ها را دور بزنیم. خود مسئله تحریم باعث شد ما به شیوه‌هایی روی بیاوریم که در نوع خود بدیع بود و غربی‌ها دیدند که دور خورده‌اند. کار به‌جایی رسید که شبکه الکوثر از هیچ ماهواره‌ای به‌صورت واقعی حذف نشد. همان شبکه بودیم ولی با قیافه و اسمی دیگر فعالیت کردیم.

بر همان روشی استوار بودیم که امام خمینی(ره) به ما آموختند. گفتند اگر من را به کشوری راه ندهید من فرودگاه به فرودگاه می‌روم و پیام خود را می‌رسانم. ما هم گفتیم شما اگر ماهواره‌های ما را قطع کنید ما از طریق اینترنت و تلفن همراه و… از هر طریقی پیام خود را می‌رسانیم و شما نمی‌توانید جلوی پخش پیام جمهوری اسلامی را بگیرید. درنهایت متوجه شدند از این راه نمی‌توانند ما را مهار کنند و درنهایت تحریم‌ها را برداشتند و ما کاملاً دیده شدیم. جالب بود زمانی که ما تحریم نبودیم بر روی شش ماهواره بودیم ولی وقتی تحریم شدیم با همان شیوه‌ها و ترفندهایی که به کاربردیم بروی هفت ماهواره رفتیم.

جایگاه رسانه‌های تصویری در پیشبرد دیپلماسی جمهوری اسلامی در وحدت امت اسلامی چگونه تبیین می‌شود؟

در رویکردهای جدید، رسانه از بازوهای مهم دیپلماسی عمومی است. شما سیاست‌های آمریکا را برای سال ۲۰۲۵ نگاه کنید. جایگاه رسانه یا دیپلماسی عمومی تقریباً هم‌طراز دیپلماسی رسمی به‌پیش می‌رود. عصر ارتباطات فضای بسیار وسیعی را برای غرب فراهم کرده و درواقع تیغ دو دم است و این امکان را می‌دهد که دیگر شما برای تأثیرگذاری نیازی به حضور فیزیکی نداشته باشید، بلکه از طریق رسانه و الزامات جنگ نرم می‌توانید به قدرت نرم برسید، کاری که در سال ۸۸ اعمال شد. در این زمینه رویکردی داریم که به تأسی از فرمایشات حضرت آقا برداشت کرده‌ایم. اولین کسی که تعبیر جنگ رسانه‌ای را بکار بردند حضرت آقا بودند و فرمودند ما الآن در جنگ رسانه‌ای هستیم. در این خصوص رویکرد و دیدگاه من این است که اگر ما جنگ رسانه‌ای داریم پس می‌بایست ستاد فرماندهی داشته باشیم. رسانه در این عصر یک ابزار رسانه‌ای ساده نیست، بلکه به‌عنوان ابزار به دست آوردن قدرت، تثبیت قدرت، تخریب قدرت طرف مقابل، حمله و عملیات ایذایی بکار می‌رود که البته تمام موارد را می‌توان در حرکت‌های ایذایی دید. متأسفانه در جمهوری اسلامی ایران این جایگاه برای رسانه دیده نشده است. شما نگاه کنید دو یا سه روز قبل از آنکه سفارت انگلستان در ایران بازگشایی شود بی.بی.سی به ایران وارد شد. همان بی.بی.سی که تا قبل از سال ۱۳۸۸، پنج ساعت در روز برنامه داشت و در یک بازه یک‌هفته‌ای ۱۶ ساعت و بلافاصله قبل از انتخابات ۲۴ ساعته شد.

کف خیابان‌های جمهوری اسلامی ایران در اغتشاشات ۱۳۸۸ از لندن کارگردانی می‌شد. این نشان از نگاه ساده ما به جایگاه دیپلماسی عمومی است. دیپلماسی عمومی چیست؟ دیپلماسی عمومی جز این است که شما با استفاده از ابزارهای غیرسیاسی به اهداف سیاسی برسید. خوب اگر اجازه ورود ایران را به مصر نمی‌دهند آیا نمی‌توانیم رسانه‌ای هم کار بکنیم. زمانی که انقلاب مصر به وقوع پیوست چندین گروه به ایران آمدند ولی نگذاشتند یک گروه ایرانی به مصر برود. من حرفم این است که اگر آن‌ها اجازه نمی‌دهند آیا رسانه‌ای هم نمی‌توانیم کار بکنیم؟ صحبت ما این است که هزینه‌ای که می‌خواهیم صرف دیپلماسی رسمی در مصر کنیم بر رسانه هزینه کنیم. بگوییم رسانه‌ این وظیفه را به عهده بگیرد تا در چارچوب دیپلماسی عمومی قرار گیرد. مدت کمی بعد از زمانی که حضرت آقا اولین فرمایش خود را در چارچوب دیپلماسی عمومی در همایش بیداری اسلامی انجام دادند مجمع عمومی رادیوتلویزیون‌های اسلامی برگزار شد. بنده گفتم فرمایش آقا در همایش بیداری اسلامی باید منشور حرکت اتحادیه رادیو تلویزیون‌های جهان اسلام باشد و در واقع خط‌مشی و نقشه ما را مشخص می‌کند. همان‌طور که حضرت آقا فرمودند تلاش زیادی شد تا بیداری اسلامی لطمه بخورد و حتی در برهه زمانی تا حد زیادی فروکش کرد که البته ان‌شاء‌الله ادامه پیدا خواهد کرد. معتقدم یکی از علت‌های این امر آن بود که ما از ابزارهای رسانه استفاده لازم را نکردیم. به این شکل که راهبرد و سیاست‌گذاری برای آن کنیم و برای کشورهایی که آزاد شده‌اند مثل لیبی، مصر، تونس و کشورهای دیگر برنامه‌ریزی کنیم. این کشورها با موجی از سؤالات بخصوص در حوزه جوانان مواجه هستند. چگونه دوباره در دامان غرب نیفتند، چگونه نظام‌سازی کنند. اگر نتوانیم فضای فکری را در این کشورها هدایت کنیم دوباره در دامان غرب می‌افتند و فرصت نظام سازی را از دست می‌دهند. این‌ها همه سؤالاتی است که ما در شبکه‌هایمان با ایجاد تینک‌تنک‌ها یا همان اتاق‌های فکر و توفان‌های فکری باید به آن برسیم. جایگاه این مسائل جایگاه مهمی است.

از مواردی که در حال حاضر می‌توانیم به آن بپردازیم ایجاد اتحادیه‌های منطقه‌ای و جهانی با اهداف مشترک است. حتی حالا که به سمت پیمان «شانگهای» رفته‌ایم. به اتحادیه رسانه‌ای شانگهای بپیوندیم و کمک بکنیم تا از این راه ظرفیت‌هایی را برای تبیین دیدگاه‌های خود ایجاد کنیم. رادیو تلویزیون‌های جهان اسلام هم در کشورهای اسلامی ظرفیت خوبی است که باید تزریق سرمایه شود. ما بایستی سطح رسانه را از حیث اهمیت هم‌طراز فضای امنیت ببینیم و در همان صورت که در باب امنیت سرمایه‌گذاری می‌کنیم، چه امنیت درون‌مرزی و چه برون‌مرزی، فرو ملی و فراملی، فرهنگ و به اقتضای آن رسانه را در همان طراز ببینیم. ما الآن رسانه و فرهنگمان هدف قرارگرفته است. فرهنگ ما امنیت ما است. اگر دشمن کاری توانسته انجام دهد از طریق فرهنگ بوده است و نه کشورگشایی. سانتی از کشور ما را نتوانسته‌اند اشغال کنند و نگه‌دارند، ولی هم‌اکنون معضلات فرهنگی عدیده‌ای داریم و نمی‌توانیم آن را کتمان کنیم، نمی‌توانیم هم خوش‌باور باشیم. به عقیده من در حال حاضر در همه دنیا فرهنگ و هم رسانه به موضوعی با اهمیت در امنیت ملی تبدیل‌شده است و به همان صورتی که به مسئله امنیت از باب تهیه جنگ‌افزار و اسباب نظامی به‌گونه‌ای ویژه نگاه می‌کنید در باب فرهنگ و رسانه نیز چاره‌ای ندارید که به‌طور ویژه به آن نگاه کنید.

به نظر می‌رسد که ما باید جنگ رسانه‌‌ای را واقعی ببینیم و نه موضوعی خیالی، به شکلی که آوردگاهی است که طرفین نزاعی دارد و دو طرف باهم درگیر هستند، فکر نمی‌کنید که فضای رسانه‌ای ما این پدیده را باور نکرده و نپذیرفته است؟ چراکه اقتضای پذیرش آن است که شما دشمنی دارید و نباید بخوابید و به‌نوعی در هنگامه جهاد هستید.

بنده گفتم شما نباید در جنگ انفعالی نگاه کنید اگر تنها پدافندی عمل کنید شکست می‌خوردید باید آفندی هم باشید. هیچ‌وقت این‌طرف میز نمی‌نشینید و ببینید دشمن شما آن‌طرف مرزها چه‌کار می‌کند باید شما همیشه آن‌طرف میز یعنی آن‌طرف مرزهای اعتقادی خود حرکت کنید. در جنگ رصد دارید، اطلاعات عملیات دارید. در رسانه هم باید همین‌گونه باشیم در جنگ شناسایی دارید، اتاق فرماندهی دارید. به میدان نظارت دقیق دارید. در جنگ حفاظت پرسنل شدید دارید. در جنگ تربیت نیرو دارید. در جنگ بومی‌سازی دارید. هیچ‌وقت نیروی نظامی همان موشک تاوی که در فلان کشور مورد استفاده است را به همان صورت بکار نمی‌برد، آن را بومی‌سازی می‌کند. نقطه قوت جمهوری اسلامی ایران آن است که تمام تجهیزاتش را مطابق با شرایط سرزمینی و نیازهایش بومی‌سازی کرده است. شما می‌بایست فرهنگ، علوم انسانی و هنر و تمامی آنچه مرتبط با رسانه است را بومی‌سازی کنید تا بومی‌سازی نکنید به‌عنوان یک درگاه نفوذ برای دشمنان باز است و محل ورود ویروس‌های است. اعتقاد من این است که اول باید تولید ادبیات، تولید فکر و تربیت نیرو متناسب با شناختمان از رسانه داشته باشیم. ما هنوز رسانه را به‌عنوان یک جنگ نمی‌بینیم.

خیلی افراد هستند. برخی‌ها با این مفاهیم مخالف‌اند و می‌گویند فرهنگ را نباید امنیتی کنید؟

ما می‌گوییم فرهنگ امنیتی نه، ولی امنیت فرهنگی بله، اینجا مغالطه‌ای صورت گرفته است. این افراد کسانی هستند که می‌خواهند پنجره را برای ورود دشمن باز بگذارند. بنده معتقدم که سطح فرهنگ ما در حد امنیت است، یعنی در همان حد باید موردتوجه قرار گیرد. ما امنیت فرهنگی می‌خواهیم. فرهنگ ما در حال حاضر مورد هدف قرارگرفته است. ببینید موضوع فرهنگ انسان است. آمریکا، غرب و دشمنان ما جمهوری اسلامی را چگونه می‌بینند، سرزمینی با ۷۵ میلیون نفر جمعیت. غرب اولین نگاهش به کشورها آن است که آن‌ها را به خدمت منافع خود بگیرد. اگر نشد لااقل برای منافعش خطری به‌حساب نیاید. ما نه‌تنها برای لیبرال دموکراسی غرب که منافع خود را در قبضه همه جهان می‌بیند کار نمی‌کنیم، بلکه خطر شده‌ایم. پس برنامه‌ریزی می‌کنند تا این مردم را از نظر نگرش به مردمی تبدیل کنند که نه‌تنها برای اهداف آن‌ها خطری نداشته باشند بلکه در جهت منافع آن‌ها بیندیشند.

۳۵ سال است جمهوری اسلامی در برابر آن‌ها ایستاده است. تفکری که امام خمینی آورد و تحت عنوان انسان انقلاب اسلامی معرفی کرد. انسانی با شاخصه‌های مشخص، ظلم‌ناپذیر،‌ ظلم‌ستیز، آشنا با مفاهیم ایثار و شهادت، آشنا با اصول اسلامی، تربیت‌شده در فرهنگ اسلامی، انسان عصیانگر در مقابل ظلم، انسان اشداء علی الکفار و رحماء بینهم. این انسانی که امام خمینی در انقلاب اسلامی به جهان معرفی کرد و با آن جمهوری اسلامی ایران را تشکیل داد، خطرناک است و باید تخریب شود. آن‌ها هشت سال جنگ را به ما تحمیل کردند و نشد. سی‌صد، چهارصد هزار نفر را کشتند و مجروح کردند ولی به موفقیت نرسیدند. همزمان با این مسئله جنگ سرد تمام شد. نتایج و تجارب حاصل از جنگ سرد به‌علاوه تکنولوژی، ماهواره، اینترنت و… به کمک آن‌ها آمد. مرزهای سرزمینی با کمک تکنولوژی برداشته شد. بنابراین با استفاده از این ابزار همان روش را مدل‌سازی کردند. در حال حاضر شاه‌بیت حرکت رسانه‌ای ما حفظ فرهنگ، حرکت فرهنگ و غنای فرهنگ است.

دکترین صدا و سیمای جمهوری اسلامی در برخورد با مخاطب عرب‌زبان چیست؟

ما در تعامل با مخاطب عرب‌زبان سه شاخص داریم. اول، اسلام؛ دوم، نظام جمهوری اسلامی و سوم کشور ایران. ممکن است در برنامه‌ها هر سه با هم وارد شوند. به‌طورکلی برای برنامه‌های تبیینی برای عرب‌های غیرمسلمان اسلام را معرفی می‌کنیم. برای عرب‌های مسلمان سبک زندگی مسلمانی و اسلام ناب دشمن‌شناس را برمی‌شماریم و در مرحله سوم توانایی‌ها و پیشرفت‌های جمهوری اسلامی ایران را تبیین می‌کنیم. طبیعتاً حرکت‌های ما هم ایجابی و هم سلبی است. آنجا که سلبی باشد دفاع در برابر شبهه‌ها و تهدیدها است و آنجا که تبیینی باشد معرفی اسلام و اصول اسلامی و فرهنگ غنی اسلامی و ظرفیت‌های بالای مسلمانان است. به عقیده ما به همان صورت که فرهنگ ما مورد هدف قرارگرفته، کشورهای دیگر اسلامی نیز در معرض بوده‌اند و تأثیر بسیار زیادی بر آن‌ها داشته است. به بیان کلی‌تر و جامع تمام صحبت‌هایی که تا به اینجا شد عرض می‌کنم که ما می‌خواهیم روش زندگی و سبک زندگی مسلمانی را به تأثیر از اهل‌بیت(ع) به مخاطب بشناسانیم.

انتهای پیام/دیده‌بان

حرکت‌های ما هم ایجابی و هم سلبی است. آنجا که سلبی باشد دفاع در برابر شبهه‌ها و تهدیدها است و آنجا که تبیینی باشد معرفی اسلام و اصول اسلامی و فرهنگ غنی اسلامی و ظرفیت‌های بالای مسلمانان است.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme