https://telegram.me/empireoflies

عربستان و استراتژی نبرد در چند جبهه

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: جنگی سرد در جایی بسیار داغ در حال رخ دادن است: عربستان سعودی و متحدانش در حاشیه خلیج فارس، برای قدرت و سلطه بر منطقه، با ایران که اکنون قدرتمندتر از همیشه ظاهر شده، دست در پنجه شده اند. پرسش اینجاست که چه کسی برنده این جنگ سرد خواهد بود؟

درست مانند جنگ سرد اصلی که زمانی میان ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در گرفته بود، مناقشه واجد هیچ رویاوریی نظامی ای نیست، البته دست کم تا به حالا. این جنگ در زمین های دیگری از دیپلماسی گرفته تا اقتصاد و جنگ های نیابتی، و خصوصاً در زمین نفت در جریان است. با این همه، شاید نتوان تمامی مشکلات و مناقشات فعلی در خاورمیانه را به جنگ قدرت میان ایران و عربستان سعودی برگرداند.

اکنون به نظر می رسد که این ایرانی ها باشند که دست بالا را دارند. پس از تصمیم سرنوشت ساز ایران برای توافق هسته ای با غرب و محدود کردن برنامه های هسته ای این کشور، ایران حالا از تحریم های بین المللی خلاصی یافته است و حالا که مبادلات اقتصادی و تجاری با ایران دوباره ممکن شده است، اقتصاد بی جان این کشور می رود که خود را بازسازی کند. افزون بر این، نفوذ کامل ایران در بخش هایی از عراق که با کمال تعجب با موافقت آمریکا هم مواجه شده همچنان هم تداوم دارد، چرا که کسی نمی خواهد داعش عراق را ببلعد و این ایران است که جلوی داعش ایستاده است. ایران افزون بر این از لحاظ نیروی انسانی هم از عربستان سعودی پیش است: ایران ۷۷ میلیون نفر و عربستان تنها ۲۸ میلیون نفر جمعیت دارند. از طرفی هر چند ارتش سعودی ها بسیار مجهزتر از ارتش ایران است، اندازه آن هم بسیار کوچک تر از ارتش ایران است. عربستان در کنار اینها نتوانسته در یمن و سوریه هم به نتایج دلخواهش برسد.

عواملی از این قبیل موجب شده اند عربستان سعودی احساس کند تک افتاده و آسیب پذیر شده است. آنها بر این باور اند که متحد سنتی بزرگشان، آمریکا، با به سرانجام رساندن پرونده هسته ای ایران به آنها خیانت کرده است. سعودی ها همچنین از آشوبی که همسایه شان عراق را هم در بر گرفته، نگران اند و آن را ریسکی استراتژیک برای خود قلمداد می کنند.

سعودی ها افزون بر این با رگباری از انتقاد مواجه شده اند که روانه برداشت وهابی آنها از اسلام شده است چرا که بسیاری وهابیت را الهام بخش افراطی گری و تروریسم می دانند. در کنار این، پرونده های حقوق بشری عربستان سعودی، شامل انکار آشکار حقوق اولیه زنان در این کشور، همچنان در سطح جهان محل بحث است.

عربستان سعودی علی رغم این پیشینه، حملات علیه دشمنانش را شدت بخشیده است. هر چند پادشاه تازه این کشور، ملک سلمان بن عبدالعزیز آل سعود، در واقع قدرتمندترین فرد این کشور است، ناظران می گویند این پسر او محمد بن سلمان آل سعود است که عملاً قدرت را در دست دارد. او به عنوان وزیر دفاع و در هماهنگی با ترکیه، سیاست سعودی ها در دفاع از مخالفین بشار اسد در سوریه را پیش گرفته است و از طرفی در یمن هم به جنگی نیابتی دست زده است که تاکنون هزینه های انسانی عظیمی داشته است. او همچنین از سرکوب داخلی در عربستان سعودی هم حمایت کرده است، اگر نه اینکه خود عامل این سرکوب بوده باشد. محمد بن سلمان افزون بر این حمله ای اقتصادی هم علیه ایران شکل داده است، حمله ای که دست کم تاکنون نتیجه ای جز سقوط قیمت های جهانی نفت نداشته است.

در اوایل ماه می، وزیر با سابقه نفت عربستان سعودی، علی النعیمی، جایش را به خالد الفالح، یکی از متحدان محمد بن سلمان داد. این تغییر سمت نشانه ای است از تصمیم شاهزاده سعودی برای استفاده از نفت به عنوان یک سلاح اقتصادی علیه ایران و متحد آن روسیه. در واقع عربستان سعودی به عنوان بزرگترین دارنده منابع نفتی که با قیمت کم قابل استحصال اند، می تواند به میل خود بازار نفت را اشباع کند و یا خشکسالی نفتی به وجود بیاورد.

و حالا سعودی ها بازار نفت را اشباع کرده اند. آنها می خواهند ایران و روسیه ای را زیر فشار قرار دهند که هر دو به قیمت های بالاتر نفت نیاز دارند تا ثبات اقتصادی داشته باشند. سعودی ها همچنین می خواهند شرکت های نفت شیل آمریکایی را که وابستگی آمریکا به نفت خاورمیانه را کاهش داده اند، ورشکست کنند. آنچنان که محمد بن سلمان اخیراً اعلام کرده است، عربستان اهمیتی به قیمت های نفت نمی دهد: «۳۰ دلار یا ۷۰ دلار، این قیمت ها همه برای ما یکسان اند.» و این در حالی است که ایران و روسیه به نفتی نیاز دارند که دست کم ۷۰ دلار به ازای هر بشکه قیمت داشته باشد.

صنعت نفت آمریکا اما از آنچه انتظار می رفت هم سازگارتر عمل کرده است: میادین نفت شیلی که استخراج آن ارزان تر تمام می شود در حال بازگشایی اند، هر چند میادین قبلی بسته شده باشند. با این همه، ضربه نفتی عربستان موجب شده است ایران و روسیه اسد را به میز مذاکره بکشانند.

طرح اقتصادی تازه محمد بن سلمان، چشم انداز ۲۰۳۰ که در ماه می از آن رونمایی شد، جبهه ای دیگر در جنگ اقتصادی است و هدف از آن نمایش این موضوع است که عربستان سعودی در مقابل فشار داخلی ای که ایران و روسیه با آن مواجه اند ایمن است. این طرح خواستار تنوع بخشی اقتصادی و پیش بینی استقرار صندوق ذخیره ثروتی است که بتواند اثرات کاهش درآمدهای نفتی را که طبقه حاکم به وسیله آن صلح اجتماعی ایجاد می کرد، کاهش دهد.

استراتژی سعودی ها اما بدون هزینه هم نبوده است. کمک های ارسالی کشورهای خلیج فارس به مصر که سالانه سر به ۱۰ میلیارد دلار می زد (مصری که خود زیر فشار اقتصادی و سقوطی گیج کننده در ورود گردشگران به این کشور پس از وقوع حملات تروریستی اخیر در این کشور بوده است) اکنون به کمتر از ۳ میلیارد دلار رسیده است. کمک ها به لبنان هم تقریباً به طور کامل قطع شده است.

انتهای پیام/ساعت ۲۴

عواملی از این قبیل موجب شده اند عربستان سعودی احساس کند تک افتاده و آسیب پذیر شده است.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme