https://telegram.me/empireoflies

عباس امیر انتظام جاسوسی که خانواده‌اش هم وی را طرد کرد

اختصاصی  به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: چند روز پیش اولین سالگرد درگذشت عباس امیر انتظام یکی از جاسوسان آمریکا در ایران بود. زندگی وی و سیر عملکرد این جاسوس شناخته شده آمریکا در ایران می تواند درس عبرتی برای کسانی که به هم وطنانشان خیانت می کنند باشد.

عباس روافیان (امیرانتظام) فرزند میرزا یعقوب رفوگر در سال ۱۳۱۱ در تهران متولد شد. دوران کودکی و نوجوانی را در کنار پدر و عموی یهودی خود که به فرقه ضاله بهائیت گرویده بودند، رشد و نمو و تربیت یافت.بر اساس اسناد به دست آمده وی پس از حوادث خرداد ۴۲ و در همان سال به اداره ثبت احوال تهران مراجعه کرد و به طور رسمی شهادت می‌دهد که مسلمان شده است و نام خانوادگی خود را به امیر انتظام تغییر می‌دهد.

وی در سالهای بعد از انقلاب به دلیل اتهامات جاسوسی که در دادگاه اثبات شد به زندان ابد محکوم می شود. بسیاری از هم کیشان وی او را زا اتهام جاسوسی مبرا می دانند ولی اسناد لانه جاسوسی حکایت از این دارد که وی حتی از دهه ۴۰ با آمریکاییان در ارتباط بوده.

براساس مشاهده نامه‌ها و بخش‌های مختلف اسناد لانه جاسوسی که مربوط به عباس امیرانتظام است، به وضوح می‌توان دریافت که امیرانتظام به راحتی مسائل داخلی نظام را به مسئولان سفارت آمریکا منتقل می‌کرد و در هر مسئله از وی سوالی پرسیده می‌شد، به راحتی به آنها پاسخ داده و اطلاعات سیاسی، نظامی و امنیتی را در اختیار جاسوسان و کارداران سفارت آمریکا قرار می‌داد.

به عنوان مثال، کاردار سفارت آمریکا یکی از گفتگوهای خود با امیرانتظام را چنین تشریح می‌کند؛ «نظرهای انتظام را درباره نحوه عمل دولت موقت در سطح مملکت با توجه به ملاقات‌هایی که بین کابینه و شورای انقلاب با [امام] خمینی در هفته گذشته انجام شده بود، جویا شدم. انتظام پاسخ داد که دولت موقت همچنان مشکلات فراوانی دارد و بیشتر این مشکلات به وسیله افراد ایده‌آلیستی که می‌خواستند کمک کنند، ایجاد می‌شود. او افزود که حل این مشکلات به زمان احتیاج دارد و ما و شما (آمریکا) باید صبور باشیم. او در دنباله سخنانش خاطر نشان ساخت که دولت موقت در اعمال قدرت مشکلاتی دارد ولی او مسئول تمام کارها شناخته می‌شود. مردم زیادی که در خارج از کادر دولتند، به دولت اجازه نمی‌دهند که خودش امور مملکتی را انجام دهد و این مردم حتی دانش و یا تخصص اداره مملکت را ندارند. انتظام همچنین گفت که دولت موقت به کرات سعی کرده است که این افراد را قانع کند که دست از مزاحمت بردارند و این تلاش از پشتیبانی خمینی برخوردار بوده است… او افزود که امیدوار است که آمریکا دولت موقت را از چنین فعالیت‌های خرابکارانه آگاه کند.»

در جایی دیگر، انتظام از وضعیت داخلی ایران اطلاعات مهمی را به سفارت آمریکا می‌دهد که بخشی از این اطلاعات در شرایط بحرانی ایران به شرح زیر است؛ «انتظام اقرار کرده که حکومت مشکلات داخلی دارد… او گفت بررسی قراردادهای آمریکا تا دو هفته دیگر تمام خواهد شد. اشاره کرد که نیروی هوایی عملاً قطعات یدکی هلیکوپتر ندارد. تعویض‌ها مشکل هستند چون در آمریکا اشکالاتی هست. او از هشت میلیون دلار قطعات یدکی دولت ایران که در تگزاس مانده یاد کرد…»

لینگن در هجدهم مرداد ۱۳۵۸ در یک گزارش سری به وزیر امور خارجه آمریکا، از تبادل اطلاعات میان امیرانتظام و جاسوس آمریکا پرده بر می‌دارد و می نویسد؛ «مبادله اطلاعات بین امیرانتظام و کارشناس خدمات خارجی استمپل چیزی است که ما انتظار داشتیم. به خصوص در مورد مطالبی که انتظام قبلاً به ناس و من اشاره کرده بود.»

در ادامه این گزارش، آمده است که آمریکا از این ارتباط با امیرانتظام مترصد کسب اطلاعات امنیتی، دفاعی و سیاسی ایران بود تا از این طریق بتوانند منافع آمریکا را تامین کند: «ما باید سعی کنیم که در این آزمایش بعضی از اطلاعات نیز در عوض به آمریکا داده شود. مثال: روش دولت موقت نسبت به عراق، پشتیبانی ایران از شورشیان افغانستان، روش روسیه در روابط مستقیم با دولت موقت، حزب توده و غیره. با انتظام درمورد تماس دائم در تهران برای مبادله بدون وقفه اطلاعات موافق هستیم و آمدن مأمور اطلاعاتی از واشنگتن به مخفی کاری‌ها وپوشش‌های اینجا کمک خواهد کرد. با وجود این، ما می‌توانیم درباره مسئله تجدیدنظر نماییم و این تجدیدنظر بستگی به توسعه کارها دارد.»

نهایتا پس از تصرف لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان و بدست آمدن این اسناد امیر انتظام که سفیر ایران در استکهلم بود در سفری که به ایران داشت بازداشت می شود و پس از تشکیل پانزده جلسه دادگاه به حبس ابد محکوم می شود. بعد از زندانی شدنش همسرش به اتفاق دو فرزندش وی را ترک می کنند و از ایران می روند و وی تنها تر می شود و به محاق خبری می رود چرا که دوستانش در نهضت آزادی هم دل خوشی از وی نداشتند.

سکوت خبری درباره امیرانتظام ادامه داشت تا زمانی که به علت کهولت سن و عود نمودن غده پروستات، وی نیاز به درمان پیدا کرد. پس از مراحل درمان، مسئولین قوه قضائیه در دی ماه ۱۳۷۳ بر اساس رأفت اسلامی، وی را به خانه امنی در شمال تهران منتقل کردند و بر امکانات رفاهی او افزودند. علاوه بر امیرانتظام افراد دیگری همچون کیانوری نیز در آن خانه مستقر بودند؛ امیرانتظام در اول آذرماه ۱۳۷۵ به رغم داشتن حکم حبس ابدی که لغو نشده بود و تنها در راستای نگاهی انساندوستانه در خارج از محل زندان نگهداری از او انجام می‌شد، با الهه میزانی (معروف به الهه امیرانتظام و الهه امیری) ازدواج می‌نماید. بعدهاابراهیم نبوی (ضدانقلاب مقیم آمریکا)مصاحبه‌ای با او در روزنامه جامعه در تاریخ‌های ۷، ۸ و ۹ اردیبهشت ۱۳۷۷به چاپ می‌رساند که در آن امیرانتظام ادعا می‌کند کلیه فعالیت‌هایش قانونی بوده است. این مصاحبه که در برج فرمانیه ترتیب داده شده بود، نه تنها موجب شگفتی همپیمانان این روزنامه شد، بلکه خود مصاحبه‌گر نیز با تعجب از این عملی شدن این برنامه یاد می‌کند.

امیر انتظام که به صورت تعلیقی در خارج از زندان به سر می‌برد، با افزودن مصاحبه‌هایش با رادیو‌های بیگانه پا را از حد فراتر نهاد و در مصاحبه‌هایش توهین‌هایی به امام (ره) و نظام انجام داد. وی در یکی از این موارد اتهامات بیشرمانه‌ای به شهید سیداسدالله لاجوردی درست چند روز پس از شهادت نسبت داد.او پس از توهین‌هایی که به لحاظ الفاظ شنیع آن غیر قابل ذکر است، در پایان خواستار ترور‌های بیشتر شد و گفت: کسان دیگری نیز نظیر لاجوردی وجود دارند. آیا ترورکنندگان از قتل او التیام یافته‌اند.

همسر امیرانتظام در این پروسه نقش فعالی داشت. همسری که در سن ۶۵ سالگی بر اساس رهنمود‌های امریکا و برای احیای مجدد نام او و بهره‌برداری‌های سیاسی با امیرانتظام ازدواج کرده بود.

اما چند روز پیش خبرهایی منتشر شد که فرزندان امیر انتظام در آمریکا به دادخواهی از پدرشان بر علیه نظام اسلامی شکایت کرده اند و خواستار غرامت شده اند.

این دو فرزند وی که سالهاست در خارج کشور زندگی می کنند و بر اساس گفته های نزدیکان امیرانتظام اساسا از زمان کودکی با وی هیچ ارتباطی نداشته اندمدعی شده اند که پدرشان در ایران شکنجه شده است و اینک باید غرامت این شکنجه به آنها داده شود!!!

فرزندان امیر انتظام در دادخواست خود گفته اند : پدر ما سالها اجازه پوشیدن کفش در زندان را نداشت و فرزندانش حق ملاقات با وی را نداشتند.زندانبان ها یک روز آقای امیرانتظام و دو هم‌بند وی – رضا علیجانی و تقی رحمانی – را به عقب الاغ بستند و با گردش در خیابان در ملأعام تحقیر کردند.” نکته جالب این که هر دو نفر این افراد یعنی علیجانی و رحمانی سال ها پیش این ادعا را رد کرده اند. و بر اساس اسناد قوه قضائیه از سال ۷۳ امیر انتظام در خانه ای ویلایی در شمال تهران با امکانات بسیار عالی زندگی می کرده و ارتباط وی با رادیو های بیگانه و ازدواج وی در این سالها موید امکانات خارج از عرف زندانیان است.

پیمان عارف از نزدیکان امیر انتظام در کامنتی در صفحه فیس بوک خود پس از این که عمل فرزندان وی را در شکایت از دولت ایران در دادگاههای آمریکا تقبیح نموده می نویسد:” فرزندان امیر انتظام با وجود این که می دانستند پدرشان چقدر شوق دیدنشان را دارد ولی هیچ گاه حاضر به ملاقات وی نشدند”

امیر انتظام در مصاحبه ای با حسین دهباشی یک سال قبل از فوتش وقتی در برابر تصویر کودکی، گریه کرد و از آرزویش برای داشتن فرزند سخن گفت نشان داد که چقدر به دیدن فرزندانش مشتاق است ولی این فرزندان ناخلف وی را از خود دور می کنند. حال این فرزندان می خواهند همچون جاسوسان آمریکایی که مدعی گرفتن غرامت از دولت ایران هستند به بهانه زندانی شدن پدرشان از اموال بلوکه شده ایران در آمریکا غرامت بگیرند.

انتهای پیام/

 

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme