https://telegram.me/empireoflies

صادق قطب‌زاده؛ مردی در میان دو انقلاب

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: در سودای قدرت

قطب‌زاده در تاریخ ۸/۱۰/۵۸ به طور رسمی خود را کاندیدای ریاست‌جمهوری کرد. وی علت نامزدی خود را چنین عنوان می‌کند: «رئیس‌جمهور باید کسی باشد که شناخت کامل از رهبری داشته باشد و اهداف و طرز تفکر رهبری را بداند و هماهنگ با خصوصیات رهبری باشد. من به علت اینکه سال‌هاست در این مسائل آشنایی دارم، احساس می‌کنم که می‌توانم نظریات رهبری را با قاطعیت دنبال کنم به همین خاطر کاندیدای ریاست‌جمهوری هستم.» (۱)

بخش اول/کابوس یک انقلابی/صادق قطب‌زاده؛ مردی در میان دو انقلاب

وی در اولین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۵۸ شرکت کرد و با وجود تبلیغات گسترده‌ای که انجام داد، فقط با کسب ۴۸۵۴۷ حدود ۲۵ درصد آرا در میان ۷ نفر، آخرین نفر شد. قطب‌زاده به تدریج با از دست دادن مناصبش خط مشی سیاسی‌اش هم تغییر کرد تا جایی که در برابر امام و نظام اسلامی به توطئه‌گری پرداخت. احمد عباسی، داماد سید کاظم شریعتمداری، در این‌باره می‌گوید: «پس از برکناری قطب‌زاده از سمت‌های رسمی‌اش در کشور و بعد از این که دیگر خانه‌نشین شد و فعالیت رسمی نداشت، گاهی شنیده می‌شد که ایشان می‌خواهد روزنامه‌ای دایر کند به نام والعصر. بعد می‌گفتند که نه پشیمان شده می‌خواهد دوستانی جمع‌آوری کند و در نهادها و سازمان‌های مختلف هم حتی رفقایی دارد و پیدا کرده است و آن موقع‌ها صحبت می‌کردند که می‌خواهد مثلا یک تظاهراتی، اعتصاباتی راه بیندازد، یک جبهه‌گیری در برابر جمهوری اسلامی بکند و مخالفت‌هایی ابراز کند.» (۲)

 

در یکی از شب‌های آبان ۱۳۵۹ قطب‌زاده در یک مناظره در شبکه دوم تلویزیون، انتقادهای تندی علیه انقلاب اسلامی کرد تا مردم را از رای ندادن به خود پشیمان کند! صبح روز بعد اسدالله لاجوردی، او را بازداشت و راهی زندان اوین کرد ولی مهندس بازرگان طی یادداشتی با عنوان «هر دم از این باغ بری می‌رسد…» او را از مهلکه رهاند. (۳)

کودتاچی ناکام

قطب‌زاده پس از خانه‌نشین شدن به این نتیجه رسیده بود که جمهوری اسلامی از مسیر خود منحرف شده و برای بازگرداندن آن به مسیر اصلی راهی جز برخورد نظامی وجود ندارد. البته وی در بازجویی، قصد خود را براندازی نظام جمهوری اسلامی نمی‌داند و اعتقاد دارد اصلام مساله براندازی نظام جمهوری اسلامی مطرح نبود، بلکه نجات انقلاب و جمهوری اسلامی ایران از دست کسانی که به نظر وی صلاحیت حکومت کردن ندارند، موردنظر وی بوده است.

صادق قطب‌زاده برای تحقق هدف خود حدود یک سال و نیم تلاش کرد. ارتباط با برخی از کشورهای منطقه، ارتباط با تنی چند از نظامیان دوره پهلوی و ارتباط با شماری از روحانیون مخالف، نمونه‌ای از فعالیت‌های خام و حساب نشده وی بود که قبل از آن که تعداد بیشتری را آلوده کند، دستگیر شد.

قطب‌زاده شکل‌گیری توطئه برای براندازی نظام جمهوری اسلامی را این‌گونه بیان می‌کند: «حدود سه ماه قبل، از یک سازمان افسری با من تماس گرفتند و بحث و گفت‌وگویی پیرامون تحلیل ما از مسائلی که فعلا در کشور ما می‌گذرد، شد. در این تحلیل من نقطه‌نظرهایی داشتم و آن‌ها هم همچنین. بعد از قبول نقطه‌نظرهای من و چارچوبی که باید در آن باشیم، بحث و گفت‌وگو راجع به قصد براندازی حکومت و نه نظام جمهوری شد که در اطراف بیت امام چه می‌توان کرد. بر این اساس، بحث اول آن‌ها صحبت از محاصره بود و آن‌ها درباره محاصره نقشه‌ای می‌خواستند. من این نقشه را توسط یکی از دوستان که تهیه شده بود به آن‌ها دادم. یک نقشه عادی بود.

آن‌ها گفتند که این نقشه به نظر ما درست نمی‌آید و بنابراین لازم است که ما از نزدیک برویم و آنجا را ببینیم. آن‌ها رفتند و من یکی از دوستانی که در آنجا منزلی –بغل منزل امام- داشت معرفی کردم و این‌ها رفتند و آن منزل را دیدند. در مراجعت وقتی نشستیم صحبت کردیم، گفتند که این منزل محل بسیار مناسبی است برای انفجار. گفتند: خیلی خوب و بحث راجع به محل انفجار صورت گرفت که چگونه و به چه نوع. هفته بعد –که دو هفته قبل از دستگیری من بود- آمدند گفتند که سازمان ما تصمیم گرفته آنجا را از دو طریق بکوبد: یکی با توپخانه، یکی هم احیانا با انفجار از داخل منزل… هدف از بین بردن همه سران حکومت من جمله امام بود. من در بدو امر دو نوع حالت روانی در برخورد با قضیه داشتم، یکی مساله آری یا نه. منتها متاسفانه در وهله اول من گفتم خیلی خوب این مساله را بررسی کنیم و ببینیم چه کار می‌شود کرد و «نه» نگفتم.» (۴)

وی در ادامه می‌گوید: «هدف از بین بردن همه سران حکومت من جمله امام [بود]… می‌خواستم مطلقاً با کوبیدن جماران و منزل امام به اعتبار عاطفی خودم نسبت به امام، جلوگیری بکنم؛ ولی البته [با] بقیه نقشه مثل گرفتن مراکز سپاه، کمیته، رادیو و تلویزیون، محاصره جماران، من کاملا موافق بودم. این نقشه‌ای بود که در واقع انجام شد و عملی شد…» (۵)

نورالدین کیانوری، دبیرکل وقت حزب توده ایران در این رابطه می‌گوید: «ما از قصد توطئه قطب‌زاده آگاه شدیم. لذا دو نفر از افسران حزب (سرهنگ عطاریان و سرهنگ کبیری) را در ستاد کودتا نفوذ دادیم. اخبار را به صورت منظم به [آیت‌الله] خامنه‌ای و رفسنجانی می‌رساندیم. تا درست در حالی که تنها چند ساعت به شروع کودتا مانده بود، قطب‌زاده را دستگیر کردیم.» (۶)

آیت‌الله منتظری در کتاب خاطرات خود درباره دستگیری قطب‌زاده می‌گوید: «وقتی که آقای قطب‌زاده را بازداشت کردند، ما شنیدیم که ایشان سوءقصدی راجع به مرحوم امام داشته و در چاهی نزدیک محل سکونت ایشان موادی کار گذاشته‌اند که کشف شده و آقای شریعتمداری هم از این موضوع اطلاع داشته‌اند.» (۷)

کرول جروم، نامزد کانادایی صادق قطب‌زاده و خبرنگار شبکه سی‌.بی‌اس بعدها در کتابی درباره قطب‌زاده نوشت: «صادق می‌گفت این انقلاب کابوسی بود که من برای این ملت رفقم زدم. من مقصر هستم. می‌مانم و با سرنوشتم روبه‌رو می‌شوم.» (۸)

جروم در جریان دستگیری قطب‌زاده به وی اطمینان می‌‌دهد با کمک دوستانش او را از ایران فراری خواهد داد. اگر او تنها یک خبرنگار ساده بود، چگونه می‌توانست با چنین اطمینانی برای گریز فردی که چنین جرم سنگینی داشت، سخن بگوید؟ جالب است با وجود اینکه اسناد و مدارک فراوانی در تایید اتهام صادق قطب‌زاده وجود دارد، ولی بسیاری از رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب تلاش وافری می‌کنند که اعدام این محارب را تصفیه حساب شخصی نظام با وی جلوه دهند.

ری‌شهری وزیر اطلاعات وقت درباره اعترافات قطب‌زاده می‌گوید: «قطب‌زاده برای کودتا یک‌سال و نیم فعالیت کرده بود و پس از دستگیری اعلام کرد آماده‌ام حرف‌هایم را در مصاحبه تلویزیونی بگویم اما به شرط اینکه مرا فوراً یا اعدام کنید یا عفو کنید.» (۹)

کودتای قطب‌زاده شریعتمداری نیز مانند دیگر کودتاهایی که در ایران صورت گرفته است، بی‌بهره از حمایت خارجیان نبود. شخصی به نام «ایل آلون» که از جامعه سوسیالیست‌ها بود، از نظر اقتصادی و امنیتی به قطب‌زاده قول پول و اطلاعات لازم برای کودتا را داده بود. هم‌چنین صورت سلاح‌هایی که لازم داشتند، مقداری از آن‌ها را قطب‌زاده صورت کرده بود و قرار بود از آقای ایل آلون تهیه بشود. (۱۰)

قطب‌زاده در اعتراف‌های خود درباره همکاری با بعضی از افراد در خارج از کشور و کشورهای بیگانه می‌گوید: «ارتباط من با خارج ارتباط امروز و دیروز نبوده و نیست، بلکه من این ارتباطات را در اثر ۱۵، ۱۶ سال زندگی در خارج از کشور پیدا کرده‌ام و با برخی از شخصیت‌های بین‌المللی سروکار داشته‌ام و فعالیت‌های زیادی نیز در خارج داشته‌ام… من می‌خواستم از نظرات کلی کشورهای اروپایی و خاورمیانه و بلوک شرق راجع به اوضاع داخلی ایران مطلع شوم، زیرا من داشتم وارد کار تغییر حکومت می‌شدم و برای این کار نیاز به یک سلسله مسائل اطلاعاتی داشتم.

به خاطر این مساله بود که بر اساس آن یک سلسله تماس‌هایی با ویل آلون، گرفته و ایشان هم با سوسیالیست‌های آلمان تماس گرفتند… با اعتقادی که به نقش عربستان سعودی در خاورمیانه داشتم، باید از نظرات آن کشور نیز مطلع می‌شدم…» (۱۱)

شریعتمداری و کودتا

یکی از مسائل مهمی که در جریان کودتای قطب‌زاده مطرح شد، شرکت آیت‌الله شریعتمداری، از مراجع تقلید آن زمان در کودتا بود که منجر به سلب صلاحیت مرجعیت او شد. صادق قطب‌زاده در مصاحبه‌ای تلویزیونی پس از دستگیری، رابطه آیت‌الله شریعتمداری را با جریان کودتا افشا کرد.

وی در این باره گفت: «در بین مراجع فقط با واسطه‌ای با شخص آیت‌الله شریعتمداری مسئله را در میان گذاشته بود… در دو سه ماه قبل یک‌بار حجتالاسلام مهدوی رفتند آنجا و صحبت کرده بودند با ایشان و در مجموع برخورد آیت‌الله شریعتمداری بسیار برخورد محتاطانه‌ای بود با کل مسئله. بعد وقتی که حجت‌الاسلام مهدوی تشریف برده بودند به خارج، من از حجت‌الاسلام آقای عبدالرضا حجازی خواستم مطلب را با آیت‌الله شریعتمداری در میان بگذارند که آیت‌الله شریعتمداری گفته بود: «من قبل از انجام برنامه کاری نمی‌توانم بکنم و بعد از انجام برنامه، بنده خود ایشان را تایید می‌کنم و اقدام می‌کنم… البته یکی دو روز بعد آقای مهدوی پولی در حدود پانصد هزار تومان به من دادند و تنها پولی بود که به من رسید و گفتند من بابت خرید منزل از آیت‌الله شریعتمداری گرفتم.» (۱۲)

کشف کودتا

کودتا علیه امام توسط قطب‌زاده در حالی صورت می‌گیرد که امام نگران وضعیت معیشت قطب‌زاده بود. هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطراتش در این‌باره می‌نویسد: «احمد آقا خمینی، تلفن کرد و گفت، امام می‌گویند، گویا قطب‌زاده وضع مالی بدی دارد، فکری شود و احمدآقا پیشنهاد می‌کرد، شغلی به ایشان محول شود. ولی اطلاعات می‌گوید، ایشان دفتری دارد و سکرتر لوکس و مخارج دفترش خیلی زیاد است؛ از کجا می‌آورد؟!» (۱۳)

حدود یک سال و نیم پیش از کشف کودتا که قطب‌زاده پس از چند روز دستگیری آزاد شد، اخباری مستند حکایت از فعالیت وی علیه جمهوری اسلامی ایران می‌نمود، به دست می‌رسید. پس از دستگیری اعضای گروهک پارس –پاسداران رژیم سلطنت- یکی از کسانی که با این گروه همکاری می‌کرد و در همین رابطه اعدام شد به نام «عسگر مهاجر»، در بازجویی‌هایی که در تاریخ ۲۷/۳/۱۳۶۰ از وی انجام شد، معلوم گردید که با آقای قطب‌زاده ارتباط داشته و آقای قطب‌زاده مشغول جذب افراد ناراضی مانند اوست.

پس از دستگیری گروهک سلطنت‌طلب «رضازاده» یکی از افراد این گروه به نام «سرهنگ صیرفی» که در همین رابطه اعدام شد، در بازجویی –در تاریخ ۵/۷/۱۳۶۰- ضمن اعترافاتی از یکی از همکاران قطب‌زاده نقل می‌کند که قطب‌زاده به همراهی تعدادی نظامی می‌خواهند حکومتی تشکیل بدهند که او نخست‌وزیر باشد. نقل‌کننده این سخن یکی از محافظین قطب‌زاده بوده که در رژیم سابق ۱۷ سال از شاه محافظت نموده و اکنون به جرم همکاری با گروه رضازاده، به حبس ابد محکوم شده است. (۱۴)

به تدریج با پیگیری‌هایی که انجام می‌شد، فعالیت‌های قطب‌زاده علیه جمهوری اسلامی ایران قطعی‌تر می‌گردید تا این‌که تعدادی از عناصر نظامی و غیرنظامی که قطب‎زاده می‌خواست با آن‌ها همکاری کند و در این رابطه مبالغ زیادی پول جهت همکاری به آن‌ها داده بود؛ مسئولین را در جریان فعالیت گسترده وی در رابطه با براندازی جمهوری اسلامی ایران قرار دادند. قابل ذکر است که تا این مرحله تعدادی از مسئولین جمهوری اسلامی تصمیم داشتند وی را احضار نمایند و با اخذ اطلاعات وی در رابطه با همکاری داخلی و خارجی‌اش، او را از منجلاب نجات دهند.

این جریان از جایی اهمیت یافت که همزمان با شروع عملیات گسترده رزمندگان اسلام علیه رژیم صدام، آقای قطب‌زاده پیشنهادهای تندی از قبیل ترور فرمانده نیروی زمینی و اعضای شورای عالی دفاع را مطرح نمود و از همکاران خود به طور جدی می‌خواست که ترورها را به مرحله اجرا درآورند. مهم‌تر از موارد یاد شده، پیشنهاد ترور امام خمینی از سوی قطب‌زاده است. طبق نوارهایی که از جلسات آقای قطب‌زاده به دست آمد، مقارن با پیروزی‌های غرورآفرین رزمندگان اسلام، نامبرده پیشنهاد ترور امام را مطرح و روی این مسئله سخت پافشاری می‌کند و امکاناتی از قبیل منزل و مبلغ ۷۵۰ هزار تومان پول در این رابطه قرار می‌دهد.

حجت‌الاسلام ری‌شهری، در این‌باره می‌گوید: «مقارن عملیات فتح الفتوح قرار شد، خانه «شاه ویسی» را کمک مهندس «فرزان» در اختیار این گروه قرار بدهند تا از آنجا کار را انجام دهند. این مسئله که مشخص شد و وقتی فهمیدیم این مرد این قدر کثیف است و می‌خواهد یک چنین خیانتی به امت بکند- خیانتی که شاه حاضر نشد انجام دهد –وقتی مسئله به این شکل شد، تصمیم گرفتیم ایشان را بازداشت کنیم.» (۱۵)

پس از دستگیری، قطب‌زاده تمامی اتهام‌ها را مردود دانست ولی پس از اطلاع از این که مسئولین کشور در جریان بوده‌اند، به جرم خود اعتراف کرد و کودتای او و همدستانش علیه نظام جمهوری اسلامی با شکست مواجه گردید.

اتهام‌های قطعی یک کودتاچی

با توجه به اطلاعاتی که از فعالیت‌های آقای قطب‌زاده پیش از دستگیری وی وجود داشت و اعتراف‌های او پس از دستگیری، پرونده اتهامی او به سرعت تکمیل و به دادگاه ارسال شد. در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۶۱ دادگاه انقلاب اسلامی ارتش برای رسیدگی به اتهام‌های وی تشکیل جلسه داد و اتهام‌های قطب‌زاده به شرح زیر اعلام شد:

۱٫رهبری کردن عده‌ای جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی؛ ۲٫همکاری با چند گروه نظامی به منظور تحقق بخشیدن به اهداف شوم خود؛ ۳٫تغذیه مالی گروه‌های نظامی همکار؛ ۴٫برقراری ارتباط و حتی همکاری و تهیه پوشاک جهت مفسدین جریان‌های شمال کشور؛ ۵٫اعزام رابط جهت تماس با قشقایی‌ها و درخواست کمک از آن‌ها؛ ۶٫اعزام نمایندگانی به خارج از کشور جهت گرفتن پول و اطلاعات برای براندازی؛ ۷٫گرفتن مبلغ ششصد هزار دلار از خارج از طریق ویل آلون؛ ۸٫فرستادن «سیدمهدی مهدوی» به عنوان نماینده به عربستان برای گرفن پول؛ ۹٫برقراری ارتباط با جامعه سوسیالیست‌ها جهت براندازی و اعزام نمایندگانی نزد آنان؛ ۱۰٫اعزام نمایندگانی نزد شریعتمداری برای جلب همکاری و تایید وی؛ ۱۱٫درخواست اسلحه از خارج با فرستادن لیستی مرکب از اقلام مورد نیاز؛ ۱۲٫ تهیه طرح و به عهده گرفتن رهبری عملیات تسخیر مراکز سپاه، کمیته‌ها، رادیو و تلویزیون؛ ۱۳٫ تهیه نقشه چگونگی انهدام بیت امام و شروع به اقدام؛ ۱۴٫ قرار دادن دو منزل در اختیار بعضی از افراد گروه، یکی نزدیک بیت امام و دیگری خارج از جماران جهت دیده‌بانی و تخریب؛ ۱۵٫ اقدام جهت آزادی اصغر مهاجر، یکی از بمب‌گذاران گروه پارس با دادن مبلغ پانصدهزار ریال به عنوان رشوه؛ ۱۶٫ اقدام به آزادی یکی از منافقین و تلاش برای تهیه گذرنامه و خروج وی از کشور. (۱۶)

پس از دستگیری صادق قطب‌زاده، دادگاه انقلاب ارتش با توجه به اتهام‌های وی، او را به عنوان یاغی و یکی از مصادیق بسیار روشن مفسد، محکوم به اعدام کرد. قطب‌زاده که در تاریخ ۱۷/۱/۶۱ بازداشت شده بود پس از سه جلسه محاکمه بر اساس رای دادگاه ارتش به اعدام محکوم شد و رای صادره در شب ۲۴ شهریور ۱۳۶۱ اجرا گردید.

منبع: کتاب بازگشت از نیمه راه، تدوین و تالیف: علی الفت‌پور

پی‌نوشت‌ها:

۱-از همراهی با امام تا عصیان بر امام، همان

۲-روزنامه کیهان، ۸ اردیبهشت ۱۳۶۱

۳-روزنامه کیهان، ۱۶ و ۱۷ آبان ۱۳۵۹

۴-روزنامه کیهان، ۲ فروردین ۱۳۶۱

۵-روزنامه کیهان، همان

۶-ماجرای اسرارآمیز یک رجل سیاسی، همان

۷-مردی در آینه، همان

۸-مروری بر محاکم مشهور پس از انقلاب اسلامی، خبرگزاری فارس، ۲۵/۰۷/۸۸

۹-محمدی ری‌شهری، محمد، خاطره‌ها، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلد اول ۱۳۸۳، ص ۲۳۰

۱۰-روزنامه کیهان، ۸ اردیبهشت ۱۳۶۱

۱۱-محمد محمدی ری‌شهری، خاطره‌ها، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلد اول ۱۳۸۳، ص ۲۳۷

۱۲-روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۰/۸/۱۳۶۸

۱۳-پس از بحران؛ کارنامه و خاطرات سال ۱۳۶۱ هاشمی رفسنجانی، اکبر هاشمی رفسنجانی، روزشمار ۱۳ فروردین

۱۴-صادق قطب‌زاده؛ از همراهی با امام تا کودتا علیه انقلاب، پرتال پژوهشی و اطلاع‌رسانی امام خمینی، ۱۵/۰۸/۱۳۹۱

۱۵-ری‌شهری، پیشین، جلد اول، ص ۴۲۵

۱۶-از همراهی با امام تا عصیان بر امام، همان

انتهای پیام/

پس از دستگیری صادق قطب‌زاده، دادگاه انقلاب ارتش با توجه به اتهام‌های وی، او را به عنوان یاغی و یکی از مصادیق بسیار روشن مفسد، محکوم به اعدام کرد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme