https://telegram.me/empireoflies
پس از رویداد ۲۸ مرداد۱۳۳۲، رژیم پهلوی سعی داشت تا با ایجاد احزاب ساختگی و شه فرموده، به حکومت کودتا ظاهری دموکراتیک بخشد.

سیاست‌ورزی بی‌فرجام!

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: پس از رویداد ۲۸ مرداد۱۳۳۲، رژیم پهلوی سعی داشت تا با ایجاد احزاب ساختگی و شه فرموده، به حکومت کودتا ظاهری دموکراتیک بخشد. حزب موسوم به ملیون که توسط دکتر منوچهر اقبال تأسیس شد، در زمره این به اصطلاح جریانات سیاسی به شمار می‌رود. بدیهی بود که چنین احزابی به دلیل فقدان پشتوانه مردمی و عدم نمایندگی خواست‌های اجتماعی قدرت تداوم چندانی نداشتند و نهایتاً منحل گشتند. این مقال سعی دارد تا فراز و فرودهای فعالیت این حزب را مورد بازخوانی قرار دهد.

*** 

مرامنامه و اساسنامه حزب موسوم به ملیون
احزاب سیاسی هر چند یک حزب واقعی نباشند سعی می‌کنند با تهیه مرامنامه و اساسنامه زیبا و شعارهای مردم‌پسند برای خود جاذبیت ایجاد کنند. مرامنامه برای احزاب به منزله تابلویی است که هر چه زیباتر باشد، افراد بیشتری را به خود جذب می‌کند و اساسنامه نیز تعیین‌کننده وظایف هر کسی در حزب است. حزب موسوم به ملیون نیز از این قاعده مستثنا نبود. لذا تهیه‌کنندگان مرامنامه و اساسنامه تمام تلاش خود را کردند تا به بهترین شکل ممکن آن را تهیه کنند. ذیلاً در حد حوصله این نوشتار، بر مرامنامه و اساسنامه حزب مروری خواهیم داشت.

مرامنامه حزب در ۲۱ ماده تهیه شد که عناوین آن را مرور می‌کنیم: استقلال کشور، آزادی اجتماعی و فردی، دین و مذهب، احترام به قانون، فرهنگ رایگان، آموزش و پرورش، دانشگاه، زبان فارسی، ورزش و پیشاهنگی، بهداشت رایگان، ضروریات زندگی، مالکیت، اقتصاد، کشاورزی، کشاورز و کارگر، آزادی کسب و کار، بهبود حال کارگران، سازمان‌های محلی، امنیت، وسایل ارتباطی، بودجه و مالیات، سیاست خارجی.
اساسنامه حزب نیز در ۶۴ ماده تهیه شد که بیشتر مواد آن مربوط به توضیح وظایف ارکان حزب است. طبق ماده اول اساسنامه ارکان حزب به شرح ذیل است:
کنگره، کمیته مرکزی، شورای مرکزی، کمیته استان، شورای استان، کمیته شهرستان، شورای شهرستان، کمیسیون‌ها و حوزه‌ها. طبق این اساسنامه کنگره، مجمع عالی و عمومی حزب است و اعضای کمیته مرکزی، شورای مرکزی و کمیته استان را کنگره انتخاب می‌کند. حوزه‌های حزبی نیز از هفت الی ۱۴ نفر تشکیل می‌شود که به محض بیشتر شدن اعضا از ۱۴ نفر حوزه جدید حزبی منشعب می‌شود. کمیته مرکزی حزب نیز مسئولیت اداره حزب و مجری سیاست آن خواهد بود و در حسن اجرای وظایف حزب نظارت کامل دارد و دستورهای حزبی آن قطعی و لازم‌الاجراست.
 
بی‌اعتنایی عمومی به حزب موسوم به ملیون
خرد و کیاست مردم هوشیار ایران همواره در طول تاریخ به انحای مختلف خود را نشان داده و به‌خوبی خادم را از خائن بازشناخته و با عکس‌العمل سنجیده و پخته خود افتخار آفریده است. مردم ایران که تازه مزه تلخ کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را چشیده و دیده بودند که چگونه امریکا و انگلیس توسط عوامل خود با کودتا پا بر خواست آنها گذاشته‌اند، تشکیل احزاب مردم و ملیون را ادامه نقشه کودتاچیان برای تحکیم حکومت ارزیابی و به آن بی‌اعتنایی کردند. چنانکه در یکی از اسناد آمده است: «در حزب ملیون با اینکه دو ماه است اقدام به تشکیل حوزه شده حتی برای نمونه یک حوزه حزبی هم تشکیل نشده است و آنهایی که عضو حزب ملیون هستند حتی هیئت مؤسس آن از سیاست روز حزب بی‌اطلاع باشند. عدم تشکیلات صحیح داخلی در حزب ملیون سبب شده است غیر از کارمندان دولت و کارگران که به دستور مقامات مسئول خود آنکت حزبی را پر کرده‌اند، طبقات دیگر از قبیل اصناف تهران، دانشجویان و افرادی که دارای شغل آزاد هستند رسماً عضویت حزب را نپذیرند.»(۱)
گردانندگان حزب ملیون به‌ویژه منوچهراقبال دریافته بودند که مردم از حزب او استقبال نکردند و حتی افرادی که کارمند دولت نیز محسوب می‌شدند از پر کردن آنکت حزبی به صورت داوطلبانه پرهیز می‌کنند، لذا برای دست یافتن به اهداف خود از هیچ‌گونه حیله‌ای غافل نبودند. از جمله پیشرفت و ترفیع بسیاری از اصناف از جمله معلمان را به پرکردن این فرم حزبی منوط کردند؛ چیزی که نهایتاً نیز کارساز نشد. (۲)
 
حزب ملیون و تشکیل «‌اولین کنگره مطبوعاتی»
از جمله فعالیت‌های حزب ملیون، تشکیل اولین کنگره مطبوعاتی از ۲۷ بهمن الی یکم اسفند ۱۳۳۷ است که هدف آن را ایجاد هماهنگی و مؤثر کردن ابزارهای تبلیغی اعلام می‌کنند. تشکیل چهار کمیته سیاسی، تبلیغات، صنفی و اجتماعی با اهداف مطالعه امور سیاسی ایران و خاورمیانه، تهیه برنامه‌ای برای پیشرفت امور مطبوعاتی و مطالعه کلیه تغییرات و اصلاحات که می‌بایست در تمامی شئون اجتماعی حاصل شود نشان از گام‌های حساب‌شده‌ای دارد. در این خصوص تعداد روزنامه‌های عضو حزب نیز جالب توجه است. در جریان کنگره مشخص شد روزنامه‌های عضو حزب به ۶۲ روزنامه بالغ می‌شود که ۲۷ روزنامه و مجله در تهران چاپ می‌شد و ۲۳ مورد باقی‌مانده در شهرستان‌ها و ۱۲ نشریه عضو حزب در آن زمان منتشر نمی‌شدند.‌(۳)
از دیگر اقدامات حزب ملیون در راستای تأثیرگذاری بر افکار عمومی تأسیس «جبهه حامیان شئون ملی» بود که با آغاز جنگ تبلیغی بین ایران و شوروی که از رادیوی دو طرف انجام شد، حزب ملیون که هماهنگی قبلی بین روزنامه‌ها را انجام داده بود این بار با تأسیس این جبهه و شعب آن در شهرستان‌ها دست به یک حرکت تبلیغی علیه شوروی زد. از جمله اقدامات این جبهه برپایی تظاهرات و راهپیمایی بود که به عنوان هدف نهایی قصد داشتند مقبولیت رژیم پهلوی را نزد افکار عمومی وانمود کنند.
فعالیت‌های این جبهه به‌گونه‌ای پیگیری می‌شد که گویا حزب ملیون در حاشیه و اصل جبهه حامیان شئون ملی است که این اقدام با تغییر سیاست خارجی و روابط ایران و شوروی در شهریور ۱۳۳۸ فروکش و در پاییز فعالیت‌های حزبی به سطح پایینی افول کرد.
 
حزب ملیون و انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی
انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی و پیامدهای آن از لحاظ تاریخی قابل توجه است. احزاب مردم و ملیون که ایفاگر نقش حزب اقلیت و اکثریت بودند آماده می‌شدند تا با فعالیت‌های خود در این انتخابات وانمود سازند در ایران آزادی و دموکراسی وجود دارد. در گزارشی از ساواک می‌خوانیم: «بین اعضای مؤثر حزب مردم گفته می‌شود، چون کارگردانان حزب مردم از طریق شهربانی کل طبق گزارش‌های واصله از شهربانی کل شهرستان‌ها به مرکز اطلاع حاصل کرده‌ که استانداران و فرمانداران طرفدار دولت در استان‌ها و شهرستان‌ها از مرکز دستوری دریافت کرده‌اند که در جریان انتخابات انجمن شهر و دوره بیستم مجلس شورای ملی به‌طور غیرمستقیم به کاندیداهای حزب ملیون کمک و مساعدت شود. آقای علم رهبر حزب مردم گزارشی در این‌باره تهیه کرده است تا موضوع دخالت و اعمال نظر حزب ملیون را در جریان انتخابات به شرف‌عرض ملوکانه رساند….»(۴)
به‌رغم واقعیات موجود شاه سعی کرد در سخنرانی خود انتخابات آینده را حزبی و آزاد جلوه دهد: «انتخابات حزبی خواهد بود و آزاد است. هر کس رأی بیاورد به مجلس خواهد رفت و آزادی انتخابات ما از هیچ‌یک از ممالک امریکا، انگلیس، فرانسه و غیره کمتر نخواهد بود.‌»(۵)
اسدالله علم مترصد فرصت بود تا نقش اکثریت را به او محول سازند، لذا با جدی تلقی کردن صحبت‌های شاه، حزب خود را آماده رقابت حزبی ساخت. او در ۳۰ تیر ماه ۱۳۳۹ اسامی کاندیداهای خود را اعلام و با سفرهای تبلیغاتی به شهرهای مختلف تلاش کرد تا آرا را به سمت کاندیداهای خود جلب کند. منوچهر اقبال، رهبر حزب ملیون نیز طی یک مصاحبه مطبوعاتی اسامی کاندیداهای خود را اعلام و تأکید کرد انتخاب این دوره از آزادی کامل برخوردار است!اقبال در سفرهای تبلیغی خود ضمن دم زدن از آزادی و عدالت اجتماعی رقبای خود را بی‌سواد، دروغگو، پرمدعا و حراف خواند. دسته سوم کاندیداهای منفرد بودند که شاخص‌ترین‌شان علی امینی بود.
سرانجام در ۵ مرداد ۱۳۳۹ اتابکی وزیر کشور شروع انتخابات را اعلام کرد و تبلیغات احزاب و منفردین به اوج خود رسید. با برگزاری انتخابات دخالت عوامل دولتی در آن چیزی نبود که اقبال بتواند آنها را پوشیده نگه دارد. لذا برخلاف نظر شاه که می‌خواست آزادی انتخابات و دموکراسی را به نمایش بگذارد افشاگری‌های صورت‌گرفته منجر به زیر سؤال رفتن رژیم پهلوی در سطح داخلی و بین‌المللی شد. شاه به منظور کاهش فشار و رهانیدن خود از افتضاح به عمل آمده دستور داد تا منتخبین استعفا بدهند و انتخابات منحل شود. انحلال انتخابات سه پیامد مهم در پی داشت: اول استعفای اقبال از نخست‌وزیری و به قدرت رسیدن جعفر شریف‌امامی، دوم کناره‌گیری علم از دبیرکلی حزب مردم و انتخاب یحیی عدل به جای او و سوم آغاز فروپاشی حزب ملیون.
 
آغاز فروپاشی حزب ملیون
با نگاهی به چگونگی عملکرد حزب قبل از انتخابات، می‌شد فروپاشی حزب ملیون را پیش‌بینی کرد. به محض اعلام رسمی کاندیداها از طرف منوچهر اقبال، مخالفت‌های جدی با او کلید زده شد که رهبر و دبیرکل حزب به‌جای پاسخگویی منطقی به منتقدین داخل حزب، سعی بر سرپوش گذاشتن تخلفات حزبی کردند. داخل حزب به‌جای توجه به وفاداران و فعالان، حتی اخاذی در انتخابات کاندیداها صورت گرفت:
«خلیل اسعد رزم‌آرا اظهار کرد منصوری نراقی وکیل دادگستری و مدیر روزنامه ملیون با نزدیک شدن انتخابات مبادرت به اخاذی از کاندیداهای حزبی کرده و از خود وی برای انتخاب از شهرستان ملایر مبلغ ۶۰ هزار تومان و از یکی از کاندیداهای زنجان مبلغ ۸۰ هزار تومان مطالبه کرده و به آنان قول داده است که از این دو شهرستان به نمایندگی انتخاب خواهد شد.‌»(۶)
در سند دیگر در این راستا می‌خوانیم: «ساعت ۹ صبح روز ۱۳۳۹/۴/۲۸ عباس شاهنده در کافه نادری با حضور چند نفر از دوستان خود علناً از اقدامات حزب ملیون و آقای دکتر اقبال انتقاد کرد و کلمات زننده‌ای به آقای دکتر اقبال نسبت داد و افزود با تمام زحماتی که برای پیشرفت کار حزب ملیون متحمل شد، مع‌هذا آقای دکتر اقبال حاضر نشد نام او را در لیست کاندیداها قید کند….»(۷)
روزنامه ارگان هر حزب یکی از محوری‌ترین ابزار جهت‌دهی و رونق حزب محسوب می‌شود که نه‌تنها اعضای یک حزب را تحت پوشش و رهنمود خود قرار می‌دهد، بلکه می‌کوشد در تأثیرگذاری بر افکار عمومی جامعه نیز ایفای نقش کند. در پی تعطیلی روزنامه ملیون ارگان حزب ملیون اظهارات سردبیر این روزنامه قابل توجه است: «رنجبر سردبیر روزنامه ملیون می‌گفت علت اصلی تعطیلی روزنامه ملیون ارگان حزب ملیون این بود که گذشته از موزعین که حاضر نیستند روزنامه را توزیع کنند اصولاً کسی حاضر نیست حتی روزنامه مذکور را مجاناً دریافت کند. کلیه کسانی هم که جزو هیئت تحریریه روزنامه بودند خود را کنار کشیده‌اند و دیگر مطلبی برای روزنامه نمی‌نویسند. شخص مذکور می‌گفت روزنامه ملیون حتی ۱۰ شماره فروش نداشت و چاره‌ای جز تعطیلی آن نبود و روزنامه فرمان نیز که طرفدار حزب ملیون است به همین سرنوشت دچار شده است و دیگر برای توزیع آن به‌طور مجانی بین مردم اقدام نمی‌شود و فقط صبح‌ها در بساط روزنامه‌فروش‌ها پخش و ظهرها عیناً جمع‌آوری می‌شود.‌» (۸)
برکناری اقبال از نخست‌وزیری باعث شد تا ضعف تشکیلاتی حزب بیشتر نمایان شود و سبب سستی و جدایی اعضایی شود که به امید رسیدن به پست و مقام دولتی و وکالت به حزب گرویده بودند.
 
تلاش‌های ناکام و فروپاشی
منوچهر اقبال پس از انحلال انتخابات و برکناری از نخست‌وزیری، تمام تلاش خود را معطوف ساخت تا شاید بتواند از فروپاشی حزب جلوگیری کند، از جمله اقدامات او اختصاص دو روز هفته به ملاقات افراد حزبی، تلاش در نشان دادن آغاز دوره جدید حیات حزب، تغییر در ساختار تشکیلاتی حزب، گردهمایی «رؤسای کمیته‌های حزب در سراسر کشور» با هدف تقویت و گسترش حزب در همه  جای ایران و دیدار هیئت رئیسه حزب با محمدرضا پهلوی و تأکید شاه بر ضرورت وجود احزاب بود. اما وضعیت بدتر از آن بود که او فکر می‌کرد. یکی از انگیزه‌های اصلی عضویت اعضا در حزب، دستیابی به مقام و مسند دولتی بود که با کنار گذاشته شدن اقبال از نخست‌وزیری، این انگیزه از میان رفت و مطلب دیگر در عدم موفقیت او از دست دادن مقبولیت شخصی خود او بود، به‌گونه‌ای که در زمان ریاست دانشگاه تهران پس از نخست‌وزیری، حتی اتومبیل او را آتش زدند!
شرایط افکار عمومی به‌گونه‌ای بود که اقبال آن را تاب نیاورد، به‌ناچار زندگی خارج از کشور را برگزید. روز یک‌شنبه ۱۳۴۰/۲/۱۰ آقای دکتر اقبال مطالبی به شرح زیر بیان کرده است: «روز سه‌شنبه فراکسیون حزب ملیون را در مجلس تشکیل خواهم داد و به نمایندگان خواهم گفت. من مأمورم و بایستی به خارج بروم و حزب ملیون هم باید بر پایه خود وجود داشته باشد. هر کس با ما هست باشد و اگر هم نیست تشریف ببرد و همچنین با حزب مردم تصمیم می‌گیریم دیگر هیچ‌کدام از آقایانی را که در حزب ما بودند آنها نپذیرند و همچنین ما هم نمی‌پذیریم مگر اینکه بروند حزب دیگری را تشکیل بدهند. ضمناً اظهار می‌کنم هر چه زودتر بایستی به لندن بروم و از رهبری حزب استعفا می‌دهم، چون ممکن است بگویند رهبر حزب ملیون به لندن رفته است از ملکه الیزابت دستور بگیرد و به نظر من باوقارتر و با شخصیت‌تر از آقای جم کسی را برای رهبری حزب ملیون نمی‌دانم. همچنین باید یک نفر دبیرکل حراف و زرنگ را که بتواند حزب را خوب اداره کند در نظر بگیرم….»(۹)
پس از تلاش‌های ناکام اقبال و خروج او از کشور عملاً حزب تعطیل شد. هر چند هنوز نامی از حزب ملیون باقی بود. اقبال که بدون استعفای از رهبری حزب ایران را ترک کرد، طی نامه‌ای به محمود جم تصمیم خود را اعلام داشت. بنا به اظهار محمود جم، سناتور سابق دکتر اقبال در آخرین نامه خود که خطاب به وی نوشته است از قبول رهبری حزب ملیون امتناع ورزیده و اعلام کرده است که چون فعلاً خیال مراجعت به ایران را ندارد از قبول این مسئولیت معذور است. (۱۰)
تلاش‌های کج‌دار و مریز یاران اقبال در احیای حزب نتیجه‌ای در بر نداشت. سال ۱۳۴۲ اقبال به ایران بازگشت و بازگشت او بارقه‌ای از امید را در میان یاران حزبی او ایجاد کرد. چنانکه یک سند ازساواک گواهی دهنده چنین امری است: «دکتر منوچهر اقبال که از بدو ورود خود به ایران در حزب ملیون سکوت اختیار کرده، در پاسخ دوستان قدیمی خود در‌باره احیای تشکیلات حزب ملیون گفته بود فعلاً وقت این کارها را ندارد. سه روز قبل به دکتر احمد امامی دبیر موقت حزب ملیون اظهار کرد در مراجعت از سفر جنوب به دیدار هیئت و شورای مرکزی حزب ملیون خواهد رفت و در مورد حزب مذاکره خواهد کرد.‌»(۱۱)
هر چند در اسناد ساواک تا سال ۱۳۴۵ تحرکات صوری چون تلگراف امامی به عنوان دبیرکل حزب ملیون به شاه و پاسخ او به حزب را مشاهده می‌کنیم، اما ساواک آن حزب را از سال ۱۳۴۲ بالفعل منحل شده تلقی می‌کند: «اخیراً دکتر اقبال در برابر سؤالات مکرر دوستان و همفکران حزبی خود صریحاً اظهار کرده است که تا پایان مدت تصدی مقام ریاست هیئت مدیره شرکت ملی نفت از شرکت در هر نوع فعالیت حزبی معذور خواهد بود و به این اعلام نظر آخرین بقایای حزب ملیون از ادامه فعالیت‌های خویش قطع امید کرده و حزب مذکور بالفعل منحل شده تلقی شده است.‌» (۱۲)
پی‌نوشت‌ها در سرویس تاریخ جوان موجودند.

 
منبع: روزنامه جوان
انتهای پیام/

پس از رویداد ۲۸ مرداد۱۳۳۲، رژیم پهلوی سعی داشت تا با ایجاد احزاب ساختگی و شه فرموده، به حکومت کودتا ظاهری دموکراتیک بخشد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme