https://telegram.me/empireoflies

سناریوهای امنیتی آمریکا در قبال داعش

به گزارش «امپراتوری دروغ» به نقل از پایگاه بصیرت، تحرکات اخیر گروه «دولت اسلامی عراق و شام» موسوم به «داعش» در عراق، به ویژه پس از تصرف موصل مرکز استان نینوا، سوالات زیادی را در باره این گروه و نیز روابط داخلی و خارجی آن برانگیخته است. در این میان، نقش ایالات متحده آمریکا بیش از سایر بازیگران خارجی مطرح شده است؛ زیرا آمریکا سابقه ای طولانی در اشغال و حضور در عراق داشته و در شرایط فعلی نیز جهت تأمین منافع و اهداف خود به این کشور نظر دارد.

اکنون سوال اصلی آن است که رابطه داعش به عنوان دنباله ای از القاعده با  آمریکا چگونه است؟ آیا همان گونه که مقامات کاخ سفید در سطح رسمی این گروه تروریستی را محکوم کرده اند و داعش نیز بر اساس رویکرد ایدئولوژیک خود مخالف غرب است، رابطه دو طرف خصمانه و تقابلی است؛ یا این که در خفا همکاری و تعاملاتی میان دو طرف در جریان است؟

با در نظر گرفتن هر یک از دو احتمال فوق می توان گفت سناریوی آمریکا در عراق به ویژه در بعد امنیتی وارد فاز جدیدی خواهد شد. در ادامه ضمن بررسی دو گزینه مذکور، سناریوی جدید امنیتی واشنگتن در عراق را مورد واکاوی قرار خواهیم داد.

سابقه آمریکا در عراق

ایالات متحده‌ آمریکا در ابتدای سال ۱۳۸۲ با دست‌آویزهایی چون مقابله با تروریسم و دست‌یابی به سلاح کشتار جمعی صدام، جنگ بر ضد عراق را شعله ‌ور ساخت. البته با آشکار شدن سستی این دلایل، واشنگتن به دست‌آویزهای نرم‌افزاری روی آورد که به طور کلان در قالب طرح موسوم به «خاورمیانه‌ی بزرگ» و شعارهایی چون دموکراسی، آزادی، توسعه و اصلاحات خلاصه می‌شد، اما راهبرد پنهان آمریکا فراتر از شعارهای ظاهری یاد شده بود. به عقیده‌ ناظران، آمریکا از ابتدا در صدد تصاحب منافع نفتی عراق و ایجاد پایگاهی مطمئن در منطقه به منظور فشار برضد خصم دیرین خود، جمهوری اسلامی ایران و نیز ایجاد امنیت برای هم پیمان خود رژیم صهیونیستی بوده است.

به لحاظ اقتصادی مهم‌ترین هدف ایالات متحده‌ آمریکا در عراق و منطقه عبارت بود از دست‌یابی آسان و ارزان به ذخایر غنی انرژی در حوزه‌ خلیج فارس که به تنهایی حدود یک چهارم انرژی فسیلی جهان را تأمین می‌کند. با توجه به نیاز مبرم غرب و به خصوص آمریکا به نفت، بدیهی است که منطقه‌ خلیج فارس از دیر باز به عنوان لقمه‌ای چرب، طمع آن‌ها را برانگیخته است. با خروج نیروهای آمریکایی از عراق در سال ۱۳۹۰ این سؤال مطرح شد که آیا آمریکا با صرف صدها میلیارد دلار هزینه و هزاران کشته و مجروح و خدشه ‌دار شدن اعتبار بین المللی خود، به آسانی عراق را رها خواهد کرد؟ و آیا کاخ سفید برای آینده‌ عراق و منطقه سناریوهای تازه‌ای ترسیم نکرده است؟

مواضع رسمی آمریکا

در سطح رسمی همان گونه که اشاره شد واشنگتن به حمایت از عراق در برابر تروریست های داعش برخاسته است. باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا گفته است کشورش برای کمک به دولت عراق در برابر پیکارجویان دولت اسلامی عراق و شام، داعش، همه گزینه‌ها از جمله عملیات نظامی را مد نظر دارد.

با وجود این، کاخ سفید اعلام کرده فعلا هیچ برنامه‌ای برای اعزام نیرو به عراق ندارد. اوباما همچنین گفته است که عراق به کمک‌های اضافی از سوی آمریکا نیازمند است تا پیکارجویان را عقب براند. رئیس جمهور آمریکا تاکید کرده اقدامات کوتاه مدت و فوری نظامی در عراق ضروری است. او در عین حال تاکید کرد که در سال‌های گذشته اعتماد لازم بین شیعیان و سنی‌های عراق ایجاد نشده است.

باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در تازه‌ترین سخنرانی خود گفته است کاخ سفید برای تعیین چگونگی همکاری و کمک به بغداد در جنگ علیه پیکارجویان، به چند روز وقت نیاز دارد. در همین حال دولت آمریکا اعلام کرده قصد ندارد در عراق عملیات زمینی داشته باشد و در صورت حمله، فقط عملیات هوایی خواهد داشت.

همچنین جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا در تماس تلفنی با همتای عراقی خود از تعهد آمریکا به عراق خبر داد. کری از رهبران عراق خواست برای مقابله با حمله تندروها، اختلافاتشان را کنار بگذارند. او همچنین از دولت عراق خواست تا هر چه سریع تر با تأیید نتیجه انتخابات پارلمانی اخیر، زمینه تشکیل دولت جدید را فراهم کند.

در سطح نظامی به گفته سخنگوی وزارت دفاع آمریکا، یک ناو هواپیمابر جرج بوش به همراه ناو موشک‌انداز و یک ناوشکن به خلیج فارس رفته تا رئیس جمهوری از انعطاف لازم برای تصمیم گیری درباره اقدام نظامی احتمالی در عراق برخوردار باشد. به گفته تحلیلگران، آمریکا ممکن است در صورت نیاز مواضع تندرویان را با هواپیمای جنگنده یا پهپاد مورد هدف قرار دهد.

نشریه آمریکایی وال استریت ژورنال، نوشته بود هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا طی یک سال گذشته با انجام عملیات تجسسی بر فراز آسمان عراق از تحرک‌های داعش و پیکارجویان مخالف دولت عراق اطلاعات جمع آوری کرده‌اند. در صورت صحت خبر وال استریت ژورنال، اکنون آمریکا می‌تواند با در اختیار گذاشتن اطلاعاتی که جمع آوری کرده، به بغداد برای رویارویی با پیکارجویان که هم اکنون کنترل موصل و برخی مناطق دیگر را در اختیار دارند، کمک کند.

در ادامه مواضع سیاسی، جو بایدن، معاون باراک اوباما در تماس تلفنی با نوری مالکی، نخست وزیر عراق، گفت وگو کرد و ضمن تاکید بر همبستگی واشنگتن و بغداد، گفت: کاخ سفید در حال بررسی فوری تقویت کمک های امنیتی خود به عراق است. بایدن همچنین از نخست وزیر عراق خواسته تا برای برقراری وحدت میان جناح‌های سیاسی در عراق تلاش کند.

این گونه مواضع در عالم دیپلماسی کاملا طبیعی بوده و مفهوم روشنی دارد. اما معمولا سیاست های اعلامی با سیاست های اِعمالی متفاوت است. آمریکا به رغم پرونده ای سیاه در نقض حقوق بشر و جنایات بی شمار، ناچار به ادامه ژست دموکراسی و صلح و حقوق بشر است. کاخ سفید در عراق مدعی دموکراسی است، اما کاملا معلوم است که تلاش می کند تا عناصر همسو با غرب به حکومت برسند. همچنین دولتمردان آمریکایی از همزیستی شیعه و سنی در عراق و دیگر کشورهای منطقه دم می زنند، اما کاملا آشکار است که جنگ مذهبی در منطقه، منافع شوم آنان و صهیونیست ها را تامین کرده و همچنان قائل به سیاست کهن استعمار «تفرقه بینداز و حکومت کن» هستند.

تئوری آشوب سازنده

ارایه‌ تئوری «آشوب سازنده» از سوی وزیر خارجه اسبق آمریکا، همچنان از عمق اهداف و سیاست های آمریکایی ها پرده برداری می کند. مقامات کاخ سفید به دنبال سیاست ایجاد توازن میان جریانات ناهمگون عراقی بودند. ایجاد توازن در بعد سیاسی ناظر به برپایی دموکراسی توافقی با حضور همه طوائف و قومیت های عراقی بود که ظاهری قابل قبول داشت. اما در بعد امنیتی، تئوری آشوب سازنده مفهوم خطرناکی داشت. به عبارتی این تئوری قائل به درگیر کردن نیروهای متضاد داخلی با دخالت نیروهای خارجی (همچون القاعده) بود. ایجاد آشوب از طریق حمایت پنهانی از نیروهای مختلف و در عین حال کنترل این آشوب (سازنده بودن آن) منافع آمریکا را نه تنها در عراق، بلکه در منطقه تامین می کرد.

به طور طبیعی گروه های وابسته به القاعده و نیز بعثی های بازمانده از رژیم گذشته، بهترین گزینه برای اجرای این تئوری بودند؛ زیرا انگیزه کافی برای مقابله با نظم نوین عراق داشته و خصوصا شیعیان را دشمن اصلی و دیرین خود می شمردند.

این تئوری حتی پس از خروج آمریکایی ها از عراق ادامه یافت و برخی کشورهای منطقه ای (به ویژه عربستان) در اجرای این پروژه نقش نیابتی یافتند. دیری نپایید که این سیاست خطرناک دامن سوریه را نیز فرا گرفت و به همین دلیل به زودی پای گروه های تکفیری و دنباله های القاعده (جبهه النصره، جبهه الاسلامیه، داعش و…) به این کشور گشوده شد و بحران سوریه را برافروخته تر ساختند.

بر این اساس می توان گفت تحرکات اخیر داعش در عراق نیز بی ارتباط با سناریوهای امنیتی آمریکا درعراق و منطقه نیست. شاید با قاطعیت نتوان گفت داعش به طور کامل تحت فرمان آمریکاست و یا همه تحرکات این گروه کاملا منافع غرب را تامین می کند؛ اما بهره برداری از اقدامات این گروه همواره در دستور کار دستگاه های اطلاعاتی آمریکا قرار داشته و پرونده کاخ سفید آکنده از روابط پنهانی و حمایت از تروریست ها می باشد.

این در حالی است که اگر منافع آمریکا به خطر بیفتد، به مقابله با القاعده برمی خیزد؛ نمونه ای که در کشورهایی چون یمن و پاکستان به چشم می خورد. این در شرایطی است که آشوب سازنده از حالت سازنده بودن خارج شده و منافع آمریکا را تخریب کند! به همین ترتیب در عراق نیز سیاست آمریکا حمایت محدود و حساب شده از داعش است؛ برای مثال تسلط داعش بر کل عراق یا حتی تجزیه این کشور در شرایط فعلی، در دستور کار کاخ سفید قرار ندارد.

درهمین جهت انگاره ای مطرح شده است مبنی بر آن که غرب قصد دارد با تحریک و حمایت نیروهای افراطی و تکفیری، آنان را وارد جنگ در سوریه و عراق و… نموده و به گونه ای از شر آنان خلاص شود. برای نمونه گسیل کردن پیکارجویان افراطی کشورهای غربی به سوریه، در چهارچوب این هدف صورت می گیرد.

دلایل همسویی با داعش

در واکاوی دلایل همسویی آمریکا با داعش، می توان به نکات ذیل اشاره کرد:

۱ــ بحران سوریه به نقطه ای رسیده که جبهه ضدسوری را از اهداف اولیه خود نومید ساخته است. انتخابات اخیر این کشور نیز که با مشارکت بالای مردمی  به پیروزی قاطع بشار اسد انجامید، پروژه براندازی نظام سوری را با ناکامی مواجه ساخت. انتقال داعش به جبهه تازه، یعنی عراق و به هم ریختن اوضاع این کشور ـ که اتفاقا شاهد پیروزی مجدد مالکی در انتخابات بوده است ـ می توانست ضمن انتقام گیری از سوریه و ایجاد مانع بر سر نخست وزیری مجدد مالکی، محور مقاومت را در تنگنای تازه ای قرار دهد.

۲ــ موقعیت جغرافیایی داعش در مرزهای سوریه با عراق از دیر الزور گرفته تا حسکه سوریه و استان های الانبار و نینوا و صلاح الدین در عراق، یک منطقه راهبردی و حیاتی را برای شیعه و سنی تشکیل می دهد. شیعیان تسلط داعش بر این منطقه را باعث قطع شدن ارتباط محور مقاومت با سوریه می دانند که بر اساس طرح‌های آمریکایی – صهیونیستی در منطقه با ابزار داعش انجام می‌شود.

۳ــ اگر سوریه از ایران دور است، اما ویژگی عراق آن است که با ایران هم مرز است. بنابراین تحرکات و پیشروی داعش در عراق و به سمت مرزهای شرقی، به نوعی امنیت ملی و تمامیت جمهوری اسلامی ایران را هدف قرار داده است. هر چند ایران آمادگی لازم و قاطع از تمامیت خود را دارد، اما شرایط میدانی به گونه ای نیست که نیازی به دخالت باشد. اگر ارتش و نیروهای امنیتی عراق نقاط ضعف خود را تقویت کنند و همانند معرکه موصل برخی از عناصر آنان، تن به خیانت و عقب نشینی ندهند، به آسانی از پس عناصر داعش بر خواهند آمد.

جمع بندی

پیشبرد سیاست ها و تحقق منافع آمریکا در منطقه، مستلزم ترسیم سناریوهای تازه امنیتی متناسب با شرایط منطقه است. در شرایط فعلی، سوریه و عراق تبدیل به عرصه درگیری و بحران با محوریت عناصر افراطی داعش شده و متاسفانه این جریان در خدمت سیاست های  فتنه انگیزی دشمنان قرار گرفته است.

برافروختن فتنه طائفه ای و نزاع مذهبی در منطقه، از دیرباز یکی از اهداف شوم دشمنان (استکبار و صهیونیسم) بوده است. بی تردید در شرایط فعلی این توطئه بازتولید شده و همان گونه که در بحران سوریه تلاش دشمن آن است که به این بحران صبغه مذهبی بدهد، تحرات داعش در عراق نیز نشانگر ایجاد فتنه جدید میان مسلمانان است.

این فتنه با طراحی آمریکا و حضور بعثی ها و مشارکت هم پیمانان منطقه ای آنان (خصوصا سعودی ها)، از یک سو دولت شیعی مالکی را هدف قرار داده و در سطح بالاتر قصد ضربه زدن به محور مقاومت و کانون آن جمهوری اسلامی ایران را دارد. در این میان متأسفانه عناصر القاعده با رویکرد سلفی و تکفیری، ابزار مناسبی برای تحقق نیرنگ دشمن بوده و با برافروختن جنگ در بلاد اسلامی، خواسته یا ناخواسته، آب به آسیاب استکبار و صهیونیسم می ریزند.

مقابله با داعش نیازمند عزم دولت و ارتش عراق و وفاق ملی در این کشور است. فتوای مرجعیت عالی دینی در این کشور که فراتر از یک فتوای مذهبی و ناظر به بسیج ملی علیه تروریسم است، عامل مهمی در تحکیم انگیزه های ملی در مقابله با توطئه های تازه دشمنان محسوب می شود.

انتهای پیام/

https://telegram.me/empireoflies

۱ دیدگاه

  1. باز هم نوابغ تفسیر کشور شروع به تفسیرهای غلط کرده اند. این مفسران صدام را آمریکائی میدانستد. در جنگ ایران و عراق این صدام بود که کشتی آمریکائی را زد و ۶۵ نفر مردند. این آمریکا بود به صدام حمله کرد و حکومت اورا برانداخت و او را اعدام کرد. و امروز این آمریکا است که با حمله به داعش به شیعیان کمک میکند. البته آمریکا عاشق ایران یا شیعه نیست و فقط میخواهد در این منطقه شوم نفت خیز با مردم یلخی حضور داشته باشد و منافع خود را حفظ کند.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme