https://telegram.me/empireoflies
محمد کاسبی گفت: هیاتی که داشتیم، خاص بود. هر شب که می‌خواستیم بیرون بیاییم باید با کلانتری۱۷ نازی‌آباد هماهنگ می‌کردیم که بالای سرمان باشند؛ چون می‌دانستند در این هیات، نوحه‌های خاصی می‌خوانند.

سال‌ها در هیأت، استکان و نعلبکی شسته‌ام/ خاطره محمد کاسبی از نوحه‌خوانی دردسرساز در زمان شاه!

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغروزنامه جام‌جم گفت‌وگویی با محمد کاسبی، بازیگر سینما و تلویزیون انجام داده است که بخش‌های مهم آن را در ادامه می‌خوانید.

– مادرم خدا بیامرز چند تا نذر برای من کرده‌بود که باید تا هفت‌سالگی‌ام آنها را ادا می‌کرد؛ موهایم نذر حرم امام رضا (ع) بود که آداب خاص خودش را داشت. نذر دوم مربوط به محرم بود، تا هفت سالگی‌ام روزهای تاسوعا و عاشورا لباس سقا تنم می‌کردند و من در میان دسته‌های عزاداری سقایی می‌کردم. شب تاسوعا هم یک دسته سینه‌زنی در حیاط خانه‌مان عزاداری می‌کردند و شام نذری می‌دادیم.

– من از همان بچگی قاطی هیات‌های عزاداری بودم. چهارم خرداد سال ۳۰ کوچه آبشار، شهرری به‌دنیا آمدم و نازی‌آباد بزرگ شدم. دسته‌های عزاداری در جنوب شهر معمولا حال و هوای خاص خودش را دارد. به خصوص نازی‌آباد که ۳۵ سال آنجا زندگی کردم. ایام محرم همیشه قاطی هیات‌ها بودم و قصه کربلا و سیدالشهدا(ع) در درونم عمق بسیار دارد.

– قدیم‌ها توی استکان به عزاداران چای می‌دادند، قند را می‌ریختند توی کاسه به مردم تعارف می‌کردند و سینی‌های بزرگ بود. گاهی صد تا استکان چیده می‌شد در یک سینی بزرگ و دست به دست می‌شد بین حضار. بچه‌ها معمولا کاسه قند را بین مهمانان می‌چرخاندند. بعد باید استکان‌ها شسته می‌شد. من سال‌های زیادی کنار قهوه‌چی می‌نشستم و استکان و نعلبکی می‌شستم. مثل الان نبود که بیشتر وسیله‌های هیات یکبار مصرف باشد و بسته‌بندی.

– از ۱۳ سالگی رفتم به سمت تئاتر، البته نه هر تئاتری. هیاتی که داشتیم، خاص بود. هر شب که می‌خواستیم بیرون بیاییم باید با کلانتری۱۷ نازی‌آباد هماهنگ می‌کردیم که بالای سرمان باشند؛ چون می‌دانستند در این هیات، نوحه‌های خاصی می‌خوانند. یادم هست چند بار هم آمدند و هیات را برگرداندند به خاطر نوحه‌ای که می‌خواندیم، بزرگ‌ترها را هم می‌بردند کلانتری و سوال پیچشان می‌کردند و تعهد می‌گرفتند و بعد آزادشان می‌کردند.

 نوحه‌ای را که یک‌سال ظهر عاشورا در بازار دوم نازی آباد خواندیم، هرگز فراموش نمی‌کنم. قرار گذاشتیم در مسیر این نوحه را نخوانیم و به میدان که رسیدیم و همه هیات‌ها که جمع شدند، نوحه عوض کنیم و بخوانیم. در آن شلوغی نتوانستند جلوی نوحه‌خوانی‌مان را بگیرند؛ اما بعدش بزرگ‌ترها را بردند کلانتری. همه آنها فوت شده‌اند، خدا رحمتشان کند. نوحه این بود گروه اول می‌خواند (با صوت می‌خواند): « حسین سرباز ره دین بود/ حسین قربانی آیین بود/ عاقبت حق‌طلبی این بود/ از سر نی داد، خوش این ندا سر/ ا… اکبر ا… اکبر/ ( گروه دوم جواب می‌داد): به اشک گرم نازنین دخترم/ به سوز قلب قهرمان خواهرم/ به پهلوی شکسته مادرم/ که نیست بیمم/ زین همه لشکر/ ا… اکبر، ا… اکبر.»

بله! حسین حق‌طلب بود. عاقبت حق‌طلبی باید خون ریخته شود و ظهر عاشورا خون اباعبدا… (ع) ریخته‌شد.این حق‌طلبی هنوز هم ادامه دارد….

انتهای پیام/فارس

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme