https://telegram.me/empireoflies

رویارویی‌ آیت‌الله‌ بافقی‌ با همسر‌ رضا‌خان

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغشیخ محمد تقی بافقی که فرزند بازرگانی به نام حاج محمدباقر بود، در ۱۲۹۲ق در شهر کوچک بافق به دنیا آمد. تحصیلات دینی خود را در چهارده سالگی در یزد آغاز کرد.

چهارده سال بعد عازم نجف شد و تحصیلات خود را در فقه و اصول نزد استادانی چون آخوند ملا محمدکاظم خراسانی و سید محمدکاظم یزدی تکمیل کرد و نزد محدث بزرگ، حاج میرزا حسین نوری، حدیث خواند.

پس از هفده سال اقامت در نجف، به کربلا رفت و نزد حاج سید احمد موسوی کربلایی به تحصیل و تهذیب اخلاق پرداخت. سپس در ۱۳۳۶ق یا ۱۳۳۷ق به ایران بازگشت و در قم، در محله باغ پنبه سکنی گزید و در کنار دو روحانی بزرگ شهر، آیت‌الله کبیر و آیت‌الله فیض، به احیای حوزه علمیه و اجرای خدمات دینی همت گماشت.

در ۱۳۰۱ش، با آمدن آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری به قم، این تلاش‌ها به نتیجه رسید. عده‌ای از علمای بزرگ شهر از جمله بافقی، وی را ترغیب کردند که در قم بماند و خود را وقف احیای حوزه علمیه کند.

بافقی یکی از دستیاران عمده آیت‌الله حائری شد، و خصوصاً مسئولیت تهیه لباس و رسیدگی به امور طلاب را، که شمارشان روز به روز بیشتر می‌شد، برعهده گرفت و نیز در غیاب آیت‌الله حائری، به جای او اقامه جماعت می‌کرد. علاوه بر این، بر ساختن سه مسجد جدید نظارت داشت و گاه خود در کنار ساختمان مشارکت می‌کرد.
مجاهدت فعالانه او در امر به معروف و نهی از منکر در شیوه زندگی مردم مؤثر افتاد.

از جمله توانست آرایشگاه‌های قم را ملزم سازد که ریش مشتریان را نتراشند. یک بار، دولت خواست بافقی و سایر علما را از این کار باز دارد، اما وقتی با جواب تند بافقی که رضاخان را با فراعنه مقایسه می‌کرد روبرو شد، موقتاً از اصرار خود چشم‌ پوشید.

بافقی به گوشزدهای شفاهی قانع نبود، چنانکه می‌گویند چندین نامه به رضاخان نوشت و از وی خواست تا سیاست‌هایی را که به نظر علما مخالف با اسلام بود، تغییر دهد.

در روز سه‌شنبه، آخرین روز سال ۱۳۰۶، همسر رضاخان و گروهی از زنان دربار، برای حضور در مراسم نوروزی، وارد حرم حضرت معصومه(س) شدند و در غرفه بالای ایوان آیینه بی‌چادر نشستند. وقتی که مردم و واعظی به نام سیدناظم، بافقی را از این ماجرا آگاه کردند، پیغامی برای زنان فرستاد و به حضور آنان در حرم، بدان وضع اعتراض کرد و چون مؤثر واقع نشد، شخصاً آنجا آمد و از آنان خواست تا حرم را ترک کنند.

خانواده شاه فوراً به خانه تولیت رفتند و این واقعه را به تهران خبر دادند. رضاخان بی‌درنگ، همراه با وزیر دربار و یک فوج زرهی، از تهران روانه قم شد، نظامیان را در منظریه قم مستقر کرد و خود، همراه عده‌ای از گارد، وارد شهر شد. حرم را محاصره کردند و رضاخان با چکمه وارد حرم گردید و افراد گارد، جمعی را مضروب و بافقی را دستگیر کردند. غیبت موقت آیت‌الله حائری در قم، جرأت این اقدام را به دربار بخشیده بود.

رضاشاه شخصاً بافقی را زیر لگد انداخت و به باد ناسزا گرفت و به زندان تهران فرستاد، و در یکی از جلسات هیئت دولت؛ واقعه را برای حاضران گزارش کرد. بافقی پس از چند ماه، بر اثر اقدام آیت‌الله حائری، از زندان آزاد ولی به شهر ری تبعید شد و در آستان حضرت عبدالعظیم به امامت جماعت و حل و فصل امور دینی پرداخت.
وی به لحاظ تقوا و صداقت داشتن و روحیه مساعدت به مردم از محبوبیت بسیار برخوردار بود. سرانجام، در ۱۲۱۴ توانست به مشهد سفر کند.

با سقوط رضاخان در ۱۳۲۰ش، بافقی از تبعید رهایی یافت. پس از بازگشت به قم، در مدت کوتاهی که در آنجا اقامت داشت، از گشودن مغازه‌های مشروب‌فروشی در آن شهر جلوگیری کرد. سپس از قم عازم شهرهای مقدس عراق شد و یازده ماه در آنجا به سر برد؛ اما سال‌های آخر عمر را در شهر ری سپری کرد. بافقی سرانجام در ۲۶ فروردین سال ۱۳۲۵ ش برابر با ۱۲ جمادی الاول ۱۳۶۵ ق در ۷۲ سالگی درگذشت و در حرم حضرت معصومه(س) مدفون گردید.

منبع: دانشنامه جهان اسلام، ج ۲: ۶۲۰، ۶۲۱٫

انتهای پیام/

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme