https://telegram.me/empireoflies

رئیس اداره هفتم ساواک در تهران درگذشت

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: عیسی پژمان که زمانی رئیس اداره اطلاعات خارجی ساواک بوده چندی پیش به صورت پنهانی و در سکوت خبری پس از ۴۰ سال اوایل تیرماه ۱۳۹۵‌به ایران بازگشت و طبق گفته دوستانش در اثر بیماری ریوی چند روز پیش در تهران فوت نموده و در قطعه ۶۶۶ مقبره خانوادگی نخجوانی در بهشت زهرا دفن شده است البته روایت هایی است که وی از ۵ سال پیش هم در ایران بوده.

پژمان

عیسی پژمان، فرزند عبدالله در سال ۱۳۰۳ در سنندج به دنیا آمد و از دانشگاه ملی لیسانس حقوق قضایی گرفت و بعد از خدمت در ارتش به ساواک منتقل شد که تا سال ۱۳۵۵ ادامه یافت.پژمان، رئیس سابق نمایندگی ساواک و وابسته نظامی در عراق بود و ریاست سابق اداره اطلاعات شهربانی کل کشور – قبل انقلاب اسلامی – را بر عهده داشت. وی احتمال انجام کودتای «عبدالکریم قاسم» در عراق را پیش بینی کرد و به اطلاع تیمور بختیار رسانید که او هم در دیدار با کندی این موضع را مطرح کرد، اما مورد توجه سیا و شاه قرار نگرفت و حتی شاه از خواندن این گزارش خشمگین شد.

بعدها اداره سوم ساواک، قصد داشت که در ارتباط با تیمور بختیار و حزب توده برنامه‌هایی انجام دهد، از عراق فرا ‌خوانده و مجبور به ترک پست و انتقال به اداره هفتم – کل بررسی‌های اطلاعات – می‌شود تا برای شاه بولتن خبری تهیه کند و در ۱۳۴۸ از ساواک منفک و به شهربانی منتقل شد و مدتی ریاست اطلاعات شهربانی را برعهده داشت و بنا به اختلافات نصیری و مبصر و آمدن تیمسار صدری برکنار شده و با بازگشت او به ساواک موافقت نمی‌شود. او در ۱۳۵۱ با درجه سرهنگی بازنشسته می‌شود و خودش معتقد است نصیری و جناح‌اش مانع درجه تیمساری وی شدند. امام جمعه تهران موضوع را به شاه می‌گوید و به همکاری با حسن پاکروان – مشاور سیاسی شاه – دعوت می‌شود و به عنوان بازرس دولت در وزارت تعاون – ایام و لیان – و کارمند آستان قدس وابسته به دربار مشغول شد. (که پژمان معتقد است با پاکروان همکاری اطلاعاتی داشته و این نوعی پوشش بوده). بعد از بازنشستگی و خروج از ساواک، از ۱۳۵۱ همچنان با کردهای عراق –یدالله فیلی، احمد، طالبانی و طوایف جاف ارتباط داشت و به همین دلیل ساواک به وی اعلام می‌کند که برکنار شده و مخالف ارتباط وی با کردهاست و اخطار می‌کنند که حق دخالت ندارد اما وی همچنان به ارتباطات خود ادامه می‌دهد. در ۱۳۵۴ در اروپا با سران کرد –دکتر کمال فواد، ابراهیم احمد– دیدار می‌کند اما با ورود به کشور، توسط ساواک دستگیر می‌شود و در بازجویی می‌گوید از طرف شاه ماموریت محرمانه داشته است. پس از انقلاب مدتی با سپهبد آریانا و شاهپور بختیار همکاری کرد و معتقد بود که ایام جنگ و دوران بنی صدر یک بار به طور محرمانه به ایران وارد شده و حتی با ارتشبد فردوست دیدار کرده و بعدها به بختیار و اشرف پهلوی متذکر شده که هر اقدامی علیه ایران، بی‌فایده است وجامعه ایران راه خود را می‌رود و عقیده‌ای به نیروهای سیاسی خارج از کشور ندارد و این نیرو ها را به جای اپوزیسیون، قمپزیسیون نامید.

در سال ۱۳۸۶ عیسی پژمان در فرانسه لب به سخن گشود و حاصل گفتگوهایش با عرفان قانعی فرد در کتابی به نام تندباد حوادث منتشر شد و آرزو داشت به زودی به ایران سفر کند تا در آب و خاک خود و در دامنه کوه آبیدر در سنندج برای همیشه آرام گیرد.
وی همچنین چند سال پیش در مصاحبه ای با یکی از روزنامه های داخلی شهید میرزا کوچک خان جنگلی را به سرکشی و جدایی طلبی متهم کرده بود.
در مطلب مورد نظر که با عنوان “شکل‌گیری ارتش نوین ایران”، منتشر شده بود، قیام آزادیخواهانه شهید میرزا کوچک خان علیه ظلم و اشغالگری بیگانگان و ستم حکام محلی، سرکشی و جدایی طلبی توصیف شده و از سرکوب نهضت جنگل توسط قزاق های رضاخان تلویحا دفاع شده بود. با توجه به محبوبیت میرزاکوچک خان و زنده بودن خاطره وی در ذهن اهالی شمال ایران، معمولا تاریخنگاران معاند، برای تحریف تاریخ، کمتر سراغ میرزا کوچک جنگلی می روند.
لازم به یاد آوریست وی نماینده شاه در عراق و داماد اشرف پهلوی (همسر آزاده شفیق) بود .

انتهای پیام/

https://telegram.me/empireoflies

۱ دیدگاه

  1. چرا با حقارت و دروغ ؟
    ایشان جنازه اش پس از مرگ درین چند روز رفته تهران

    چرا دروغ می نویسید!؟

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme