https://telegram.me/empireoflies

ذخیره الهی نظام اسلامی

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: امام خمینی: «اینجانب که از سال‌ها قبل از انقلاب با جناب‌عالی ارتباط نزدیک داشته‌ام و همان ارتباط… بحمد الله تاکنون باقی است، جناب‌عالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می‌دانم و شما را چون برادری که آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه فقیه جداً جانبداری می‌کنید می‌دانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید روشنی می‌دهید.‌» (صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۷۳)

جایگاه ولایت در نظام اسلامی یک مقام ظاهری و نمادین نیست. این جایگاه برگرفته از عمق باورهای اسلامی است و از این رو نقشی زنده و پویا در تمام جنبه‌های حکومت اسلامی دارد. همین نقش مهم ولایت در سرنوشت جامعه اسلامی موجب شده است که شرایط و ویژگی‌های خاص و سخت‌گیرانه‌ای در باب تعیین رهبر و ولی در نظام اسلامی وجود داشته باشد. هدف از این دقت در انتخاب رهبر بدان سبب است که جامعه اسلامی بتواند همواره از هدایت بهترین و لایق‌ترین اشخاص از دیدگاه دین مبین اسلام بهره‌مند شده، مسیر رشد و تعالی را تحت هدایت و درایت رهبری آگاه و فرزانه بپیماید.
نظام جمهوری اسلامی به عنوان داعیه‌دار تداوم حکومت دین‌محور در طول تاریخ، جایگاه رفیعی برای نقش ولی فقیه در منظومه حکومتی خود قرار داده است. این جایگاه کاملاً برخاسته از خواست مردم و مبتنی بر شروط و ضوابط مقرر در دین اسلام است. این اهمیت دینی و وسواس قانونی سبب شده مسئله تعیین رهبر امری خطیر برای نظام اسلامی تلقی شود که بار سنگین مسئولیت آن بر عهده خبرگان منتخب ملت است.
معمار کبیر انقلاب بی‌شک لایق‌ترین فرد از تمام لحاظ برای اداره و هدایت نظام نوپای اسلامی بودند و به واسطه رهنمود‌های داهیانه ایشان جمهوری اسلامی از گردنه‌های سخت و سنگینی عبور کرد لیکن آینده رهبری و شناسایی جانشین برای ایشان سؤال و دغدغه ذهنی علاقه‌مندان به این نظام و مسئولان متدین و دلسوز مملکتی بود. همین امر موجبات ارائه طرح قائم مقام رهبری را فراهم نمود. شکست این طرح و اثبات عدم شایستگی فردی که اکثر مسئولان مملکتی او را شایسته رهبری می‌دانستند باعث عیان شدن هر چه بیشتر آسیب‌ها و ضرر‌های رسیدن افراد نا‌لایق به این جایگاه شد. این تجربه تلخ هر چند موجب دل نگرانی و ترس مسئولان مملکتی از آینده نظام اسلامی بود اما گویی آرامش و اعتماد حضرت امام خمینی (قدس سره) به آینده نظام و بحث رهبری را افزون نموده بود.
شدت یافتن بیماری حضرت امام (‌ره) نگرانی از سرنوشت رهبری در ایران را افزایش داد. بدخواهان و دشمنان نظام نیز با احساس همین نگرانی امیدوار بودند که پس از فوت رهبر کنونی، نبود جانشین موجب خلأ قدرت، تضعیف حکومت و به تبع آن سرنگونی نظام اسلامی فراهم شود. در این دوران حضرت امام (ره) بارها در جواب به پرسش از آینده رهبری صراحتاً و تلویحاً هرگونه نگرانی را نفی نموده از وجود جانشینی مناسب و لایق خبر می‌دادند اما به این دلیل که انتخاب رهبر صرفاً در حوزه اختیارات مجلس خبرگان رهبری است ایشان به ارائه توصیه و پیشنهاد بسنده می‌نمودند. مرحوم سید‌احمد خمینی یکی از صریح‌ترین این موارد را اینگونه تعریف کرده‌اند: «وقتی که آیت‌الله خامنه‌ای در سفر کره شمالی بودند، امام گزارش‌های آن سفر را از تلویزیون می‌دیدند. آن منظره دیدار از کره، استقبال مردم یا سخنرانی‌ها و مذاکرات ایشان در آن سفر، خیلی برایشان جالب بود. امام بعد از آن که این‌ها را مشاهده کردند، فرمودند: «الحق ایشان شایستگی رهبری را دارند.» همچنین ایشان در مصاحبه با روزنامه رسالت به تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۶۸ گفتند:  حضرت امام بارها از جناب عالی به عنوان مجتهدی مسلم و بهترین فرد برای رهبری نام بردند.»
معمار کبیر انقلاب با توصیه‌ها و نشانه‌های خود مسیر صحیح ولایت را به خبرگان مجلس نشان دادند تا آخرین وظیفه خود برای حفاظت و پاسداری از نظام مقدس اسلامی و خون شهدا را به خوبی تمام کنند. نتیجه این هدایت و روشنگری انتخاب مردی از جنس خمینی برای ادامه راه و طریقت او بود. پس از این انتخاب سؤال این بود که در سرگردانی عموم مسئولان برای تعیین جانشین چه عاملی باعث شد تا امام خمینی (ره) با قاطعیت از رئیس‌جمهور وقت به عنوان بهترین گزینه تصدی جایگاه ولایت فقیه نام ببرند.
چه عواملی مورد غفلت دیگران بود که پیر جماران بدان اشراف داشت و بر آن اساس آیت‌الله خامنه‌ای را نه یک جوان کم‌تجربه که یک رهبر مدیر، مدبّر و خورشیدی در آسمان انقلاب می‌دیدند.
   
تقوای فردی / درایت سیاسی/ مقام علمی

جنبه‌های مختلفی از شخصیت یک فرد برای کسب لیاقت رهبری یک جامعه اسلامی و بر دوش کشیدن امانت الهی باید مورد بررسی قرار گیرد و لازم است توازن در تمامی این جنبه‌ها وجود داشته باشد. علاوه بر عدالت به عنوان یک مشخصه فردی دو ویژگی درایت سیاسی و مقام علمی نیز برای یک رهبر امری لازم و ضروری است.
 نبود درایت سیاسی در گزینه قائم‌مقامی رهبری تلخ‌ترین تجربه جمهوری اسلامی در این زمینه را رقم زد و ثابت کرد بهره‌مندی از جمیع شرایط لازمه تصدی مقام ولایت است.
سجایای اخلاقی آیت‌الله خامنه‌ای همواره مورد اتفاق همگان بوده چنانچه بسیاری از علما و بزرگان این امر را مورد تصدیق قرار داده‌اند. آیت‌الله طالقانی گفته‌اند: «آقای خامنه‌ای امید آینده اسلام است. آیت‌الله العظمی میلانی در سنین جوانی، ایشان را مجتهد خطاب می‌کنند.»
شهید مطهری در ارتباط با ایشان گفته‌اند: «سیدعلی خامنه‌ای از نمونه‌های ارزنده‌ای است برای آینده موجب امیدواری است. من از اخلاص آقای خامنه‌ای تعجب می‌کنم، ایشان هیچ به دنبال خودنمایی نیست.»

شهید بهشتی نیز گفته‌اند: «چهره‌ای مانند شخصیت آیت‌الله خامنه‌ای را خداوند ذخیره کرده برای رهبری این انقلاب.»
شهید دستغیب در مورد ایشان متذکر شدند: «چیزی که بنده نسبت به این شخص بزرگ فهمیده‌ام این است که فردی است خدایی، هوا‌پرست نیست، مقام نمی‌خواهد، قدرت نمی‌خواهد به دست بگیرد، امتحان خویش را پیش از پیروزی و بعد از پیروزی داده است.» و بسیاری دیگر از علما که همین تعابیر را در ارتباط با ایشان به کار برده‌اند.
درایت سیاسی ایشان نیز به عنوان رئیس‌جمهور و بخشی از بدنه خواص نظام نیز غیر قابل خدشه است. ولی می‌توان ادعا کرد متمایز‌ترین و در عین حال کمتر شناخته‌شده‌ترین جنبه شخصیت رهبر کنونی انقلاب در آن دوران ظرفیت و استعداد علمی سرشار ایشان بوده. بی‌شک توصیف و توضیح دریای عظیم و ژرف علم ایشان در این کوتاه نوشتار نا‌ممکن است اما برای نشان دادن گوشه‌ای از این علم می‌توان به کتاب (‌طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن) اشاره کرد.
 
یک کتاب، یک دریا معرفت

کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن در واقع مجموعه سخنرانی‌ها و درس‌واره‌های مقام معظم رهبری است که پیش از انقلاب در مسجد امام حسن مجتبی (ع) در شهر مشهد ارائه شده و پس از مدتی به صورت مدون و منسجم به چاپ رسیده است. شیوه نگرش مقام معظم رهبری در این کتاب به اندیشه اسلامی و صورت‌بندی ایشان از جایگاه معارف در اسلام خود بیانگر تیز‌بینی و ظرافت ایشان در ادراک از واقعیت اسلام مخصوصاً در جنبه‌های اجتماعی و عمومی است. این کتاب در واقع بیان ایدئولوژی حکومت اسلامی است که از مسیر ایمان به ولایت ختم می‌شود.
مقام معظم رهبری در ارائه این مباحث به گفته خود دو نکته ضروری را همواره مد نظر داشته‌اند.

الف – نگاه به اسلام برای ارائه مسیر مناسب زندگی مبتنی بر مقتضیات زمان
ایشان در مقدمه کتاب با نقد نگاه غیر‌کاربردی به اسلام می‌نویسند: «طرح اسلام به صورت مسلکی اجتماعی و داراى اصولى منسجم و یک آهنگ و ناظر به زندگى جمعى انسان‌ها، یکى از فورى‏ترین ضرورت‏هاى تفکر مذهبى است. مباحثات و تحقیقات اسلامى، پیش از این به طور غالب، فاقد این دو ویژگى بسى مهم بوده و از این‌رو در مقایسه اسلام با مکاتب و مسالک اجتماعى این روزگار، باحثان و جویندگان را چندان که شاید و باید، به نتیجه ثمر‌بخش و قضاوت قاطع نرسانیده است یعنى از اینکه بتواند مجموعاً طرح و نقشه یک آئین متحد‌الاجزا و متماسک را ارائه دهد و نسبت آن را با مکتب‌‏ها و آئین‏‌هاى دیگر مشخص سازد، عاجز مانده است.»
نگاه مسئله‌محور به اسلام و تلاش برای یافتن پاسخی به پرسش‌های مطرح در زمان خود یکی از ویژگی‌هایی است که یک محقق و عالم اسلامی باید داشته باشد. این نوع نگاه خود مبتنی بر باور عمیق به نهایی بودن دین اسلام و کافی بودن این دین برای ترسیم مسیر زندگی بشری است. این همان اصل مهم و بنیانی است که امام خمینی (ره) بر اساس آن اقدام به پایه‌ریزی حکومتی اسلامی کردند، چراکه باور داشتند دین اسلام پاسخگوی نیازهای زمان و تنها راه رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی است.
ب- دین یک واحد منسجم
 دیگر نکته برجسته در اندیشه مقام معظم رهبری که در این کتاب مشهود است نگاه به دین به عنوان یک کل وابسته به هم است. ایشان در تبیین این امر در مقدمه کتاب ذکر می‌کنند: «دیگر آنکه مسائل فکرى اسلام، به صورت پیوسته و به عنوان اجزای یک واحد مورد مطالعه قرار گیرد و هر یک به لحاظ آنکه جزئى از مجموعه دین و عنصرى از این مرکب و استوانه‏اى در این بناى استوار است و با دیگر اجزا و عناصر، هم‌آهنگ و مرتبط است! و نه جدا و بى ارتباط با دیگر اجزا! بررسى شود تا مجموعاً از شناخت این اصول، طرح کلى و همه‌جانبه‏اى از دین به صورت یک ایدئولوژى کامل و بى‌ابهام و داراى ابعادى متناسب با زندگى چند بعدى انسان، استنتاج شود.»
نگاه بخشی به اسلام موجبات تفکیک اسلام از جامعه و شخصی کردن آن را فراهم می‌آورد چراکه اگر ولایت و امر به معروف را از اعمال شخصی تفکیک کنیم رابطه فرد مؤمن را با جامعه خود قطع نموده و وظیفه اجتماعی او را از میان برده‌ایم. به همین دلیل در تفکر امام خمینی (ره) و خلف صالح ایشان شعار یکی بودن دیانت و سیاست نقش برجسته و پر‌رنگی دارد که خود یکی از دلایل اعتماد خمینی کبیر به آیت‌الله خامنه‌ای برای تصدی جایگاه ولایت است.
با توجه به این دو نکته کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن با هدف ارائه دیدگاهی عملی و زاینده تعهد و تکلیف و به عنوان یکى از نقاط طرز تفکر و ایدئولوژی اسلام تدوین شده است.
۱- ایمان گام اول حرکت سلامی
«تلاش و حرکت آدمى – که فلسفه بودن اوست – نقطه آغاز و سکوى پرش دارد… و آن ایمان است…. بدون ایمان، هر حرکت و پویشى ناپایدار و بی‌فرجام است و هر پوینده دل‌مرده و بى‌نشاط و سرانجام، خموش و راکد و بی‌حرکت خواهد شد.»
ایمان مبتنی بر شعور و آگاهی تنها عامل تحرک برای یک مسلمان در تحقق واقعی جامعه دینی و انسان دین‌مدار تلقی می‌شود چراکه نبود ایمان تحمل سختی‌های مسیر را ناممکن می‌سازد. این واقعیت را می‌توان به بهترین صورت در مسیر انقلاب مشاهده کرد. تحمل سال‌ها تبعید و دوری از وطن و غم شهادت فرزند بی‌شک جز در سایه ایمان قوی ممکن نمی‌شد و همین ایمان جامعه ایران را نسبت به هدف بلند امام خمینی (ره) امیدوار و باورمند نمود که محصول شیرین آن یعنی تحقق وعده الهی در رسیدن زمین صالحان دست‌یافتنی شد.
تضمین تداوم جریان انقلاب و نسیم ولایت در جامعه ایران نیز وابسته به تقویت مداوم ایمان آگاهانه جامعه ایرانی است که بارها مورد تأکید امام (ره) و مقام معظم رهبری واقع شده است. این تأکید عالمانه بر جایگاه ایمان در یک حرکت اسلامی خود نشانگر عمق نفوذ اسلام در اندیشه‌ها و تفکر آیت‌الله خامنه‌ای در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب است.
۲- توحید نوای دلنشین هدفمندی
«در جهان‌بینى اسلام، همه پدیده‌هاى جهان، وابسته و آفریده و بنده یک قدرت برترند. این قدرت برتر، خدا است… این بینش، زیر‌بنا و قاعده اساسى تمام طرح‌ها و برنامه‌ها و افکار عملى و زندگی‌ساز (اید‏ئولوژى) در اسلام است.» توحید در جهان‌بینی اسلامی در واقع همان هدفمند نمودن هر فعل و گفتار است. با درک یگانگی مبدأ و مقصد آدمی می‌داند که باید در مسیر این حقیقت همیشه جاری هستی گام بردارد و از غیر چشم فرو‌بندد. نتیجه اینکه حکومت متعلق به آن قادر لایزال است و هر آنکه او تعیین نماید و نفی مدعیان دروغین و طاغوتیان رکنی از این توحید تلقی می‌شود چنانکه ایشان در کتاب ذکر می‌کنند: «عبودیت یکسان همه موجودات در برابر خدا، مستلزم آن است که هیچ یک از بندگان خدا، خود‌سر و مستقل، حق تحکم و فرمانروایى بر بندگان دیگر نداشته باشد (نفی طاغوت) و زمامدار و مدیر و مدبّر امور زندگی انسان‌ها فقط کسی باشد که خدا خود به حکومت برگزیده است.»
باور واقعی به توحید در نظام اسلامی همان اعتماد به وعده الهی در پیروزی مؤمنان است و این شالوده اصلی شعار «نه شرقی و نه غربی» است که امام خمینی (ره) با درایت دینی خود آن را به عنوان نماد و تابلوی اصلی جمهوری اسلامی در برابر تمامی طاغوتیان برافراشتند.
۳- نبوت، ابزار رسیدن به حکومت خداوند
نبوّت در این منظومه در واقع ابلاغ مسیر تدوین شده سعادت به وسیله خداوند از طریق نبی است. مسلمان چون بر اساس توحید و ایمان تنها مسیر الهی را می‌جوید، در این مسیر نیازمند راهنمایی خالق است و به دلیل ممکن نبودن ارتباط مستقیم هر فرد با خالق برای دریافت فرامین الهی پیامبر بار ابلاغ این فرامین را بر دوش می‌کشد. این برانگیختگی (‌بعثت) در واقع یک رستاخیز اجتماعی است.
 ایشان در این مجموعه سخنرانی‌های خود اشاره می‌کنند: «از این بیان مى‏توان دانست که: نبى در جامعه جاهلى و انحرافى معاصر خود، دگرگونى بنیانى و همه جانبه‏اى باید پدید آورد و نظام اجتماعى غلط را به نظامى صحیح و حق بدل کند. و این است آن رستاخیزى که پس از بعثت نبى، در متن جامعه پدید مى‏آید.»
این رستاخیز بر اساس نگاه اسلام انقلابی نه یک رستاخیز و حرکت مختص به عصر حضور رسول گرامی اسلام که یک واقعیت جاری در تمام تاریخ تا زمان قیام حجت پایانی است و به همین دلیل مسلمانان برای اجرایی نمودن این فرامین دارای مسئولیت می‌باشند این پیروی با معنای ولایت تکمیل و تحصیل می‌شود.
۴- ولایت تداوم نبوت در عصر غیبت
نبوّت سرآغاز مسیر حرکت جامعه بشری به سوی تعالی است اما حرکت در این مسیر منوط و مشروط به حضور نبی نیست و ولایت بعد از نبی برای تداوم این مسیر تشریع شده است. ایشان در این مورد می‌گویند: «ولی جامعه اسلامی – یعنى آن قدرتی که همه فعالیت‏‌ها و نشاط‌هاى فکری و عملی را رهبری و اداره مى‏کند – خدا است و هر آنکه خدا وى را – به نام یا به نشان – به ولایت بگمارد.»
ضرورت تداوم پایبندی به دین و دستورات آن مهم‌ترین وظیفه جامعه اسلامی است که وابسته به همین تعیین ولی و سرپرست از طرف خداوند متعال است: «بسى روشن است که حفظ و رعایت این هر دو رویه ولایت (اتصال و ارتباط و وابستگى داخلى و جدایى و تأثیر ناپذیرى و عدم وابستگى خارجى) مستلزم وجود یک قدرت متمرکز و مسلط است که در حقیقت، واحد تبلور یافته‏اى از همه عناصر مثبت و سازنده اسلام باشد (امام – حاکم اسلامى) و نیز مستلزم آن است که رابطه‏اى عمیق و نیرومند، همه آحاد امت را به شخص حاکم (امام) یعنى محور اساسى فعالیت و نشاط عمومى جامعه، پیوند زند و آنان را با او وابسته سازد… و در اینجاست که بعد دیگرى از ابعاد ولایت، جلوه‏گر مى‏شود. و آن ولایت امام و پیشواى عالم اسلام است.»
  
 فرجام سخن

آنچه در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن ذکر شده است بیانگر عمق دقت و ژرفای آشنایی مقام معظم رهبری با اسلام سیاسی و مقتضیات آن در قالب اصل ولایت است. این کتاب خود نشانگر آن است که ایشان همانگونه که امام خمینی (ره) بارها ذکر نمودند مجتهدی مسلم می‌باشند و نوع نگاه ایشان به امر ولایت فقیه و جایگاه آن در اسلام حاوی پختگی و اصالت تحسین‌برانگیزی است. همین ژرفای باور موجبات تداوم حرکت ایشان بر مدار اصول اسلامی را فراهم آورده و در سختی‌ها و شداید روزگار بعد از خمینی همین باور عمیق ایشان را در مسیر رضای حق نگاه داشت. به نظر می‌رسد آن چه باعث اطمینان خاطر امام (‌ره) از آینده نظام تحت مدیریت ایشان می‌شد اجتماع درایت سیاسی و عدالت فردی در کنار جهان‌بینی عمیق اسلامی بوده است.

منابع
– صحیفه نور
– طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن
– مرجعیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از دیدگاه فقها و بزرگان

 
منبع: روزنامه جوان
انتهای پیام/

جایگاه ولایت در نظام اسلامی یک مقام ظاهری و نمادین نیست. این جایگاه برگرفته از عمق باورهای اسلامی است و از این رو نقشی زنده و پویا در تمام جنبه‌های حکومت اسلامی دارد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme