https://telegram.me/empireoflies

دنیای فردا دنیای صلح است یا جنگ؟+ نقشه و نمودار

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: چشم انداز جهان در سال های آینده به کدام سمت حرکت می کند، آیا جهانی عاری از جنگ خواهیم داشت یا اینکه باید منتظر جنگ های خانمان سوز بود؟

شاید احساس صلح و آرامش در جوامع مختلف با توجه به شرایطی که دارند متفاوت باشند اما ارتش ها کار خود را می کنند و برای یک جنگ تمام عیار آماده می شوند.

 پس از جنگ جهانی اول و دوم، در اوج رقابت ابرقدرت ها و مسابقه تسلیحاتی میان دو ابرقدرت شوروی و آمریکا، خطر جنگ جهانی سوم و آن هم از نوع هسته ای کل جهان را تهدید می کرد. بحران کوبا در سال ۱۹۶۲، مسکو و واشنگتن را تا آستانه جنگ پیش برد ولی زورآزمایی ابرقدرت ها با جنگ های نیابتی از کره و ویتنام گرفته تا نیکاراگوئه، ارضاء می شد. پس از فروپاشی شوروی هر چند یکی از تهدیدات عمده جنگ بزرگ از میان رفت ولی هرگز صلح جهانی نیز برقرار نشد.

تجربه جنگ جهانی دوم ثابت کرد که در صورت مجهز نبودن کشوری، به راحتی طعمه قدرت های بزرگ و قوی خواهد شد. ژاپن، آلمان، ایتالیا زخم خورده های جنگ جهانی اول، ۲۲ سال پس از جنگ جهانی اول به دنبال انتقام و زورآزمایی برآمدند. به طور کلی جهان در آستانه هر دو جنگ بزرگ، به گوی کاملا مسلحی تبدیل شده بود که هر آن امکان انفجار آن وجودداشت. رقابت ها بر سر منافع به حدی بالا بود که کشورها به مانند مسابقه دوئل روبه رویکدیگر قرار داشتند و هر کشوری در صدد بود اسلحه را زودتر بکشد.

به هر روی پس از قربانی شدن میلیون ها انسان در جنگ جهانی دوم، صلح بیش از هر زمانی برای جهانیان نیاز بود، ولی بازهم ترتیباتی که در سازمان های بین الملل به ویژه سازمان ملل در نظر گرفته شد، ضامن صلح پایدار در جهان نگردید و شورای امنیت سازمان ملل، به یک بازوی تجاوزگر در امور کشورها تبدیل شده است. به طور کلی کانون های بحران در جهان و مناطق مختلف آن همچنان پایدار هستند. پدیده های نوظهوری چون تروریسم نیز، فضای ناامنی را در شهرهای دنیا گسترانده است.

سخنرانی ها سران کشورها در مجمع سالانه سازمان ملل، سخن از مبارزه با جنگ و تروریسم، حفظ محیط زیست جهان و جلوگیری از گرم شدن کره زمین به میان می آورند، اما برنامه های نظامی آنها در ابعاد وسیع متوقف نشده است. در حال حاضر آمریکا در حدود ۶۰۰ میلیارد دلار بودجه نظامی دارد.

موسسه تحقیقات صلح بین المللی استکهلم در گزارش سالانه خود با عنوان «روند هزینه ارتش های جهان در سال ۲۰۱۴» اعلام کرد: در مجموع از یک تریلیون و هشتصد میلیارد دلار هزینه نظامی قابل ملاحظه جهانی در سال ۲۰۱۴ ، امریکا با وجود کاهش شش و نیم درصدی در بودجه نظامی خود، همچنان پرهزینه ترین ارتش جهان را دارد.

همین موسسه در اعلام بودجه نظامی کشورها در سال ۲۰۱۵  پس از ۴ سال حجم مالی مبادلات تجاری نظامی در جهان، افزایش یافته است. این موسسه اعلام کرده است آمریکا در سال گذشته میلادی ۵۹۶ میلیارد دلار، برای بخش نظامی هزینه کرده است که این رقم ۳ برابر بودجه نظامی چین است. چین دومین بودجه  بالای نظامی دنیا را دارد و ۵۹۶ میلیارد دلار بودجه نظامی آمریکا در سال ۲۰۱۵ این کشور را در رده نخست کشورهای با بیش‌ترین هزینه نظامی قرار داده است. طی ۴ سال پیش از سال ۲۰۱۵ روند هزینه‌کردهای نظامی در جهان، نزولی بود و سال ۲۰۱۵ این مسئله روند افزایشی را در پیش گرفت. کل مخارج نظامی کشورهای جهان، در سال ۲۰۱۵ نسبت به سال ۲۰۱۴، یک درصد افزایش داشته است. بنا به این گزارش ۳۶ درصد از کل بودجه نظامی جهان، به آمریکا اختصاص دارد. در سال ۲۰۱۵ عربستان با حدود ۷۸٫۲ میلیارد دلار بودجه نظامی در جایگاه سومین کشور با بالاترین بودجه نظامی قرار گرفت. کاهش ارزش روبل روسیه باعث شد تا این کشور طی سال گذشته جایگاه سومی خود را به عربستان بدهد و با ۶۶٫۴ میلیارد دلار بودجه نظامی به چهارمین کشور با بیش‌ترین بودجه نظامی در جهان تبدیل شود.

بودجه های بالای نظامی کشورها نشانگر، وجود اولویت دفاعی و نظامی در بودجه بندی کشورهاست. اولویتی که هیچگاه نتوانسته جای خود را به امور دیگر دهد. کشورها طرح ها و مانورهای نظامی خود را بر اساس تهدیدات نظامی در منطقه و جهان اجرا می کنند و حفظ امنیت ملی به عنوان کارویژه اصلی دولت ها تعریف می شود. هر چند تلاش هایی برای صلح صورت می گیرد ولی تضاد منافع گروه ها و کشورها، بحران ها را همچنان پایدار نگاه داشته است. برای نمونه بحران سوریه با وجود تلاش برای گفتگوها و برقراری صلح، بیش از ۵ سال به درازا کشیده شده است. 

کارخانه های اسلحه سازی در جهان همچون گذشته به سرعت در حال تولید سلاح و ساخت  جنگ افزارهای مدرن تری هستند. ولع بسیاری از کشورها نیز برای پر کردن انبارهای اسلحه و خرید سلاح های جدید پایانی نیافته و رقابت برای پیشتازی ادامه دارد. رقابتی که به مسلح شدن کامل جهان منجر شده و احتمال درگیری ها را افزایش داده است. در برخی از مناطق این رقابت ها نسبت به سایر نقاط جهان شتاب بیشتری گرفته است. کره شمالی از ساخت و آزمایش بمب هسته ای خبر داده و شبه جزیره کره، در انتظار یک جنگ بزرگ به سر می برد. 

در منطقه غرب آسیا، عربستان بودجه نظامی خود را به بالاترین رده های جهانی رسانده و با ایجاد موج ایران هراسی، قصد دارد تا پای ناتو را به خلیج فارس باز کند. ایران با وجود دستیبابی به توافق هسته ای با قدرت های جهانی، همچنان در معرض تهدید نظامی از سوی رژیم صهیونیستی و آمریکا قرار دارد و آزمایش های موشکی تهران، به عنوان بهانه ای تازه از سوی غرب برای فشار بر کشور در نظر گرفته شده است. 

در مطالعات و ارزیابی های مختلف نظامی و امنیتی، نقشه های بسیاری از کانون های بحران ترسیم می شوند و اندیشکده ها و تحلیلگران سیاست بین الملل، با توجه به میزان اختلاف ها و تضادها کانون های بحران را برای سال های آینده پیش بینی می کنند. هر چند نباید فراموش کرد نگاه خوشبینانه در جهان برای برقراری صلح و آرامش نسبت به سال های جنگ جهانی و دوقطبی دنبال می شود و ایجاد سازمان های بین المللی و سازمان های منطقه ای با حضور کشورها، موید آن است، اما رقابت دولت ها بر سر منافع متعارض و متضاد درگیری میان آنها را در برخی از برهه ها به دنبال داشته است.

میزان هزینه های نظامی در جهان از سال ۱۹۸۸ تا ۲۰۱۵ در این نمودار به نمایش درآمده است. سال ۱۹۹۱ در این جدول مشخص نشده است. در این سال فروپاشی شوروی را شاهد بودیم. از سال ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ شیب هزینه های نظامی کشورها بالا رفته است که ارتباط مستقیم به تهاجم نظامی آمریکا و ائتلاف غربی به افغانستان و عراق دارد. با پایان جنگ اما باقی ماندن کانون های بحران و شعله ور شدن جنگ در اوکراین، گرجستان و هجوم تروریسم به غرب آسیاو آفریقا، هزینه های نظامی به بالای ۱۵۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۵ رسیده است.

موسسه مطالعات صلح استکهلم درصد هزینه های نظامی کشورهای را براساس نمودار برای سال ۲۰۱۵ به تصویر کشیده که کماکان آمریکا با ۳۶ درصد هزینه های نظامی کل جهان در صدر قرار دارد. ۵ عضو شورای امنیت سازمان ملل نیز در میان این کشورها قرار دارند. سه رژیم صهیونیستی، سعودی و امارات نیز هزینه های هنگفتی را به بخش نظامی اختصاص داده اند. 

این نمودار درصد هزینه های نظامی را نسبت به تولید ناخالص داخی برخی ازکشورهای غرب آسیا و آفریقا نشان می دهد. 

موسسه مطالعات صلح استکهلم در ارزیابی خود نسبت به بودجه کشورها در زمینه دفاعی و نظامی در این جدول از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۵، ارقامی را در جدول بالا قرار داده است. ایران در این سال ها با کاهش ۳۰ درصدی مواجهه بوده که در حال حاضر براساس این ارزیابی ۱۰٫۳ میلیارد دلار به بخش نظامی خود در سال ۲۰۱۵ اختصاص داده است. این کاهش می تواند به خاطر کاهش درآمدهای ارزی و پایین آمدن قیمت نفت باشد. 

این نقشه توسط پروفسور هاوارد هگر استاد دانشگاه با همکاری موسسه تحقیقات صلح اسلو، تهیه شده است. وی از آمار و اطلاعات مربوط به درگیری های سال های ۱۹۷۰ تا ۲۰۰۰ برای تعمیم به سال های بعد بهره برده است. این استاد دانشگاه معتقد است برای سال ۲۰۰۹، برای ۲۰ منطقه احتمال بالای ۵۰ درصد درگیری داده می شد که ۱۶ مورد آن تحقق یافت. هگر می گوید تا پیش از بهار عربی (بیدرای اسلامی ) در خاورمیانه، انتظار می رفت ۵ درصد کشورهای جهان در سال ۲۰۵۰ درگیر جنگ باشند اما این پیش بینی در حال حاضر به ۷ درصد رسیده است. 

نقشه های زیر مربوط به درگیری ها و بحران های نظامی و مالی در جهان هستند که توسط بولومبرگ در مصاحبه با اساتید دانشگاه ها و کارشناسان حوزه بین الملل به دست آمده اند:

بحران مالی مربوط به یونان که در سال های اخیر بسیاری از کشورهای اروپایی را تهدید کرده و حتی احتمال فروپاشی سیستم یورو و اتحادیه اروپا را نیز به دنبال داشته است. 

افزایش خشونت های تروریستی در پاکستان و افغانستان و تهدید مناطق پیرامون همچون هند، چین و ایران توسط ترویست های طالبان و القاعده. 

شرق اروپا همچنان در حوزه نفوذ روسیه قرار دارد و درگیری های اوکراین منجر به رویارویی روسیه و کشورهای اروپای غربی و آمریکا در این حوزه شد. تحریم های روسیه از سوی اروپا و آمریکا نشان دهنده اوج اختلافات در این منطقه است. 
دو قدرت اتمی پاکستان و هند، کماکان بر اختلافات خود دامن می زنند و منطقه کشمیر، یکی از حوزه های اختلاف است. درگیری میان این دوکشور هسته ای می تواند هسته ای باشد. 
احتمال جنگ میان ایران و رژیم صهیونیستی دربیشتر پیش بینی ها، در نظر گرفته می شود. رژیم صهیونستی همواره بر علیه منافع ایران در منطقه عمل می کند و تهدید تاسیاسات هسته ای ایران از سوی اسرائیل همواره بر سر زبان آنها بوده است. 
گروه تروریستی داعش در عراق و سوریه منبع ایجاد ناامنی در منطقه شده است. 
رژیم صهیونیستی از بدو تاسیس تاکنون جنگ های بسیاری را بر کشورهای عربی تحمیل کرده است. در سال های اخیر نیز حماس و حزب الله چندین بار با تجاوزات این رژیم روبه رو بوده اند. 
خطر تروریست ها در نیجریه همچنان پابرجاست و بوکوحرام با بیعت با داعش، توسعه پیدا کرده و کشورهای همسایه را نیز در گیر این پدیده ساخته است. 
درگیری تاریخی میان کره جنوبی و شمالی، خطر بروز یک جنگ بزرگ را در پی خواهد داشت. 
پس از مرگ ملک عبدالله، پادشاه جدید، جنگ خونینی را در یمن آعاز کرده و در سوریه و عراق نیز به شدت درگیر تجهیز گروه های حامی خود است. این رژیم بودجه نظامی خود را به شدت افزایش داده و در پی ایجاد نوعی ائتلاف امنیتی و نظامی علیه تهران است. 
جزایر مورد اختلاف چین و ژاپن، این دو کشور را در صورت عدم توافق، به یک درگیری وا خواهد داشت که پای آمریکا نیز به آن گشوده می شود. 
بحران ۵ ساله سوریه و ناامنی های ایجاد شده در این کشور بسیاری از کشورهای منطقه را درگیر این موضوع ساخته است. 
شبه جزیره کریمه محل منازعه اوکراین و روسیه است. 
تجاوزات رژیم صهیونیستی به غزه و کرانه باختری و شروع انتفاضه سوم، این منطقه را آبستن درگیری های شدیدتری ساخته است. 
منازعات درباره منابع نفتی و گازی دریای منجمد شمالی بین نروژ، دانمارک، روسیه، کانادا و آمریکا همچنان پابرجاست و همه مذاکرات تاکنون به بن بست ختم شده است. 
 
با وجود تلاش های بسیاری از سیاستمداران جهان و نظریه پردازان سیاست بین الملل، برای ایجاد طرحی جهت استقرار صلح پایدار در جهان، منازعه میان کشورها و گروه های محلی پابرجا مانده است. به صورت کلی صلح و جنگ به موازات یکدیگر در دنیا در حرکت هستند، افزایش سرعت پیشروی هریک می تواند جهان را به صورت نسبی با آرامش و ثبات مواجه سازد یا یک جنگ تمام عیار را در صورت بن بست مداوم در اختلافات به دنبال داشته باشد. برخی از نظریه پردازان، افزایش تبادلات اقتصادی در جهان و وابستگی کشورها به یکدیگر را به عنوان اهرمی بازدارنده در مقابل دولت ها برای شروع جنگ در نظر می گیرند. به اعتقاد آنها جنگ، منافع اقتصادی کشورهایی را که اقتصادشان به یکدیگر گره خورده به خطر خواهد انداخت. نظریات متنوع دیگری در حوزه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و سرعت بخشیدن به جهانی شدن و تشکیل دهکده جهانی در عصر ارتباطات عرضه می شوند. 
 
به هر حال، از ابتدای پا گذاشتن بشر بر کره خاکی تا به امروز، منازعه و جنگ بخش جدانشدنی آن بوده و حذف آن نبدیل به یکی از آرزوهای بشریت شده است. همواره دولت ها، کشورها و افرادی در جهان حضور داشته و دارند که بدون در نظر گرفتن آینده صلح، در پی توسعه طلبی و به زیر سلطه بردن کشورهای دیگر هستند. در جهان کنونی نیز، هر چند آمریکا خود را به عنوان هژمون تعریف کرده و برقراری نظم در جهان را برعهده خود گرفته اما همین کشور مسبب بسیاری از درگیری ها و تضادهای منافع میان کشورها می باشد. توزیع ناعادلانه قدرت در جهان با کشمکش میان قدرت های بزرگ صورت گرفته است و آمریکا سکاندار چنین کشمکشی گشته است. تهدیداتی که از سوی آمریکا علیه کشورهای جهان در ابعاد اقتصادی و نظامی صورت می گیرند، اساس تفوق گفتمان های صلح را  نشانه می روند. 
 
در حوزه منطقه غرب آسیا، با توجه به حجم گسترده ای از تهدیدات موجود در این منطقه است که جمهوری اسلامی تجهیز دفاعی و نظامی خود را به صورت یک ضرورت در نظر گرفته است. در بسیاری از ارزیابی ها، منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا به عنوان یکی از کانون های پایدار بحران در نظر گرفته می شود که این ناآرامی ها تا دهه های آینده نیز ادامه خواهد داشت و ممکن است به یک جنگ تمام عیار ختم شود. عدم آمادگی در این منطقه حساس، کشور را مستعد تجاوزات حتی گروه های کوچک تروریستی نیز می کند و سعی نفوذ این گروه ها در سال های اخیر موید آن است. منازعات در خلیج فارس در جنوب ایران، افغانستان و پاکستان در شرق، در شمال بحران های کشورهای آسیای میانه و حوزه قفقاز مانند بحران قره باغ و حضور اسرائیل در آذربایجان، در غرب افزایش ناامنی سازی گروه های تروریستی در عراق و سوریه و جنگ های نیابتی عربستان در یمن، منازعات رژیم صهیونیستی و کشورهای اسلامی، همگی جزءی از نقشه درگیری های بالفعل و بالقوه در اطراف ایران است. در کنار آن باید پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه و همچنین پیش روی ناتو به سمت شرق را نیز در نظر گرفت. چنین چشم اندازی ضرورت افزایش توانایی های دفاعی و نظامی ایران را به عنوان یک کشور استراتژیک و چهاراه میان کشورها، افزایش می دهد. 
 
حال آنچه از دورنمای آینده جنگ و صلح جهان به دست می آید، وجود منازعاتی است که در برخی از مناطق گرم و در پاره ای سرد و بالقوه هستند. اشتباه هر یک ا ز کشورهای حاضر در منطقه با توجه به گره خوردن منافع، می تواند یک جنگ تمام عیار و حتی جهانی را در پی داشته باشد و حالت موجود صلح را نیز با خطر روبه رو سازد. انگیزه کشورها نیز برای پیگیری اهداف صلح آمیز در جهان با توجه به وجود مسابقه تسلیحاتی تسلیحات متعارف و باقی ماندن انبارهای سلاح های هسته ای و تلاش برای ارتقاء و پیشرفته کردن آنها، به میزان قابل توجهی وجود ندارد. در حال حاضر کنترل منازعات در مناطق و کشورها در دستور کار جهانی است، شکست در این زمینه با در نظر گرفتن تسلیح کشورها، آینده ای تاریک را در مقابل دنیا قرار می دهد. 
انتهای پیام/فرهنگ نیوز

چشم انداز جهان در سال های آینده به کدام سمت حرکت می کند، آیا جهانی عاری از جنگ خواهیم داشت یا اینکه باید منتظر جنگ های خانمان سوز بود؟

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme